1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ماجرای مسجد ضرار

شروع موضوع توسط |̿ V ̿||͇̿|̶̿ ̶̿ ̶̿ ̶̿||̶̿ ̶̿ ̶̿ ̶̿ |̶̿ ̿ ‏16/10/13 در انجمن علوم متفرقه

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/12
    ارسال ها:
    1,432
    تشکر شده:
    2,608
    امتیاز دستاورد:
    0
    مفسرین نقل کرده اند که بنى عمرو بن عوف مسجد قبا را ساخته، به نزد رسول خدا (ص) فرستادند تا تشریف آورده، در آن نماز بگزارد، رسول خدا (ص) آن مسجد را افتتاح فرمود، جماعتى از منافقین از بنى غنم بن عوف برایشان حسد برده، با خود گفتند: ما نیز مسجدى مى سازیم و در آن نماز مى گزاریم، و دیگر به جماعت محمد (ص) حاضر نمى شویم.

    پس از آنکه از کار آن فارغ شدند نزد رسول خدا (ص) آمده، در حالى که آن جناب آماده سفر به تبوک مى شد، به عرضش رساندند: یا رسول اللَّه! ما براى افراد مریض و کسانى که کارشان زیاد است و نمى توانند راه دورى طى نموده تا مسجد شما بیایند، و نیز براى شبهاى بارانى و شبهاى زمستان مسجدى ساخته ایم و میل داریم بدانجا تشریف آورده، در آن نماز بگزارى، و براى ما به برکت دعا فرمایى. حضرت فرمود: من الان سر راه سفرم، اگر ان شاء اللَّه برگشتم به محله شما مى آیم و در مسجد شما نماز مى گزارم، ولى وقتى از سفر تبوک برگشت این آیات نازل شد، و وضع آن مسجد را روشن نمود.
    رسول خدا (ص) عاصم بن عوف عجلانى و مالک بن دخشم را که از قبیله بنى عمرو بن عوف بود فرستاد و به ایشان فرمود: به این مسجدى که مردمى ظالم آنجا را ساخته اند بروید، و خرابش نموده آن را آتش بزنید. و در روایت دیگرى آمده که عمار یاسر و وحشى را فرستاد و آن دو آن مسجد را آتش زدند، و دستور داد تا جاى آن را خاکروبه دان نموده، کثافات محل را در آنجا بریزند. علامه ی طباطبایی (ره): و در روایت قمى آمده که: آن جناب مالک بن دخشم خزاعى، و عامر بن عدى از قبیله بنى عمرو بن عوف را فرستاد، و مالک بدانجا شده به عامر گفت: صبر کن تا من از منزل آتشى بیاورم، پس به درون خانه خویش شده آتشى بیاورد و به سقف مسجد که از شاخ و برگ خرما پوشیده بود افکند، همچنین سوختنى هاى داخل مسجد را آتش بزد و مردم آن مسجد متفرق شدند، و زید بن حارثه هم چنان نشست تا مسجد به کلى بسوخت، آن گاه دستور داد تا چهار دیوارش را خراب کردند.