ابو حنیفه یکی از رهبران اهل سنت در تکذیب آیات خداوند عقایدی داشت که آنان این بودند 1-همه اعمال انسانها افعال خداوند است وانسان در انحام آن مجبور است 2- خداوند قابل دیدن است 3-شیطان از جنس آتش است و در آتش نمی سوزد بهلول در اعتراض به گفته های او کلوخی برداشت و به سر او زد و او معترضانه نزد خلیفه از بهلول شکایت کرد وقتی خلیفه از بهلول علت را جویا شد بهلول گفت: 1- مطابق با گفته خودش کار من کار خداست و آن را خداوند انجام داده 2- درد مثل خداوند قابل دیدن است اما من دردی نمی بینم پس دروغ می گوید 3- انسان از جنس خاک وکلوخ هم از جنس خاک است پس ضربه ان بر انسان تاثیری نمی گذارد و انسان آن را خنثی می کند