1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اصطلاحات ستاره شناسی

شروع موضوع توسط cnt30me ‏24/6/14 در انجمن فیزیک و نجوم

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/14
    ارسال ها:
    123
    تشکر شده:
    76
    امتیاز دستاورد:
    28
    در این مقاله قسمت اول راهنمای جامع اصطلاحات ستاره شناسی برای شما آورده شده است.


    [​IMG]​

    قدر مطلق| قدر حقیقی|Absolute magnitude


    درخشندگی یک ستاره، در صورتی که از فاصله 10 پارسک (یعنی حدود 32.6163344 سال نوری) دیده شود.

    صفر مطلق | Absolute Zero

    [​IMG]​
    پایین‌ترین درجه حرارت ممکن از لحاظ تئوری، که در آن مواد هیچ انرژی گرمایی نداشته و حرکت های اتمی متوقف شده است. این دما برابر 273.15- درجه سانتی گراد است.
    برافزایش|Accretion

    جذب گرد و غبار و گاز توسط اجسام بزرگتر مانند ستارگان، سیارات و اقمار از طریق نیروی گرانشی

    قرص برافزایشی|Accretion disk

    [​IMG]​
    صفحه‌ای از مواد داغ و درخشانی که در حال کشیده شدن به درون یک سیاه چاله هستند.

    کهکشان فعال|Active galaxy

    [​IMG]​
    کهکشانی که در قسمت‌های مرکزی آن، انفجارات شدیدی در حال انجام است.

    اپتیک تطابقی| اپتیک سازگار|Adaptive optics

    [​IMG]​
    تکنولوژی‌ای که از طریق یک پرتو لیزر که از داخل اتمسفر فرستاده می‌شود به یک کامپیوتر اجازه می‌دهد تا تغییرات بسیار جزئی در آینه تلسکوپ ایجاد کرده و در نتیجه اعوجاج‌های جوی را کاهش دهد.

    سپیدایی| البیدو|Albedo

    [​IMG]​
    قدرت انعکاس یک جسم غیر درخشان؛ یک بازتابنده کامل، آلبیدوی 100% دارد.

    عارضه بازتابنده|Albedo feature

    [​IMG]​
    یک علامت تیره یا روشن در سطح یک شیء فضایی که ممکن است یک ویژگی زمین شناسی و توپوگرافی نباشد. به عبارت دیگر، یک ترکیب بازتابنده، منطقه بزرگی در سطح یک سیاره یا اجرام دیگر سماوی است که تضادی در تیرگی و یا روشنی با مناطق اطراف خود دارد.

    استقرار سمتی-ارتفاعی|Altazimuth mounting

    [​IMG]​
    روشی در نصب تلسکوپ، که اجازه می‌دهد تلسکوپ موازی با سطح افق و همچنین به سمت بالا و پایین حرکت کند. واحدآنگستروم | Angstrom unit یک صد میلیونیم سانتی متر (10-10 متر) نابودی | Annihilation
    [​IMG]​
    نابودی کل ماده در یک انفجار انرژی

    اصل انسان‌نگر | Anthropic principle

    اصل انسان نگر بیان می‌کند که دلیل اینکه ما جهان را آنطوری که هست می‌بینیم این است که اگر طور دیگری بود ما اینجا نبودیم که آن را ببینیم.

    ضد جاذبه | پادگرانش | Antigravity

    میدان جاذبه‌ای که به جای جذب کردن مواد، مواد و اشعه‌های نور را از خود دفع می‌کند. ضد جاذبه، در واقع ایده ساخت مکان یا شیئی است که نیروی جاذبه تأثیری بر روی آن نداشته باشد.

    پاد ماده | Antimatter

    پاد ماده دقیقاً در مقابل ماده قرار دارد. زمانی که ماده با مقدار بسیار کمی از پاد ماده در کهکشان برخورد کند، هر دو یکدیگر را نابود می‌کنند.

    پاد ذره | Antiparticle

    [​IMG]​
    پاد ذره‌های اتمی، خواصی دقیقا متضاد با ذره هم جرم و هم اسپین خود دارند. (به عنوان مثال پوزیترون و الکترون )

    نقطه مخالف | Antipodal point

    [​IMG]​
    نقطه‌ای است که دقیقاً در طرف مقابل سیاره قرار دارد.

    روزنه | Aperture

    [​IMG]​
    قطر ورودی‌ای که از طریق آن، نور وارد یک دستگاه نوری می‌شود.

    افلیون | Aphelion

    [​IMG]​
    موقعیت یک سیاره ( یا اجسام دیگر )، هنگامی که در دورترین فاصله خود از خورشید قرار دارند. (موقعیت 1)

    قدر ظاهری | Apparent magnitude

    [​IMG]​
    روشنایی یک شیء، آنطوری که از زمین دیده می‌شود.

    کمانی | قوسی | Arcuate

    داشتن شکل کمان مانند؛ منحنی، قوس شکل.

    سیارک | Asteroid

    [​IMG]​
    یک شی کوچک سنگی که به دور خورشید می چرخد و قطری کمتر از 1000 کیلومتر دارد.

    واحد نجومی | Astronomical Unit | AU

    [​IMG]​
    واحد نجومی برابر است با فاصله متوسط بین زمین و خورشید، که حدود 150 میلیون کیلومتر ( 93 میلیون مایل) است.

    جو | Atmosphere

    [​IMG]​
    لایه‌ای از گازها که یک جسم آسمانی (مانند کره زمین) را احاطه کرده است.

    اتم | Atom

    [​IMG]​
    کوچکترین بخش یک عنصر که می‌تواند در یک واکنش شیمیایی شرکت کند. بیشتر جرم یک اتم در هسته آن است، که در حدود 0.000000000001 متر ( 0.01 آنگستروم ) قطر دارد.

    شفق قطبی | Aurora

    [​IMG]​
    پرده‌ها و قوس‌هایی از نور در آسمان که در عرض‌های جغرافیایی متوسط و بالا قابل دیدن است. این نورها، توسط ذرات خورشیدی که به جو زمین برخورد کرده و باعث درخشش برخی از گازهای آن می شوند، ایجاد می‌شود.

    محور | Axis

    [​IMG]​
    خطی فرضی که از مرکز یک سیاره، ستاره، یا کهکشان عبور کرده و آنها به دور آن می‌چرخند.

    بار| Bar

    1 بار = 0.987 اتمسفر = 1.02 kg/cm2 = 100 kilopascal = 14.5 lbs/inch2

    باریون | Baryon

    [​IMG]​
    باریون‌ها از سه کوارک تشکیل شده اند. پروتون‌ها و نوترون از باریون‌ها محسوب می‌شوند.

    انفجار بزرگ | Big Bang

    [​IMG]​
    تئوری طرز شکل گیری دنیا به شکل کنونی به وسیله یک انفجار بزرگ، که گازهای بسیار داغی که کهکشان‌ها بعدها در آن‌ها ایجاد شدند را به دلیل شدت انفجار، همانند حباب‌هایی در اطراف پخش کرد.

    تخریب بزرگ | Big Crunch

    [​IMG]​
    تئوری فروپاشی بزرگ و نهایی جهان، که ممکن است اگر جهان شروع به انقباض کند، در آینده اتفاق بیافتد.

    منظومه دوتایی | Binary system

    [​IMG]​
    سیستمی از دو جسم فضایی (معمولاً ستاره) که خیلی به هم نزدیک بوده و به همین دلیل به دور یکدیگر می‌چرخند.

    کوتوله سیاه | Black dwarf

    یک ستاره مرده با حداکثر جرمی برابر با 1.4 جرم خورشید، که تا اندازه ای سرد شده است که دیگر درخششی ندارد.

    سیاه چاله | Black hole

    [​IMG]​
    ستاره‌ای که دیگر انرژی نداشته و به دلیل جاذبه خود، در خود فروریخته است. به دلیل جاذبه زیاد، هیچ چیز حتی نور هم قادر به فرار کردن از آن نیست و به همین دلیل نمی‌توان یک سیاه چاله را مستقیما دید، زیرا حتی نور ستاره‌های پشت خود را نیز به خود جذب می‌کند. تنها راه شناخت آن‌ها، مشاهده سیاهی هایی در فضا است که هیچ نوری در اطراف آن وجود ندارد.

    بلازار | Blazar

    [​IMG]​
    نوعی از کهکشان‌های فعال که به گونه‌ای با ما زاویه دارند که ما می‌توانیم تقریبا به طور مستقیم به قرص برافزایشی و جت آن نگاه کنیم.

    انتقال به آبی | Blue shift

    [​IMG]​
    تغییر در طول موج تشعشعات تابیده شده از یک جسم، زمانی که به ما نزدیک می‌شود. تغییر داپلر باعث می‌شود که طول موج تابشی جسمی که به سمت بیننده حرکت می‌کند به هم نزدیک تر شده و کوتاه‌تر و در نتیجه آبی تر به نظر برسد.

    بولاید | Bolide

    [​IMG]​
    معمولاً یک سنگ آسمانی بسیار درخشان که قدر نسبی آن برابر 14- یا بیشتر باشد، بولاید نامیده می‌شود.

    کوتوله قهوه‌ای | Brown dwarf

    [​IMG]​
    یک ستاره شکست خورده، به این معنی که زمانی که تشکیلش تکمیل شد، آنقدر جرم نداشت که همجوشی هسته‌ای آن شروع شود. به همین دلیل، این اجرام آسمانی، همانند ستاره‌ها درخشان نیستند، ولی می‌توانند به دلیل انقباض‌های گرانشی تولید گرما و نور کنند، زیرا زمانی که گاز خیلی فشرده می‌شود، دمای آن افزایش پیدا می‌کند.
    کاسه آتشفشانی | Caldera

    [​IMG]​
    یک دهانه آتش فشانی که معمولاً به دلیل فروریزی زمین پس از یک انفجار آتش فشانی به وجود می‌آید.

    کربنات | Carbonate

    [​IMG]​
    ترکیبی که حاوی کربن و اکسیژن باشد. (به عنوان مثال کربنات کلسیم یا همان سنگ آهک )

    کازیمیر اثر | Casimir effect

    [​IMG]​
    فشار جاذب بین دو صفحه تخت موازی فلزی که در یک محیط خلاء، با فاصله بسیار نزدیک به یکدیگر قرار گرفته‌اند. این فشار، به دلیل کاهش تعداد معمول ذرات مجازی در فضای بین صفحات ایجاد می‌شود.

    تلسکوپ کاتادیوپتریک|Catadioptric telescope

    [​IMG]​
    تلسکوپی که هم از آینه و هم از لنز برای تشکیل تصویر استفاده می‌کند.

    زنجیره | Catena

    [​IMG]​
    زنجیره‌ای از دهانه کوه‌ها بر روی یک جسم سماوی.

    دستگاه بار جفت شده|(CCD (Charge-coupled device

    [​IMG]​
    یک آشکارساز الکترونیکی که توسط کامپیوتر کنترل می‌شود و می تواند یک تصویر را ضبط کند.

    استوای آسمانی|معدل النهار|Celestial equator

    [​IMG]​
    خطی فرضی که آسمان را در مرکز دو قطب سماوی به دو قسمت تقسیم می‌کند و هم راستای خط استوای زمین است.
    منبع:
    http://wiki.5040.ir/fa/content/article/2195.html
     
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/14
    ارسال ها:
    123
    تشکر شده:
    76
    امتیاز دستاورد:
    28
    پاسخ : اصطلاحات ستاره شناسی-2

    این مقاله شما را با اصطلاحات ستاره شناسی آشنا می‌کند.


    [​IMG]​
    قطب های آسمانی | Celestial pole

    [​IMG]​
    نقاط فرضی بر روی کره آسمان، که در صورتی که محور چرخش کره زمین از هر دو سمت به اندازه بی نهایت گسترش پیدا کند، در آن نقاط به کره فرضی آسمانی برخورد خواهد کرد.

    کره آسمانی | کره سماوی | Celestial sphere
    [​IMG]​
    کره‌ای فرضی و هم مرکز با کره زمین، که کره زمین را احاطه کرده و ستاره‌ها، کهکشان‌ها و دیگر اجرام سماوی به نظر در آن قرار گرفته‌اند.

    متغیر قیفاووسی | Cepheid variable

    [​IMG]​
    یک ستاره متغیر با دوره کوتاه مدت. تناوب نوری آن منظم بوده و با قدر مطلق آن مرتبط است. هر چقدر دوره آن طولانی‌تر باشد، درخشندگی آن بیشتر است.

    حد چاندراسخار | Chandrasekhar limit

    حداکثر جرم ممکن برای یک ستاره سرد پایدار، که در صورتی که جرم ستاره از آن بیشتر باشد، آن ستاره تبدیل به یک سیاه چاله می‌شود.

    کازما | Chasma

    [​IMG]​
    یک فرورفتگی عمیق و بلند با شیب تند

    کروموسفر | Chromosphere

    [​IMG]​
    بخشی از اتمسفر خورشید که درست بالای سطح قابل مشاهده آن (فوتوسفر) قرار گرفته و حدود 2000 کیلومتر ضخامت دارد.

    ستارگان پیراقطبی | Circumpolar stars
    [​IMG]​

    ستاره‌هایی که در یک منطقه خاص هیچگاه غروب نمی‌کنند.

    کولیماسیون | Collimation

    [​IMG]​
    فرایند تنظیم اپتیک تلسکوپ

    کما | Coma

    [​IMG]​
    گرد و غبار و گازی که در اطراف هسته یک ستاره دنباله دار فعال قرار دارد.

    ستاره دنباله دار | Comet

    [​IMG]​
    یک جسم کوچک متشکل از یخ و گرد و غبار، که در یک مدار طولانی به دور خورشید می گردد.

    مقارنه | اقتران | Conjunction

    [​IMG]​
    لحظه‌ای که دو جسم آسمانی در نزدیک ترین فاصله خود به هم در آسمان قرار دارند.

    پایستگی تکانه زاویه‌ای

    [​IMG]​
    یک قانون علمی که بیان می‌کند زمانی که هیچ نیروی خارجی‌ای بر روی سیستم بسته یا جسم اثر نکند، تکانه زاویه ای آن تغییر نمی‌کند.

    پایستگی انرژی | Conservation of energy

    [​IMG]​
    قانونی علمی که بیان می‌کند انرژی (یا معادل آن در جرم) به وجود نیامده و نابود نمی‌شود، بلکه از حالتی به حالت دیگر تغییر می‌کند.

    صورت فلکی | Constellation

    [​IMG]​
    هشتاد و هشت الگوی رسمی برای ستاره ها، که در آسمان شب کره زمین دیده می‌شوند.

    همرفت | کنوکسیون | Convection

    [​IMG]​
    گردش سیال که به دلیل اختلاف دما انجام می‌شود. به انتقال حرارت توسط این گردش اتوماتیک هم همرفت می‌گویند.

    تاج خورشید | Corona

    [​IMG]​
    خارجی‌ترین جو خورشید که دمای بالایی دارد و تنها در طول یک خورشید گرفتگی کلی از زمین قابل مشاهده است.

    کرنوگراف | Coronagraph

    [​IMG]​
    تلسکوپ‌های ویژه ای که جلوی نور مستقیم خورشید را می‌گیرند تا امکان مطالعه اتمسفر ضعیف خورشید و اشیایی که در نور شدید خورشید قابل رؤیت نیستند ممکن شود.

    سانسور کیهانی | Cosmic censor

    [​IMG]​
    قضیه‌ای فرضی که حکم میکند تکینگی (Singularity)ها باید حتماً در افق رویداد (Event Horizon) قرار داشته باشند، و هیچ تکینگی‌ای قابل رؤیت نیست.

    پرتو کیهانی | Cosmic ray

    ذرات بسیار پر انرژی باردار که اغلب از خارج منظومه شمسی نشأت می‌گیرند و ممکن است به جو زمین وارد شوند.

    ثابت کیهانی | Cosmological Constant

    [​IMG]​
    ثابت کیهانی، میزان چگالی انرژی خلا در فضا است. این ثابت، به کهکشان تمایل گسترش و بزرگ شدن را می‌دهد.

    کیهان شناسی | Cosmology

    [​IMG]​
    مطالعه جهان به عنوان یک کل

    هسته | Core
    [​IMG]​
    در یک ستاره ، منطقه مرکزی آن که تحت همجوشی هسته‌ای قرار دارد.در یک کهکشان، درونی ترین قسمت آن که عرض چند سال نوری دارد.

    دهانه | Crater
    [​IMG]​
    فرورفتگی کاسه‌ای شکل که بر اثر برخورد یک شهاب ایجاد شده است (دهانه برخوردی).فرورفتگی اطراف خروجی آتشفشان (دهانه آتشفشانی)

    اوج | culmination

    ارتفاع یا زاویه ارتفاع جسم (ستاره، سیاره، صورت فلکی ...)، زمانی که از روی خط نصف النهار ناظر عبور می‌کند.

    تطبیق (تطابق) با تاریکی | Dark adaptation

    فرایندی که در آن، حساسیت چشم انسان در شرایط کم و یا بدون نور افزایش می یابد.

    ماده تاریک | Dark matter

    [​IMG]​
    ماده‌ای نامرئی که اعتقاد بر این است که 99 درصد جرم جهان را تشکیل داده است.

    میل | Declination

    [​IMG]​
    فاصله زاویه‌ای یک جسم آسمانی از شمال یا جنوب استوای آسمانی. که مطابق عرض جغرافیایی بر روی زمین است.

    تراکم | چگالی | Density

    [​IMG]​
    چگالی، برابر جرم بر واحد حجم جسم است.

    حرکت مستقیم | Direct motion

    حرکت یک جسم آسمانی از غرب به شرق ، در همان جهت حرکت زمین به دور خورشید

    قرص | Disk
    [​IMG]​
    سطح قابل مشاهده خورشید ( یا هر جسم آسمانی ) در آسمان.

    اثر دوپلر | Doppler effect

    [​IMG]​
    تغییر در فرکانس مشاهده شده صدا و یا تابش، که زمانی که ناظر و منبع نسبت به یکدیگر در حال حرکت هستند اتفاق میافتد.

    دورسوم | Dorsum

    [​IMG]​
    یک خط الراس (بلندترین یال واسط بین دو یا چند کوه که محل تقسیم آب باران نیز هست)

    سیستم ستاره دوتایی|سیستم ستاره های دوگانه

    [​IMG]​
    سیستمی متشکل از دو ستاره که به دور یکدیگر می گردند.

    دوگانگی | Duality

    مطابقت بین نظریه‌های به ظاهر متفاوت، که منجر به نتایج فیزیکی مشابهی می‌شود.

    غبار | Dust

    [​IMG]​
    ذرات میکروسکوپی در فضا که نور ستاره‌ها را جذب می‌کنند. این ذرات، "دوده" به جا مانده از ستاره‌های در حال مرگ هستند، و گاهی اوقات به دور هم جمع شده و ابرهای بزرگ تیره ایجاد می‌کنند.

    ستاره کوتوله | Dwarf star

    [​IMG]​
    یک ستاره، مانند خورشید، که در رشته اصلی قرار داشته و کلاس درخشندگی 5 دارد.

    برون مرکزی | Eccentricity

    [​IMG]​
    اندازه‌گیری میزان نزدیکی مدار یک سیاره به یک دایره کامل
    منبع:
    http://wiki.5040.ir/fa/content/article/2200.html