1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حضرت مریم (علیها السلام)

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏4/2/14 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن

    حضرت مریم (علیها السلام) حضرت مریم از زنان بزرگوار و از شخصیت‌های برجسته جهان بشریت است. او مادر پیامبر بزرگ خداوند، حضرت عیسی علیه السلام، بود. حضرت مریم از کودکی در تحت تربیت انسان‌های والا و مربیان شایسته قرار داشت. در دین اسلام حضرت مریم از جمله معدود زنانی است که به مقام کمال و مطلوب انسانی دست یافته است. در قرآن کریم بارها از این بانوی بزرگ سخن به میان آمده و پاکدامنی و عفت و حیا و ایمان و فضایل برجسته اخلاقی او تأیید شده است. به عنوان نمونه در سوره تحریم آیه ۱۲ او به عنوان نمونه و الگو برای تمام مومنان معرفی شده و پاکدامنی و طهارت او گوشزد شده است. وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ. (تحریم/ ۱۲) ‏همچنین خداوند ( از میان مؤمنان، دومین الگو ) مریم دختر عمران را مثل زده است که دامن به گناه نیالود و خود را پاک نگاه داشت، و ما از روح متعلّق به خود در آن دمیدیم، و او سخنان پروردگارش و کتابهایش را تصدیق کرد، و از زمره مطیعان و فرمانبرداران خدا بود. حضرت مریم دختر عمران و از نسل حضرت داود است. مادرش، حنّه، نذر کرد که فرزندی را که در شکم دارد خدمتگزار بیت المقدس گرداند. حنه چنین دعا کرد:
    إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. (آل عمران/ ۳۵)
    ( خداوند شنید ) هنگامی که همسر عمران گفت: پروردگارا! من آنچه را در شکم دارم خالصانه نذر تو کردم ( تا کارش تنها خدمت به بیت‌المقدّس باشد. ) پس ( آن را ) از من بپذیر که تو شنوا و دانائی ( و گریه و زاری مرا می‌شنوی و اخلاص و هدف مرا می‌دانی ).‏‏ روزها گذشت و حنه کودک خود را به دنیا آورد و با کمال تعجب دریافت که کودکش دختر است؛ و خدمتگزاران بیت المقدس فقط می‌بایست از مردان باشند. سپس بار دیگر حنه رو به دردگاه خداوند کرد و چنین گفت: فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالأُنثَى وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. (آل عمران/ ۳۶) پس هنگامی که او را زائید، ( دید که دختر است و به درگاه پروردگار دست مناجات برداشت و عذر خواهان ) گفت: خداوندا! من او را دختر زائیدم – ولی خدا بدانچه او به دنیا آورده بود آگاه‌تر بود ( از خود مریم، و بهتر می‌دانست که ) پسر مانند دختر نیست ( و این دختر به مراتب از پسری که آرزوی او بود، سودمندتر خواهد بود – و گفت: ) من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از ( وسوسه و گمراه‌سازی ) اهریمن مطرود ( از درگاه فضل و کرمت، به تو می‌سپارم و ) در پناه تو می‌دارم. و حنه او را مریم نامید، مریم یعنی عبادت کننده و خدمتگذار. ‏فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ. (آل عمران/ ۳۷) خداوند، او ( یعنی مریم ) را به طرز نیکویی پذیرفت، و به طرز شایسته‌ای ( نهال وجود ) او را رویانید ( و پرورشش داد )، و زکریّا ( شوهر خاله او ) را سرپرست او کرد. هر زمان که زکریّا وارد عبادتگاه او می‌شد، غذای ( تمیز و زیادی ) را در پیش او می‌یافت. ( باری ) به مریم گفت: این از کجا بری تو می‌آید؟! گفت: این از سوی خدا می‌آید. خداوند به هرکس که بخواهد بی‌حساب و بی‌شمار روزی می‌رساند.‏ مریم آنقدر مقرب پروردگار شد که ملائکه بر او نازل شدند و گفتند: وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ. یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ. (آل عمران/ ۴۳ـ ۴۲) ‏( تو حضور نداشتی ) هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاکیزه‌ات داشته است، و تو را بر همه زنان جهان برتری داده است.‏
    ‏ای مریم! ( به شکرانه این نعمت بزرگ ) همیشه خاشعانه به اطاعت و عبادت پروردگارت مشغول شو و با نمازگزاران به سجده و رکوع بپرداز ( و با آنان نماز بخوان ).‏
    حضرت مریم همین طور که مشغول عبادت بود و در کنار شرقی مسجد از مردم عزلت گرفته بود، ناگهان با صحنه‏ای بسیار عجیب روبرو شد که خداوند در سوره مریم از آیه ۱۶ تا ۳۶ آن را بیان کرده است: وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِیّاً‏. فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً. ‏قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیّاً. قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَاماً زَکِیّاً‏. قَالَتْ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلَامٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَلَمْ أَکُ بَغِیّاً. قَالَ کَذَلِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَکَانَ أَمْراً مَّقْضِیّاً. فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَکَاناً قَصِیّاً. فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنتُ نَسْیاً مَّنسِیّاً. فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیّاً. وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیّاً. فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْناً فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیّاً. فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا یَا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیّاً. یَا أُخْتَ هَارُونَ مَا کَانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا کَانَتْ أُمُّکِ بَغِیّاً. فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیّاً. قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیّاً. وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیّاً. وَبَرّاً بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیّاً. وَالسَّلَامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً. ذَلِکَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ. مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ. وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ. (مریم/ ۱۶ـ ۳۶) ‏( ای پیغمبر! ) در کتاب ( آسمانی قرآن، اندکی ) از مریم سخن بگو: آن هنگام که در ناحیه شرقی ( بیت‌المقدّس برای فراغت عبادت ) از خانواده‌اش کناره گرفت.‏
    و پرده‌ای میان خود و ایشان افکند ( تا خلوتکده‌اش از هر نظر برای عبادت آماده باشد، در این هنگام ) ما جبریل ( فرشته ) خویش را به سوی او فرستادیم و جبریل در شکل انسان کامل خوش قیافه‌ای بر مریم ظاهر شد.‏
    ( مریم لرزان و هراسان ) گفت: من از ( سوء قصد ) تو، به خدای مهربان پناه می‌برم. اگر پرهیزگار هستی ( بترس که من به خدا پناه برده و او کس بیکسان است ).‏
    ( جبریل ) گفت: ( مترس که من یکی از فرشتگان یزدانم و ) پروردگارت مرا فرستاده است تا ( سبب شوم و ) به تو پسر پاکیزه‌ای ( از نظر خلق و خوی و جسم و جان ) ببخشم.‏‏
    ( مریم ) گفت: چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که انسانی ( از راه حلال ) با من نزدیکی نکرده است، و زناکار هم نبوده‌ام‌؟!‏
    ( جبریل ) گفت: همان گونه است ( که بیان داشتی. امّا ) پروردگار تو گفته است این ( کار، یعنی دادن فرزند بدون پدر ) برای من آسان است. ( انجام این امر ) به خاطر آن است که ( می‌خواهیم ) او را معجزه‌ای برای مردمان کنیم، و ( وی را برای بندگان مخلص ) رحمتی از سوی خود سازیم. دیگر کار انجام یافته است ( و جائی برای بحث و گفتگو نمانده است ).‏
    ‏( مشیّت خدا تحقّق یافت و مریم ) بدو باردار شد و با جنین ( خود عیسی ) در مکان دوردستی گوشه گرفت.‏
    درد زایمان او را به کنار تنه خرمابنی کشاند ( تا هم بدان تکیه زند و هم خویشتن را از دید مردمان پنهان دارد. اندیشید که خانواده‌اش و خویشان و بیگانگان نسبت بدو چه خواهند گفت. اندوه و هراس سراسر وجود پاک او را فرا گرفت. گریان و نالان ) گفت: کاش! پیش از این مرده بودم و چیز ناقابل فراموش شده‌ای بودم.‏ ‏
    ( جبرئیل ) از پائین او، وی را صدا زد ( و گفت که از تنهائی و نبودن خوردنی و نوشیدنی، و از این که مردم چه خواهند گفت ) غمگین مباش. پروردگارت پائین ( تر از ) تو چشمه‌ای پدید آورده است ( و روانش کرده است ).‏
    ‏تنه خرمابن را بجنبان و بتکان، تا خرمای نورس دست چینی بر تو فرو افکَنَد.‏ ‏
    ‏پس ( از این خرمای شیرین ) بخور و ( از آن آب گوارا ) بیاشام و ( به این فرزند دلبند و معجزه خداوند ) چشم را روشن دار، و هرگاه کسی را دیدی ( و در این زمینه از تو توضیح خواست با اشاره بدو بفهمان و ) بگو: که من برای خدای مهربان روزه ( سکوت و خودداری از گفتار ) نذر کرده‌ام، و به همین دلیل امروز با انسانی سخن نمی‌گویم.‏‏
    مریم او را در آغوش گرفت و پیش اقوام و خویشان خود برد. آنان گفتند: ای مریم! عجب کار زشتی کرده‌ای!‏‏
    ‏ای خواهر هارون ! نه پدر تو مرد بدی بود، و نه مادرت زن بدکاره‌ای!‏ ‏
    ( مریم ) اشاره بدو ( یعنی نوزادش عیسی ) کرد ( و گفت با او حرف بزنید ). گفتند: ما چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوئیم‌؟‏
    ‏( هنگامی که عیسی سخن ایشان را شنید ) گفت: من بنده خدایم، برای من کتاب ( آسمانی انجیل ) را خواهد فرستاد و مرا پیغمبر خواهد کرد.‏
    ‏و مرا – در هر کجا که باشم – شخص پربرکت و سودمندی ( برای مردمان ) می‌نماید، و مرا به نماز خواندن و زکات دادن – تا وقتی که زنده باشم – سفارش می‌فرماید.‏‏
    و ( مرا سفارش می‌فرماید ) به نیکی و نیک‌رفتار در حق مادرم. و مرا ( نسبت به مردم ) زورگو و بدرفتار نمی‌سازد.‏ ‏
    ‏و سلام ( خدا ) بر من است ( در سراسر زندگی، ) آن روز که متولّد شده‌ام، و آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده و برانگیخته می‌شوم!‏‏
    این است عیسی پسر مریم، ( با این صفات و خصالی که گذشت ). این، سخن راستین درباره او است، سخن راستینی که در آن تردید می‌کنند.‏‏
    ‏سزاوار خداوند نیست که فرزندی داشته باشد. او منزّه ( از اتّخاذ و انتخاب فرزند، و به دور از این گونه عیبها و نقصها ) است. هرگاه اراده پدید آوردن چیزی و انجام کاری کند، تنها کافی است راجع بدان بگوید: بشو! و می‌شود. ( پس چنین قادر متعالی هرگز نیازی به فرزند ندارد ).‏‏
    ‏و تنها خداوند، پروردگار من و پروردگار شما است، پس او را پرستش کنید ( و بس ). این است راه راست ( و درست منتهی به نجات و سعادت ).
    و به این ترتیب شک را از دل پاکدلان زدود و آنان بار دیگر به قداست و طهارت حضرت مریم معتقد شدند
     
    یک شخص از این تشکر کرد.