1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حکایتی از شیخ رجبعلی خیاط

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏3/5/14 در انجمن دینی مذهبی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    حکایتی از شیخ رجبعلی خیاطيكي از ياران شيخ نقل مي كند كه در حدودسالهاي1335 و1338 با تاكسي كار مي كردم .دو زن يكي بلند قد وديگري كوتاه قد سوار تاكسي شدند آن كوتاه قد ترك زبان بود وبا خود مي گفت((من فارسي بلد نيستم كه بگويم منزلم كجاست .هر روزسوار اتوبوس مي شدم و با دو ريال به منزل مي رسيدم ،اما امروز بايد پنج ريال به تاكسي بدهم )).به او گفتم :ناراحت نباش ،من تركي بلد هستم .منزل اورا پيدا كردم و پول نگرفتم و روانه شدم.چند شب بعد براي اولين بار در جلسه مرحوم شيخ شركت كردم .چند نفري بوديم كه در آن اطاق محقر نشستيم. شيخ نگاهي به من كرد و با گريه فرمود :شبهاي جمعه تو از منتظران فرج قائم آل محمد (عجل الله فرجه )هستي .اگر هستي ،مي داني كه چطور شد كه نزد من آمدي ؟آن زن كوتاه قد را كه سوار كردي و به مقصد رساندي و از او پول نگرفتي در حق تو دعا كردو پروردگار عالم هم دعاي اورا مستجاب فرمود.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.