1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همنشين حضرت موسي در بهشت

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏29/4/14 در انجمن دینی مذهبی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    قال رسول الله صل الله علیه و آله : الجنّة تحت أقدام الامّهات.بهشت زير قدمهاي مادران است [نهج الفصاحة صفحه : 435]سوال : چرا پیامبر فرمودند: زیر پای مادر و نفرمود زیر دست یا زیر سر مادر ؛شاید به این معنی باشد که اگر کسی بخواهد بهشت را تجربه کند باید کف پای مادر را ببوسدداستانك:روزي حضرت موسي (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) در ضمن مناجات به خداوند عرضه داشت: «مي خواهم همنشينم را در بهشت ببينم». جبرئيل بر او نازل شد و گفت: «اي موسي، قصابي که در فلان محل ساکن است، همنشين توست».حضرت موسي نزد قصاب رفت و اعمال او را زير نظر گرفت. شب که شد قصاب جوان مقداري گوشت برداشت و به سوي منزل روان گرديد. موسي از پي او روان شد. چون به در منزل رسيدند، موسي جلو رفت و پرسيد: «اي جوان مهمان نمي‌خواهي؟»گفت: بفرماييد! حضرت موسي (علیه السلام) وقتي به درون خانه رفت، ديد جوان با آن گوشت تازه غذايي تهيه کرد، آن گاه زنبيلي را که به سقف آويخته بود، پايين آورد و پيرزني کهنسال را از درون آن بيرون آورد. ابتدا او را شست و شو داد و آنگاه با دست خويش غذا را به او خورانيد. هنگامي که خواست زنبيل را به جاي آن بياويزد، زبان پيرزن به کلماتي نامفهوم حرکت کرد و هر دو خنديدند.سپس جوان قصاب براي حضرت موسي (علیه السلام) غذا آورد و با هم غذا را خوردند.چون موسي از ماجراي جوان پرسيد، پاسخ داد: «اين پيرزن مادر من است. چون درآمدم بالا نيست و نمي توانم براي او کنيزي استخدام نمايم، خدمتش را مي نمايم».موسي پرسيد: «آن کلماتي که مادرت بر زبان جاري کرد،و خنديديد چه بود؟»گفت :«هرگاه او را شست و شو مي دهم و غذا به او مي خورانم، دعايم ميکند و مي گويد: "خدا تو را ببخشايد و تو را در بهشت هم درجه و همنشين حضرت موسي گرداند!" حضرت موسي (علیه السلام) فرمود:اي جوان، من موسي هستم. اينک به تو بشارت مي دهم که خداوند دعاي مادرت را درباره تو مستجاب گردانيده است. جبرئيل به من خبر داد که تو در بهشت همنشين و هم درجه ي من خواهي بود.منبع:پند تاريخ جلد1 صفحه 68 و يكصد موضوع 500داستان جلد 1 صفحه 138manbarak.blogfa.com
     
    یک شخص از این تشکر کرد.