1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

میترســـم !!

شروع موضوع توسط نگآر ‏2/6/14 در انجمن اشعار

  1. من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم
    نه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه می ترسم

    مرا از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیست
    ولی از دوستان آب زیر کاه می ترسم

    من از صد دشمن دانای لامذهب نمی ترسم
    ولی از زاهد بی عقل نا آگاه می ترسم

    پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم
    اصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسم

    اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید اما
    نه از سختی ره، از سستی همراه می ترسم

    من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسم
    من از نفرین یک مظلوم، از یک آه می ترسم

    من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی
    اگر افتد به دست آدم خودخواه می ترسم

    مرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیست
    من از قداره بندان مرید شاه می ترسم

    نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان اما
    ز برخی از طرفداران این درگاه می ترسم

    چو " کیوان " بر مدار خویش می گردم ، ولی گاهی
    از این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسم
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.