مثل يك پل كه كمربند خيابان باشد عشق، آن نيست كه در شهر فراوان باشد زن زيباي جهان! سبزه ي گريان! تلخ است: پاي تختت دل گنديدهي تهران باشد دوست دارم ننويسم قلمم ميرقصد دست من نيست، اگر شعر ، پريشان باشد مثل سهراب نشد شعر بگويم، هرگز! « واژه بايد خود باد و . . . خود باران باشد» حافظ از خاكْ درآ تا بنويسي اين بار: « كه به تلبيس و حِيَل ديو، مسلمان» باشد به رضايش نرسيدم به خدايش گفتم دستِكم در غزلم اسم خراسان باشد