دوباره نم نم باران و خاطراتی دور عبور و برگ و خیابان و خاطراتی دور و من که میگذرم... تا کجا؟!... نمیدانم! در امتداد درختان و خاطراتی دور قسم به ابر سیاهی که میچکد از من به بغضهای فراوان و خاطراتی دور دلم گرفتهتر از آسمان پاییز است ز کوچههای چراغان و خاطراتی دور و دور میشوم از حجلهای که میخندد صدای گریه و قرآن و خاطراتی دور