قسم به نم نم باران که دوستت دارم به اشک های خیابان که دوستت دارم قسم به سعدی و حافظ، به منزوی... قیصر به شاعران پریشان که دوستت دارم... قسم به مجلس مادر، به کاسه ی شله زرد به نذرهای فراوان که دوستت دارم ورای فقه، ورای کلام، باور کن ورای فلسفه... عرفان... که دوستت دارم بجای این که بخواهم ... و یا ... ولش کن! نه! عجیب نیست کماکان که دوستت دارم قسم نمی خورم اما اگر قسم بخورم به آیه آیه ی قرآن که دوستت دارم . . . !