1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

افسوس ...

شروع موضوع توسط نگآر ‏2/6/14 در انجمن اشعار

  1. افتاده دو چشمان تو در مردمک من
    انگار اثر کرده دوباره کَلَک من

    تو ؛ کودک گستاخ و منم ظرف سفالی
    هِی لج نکن و سنگ نزن بر تَرَک من

    صد مرتبه در آبی چشمت شده ام غرق
    افسوس که یک بار نکردی کمک من

    رد شد دل پوشالی و ناپاک و دو رنگَت
    در ساده ترین مرحله های محک من

    گفتی که به جز شمع تَنَت شعله ندارم
    با شعله ی کی سوخته ای؟ شاپرک من

    طی شد همه ی عمرم و افسوس نبوده
    یک خاطره در زندگی مشترک من

    رفتیّ و من بی خاطره در خویش شکستم
    در نامه نوشتم : نگَزیده ست کَک من

    باز آمده ای سوی دلم مثل گذشته
    آهنگ جدایی نزنی نی لبک من !!

    پ.ن : م . خ :)
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.