بيادت هستم حتي اگر قرار باشد شبي بي چراغ در حسرت يافتنت تمام کوچه ها را قدم بزنم عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم ؟ / مهرت به سراي من بخوابد چه کنم ؟ / يکدم به سوال من جوابي بده دوست / روزي که دلم تو را بخواهد چه کنم ؟ براي محبت هايي که عميقند ، نديدن و نبودن هرگز بهانه ي از ياد بردن نيست !ا شمع اگر سوخت و به پروانه وفادار نبود / من بر آنم که بسوزم به کنارت ، اي دوست رابطه ها زماني زيبا مي شوند که براي ياد کردن هيچ دليلي به جز دلتنگي نباشد اگر خطا نکنم عطر ، عطر يار من است / کدام دسته گل امروز بر مزار من است / تو قرص ماهي و من برکه اي که مي خشکد / خود اين خلاصه ي غم هاي روزگار من است در چشم آفتاب چو شبنم زيادي ام / چون زهر هرچه که باشم اگر کم زيادي ام / همچون نفس ، غريبترين آمدن مراست / تا ميرسم به سينه همان دم زيادي ام روزهايي که بي تو مي گذرد / گرچه با ياد توست ثانيه هاش / آرزو باز مي کشد فرياد / در کنار تو مي گذشت اي کاش از دوري تو دلي پر از غم دارم / وز غصه ي تو همواره ماتم دارم / گر حق بدهد به من همه ملک وجود / گويم که گل روي تو را کم دارم آيين عشق بازي دنيا عوض شده ست / يوسف عوض شده ست ، زليخا عوض شده ست / حق داشتي مرا نشناسي به هر طريق / من همچنان همانم و دنيا عوض شده ست تا غروب اين زمين تا طلوع واپسين ، در کتاب خاطراتم ، ماندگاري نازنين ابرها به آسمان تکيه مي کنند ، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يکديگر ويران شد از نگاهت بناي استوار دلم ، حالا تو تنها ستون اين ويرانه اي من برگ تو هم عابري و عشق قدمهايت / دل ميبري و ميگذري ، اي جانم به فدايت __________________