به محراب قاسم خانی گیر دادن که چرا رفته برزیل اونجا شلوارک میپوشه . یه جوابیه کوتاه داده ، جالبه .. حتما بخونید ! این ماجراى برزیل رفتن ما هم تبدیل به ماجراى با نمک و پیچیده اى شده... تا دیروز فقط متهم بودیم که با پول بیت المال به این سفر رفتیم ولى ماجرا هر روز داره ابعاد وسیع تر و پیچیده ترى پیدا میکنه. با این حال از اونجایى که من سعى کردم همیشه به همه احترام بذارم توضیحاتى رو در جهت روشن شدن لایه هاى مخوف و پنهان خدمت دوستان ارائه میکنم. باشد که باعث آرامش روح و روانشان گردد. ١- هزینه این سفر توسط آژانس تعطیلات رویایى به عنوان اسپانسر و همچنین تهیه کننده محترممون آقاى هاشمى پرداخت شده و خرج روزانه سفر و خورد و خوراکمون رو هم از جیب خودمون میپردازیم. در نتیجه این پول هیچ ربطى به جیب شما دوستان و بیت المال نداره. حالا این که چرا هزینه یکى دو میلیاردى این سفر تا این حد شما رو دلواپس کرده نمیدونم. کاش این دلواپسى رو براى اون چند صد هزار میلیارد ها هم داشتید. ٢- من نماینده ایران در برزیل نیستم و هیچ مسئولیت سنگینى هم روى دوش خودم حس نمیکنم. من نماینده خودم هستم و به عنوان یه عشق فوتبال و عشق سفر اومدم که از دیدن فوتبال و یه کشور جدید لذت ببرم. در نتیجه توقع خاصى از من نداشته باشید. همونطور که وقتى که شما هم به سفر میرید من هم هیچ توقعى از شما ندارم. ٣- بله ما داره بهمون اینجا خیلى خوش میگذره؟ کار بدیه؟ باید خجالت بکشیم الان؟ خوش گذروندن تا جایى که من یادم میاد جرم نیست. از این که خوش گذروندن ما باعث ناراحتى شدید بعضى از دوستان شده متاسفم ولى این بیشترین کاریه که از دستم بر میاد. در عوض قول میدم اگه شما هم رفتید سفر و مهمونى و بهتون خوش گذشت منم دردم نیاد. با این وجود اگه کماکان ناراحت هستید پیشنهاد میکنم برید دم فرودگاه امام تحصن کنید و یه کارى کنید همه اون چند میلیونى که هر سال به قصد خوش گذروندن به سفر میرن کوفتشون بشه چون منصفانه نیست که خوش گذروندن فقط براى ما حروم باشه... ۴- بله من مرتکب عمل شنیع شلوارک پوشیدن شدم. اصولا هر بار که به سفر خارج میرم و خصوصا در مناطق گرم مثل اینجا شلوارک میپوشم. جسارتا توى خونه هم همین کار رو میکنم. شاید باورتون نشه ولى توى استخر و دریا هم مایو میپوشم. با شرمندگى توى حموم حتى اون رو هم نمیپوشم... به هر حال نمیدونستم این موضوع تا این حد ارزش خبرى داره که روزنامه هفت صبح که تنها روزنامه اى بود که تا الان میخریدم به عنوان تیتر یک عکسش رو روى جلد کار کنه. از همینجا اعلام میکنم که من عکس با شلوارک هاى دیگه و در مکان هاى دیگه هم دارم که آماده هستم هر وقت دوستان خبر مهم ترى نداشتن و احتیاج به تیتر یک با ارزش داشتن در اختیارشون بذارم تا مردم استفاده کنن. خلاصه که اعتراف میکنم به عنوان یه شلوارک پوش اومدم اینجا تا یه عده شورت پوش رو تشویق کنم و براشون آرزوى موفقیت بکنم. ۵- از اونجایى که من در این سفر خودم رو نماینده ملت ایران نمیدونم، در این یادداشت هم نماینده همسفران دیگه ام نیستم و ممکنه خیلى از این دوستان نظرشون کاملا بر خلاف من باشه پس اگه دلتون میخواد به این مطلب هم فحش بدید فقط به من فحش بدید چون در این مورد هم نماینده خودم هستم. ۶- در آخر از این که با خوش گذرونى خودم موجب درد جانکاه و تشویش خاطر و جراحت اعضاى برخى از هموطنانم شدم عمیقاً عذر خواهى میکنم ولى مجبورم مطلب رو همینجا خاتمه بدم چون بچه ها دم در هتل منتظرن که بریم یه دورى بزنیم و من باید بگردم ببینم شلوارکم رو کجا گذاشتم... با اجازه
پاسخ : محراب قاسم خانی در برزیل آقا مهراب کوچولو و دوستاش برای همراهی تیم ملی فوتبال رفتن برزیل و این مسئولیت خطیر و سخت رو به جان و دل خریدند و حسابی مشغول روحیه دادن به بروبچ تیم ملی هستند. حالا یه عده بیکار تو ایران نشستند گیر دادند که چرا مهراب کوچولو با سبیل های فرمون دوچرخه ایش به همراه دوستاش با پول بیت الحال رفتن صفا سیتی و اونجا با شلوارک عکس انداختند و با شلوارک تو برزیل می چرخند. مهراب کوچولوی ما ناراحت شده و گفته ما با پول بیت الحال نرفتیم و یه شرکت اسپانسر ما بوده. خب راست میگه بچم. این اسپانسره همون شرکت مسافرتی هست که خیلی خیلی اتفاقی و بدون هیچ دلیل خاصی، فدراسیون فوتبال حق فروش بلیتهای جام جهانی رو خیلی اتفاقی به اون داده ها. احتمالا هم این شرکته پول اضافی داشته خواسته یه جوری بریزه دور به ماچه. پسر کوچولوی ما وقتی دیده همه بهش گفتن کوچولو چرا با شلوارک رفتی تو خیابون یاد بچگیاش افتاده و گفته من تو حموم اینجوریم و لب دریا اونجوری. الهی عمو فدات بشه شوپولی، توکه اونجاها اینجوری هستی خب تو خیابون هم همینجوری باش و یهو تی شرتت رو هم در بیار دیگه. یا اگه رفتی مهمونی یا با شلوارک برو یا اصلاً همون رو هم نپوش بعد به میزبان بگو من تو حموم هم همینجوری میرم. والا. آقا کوچولو که خیلی ناراحت بوده گفته که من نماینده ایران در برزیل نیستم و بار مسئولیتی روی دوشم نیست و توقعی از من نداشته باشین. خب راست میگه دیگه. نمیدونم کیا هی تو گوش ما داد میزدند یه گروه از سفیران فرهنگی کشور به زودی راهی برزیل می شوند برای حمایت از تیم ملی. باور کن منظورشون مهراب کوچولو و دوستان نبوده ها احتمالا منظورشون پسر مدیر شبکه یک بوده. اما از حق نگذریم همونطور که مهراب جون گفته نباید از مهراب کوچولو و دوستان شلوارک پوششون توقعی داشته باشیم. اصلاً توقع از کسایی که به مردم کشورشون اهمیت نمیدن و اونارو تحقیر میکنند و خودشون رو بالاتر از بقیه میبینن توقع زیادیه. والا ما باید خیلی پررو باشیم که مهراب کوچولو و دوستاش توقع داشته باشیم. ما باید از رسانه ملی توقع داشته باشیم که برنامه های نود قسمتی رو به دست افرادی میده که اصلاً مردم کشورشون براشون مهم نیستند و با این تفکرات ضد فرهنگی در پی ساخت برنامه هایی فرهنگی برای مردم ما هستند مثل ساختمان پزشکان. ما باید از اون جوون های مسلمان انگلیسی توقع داشته باشیم که از یک کشور کفر پاشدن اومدن به یک کفرستان دیگه تا در کنار تماشای فوتبال به فکر فرهنگ سازی و تبلیغ اسلام باشند نه از اونایی که از یک کشور مسلمان رفتند به یک بلاد کفر و در پی عشق و حال و خوشگذرونی خودشون هستند به اسم سفیران فرهنگی. ما باید از خودمان توقع داشته باشیم که چرا عاشق سینه چاک برنامه های افرادی هستیم که دغدغه های مارا به تمسخر می گیرند و خودشان را از ما بالاتر می دانند. افراد به اصطلاح هنرمندی که دچار غرور و خود برتربینی هستند و در برابر کوچکترین واکنشها به رفتارهای آن ها، مردم را آماج توهینها و تحقیرهای خودشان قرا می دهند.