سلام ممنون اومدین تو این تاپیک چن تا سوال داشتم که اگر پاسخ بدین خیلی ممنون میشم 1) آیا تو این دوره ی زندگیتون احساس بی انگیزه بودن برای درس، کار ، ازدواج می کنید؟ در هر موردی احساس بی انگیزه بودن دارین نام ببریدش 2) آیا تا به حال در مورد مسایل اساسی زندگی مثل وجود خدا و زندگی پس از مرگ شک کردین؟ 3) آیا تا حالا دلتون خواسته که تا وقتی جواب قطعی در مورد وجود خدا و زندگی پس از مرگ و ... پیدا نکردین ، بیخودی خودتون رو با دین و خدا و ... اذیت نکنین؟ 4) آیا شده از بی جوابی در سوال (آیا خدا وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ و سوالاتی مانند این) خسته بشین و تصمیم بگیرین با خودتون رو راست باشین و روش زندگیتون رو بر اساس واقعیات موجود زندگی انتخاب کنین؟ 5) آیا شده تا به حال به صورت غیر ارادی جمله ای توهین آمیز و یا نه چندان با ادب نسبت به خدا توی ذهنتون بیاد؟ 6)آیا از خدا عصبانی یا ناراحت هستید؟ 7)آیا شده احساس کنین که خدا رو احتیاج دارین ولی اون نیس؟ 8)آیا در دوره کودکی بچه ی گوشه گیری بودین؟ 9) آیا در دوره ی کودکی بچه ی بغلی بودین؟ 10 ) آیا در کودکی از تنها در خانه بودن می ترسیدی یا مضطرب میشدید؟ 11) آیا در کودکی از تنها خوابیدن می ترسیدید؟ 12) در صورتی که مهد کودک می رفتین ، آیا علاقه به مهدکودک داشتین یا به زور می رفتین؟ 13) روز اول مدرسه یا مهدکودک گریه کردین؟ 14) روز اول مدرسه یا مهد کودک دز جدا شدن از مادر و پدرتون مشکل داشتین و می خواستید اونا توی مدرسه یا مهد بمونن؟ خواهش می کنم جواب بدین ، بعد از این که دوستان پاسخ دادن یه توضیح راجع موضوع سوالات میدم .
پاسخ : میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ سلام این جواب سوالات شما میشم 1) آیا تو این دوره ی زندگیتون احساس بی انگیزه بودن برای درس، کار ، ازدواج می کنید؟ در هر موردی احساس بی انگیزه بودن دارین نام ببریدش.....درمورد درس اره خیلی گاهی که دراموردرسی به مشکل برمی خورم با خودم دائم میگم بخونم که چی بشه ...میتونم وقتمو کلاسهای تفریحی وهنری بگذرونم ووقتمو طوری برنامه ریزی کنم که لذت ببرم.. 2) آیا تا به حال در مورد مسایل اساسی زندگی مثل وجود خدا و زندگی پس از مرگ شک کردین؟ خیلی زیاد ..وهیچ وقتم قانع نشدم 3) آیا تا حالا دلتون خواسته که تا وقتی جواب قطعی در مورد وجود خدا و زندگی پس از مرگ و ... پیدا نکردین ، بیخودی خودتون رو با دین و خدا و ... اذیت نکنین؟ گاها سعی میکنم اما بازهم فکرهای مزاحم میاد سراغم که با اون فکرها خودمو قانع میکنم 4) آیا شده از بی جوابی در سوال (آیا خدا وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ و سوالاتی مانند این) خسته بشین و تصمیم بگیرین با خودتون رو راست باشین و روش زندگیتون رو بر اساس واقعیات موجود زندگی انتخاب کنین؟ سعس که اره اما نمیتونم کناربیام 5) آیا شده تا به حال به صورت غیر ارادی جمله ای توهین آمیز و یا نه چندان با ادب نسبت به خدا توی ذهنتون بیاد؟ متاسفانه باید بگم اره کم نه 6)آیا از خدا عصبانی یا ناراحت هستید؟اره خیلی... 7)آیا شده احساس کنین که خدا رو احتیاج دارین ولی اون نیس؟ اینم مثل جواب بالا اره خیلی ..میگم اگه هستی پس این چیزی که می خوام انجام بده ...بازنگید که حتما به صلاح نیست که گوشم پره ازاین حرفا 8)آیا در دوره کودکی بچه ی گوشه گیری بودین؟ نه اصلا 9) آیا در دوره ی کودکی بچه ی بغلی بودین؟ راستش من چون مامانم شاغله دامن مامان بزرگم بزرگ شدم ...فکرنمیکنم زیاد بغلیم کرده باشه 10 ) آیا در کودکی از تنها در خانه بودن می ترسیدی یا مضطرب میشدید؟ الانم که بزرگم هم می ترسم هم استرس دارم تا کوچکترین صدایی که میاد قلبم میاد تو دهنم 11) آیا در کودکی از تنها خوابیدن می ترسیدید؟کلا ازتنهایی خوشم نمیاد ..اره می ترسیدم 12) در صورتی که مهد کودک می رفتین ، آیا علاقه به مهدکودک داشتین یا به زور می رفتین؟عاشق مهدم بودم .. 13) روز اول مدرسه یا مهدکودک گریه کردین؟ نه اصلا با ذوق وشوق می رفتم 14) روز اول مدرسه یا مهد کودک دز جدا شدن از مادر و پدرتون مشکل داشتین و می خواستید اونا توی مدرسه یا مهد بمونن؟نه بابا اصلا خواهش می کنم جواب بدین ، بعد از این که دوستان پاسخ دادن یه توضیح راجع موضوع سوالات میدم . جواب دادم دیگه:)منتظرتوضیحتون هستم
پاسخ : میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ سلام علیک سلام ممنون اومدین تو این تاپیک خواهش : ) چن تا سوال داشتم که اگر پاسخ بدین خیلی ممنون میشم 1) آیا تو این دوره ی زندگیتون احساس بی انگیزه بودن برای درس، کار ، ازدواج می کنید؟ در هر موردی احساس بی انگیزه بودن دارین نام ببریدش آره خیلی پیش اومده .. اول توی درس بود .. تازگیا عمقی تر شده و کلا برای زندگی بی انگیزه شدم !! 2) آیا تا به حال در مورد مسایل اساسی زندگی مثل وجود خدا و زندگی پس از مرگ شک کردین؟ نه ! 3) آیا تا حالا دلتون خواسته که تا وقتی جواب قطعی در مورد وجود خدا و زندگی پس از مرگ و ... پیدا نکردین ، بیخودی خودتون رو با دین و خدا و ... اذیت نکنین؟ خیر 4) آیا شده از بی جوابی در سوال (آیا خدا وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ و سوالاتی مانند این) خسته بشین و تصمیم بگیرین با خودتون رو راست باشین و روش زندگیتون رو بر اساس واقعیات موجود زندگی انتخاب کنین؟ نه اصلا ! 5) آیا شده تا به حال به صورت غیر ارادی جمله ای توهین آمیز و یا نه چندان با ادب نسبت به خدا توی ذهنتون بیاد؟ نه 6)آیا از خدا عصبانی یا ناراحت هستید؟ ناراحتم : ) اما ناشکری نمیکنم .. 7)آیا شده احساس کنین که خدا رو احتیاج دارین ولی اون نیس؟ آره خیلی .. : ) 8)آیا در دوره کودکی بچه ی گوشه گیری بودین؟ میشه گفت کمو بیش .. 9) آیا در دوره ی کودکی بچه ی بغلی بودین؟ آره خیلی 10 ) آیا در کودکی از تنها در خانه بودن می ترسیدی یا مضطرب میشدید؟ یادم نیست 11) آیا در کودکی از تنها خوابیدن می ترسیدید؟ فک کنم میترسیدم 12) در صورتی که مهد کودک می رفتین ، آیا علاقه به مهدکودک داشتین یا به زور می رفتین؟ من نرفتم مهد کودک .. 6سالگی رفتم اول دبستان !! 13) روز اول مدرسه یا مهدکودک گریه کردین؟ نه گریه نکردم 14) روز اول مدرسه یا مهد کودک دز جدا شدن از مادر و پدرتون مشکل داشتین و می خواستید اونا توی مدرسه یا مهد بمونن؟ آره سخت بود خواهش می کنم جواب بدین ، بعد از این که دوستان پاسخ دادن یه توضیح راجع موضوع سوالات میدم . :roze::roze:
پاسخ : میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ سلام 1) آیا تو این دوره ی زندگیتون احساس بی انگیزه بودن برای درس، کار ، ازدواج می کنید؟ در هر موردی احساس بی انگیزه بودن دارین نام ببریدش دوره هایی خیلی کوتاه اما خیلی سریع با توسل به هرمسئله ای که ایجاد انگیزه می کنه سعی کردم بی انگیزگی رو ازخودم دور کنم 2) آیا تا به حال در مورد مسایل اساسی زندگی مثل وجود خدا و زندگی پس از مرگ شک کردین؟ به نظرم شک بدترین چیزه ..یا آره یا نه....من هیچ وقت به وجود خدا شک نمیکنم ویقین دارم که همیشه حضورداره...من عاشق خدای اشکها ولبخند ها هستم..بدون اغراق زندگی پس از مرگ حتما وجود خواهد داشت...به نظر من روحی که ازکالبد جسم خارج میشه زندگی جدیدی رو آغاز می کنه...اینکه به چه شیوه ای و کجا رو دوست دارم بدونم... 3) آیا تا حالا دلتون خواسته که تا وقتی جواب قطعی در مورد وجود خدا و زندگی پس از مرگ و ... پیدا نکردین ، بیخودی خودتون رو با دین و خدا و ... اذیت نکنین؟ صد در صد...هیچ کس نباید هرچیزی رو حتی کوچکترین مسائل رو بدون تفکر بپذیره....اما این دلیلی نمیشه که فکر کنم دارم بیخودی خودمو اذیت می کنم مثلا من دوست دارم بدونم فلان کاربر چه خصوصیاتی داره .سعی می کنم در نوع رفتار گفتار عمل وخیلی چیزای دیگش دقت کنم تا به یه تصوری ازش برسم درست یا اشتباه بودن تصوراتم بستگی به کیفیت نگاه وتحقیق خودم داره ..حالا شما تصور کن من بدون تحقیق وبه استناد حرف های این و اون به یه تصوری از اون کاربر برسم که دراین صورت من دارم راه رو اشتباه میرم...من اونایی رو که برای شناخت هرچیزی خودشون رو به زحمت می اندازن تا به درست ترین جواب ممکن برسن همیشه ستایش کرده ومی کنم....البته قیاس کاربر وخدا مع الفارقه ..منظورم دراین متن نوع نگاه هستش 4) آیا شده از بی جوابی در سوال (آیا خدا وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ و سوالاتی مانند این) خسته بشین و تصمیم بگیرین با خودتون رو راست باشین و روش زندگیتون رو بر اساس واقعیات موجود زندگی انتخاب کنین؟ به قول یکی از دوست هام آدما نباید هیچ وقت خودشون رو معلق نگه دارن..حتی شده به یک درخت اما نباید بی اعتقاد باشن....به نظر من آدمهای معتقد زودتر به جواب سوال هاشون خواهند رسید.... اما باید به این نکته توجه کرد که نباید هیچ وقت خودمون رو گول بزنیم... رو راست بودن با خود به معنای واقعی قابل تقدیره 5) آیا شده تا به حال به صورت غیر ارادی جمله ای توهین آمیز و یا نه چندان با ادب نسبت به خدا توی ذهنتون بیاد؟ چند دقیقه سکوت وبعدش همه چیز رو می ریزم رو داریه...می بینم که عوامل خارجی زیادی + غفلت های خودم بی تاثیر نبوده تو اشتباهاتم اگر هم حرفی زده باشم قطعا غیر ارادی بوده....خــــــــدا مهربون تر از این حرفهاست....ولی اشتباه همیشه اشتباهه به قول پرستو بفرما ،بتمرگ ..یه معنی میده اما خود ما باید حواسمون باشه که درچه موقع وراجع به چه کسی داریم حرف میزنیم 6)آیا از خدا عصبانی یا ناراحت هستید؟ یه چیزایی هست که نباید زیاد درگیرش بشیم ... هیچ وقت نمیشه به جواب این سوال آره یا نه گفت 7)آیا شده احساس کنین که خدا رو احتیاج دارین ولی اون نیس؟ حس ها همیشه کلی نگر هستن ...درمقابل من که جزئی نگرم سر تعظیم فرود میارن 8)آیا در دوره کودکی بچه ی گوشه گیری بودین؟ من همیشه یه دوست خوبی داشتم که باعث شده هیچ وقت گوشه گیر نباشم برادرم بهترین دوست من بوده وهست. 9) آیا در دوره ی کودکی بچه ی بغلی بودین؟ بر عکس من افتادم وخودم بلند شدم...اما هیچ وقت نگاه خانواده از من دور نبوده 10 ) آیا در کودکی از تنها در خانه بودن می ترسیدی یا مضطرب میشدید؟ بله 11) آیا در کودکی از تنها خوابیدن می ترسیدید؟ بله 12) در صورتی که مهد کودک می رفتین ، آیا علاقه به مهدکودک داشتین یا به زور می رفتین؟ با علاقه میرفتم 13) روز اول مدرسه یا مهدکودک گریه کردین؟ به هیچ وجه 14) روز اول مدرسه یا مهد کودک دز جدا شدن از مادر و پدرتون مشکل داشتین و می خواستید اونا توی مدرسه یا مهد بمونن؟ نه...برعکس حضور دربین دوستهای هم سن وسال خودم لذت بخش تر بود ممنون از سوالاتت آقا حسین اون موقعی که شما اینجا کاربر فعالی بودین من نبودم پس شناختی از همدیگه نداریم به طور کلی یکی از خصوصیات من اینه که اکثر مسائل روبا شوخی شروع می کنم یا تموم می کنم .اول سوالاتت نمیشد شوخی کرد چون به نظرم سوالات جدی بود اما الان اجازه میخوام یه شوخی خیلی کوچولو باهات داشته باشم حالا بین این همه متن هایی که وجود داره عد باید دست میزاشتی رو حساس ترینش «میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ » داداش اومدی خواستگاری
پاسخ : میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ 1) آیا تو این دوره ی زندگیتون احساس بی انگیزه بودن برای درس، کار ، ازدواج می کنید؟ در هر موردی احساس بی انگیزه بودن دارین نام ببریدش : احساس بی انگیزه بودن داشتم ولی الان چندوقته که با کار خیلی درگیر شدم نه دیگه زیاد-قبلا نسبت به کار و ازدواج و درس و همه چی بی انگیزه بودم!!!! اصن یه ادم افسرده ای!!!!! 2) آیا تا به حال در مورد مسایل اساسی زندگی مثل وجود خدا و زندگی پس از مرگ شک کردین؟ خیلی شده که فک کنم واقعا چی میشه بعد مرگو ازین چیزا-جواب سوالامو پیدا نکردم هیچوقت!!!!شاید چون همه اطرفیان اعتقاات خشکی دارن-اصن همچین سولایی رو گوش نمیدن-سریع محکومت میکنن!!!! یه دوس داشتم دانشجوی دکترا وکرمانشاهی-اون اصن به زندگی بعدمرگ اعتقاد نداشت-همیشه مخ مارو کار میگرفت و ما هم در برابر اون همیشه جواب خاصی نداشتیم!!! انقد اطلاعات دینیمون پایینه بخدا!!!! 3) آیا تا حالا دلتون خواسته که تا وقتی جواب قطعی در مورد وجود خدا و زندگی پس از مرگ و ... پیدا نکردین ، بیخودی خودتون رو با دین و خدا و ... اذیت نکنین؟ به وجودش که شک نکردم تا بحال-چون خییییییییییلیییی وقتا وجودشو حس کردم واقعا تو زندگیم! ولی بعضی اعتقادا به ارث رسیده رو قبول ندارم!!!! مثلا من ازین روضه های بی محتوا به هیچ عنوان نمیرم!!!سرش همیشه با مامانم چونه میزنم!!! اجبار برا نماز خوندنو قبول ندارم-خواهرم تازه 9 سالش شده همه تاکید میکردن پاشو نمازتو بخون-صبحا به زور و دعوا بیدارش میکنن-من همیشه مخالفم میگم خودش باید با میل خوش انجام بده و ما فقط مشوقش باشیم!!! کلا به نظر من انجام مسایل دینی صرفا بخاطر تقلید هیچکار شاقی نیست! من ترجیح میدم تو خلوت خودم با خدا حرف بزنم-ذکر بگم -قران بخونم و بهش نزدبک شم تا اینکه بهم دیکته کنن روابطم با خدارو!!! 4) آیا شده از بی جوابی در سوال (آیا خدا وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ و سوالاتی مانند این) خسته بشین و تصمیم بگیرین با خودتون رو راست باشین و روش زندگیتون رو بر اساس واقعیات موجود زندگی انتخاب کنین؟ خدارو قبول دارم ولی اره خیلی شده گفتم ولش کن باباهمه این حرفارو-کی تا حالا ازون دنیا اومده گفته این چیزارو!!!! 5) آیا شده تا به حال به صورت غیر ارادی جمله ای توهین آمیز و یا نه چندان با ادب نسبت به خدا توی ذهنتون بیاد؟ به اون صورت نه ولی خب وقتی ادم تو اوج یه مشکلی گیر کرده و میره سراغ خدا خیلی ازش دلخوره که چرا جوابشو نمیده!که چرانمیبینش!!!! 6)آیا از خدا عصبانی یا ناراحت هستید؟ نه-گفتم دیگه تو اوج مشکلات چرا ولی در کل نه!!! 7)آیا شده احساس کنین که خدا رو احتیاج دارین ولی اون نیس؟ اره-باخودمم اینجوری استدلال کردم که حتما انقد گناهام زیاده که خدا طردم کرده دیگه! 8)آیا در دوره کودکی بچه ی گوشه گیری بودین؟ نه زیاد ولی خب کلا الانم مدلم اینجوریهکه به سختی باکسی صمیمی میشم!!! بچه گیامم همینجوری بود 9) آیا در دوره ی کودکی بچه ی بغلی بودین؟ مامانم میگه خیییییییییلیییییییییی!!!!!!!! 10 ) آیا در کودکی از تنها در خانه بودن می ترسیدی یا مضطرب میشدید؟ نه-مامانم شاغل بود و خیلی وقتا تنها بوم 11) آیا در کودکی از تنها خوابیدن می ترسیدید؟ خوابیدن شب اره خیلی-هنوزم خیلی میترسم!!!!!!! 12) در صورتی که مهد کودک می رفتین ، آیا علاقه به مهدکودک داشتین یا به زور می رفتین؟ نمیرفتم ولی مدرسه رو خیلی دوس داشتم! 13) روز اول مدرسه یا مهدکودک گریه کردین؟ نه-خیلی دوس داشتم 14) روز اول مدرسه یا مهد کودک دز جدا شدن از مادر و پدرتون مشکل داشتین و می خواستید اونا توی مدرسه یا مهد بمونن؟ نه -مامانم که نبود روز اول مدرسه-بابامم تادم درمدرسه بردم!!! ولی دوس داشتم مامانم باشه!هنوزم بهش میگم!!!!
پاسخ : میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ 1) آیا تو این دوره ی زندگیتون احساس بی انگیزه بودن برای درس، کار ، ازدواج می کنید؟ در هر موردی احساس بی انگیزه بودن دارین نام ببریدش: اره یه مدتی خیلی نا امید بودم قبل ازدواجم چون یه سری مشکلات وجود داشت برای ازدواجم. اما بعدش خوب شدم اما هیچ وقت از درس و کارم بی انگیزه نشدم 2) آیا تا به حال در مورد مسایل اساسی زندگی مثل وجود خدا و زندگی پس از مرگ شک کردین؟ نه اصلا 3) آیا تا حالا دلتون خواسته که تا وقتی جواب قطعی در مورد وجود خدا و زندگی پس از مرگ و ... پیدا نکردین ، بیخودی خودتون رو با دین و خدا و ... اذیت نکنین؟ نه اصلا 4) آیا شده از بی جوابی در سوال (آیا خدا وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ و سوالاتی مانند این) خسته بشین و تصمیم بگیرین با خودتون رو راست باشین و روش زندگیتون رو بر اساس واقعیات موجود زندگی انتخاب کنین؟ من همیشه اگه قرار باشه به این مسائل فکر کنم به یه چیز فکر می کنم و اینکه ما قراره تا کی زندگی کنیم! تا همیشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما زیاد بهش فکر نمی کنم 5) آیا شده تا به حال به صورت غیر ارادی جمله ای توهین آمیز و یا نه چندان با ادب نسبت به خدا توی ذهنتون بیاد؟ نه 6)آیا از خدا عصبانی یا ناراحت هستید؟ نه اصلا گاهی دلم ازش می گیره 7)آیا شده احساس کنین که خدا رو احتیاج دارین ولی اون نیس؟ اره ادما گاهی احساس می کنن که خدا حواسش بهشون نیست که معمولا این وقتی پیش می اد که ادم مشکل داره وگرنه در حالت عادی به این قضایا فکر نمی کنه 8)آیا در دوره کودکی بچه ی گوشه گیری بودین؟ نه 9) آیا در دوره ی کودکی بچه ی بغلی بودین؟ نه چون مامانم شاغل بود و پیش مامان بزرگ بابابزرگم بودم زیاد بغلی نکردن منو.تربیت درست.چیه الان همش تو بغل اینو اونه بچه 10 ) آیا در کودکی از تنها در خانه بودن می ترسیدی یا مضطرب میشدید؟ ارهههههههه هنوزم می ترسم 11) آیا در کودکی از تنها خوابیدن می ترسیدید؟ یادم نیست اما دوس داشتم پیش مامان بابام بخوابم.البته اینو همه دوس داشتن 12) در صورتی که مهد کودک می رفتین ، آیا علاقه به مهدکودک داشتین یا به زور می رفتین؟ دوس داشتم مهد کودکمو 13) روز اول مدرسه یا مهدکودک گریه کردین؟ نه 14) روز اول مدرسه یا مهد کودک دز جدا شدن از مادر و پدرتون مشکل داشتین و می خواستید اونا توی مدرسه یا مهد بمونن؟ نه بابام همراهم اومده بود مدرسه.بعد جشن شکوفه ها هم رفت. البته ما چون چند تا دوست خانوادگی بودیم که هم سن بودیم با هم تو مدرسه هم با هم بودیم و کلا شاد بودیم حتما بگی چرا اینا رو پرسیدی حسین جان
پاسخ : میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ 1) آیا تو این دوره ی زندگیتون احساس بی انگیزه بودن برای درس، کار ، ازدواج می کنید؟ در هر موردی احساس بی انگیزه بودن دارین نام ببریدش نسبت به خوندن درس بی انگیزه ام 2) آیا تا به حال در مورد مسایل اساسی زندگی مثل وجود خدا و زندگی پس از مرگ شک کردین؟ نع 3) آیا تا حالا دلتون خواسته که تا وقتی جواب قطعی در مورد وجود خدا و زندگی پس از مرگ و ... پیدا نکردین ، بیخودی خودتون رو با دین و خدا و ... اذیت نکنین؟ نع 4) آیا شده از بی جوابی در سوال (آیا خدا وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ و سوالاتی مانند این) خسته بشین و تصمیم بگیرین با خودتون رو راست باشین و روش زندگیتون رو بر اساس واقعیات موجود زندگی انتخاب کنین؟ نع 5) آیا شده تا به حال به صورت غیر ارادی جمله ای توهین آمیز و یا نه چندان با ادب نسبت به خدا توی ذهنتون بیاد؟ نع 6)آیا از خدا عصبانی یا ناراحت هستید؟نع 7)آیا شده احساس کنین که خدا رو احتیاج دارین ولی اون نیس؟ نع 8)آیا در دوره کودکی بچه ی گوشه گیری بودین؟ نع 9) آیا در دوره ی کودکی بچه ی بغلی بودین؟ نع 10 ) آیا در کودکی از تنها در خانه بودن می ترسیدی یا مضطرب میشدید؟ بله 11) آیا در کودکی از تنها خوابیدن می ترسیدید؟ بله 12) در صورتی که مهد کودک می رفتین ، آیا علاقه به مهدکودک داشتین یا به زور می رفتین؟ اولاش بزور مبرفتم ولی بعدش خوشم اومد 13) روز اول مدرسه یا مهدکودک گریه کردین؟ بله روز اول مهدکودک گریه شدم ولی روز اول مدرسه نع 14) روز اول مدرسه یا مهد کودک دز جدا شدن از مادر و پدرتون مشکل داشتین و می خواستید اونا توی مدرسه یا مهد بمونن؟ من نفهمیدم مامانم رفته ولی بعدش که فهمیدم گریه شدم
پاسخ : میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟ ممنون از همه دوستانی که جواب میدن شاید برای همه یه توضیح کلی نوشتم شایدم برای هر کس یه توضیح جداگانه ولی حتما راجع به سوالام توضیح میدم راستی خودم الان جواب ندادم چون ممکن بود روی جواب بقیه اثر داشته باشه ولی حتما جواب میدم در ضمن : هر جوابی بدین باعث نمیشه شما بد به نظر برسین با خیال راحت حرف دلتون رو بگید ممنون:roze::roze::roze::roze::roze: