1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

شروع موضوع توسط Negar ‏31/12/13 در انجمن اشعار

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پرستو عوض زاده، نویسنده ی صفحه ی "فقط چند پاراگراف" دو هفته نامه موفقیت..
    امیدوارم از خوندنِ متن ها لذت ببرین..



    باشد که رستگار شویم..
    Negar
    :roze:

     
    7 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    من توی مدرسه، صرف افعال و زمانِ ها را خوب یاد نگرفتم!
    برای همین هم هست که فقط یک زمان را بلدم! و فقط... یک ضمیرِ متصل به فعل را!
    تنها به همین یک دلیل است که:
    تمام دوست داشتن هایم، زمان حال ساده ست... همراه با ضمیرِ متصلِ دوم شخص مفرد!!!

    "پرستو عوض زاده؛دوهفته نامه موفقیت272؛فقط چند پاراگراف!"
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    برای رسیدن به آرامش،
    باید آدم ها را سکوت کرد!
    ...
    کلا باید زندگی را سکوت کرد!!!

    "پرستو عوض زاده؛دوهفته نامه موفقیت271؛فقط چند پاراگراف!"
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    "ساده"،
    نامِ خانوادگیِ دلِ من است!
    و...
    "تابستان"،
    نامِ کوچکِ نگاهِ تو...

    "پرستوی ساده ی عوض زاده"
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    ...
    حالا...میان این همه بارانِ خاطره

    یلدای زندگانیِ من هم...شروع شد!

    "پرستو عوض زاده"
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    چاره ی تمام تنهایی های عالَم، عشق است...

    "پرستو عوض زاده"
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    آن روز صبح که آمدی،

    صبحم به خیر شد!

    تو فقط باش!

    لطفا روزهای زندگی ام را به خیر کن!!!

    "پرستو عوض زاده؛ دوهفته نامه موفقیت271؛فقط چند پاراگراف."
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    دوری از تو، سرطان زاست!
    حالا هی نیا!
    حالا هی دور بمان!
    حالا مدااام مرا مبتلا کن!
    این سرطان دارد بدخیم می شود!!!گفته باشم!!!

    "پرستو عوض زاده"
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    یک رج از رو
    یک رج از زیر
    یک رج...
    عزیزم!
    دلت می خواهد "دوستت دارم"ِ رجِ بعدی را چه جوری ببافم؟!

    "پرستو عوض زاده"
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/5/13
    ارسال ها:
    694
    تشکر شده:
    1,975
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    کاربر تاپ فروم
    پاسخ : ذهن نویس های یک پرنده...-پرستو عوض زاده-

    تو از تهِ قلبت گفتی"دوستت دارم!"!!!

    همزمان...درخت ها پرنده شدند؛

    دریاها پرنده شدند؛

    برج ها پرنده شدند؛

    تمام سالخوردگان، کودک شدند؛

    خورشید، رنگین کمان شد؛

    من... ناگهان از خواب پریدم!

    و بارانِ بی ملاحظه ی چشم هایم بند نمی آید!

    خونابه ی قلبم بند نمی آید!

    دنیا بند نمی آید!!!

    این دنیایِ بیداریِ لعنتی، بند نمی آید!!!

    "پرستو عوض زاده"
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.