1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شعر زمستان

شروع موضوع توسط Αli язza ‏5/2/14 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    شعر زمستان
    "زمستان "،زمستان است​
    نگاه سردتو بر من زمستان است​
    صدای سرد تو بر من زمستان است​
    بهار چشم تو بر من زمستان است​
    به گرمی دل نمیبندم​
    دلم لبریز از سردیست​
    در آغوشت پناهم نیست​
    چرا دنیا چرا دنیا​
    دلم از درد میسوزد​
    کسی با من موافق نیست​
    به درد خود گرفتارم​
    لبانم خشک از سردیست​
    صدایم مرده​
    دل خشکیده​
    دنیایم زمستان است​
    چرا دنیا چرا دنیا؟ ...​
    (شعر زمستان از محمد داریونی)​
    ....................شعر زمستان.....................
    شعر زمستان

    وقتی زمستان آمد​
    از گل نشانه ای نیست​
    بلبل ها را از سرما​
    بر لب ترانه ای نیست​
    زمستان‌ آمده باز​
    کرده پرپر گلها را​
    برگ زرد درختان​
    نشان دهد سرما را​
    ای بچه های گلرو​
    آمد فصل زمستان​
    برف و باران دوباره​
    می بارد از آسمان​
    ما بچه ها همیشه​
    با آنکه پرخروشیم​
    شال و کلاه خود را​
    فصل سرما می پوشیم​
    [​IMG]






    ....................شعر زمستان.....................
    شعر زمستان

    زمستون،تن عريون باغچه چون بيابون​
    درختا با پاهای برهنه زير بارون​
    نميدونی تو که عاشق نبودی​
    چه سخته مرگ گل برای گلدون​
    گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه​
    واسه هم قصه گفتن عاشقانه​
    چه تلخه چه تلخه​
    بايد تنها بمونه قلب گلدون​
    مثل من که بی تو​
    نشستم زير بارون زمستون​
    زمستون​
    برای تو قشنگه پشت شيشه​
    بهاره زمستونها برای تو هميشه​
    تو مثل من زمستونی نداری​
    که باشه لحظه چشم انتظاری​
    گلدون خالي نديدي​
    نشسته زير بارون​
    گلای کاغذی داری تو گلدون​
    تو عاشق نبودی​
    ببينی تلخه روزهای جدايی​
    چه سخته چه سخته​
    بشينم بی تو با چشمای گريون​
    شعر زمستون از اخوان ثالث​
    [​IMG]






    ....................شعر زمستان.....................
    شعر زمستان (کودکانه)
    زمستونه زمستونه فصل تگرگ و بارونه​
    هوا شده خیلی سرد روی زمین پر از برف​
    چه خوبه کودکستان وقتی میشه زمستان​
    کلاغ های سیاه رنگ بخاری های روشن​
    وقتی بارون میباره دلم میخواد دوباره​
    برم به کودکستان میان آن گلستان​
    ....................شعر زمستان.....................
    شعر زمستان (کودکانه)
    گلوله گلوله برف میاد​
    سرد هوا زمستونه​
    سرمای بی حد هوا​
    تن ادمو می لرزونه​
    برف که میاد از اسمون​
    سفید می شه درختچه ها​
    شادی داره صفا داره​
    بازی توی پس گو چه ها​
    وقتی زمستون می رسه​
    همش بخاری روشنه​
    باید پوشید لباس گرم​
    که وقت سر ما خوردنه​
    [​IMG]





    ....................شعر زمستان.....................
    زمستان است
    زمین برفی و فصل زمستان​
    هوای ابری و درگیر باران​
    نمای مردۀ بی روح و بی جان​
    درختان، شاخه های لخت و عریان​
    شبیه دسته ای روح پریشان -​
    سفید ِ قله های ِ کوهساران​
    فضای خلوت ِ کوچه – خیابان​
    عبوری با قدمهای شتابان​
    نگاه از منظری در مه گرفته​
    سلام دستها در جیب پنهان​
    زمستان است زمستان است زمستان​
    هوا سرد است سرها در گریبان​
    شعر زمستان است از میکائل شریفی​
    ....................شعر زمستان.....................
    شعر زمستان

    شعر زمستان بی نهایت​
    زمستان سرد بر تن نیمه جانم​
    جولان می دهد​
    شب با سیاهی خود​
    درد سوزناکش را افزون میکند​
    زمستان یادآور روزهای سخت​
    زمستان سرآغاز عشقیست​
    که ...​
    مرا برد با خود به دنیای دگر​
    آه . . .​
    هر دم از درد فزونش​
    لال میشوم ...​
    لال میشوم و بی صدا​
    در میان همهمه گفته هایم​
    این زمستان سرد و بی روح​
    در سوزناکش رابه جای​
    خواهد گذاشت بر تن نیمه جانم . . . ...​
    (شعر زمستان از ابوالفضل بهوندیوسفی)​
    [​IMG]






    ....................شعر زمستان.....................
    شعر زمستان
    رو زمستان فصل باران آمده است​
    موسم و باد بهاران آمده است​
    برف هایت روب کن از این سرا​
    که آن نگار مُلک یاران آمده است​
    پیرزن اینک عصایت را بگیر​
    رو که آن زیبای دوران آمده است​
    بقچه ات را پر کن از سرمای دی​
    رو که شور گلعزاران آمده است​
    چند در بالین تو در خواب بود​
    آن درختی که ز بوران آمده است​
    یاد آن روزی که از راه آمدی​
    گوئیا دنیای کوران آمده است​
    مشق کردی مرگ بودن را ز نو​
    گو که دنیا سوگواران آمده است​
    رو زمستان که آن بهار آمد ز ره​
    که آن بهشت کامکاران آمده است​
    [​IMG]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.