گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمیگشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ ...پاسخ داد : دراین نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پرازآب می کنم وآن را روی آتش می ریزم .... گفتند : حجم آتش در مقایسه باآبی که تو می آوری بسیارزیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدهم هرآنچه از من برمی آمد. کاش ماهم بصیرتی چون آن گنجشک پیدا کنیم .
پاسخ : گنجشک و حجم آتش .... در حال گوش دادن اواخر موسیقی خارجکیه که امون امارث آقا دیشب گذاشته بود بودم.. و در حال خوندن این متن! خیلی فوق جالب بود برام! ممنون از شما و ممنون از آقا Amon Amarth. -_-