توی باغ آسمان تو چه ساده ای و من چه سخت تو پرنده ای و من درخت آسمان همیشه مال توست ابر زیر بال توست من ولی همیشه گیر کرده ام تو به موقع می رسی و من سال هاست دیر کرده ام *** خوش به حال تو که می پری راستی چرا دوست قدیمی ات ـــ درخت را ـــ با خودت نمی بری؟ *** فکر می کنم توی آسمان تو جا برای یک درخت هست هیچ کس در بزرگ باغ آفتاب را رو به ما نبست یا بیا و تکه ای از آسمان برای من بیار یا مرا ببر توی آسمان آبی ات بکار *** خواب دیده ام دست های من آشیانه ی تو می شود قطره قطره قلب کوچکم آب و دانه ی تو می شود شب ستاره ها از تمام شاخه های من تاب می خورند ریشه های تشنه ام توی حوض خانه خدا آب می خورند من همیشه خواب دیده ام ولی... *** راستی ، هیچ فکر کرده ای یک درخت ، توی باغ آسمان چقدر دیدنی ست؟! ریشه های ما اگرچه گیر کرده است میوه های آرزو ولی رسیدنی است! (1/2/1381) عرفان نظر اهاری
شعر بسیار زیبایی بود . این روزها من هم علاقه خاصی به شعر پیدا کردم بیشتر از همیشه ! متشکرم از این پست زیباتون .