چهار نفر براى نماز به مسجد رفتند، و مشغول نماز شدند. در اين هنگام مؤذن مسجد، وارد مسجد شد. يكى از آن چهار نفر در نماز به او گفت: اى مؤ ذن! آيا وقت شده بود كه اذان گفتى؟! دومى گفت: آهاى! در نماز سخن گفتى و نمازت باطل شد! سومی گفت: تو خودت هم که سخن گفتی! نماز تو هم باطل شد! چهارمى گفت: شكر خدا كه من در نماز حرف نزدم! به این ترتیب، نماز هر چهار نفر باطل شد. ***************************** پس اى برادر، غافل مباش! كه عيبگوئى، چه بسا موجب گمراهى خود انسان مى شود، و عيبجوها بيشتر در راه گمراهى مى افتند. پس نمازِ هر چهاران شد تباه عيب گويان، بيشتر گم كرده راه منابع: بحار ط قديم، ص 746 داستانها و حكايتهاى مسجد، غلامرضا نيشابورى