1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

عالم قبر ( برزخ )

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏2/10/13 در انجمن دینی مذهبی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    وقایع شب اول قبر

    [​IMG]​
    ​
    مقدمه
    قَالَ النَّبِیُّ ص النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا: مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند (بحار الأنوار ،ج‏50 ،134. مجموعه ورام ،ج 1 ،ص 145) .

    عالم قبر آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که هرگز از آن به سمت دنیا بازگشتی نیست. با آغاز مرگ و ورود به قبر ،کار دینداری و تکالیف الهی به پایان می رسد، شک و تردید برطرف می شود و ایمان به حقایق آخرت کامل می شود اما این ایمان دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. ایمان زمانی ارزشمند است که ایمان به غیب باشد وقتی همه چیز آشکار شد و انسان بدون اختیار، تسلیم قدرت الهی شد، ایمان دیگر ارزشی ندارد. دیگر چیزی به اعمال صالح اضافه نمی شود؛ مگر آنکه خود، باقیات صالحات بجا گذاشته باشد یا اینکه بازماندگان چیزی برایش بفرستند. گناهی نیز از گناهانش کم نمی شود؛ مگر آنکه اثر اعمال صالح خودش در دنیا هنوز باقی باشد و بتواند کفاره گناهی را تحمل کند یا آنکه کسی برایش استغفار و طلب بخشش نماید. بنابراین عالم قبر همواره با عذاب حسرت عجین است. حسرت باور نکردن و ایمان نیاوردن. حسرت فرصت های از دست رفته . حسرت اعمال به ریا آلوده شده و ... .


    شب اول قبر

    اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر. (مكارم الأخلاق،قسمتی از دعای هر صبح وشام از امام صادق ص 279) خداوندا از عذاب قبر و تنگى و فشار قبر بتو پناه میبرم .

    به محض ورود میت به قبر ، شب اول قبر آغاز می شود .که ممکن است تحمل همان سختی های اولیه ، جهت آشنایی با جهان آخرت ، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب ،نکیر و منکر ،برزخ و قیامت و... باشد.لذا سخت ترین شبی است که میت تجربه می کند و گریزی از آن نیست اما چون به شدت متاثر از اعمال و نیات افراد است ،می توان کیفیت آن را به دست خود تغییر داد و از وحشت و فشار آن کاست و بزرگانی چون ائمه معصومین را به فریادرسی طلبید.

    لذا هر چند شب اول قبر حتی برای مومن هم سخت است اما با وجود فرشته های الهی و اعمال نیک خود مومن و حضرات معصومین ، می تواند برای مومن بسیار آسانتر و بلکه غیر قابل مقایسه با شب اول قبر کافر و فاسق باشد.
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    نکیر و منکر

    سوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند ، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه ‌در گذشته هستند. در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.

    این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در چه راهی صرف کردی می باشد.

    قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَكَانِ:اَحَدُهُمَا مُنْكَرٌ وَ الْآخَرُ نَكِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه»،

    (كشف المحجة لثمرة المهجة، ص: 273) رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى كه داخل قبر خود شود دو ملك نزد او حاضر شوند (یكى منكر و دیگرى نكیر است) و اول چیزى كه از وى سؤال كنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند. ​


    از امام صادق(علیه السلام) نقل است که: چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نكیر و منكر) نزد او آیند در حالى كه موهاى خود را به زمین می كشند و با پاهاى خود زمین را می شكافند، صداى ایشان مانند صداى سخت رعد و چشمهایشان مانند برق خیره‏كننده چشم است و به او می گویند: كیست پروردگار تو و چیست دین تو و كیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه كه دوست می دارى و به آن راضى و خشنودى ،ثابت و استوار گرداند. (طرائف الحكم یا اندرزهاى ممتازترجمه‏ج‏2،152 )
    [​IMG]
    نیز در خبرست آن شب كه مرده را در گور نهاده باشند منكر و نكیر علیهما السّلام مى‏آیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتكار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع كند و قبر وى باغی گردد از باغ‏هاى بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالى گردد از گودالهای‏هاى دوزخ. (شهاب الأخبار با ترجمه،متن،80 ،الباب الاول)‏


    تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می‌آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است.

    همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری‌اش کنند). اصول کافی،‌ باب المسأله فی القبر 2/ 634 و 3/201 )
    البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستندسوال می شود و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است .


    لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم( الكافی، ج‏3، 235)
    در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود. ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    زماني كه مرده را دفن مي كنند شب اول قبر از چه زماني است و چقدر طول مي كشد؟

    قبل از هر چيز لازم است چند نكته را متذكر شويم.

    1. انسان پس از مرگ وارد عالمي مي شود به نام«عالم برزخ» حيات برزخ و حقيقت باطن همين عالم دنياست. دنيا ظاهري دارد و باطني، ظاهر دنيا كه بدان عالم مُلك گفته مي شود همين دنياي مادي كه ما در آن زندگي مي كنيم كه خصوصيات خاص خودش را دارد(مكان، زمان، مادي بودن...) همين دنيا باطني دارد كه بعضي خصوصيات عالم دنيا را داراست. مثلاً شكل و اندازه و رنگ و بو در آن عالم هم وجود دارد و لكن ماده در آنجا نيست. صورت مردمان برزخي رنگ و اندازه مشخصي دارد و در آنجا خوشحالي و مسرّت و غضب و نگراني هست در آ‌نجا نور هست و لكن آنجا ماده نيست[1].

    2. در بعضي از روايات از همين حيات برزخي به«عالم قبر» تعيير شده است. در روايتي است كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ پرسيدند: برزخ چيست آن حضرت فرمود: قبر از هنگام مرگ آدمي است تا روزي كه قيامت مي شود[2].


    پس مراد از قبر در بعضي روايات اين گودال خاكي كه بدن ميت در آن جا مي گيرد، نيست بلكه باطن همين قبر مراد است كه همان عالم برزخ است از آنجايي كه قبر خاكي جايگاه و محل استقرار بدن جسماني است و عالم برزخ نيز جايگاه استقرار روح انسان است به عالم برزخ عالم قبر نيز گفته مي شود[3].

    در روايت مفصّلي است از حضرت اميرالمؤمنين كه آن حضرت در وصف مرگ انسان و انتقال او به قبر و شاهدات او در قبر توضيحاتي مي فرمايد كه ما به قسمتي از آن اشاره مي كنيم، در بخشي كه مربوط به مرگ مؤمنان و مشاهدات آنان است اين چنين مي فرمايد: ... او مي شناسد كسي را كه او را غسل مي دهد و قسم مي دهد افرادي را كه جنازة او را حمل مي كنند كه به سرعت ببرند و زودتر به خاك بسپارند و وقتي كه او را وارد در قبرش مي كنند دو مَلَك به نزد او مي آيند و آن دو، دو فرشتة بازپرسي و باز جوئي كننده از عقائد و كردار او هستند ...

    با توجه به دو نكته ياد شده و اين بخش از روايت حضرت اميرالمؤمنين مي توانيم نتيجه مي گيريم كه شب اول قبري كه در روايات ما براي اموات ذكر شده و شرح حال آنها در قبر مي باشد مراد شب اولي كه ما به حساب دنيايي مي سنجيم نيست يعني اين چنين نيست كه اگر قسمتي را صبح دفن كنند حتما 10 يا 12 ساعت بايد بگذرد تا شب هنگام شود آنگاه فرشتگان پرس و جو بيايند و از او سؤالاتي بنمايند بلكه به محض دفن شدن فرشتگان بازپرس به سراغ ميت مي آيند چرا كه عالم برزخ شب و روزي چون عالم دنيا ندارد و اگر شبي براي ميّت ذكر شده است، شايد شب براي او مشتمل مي شود درست شبيه حالت خواب كه آدم در خواب مي بيند در شبي هولناك را مي گذراند و حال آنكه در وسط روز خوابيده است همانگونه كه در وسط روز انسان خواب شب تار را مي بيند، همين طور است كه انسان را در روز دفن مي كنند و همان لحظه شب اول قبر او باشد در حقيقت ميت در عالم قبر و برزخ شب براي او نمايان مي شود در اين روايت هم آمده به محض دفن كردن ميت فرشتگان بازپرس به سراغ ميت مي آيند.

    البته شب اول قبر تنها براي كساني نيست كه دفن مي شوند حتي كساني هم كه بدنشان دفن نمي شود، باز عذاب قبر دارند سؤال قبر دارند شب اول قبر هم خواهند داشت وقتي قبر را به معني عالم برزخ گرفتيم و شب آنجا را هم، مخصوص به وضع آنجا دانستيم لذا لازم نيست تا حتماً ميت دفن شود آنگاه مراسم شب اول قبر برزخ صورت پذيرد[4].
    ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷​
    [1] . ر.ك طهراني، سيد محمد حسين، معاد شناسي، ج 2، ص 185، جوادي آملي عبدالله، معاد و قرآن، ج 4، ص 218.
    [2] . نورالثقلين، ج 3، ص 554.
    [3] . ر.ك طهراني، سيد محمد حسين، معاد شناسي، ج 2، ص 194، 195، سبحاني، جنب الدحيات، ج 4، ص 238.
    [4] . ر.ك، جوادي آملي، عبدالله، معاد شناسي، ج 21، ص222
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    صحنه غم انگیز مرگ وجان کندن

    امیر متقیان علی (علیه السلام) در فرازی از خطبه ۸۳ نهج البلاغه صحنه غم انگیز مرگ وجان کندن را در قالب گفتار به زیبایی به تصویر کشیده و در این باره می فرماید: «انسان در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده، در حالی که تسلیم و آرام است، برمی دارند و بر تابوت می گذارند، خسته و لاغر به سفر آخرت می رود، فرزندان و برادران او را به دوش کشیده، تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بیند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند…»

    در هنگام مرگ رويدادهاي بسياري رخ مي دهد كه مي توان به نمونه هاي زير اشاره كرد.

    رسيدن جان به گلو يكي از حالات انسان در دم مرگ است. قرآن از چنين تعبيري براي بيان وحشت زياد انسان در هنگام مرگ استفاده مي كند گويي كه در هنگام مرگ دشمن بر ايشان چيره شده و از هر لحاظ در تنگاتنگي قرار گرفته و راه پيش و پس بر او بسته است. (احزاب آيه 11)

    قرآن تبيين مي كند كه در اين زمان جان به تراقي مي رسد. تراقي جمع ترقوه، استخواني است كه گلو را از چپ و راست دربرگرفته و يا به معناي جلوي حلق و بالاي سينه است. (مفردات راغب ص 166 و 363)

    آيات قرآن اين حالات را نشان دهنده قدرت خداوند و ناتواني انسان در برابر خدا و ديگر پديده هاي الهي مي داند. (واقعه آيات 83 و 87
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    وضعيت محتضر ​
    قرآن به موقعيت و وضعيت محتضر اشاره مي كند و نگاه هاي آكنده از دل سوزي و آميخته با ترس و هراس اطرافيان به محتضر را توصيف مي كند اين درحالي است كه محتضر با زبان حال و قال از آنان ياري و كمك براي رهايي مي طلبد. در اين حالت است كه قرآن بيان مي كند خداوند از اطرافيان محتضر به وي نزديك تر است تا هم عجز انسان و حتي همه زندگان پيرامون محتضر را بنماياند و هم قدرت الهي را نشان دهد.

    در اين زمان است كه خويشاوندان و دوستان محتضر كه در اطراف وي هستند از روي نااميدي مي گويند چه كسي مي تواند او را شفا دهد و درمان كند. (قيامت آيه 27)

    انسان در اين هنگام كه از هرگونه شفا و درمان نوميد شده است اين گمان در وي تقويت مي شود كه مرگ را گريزي نيست و درنهايت وقتي چشم او بر برزخ و جهان ديگر گشوده مي شودو به سخني بهشت و يا دوزخ را مي نگرد يقين مي كند كه ديگر راه بازگشتي نيست. (قيامت آيه 28)

    حالا ديگر زماني است كه مي بايست با مال و فرزند و دنيا و اهل و عيال خداحافظي كند و همه آن چه را گرد آورده است بگذارد و به تعبير قرآن فراق و جدايي ميان ايشان مي افتد.

    در اين زمان پاهاي محتضر در كنار هم گرد مي آيد و انسان به خود مي پيچد و ديگر نيروي حيات و زندگي در پاهاي او نيست تا آن را نگه دارد. (قيامت آيه 29) از اين روست كه گفته مي شود جان از پاي وي بيرون رفته است. البته به اين معنا نيز است كه محتضر وضعيت بسيار سختي را در آن هنگام دارد و نمي تواند خود را نگه دارد و پيچش پا در حقيقت نهايت خواري و ناتواني انسان است.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    حالات كافران و ستمگران

    ​
    فرشتگان بر بالين وي حاضر مي شوند و توفي و جان گرفتن وي را آغاز مي كنند. (انعام آيه 61 و سجده آيه 11)

    البته در قرآن براي كافران و مومنان دو گونه حالت مختلف از حضور فرشتگان ترسيم مي شود؛ زيرا در آن هنگام ستمگران و كافران حالاتي بسيار بد و سختي را مي گذرانند و به خوارترين شكل جان مي دهند. (نحل آيه 28 و نيز انعام آيه 93)

    در حالي مومنان و نيكان در حالت بشارت و مژده به سوي خداوند مي روند. (نحل آيه 32)

    در آيات قرآني توضيح داده شده است كه هنگام مرگ منافقان و كافران، فرشتگان مامور، بر صورت و پشت هاي آنان مي زنند (محمد آيه 27 و انفال آيه 50) بر صورت ايشان مي زنند تا بنگرند كه چه در پيش رو دارند و بر پشت ايشان مي زنند كه بر دنيا تمايل داشته و آن را اكنون مي بايست رها سازند.

    در آيات قرآني آمده است خداوند به مومنان بشارتي مي دهد كه در دنيا و آخرت ازآن بهره مند شده اند. (يونس آيه 64)

    در روايت است كه مراد از بشارت دنياي ايشان، روياهاي نيكويي است كه مومن مي بينند و بشارت در آخرت بشارت در زمان مرگ است. (من لايحضره الفقيه ج 1 ص 152)

    در حالت احتضار ديگر توبه پذيرفته نمي شود و اگر اميد به بازگشتي بوده تا زمان احتضار است. از اين رو توبه فرعون سودي به حال وي نداشته است(يونس آيه 90 و 91)

    قرآن در آيه 18 سوره نساء توضيح مي دهد كه در اين هنگام كه حقيقت مرگ و زندگي روشن مي شود ديگر توبه را تاثيري نيست. در اين زمان درخواست تاخير مرگ و بازگشت به دنيا معنا و مفهومي نخواهد داشت؛ زيرا اجل قابل تغيير نيست و نمي توان آن را پس و پيش كرد.

    قرآن كريم از اقرار برخي ستم گران به كفر خويش در هنگام مرگ خبر مي دهد كه اين بيانگر آن است كه در آن حالت انسان به وضعيت و موقعيت خود آگاه شده و مي داند كه در چه جايگاهي است و پرده ها كنار مي رود و چيزي به نام غيب باقي نمي ماند. از اين رو به حقيقت اعتراف مي كند به اينكه كافر بوده و بر خود سرزنش مي فرستد. حتي عده اي از ستمگران خواهان بازگشت به دنيا و بازسازي اعمال و رفتار و انديشه هاي خويش مي شوند ولي اين اعتراف در هنگام ديدن حقيقت و در زمان مرگ سودي به حال ايشان نخواهد داشت. (اعراف آيه 37 و مومنون آيه 99 و 100).

    قرآن هم چنين بيان مي كند كه مرگ همزمان مي شود با آشنايي با وضعيت جديد و اين كه به بهشت و يا دوزخ در مي آيد هر چند كه اين بهشت و دوزخ برزخي باشد. ولي حال او بر وي آشكار مي شود و احتضار و مرگش با عذاب و آسايش او پيوند مي خورد. (يس آيه 36 و نيز نوح آيه 25 و غافر آيه 46
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    ملك الموت بر بالين محتضر است.

    حضرت ابراهيم (عليه السلام) از حضرت عزرائيل تقاضا كرد كه شكل و هيبت اش را هنگام قبض روح كافر ببيند. عزرائيل عرض كرد: طاقت ندارى! فرمود: ميل دارم ببينم. عزرائيل خودش را به آن هيبت نشان داد. و ابراهيم (عليه السلام) ديد صورت مردى است سياه كه موهاى بدن اش ايستاده، بدبو، با لباس سياه پوشيده و از دهان و بين او شراره آتش و دود خارج مى شود و... ابراهيم (عليه السلام) غش كرد. پس از به حال آمدن فرمود: اگر كافر هيچ عذابى نداشته باشد، بس است عذاب اش در ديدن تو و بالعكس.(1)

    در تفسيرالميزان در ذيل آيه: « يا أَيَّتُها النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ... »(2) آمده كه در اصول كافى صدير صيرفى مى گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرضه داشتم: فدايت شوم، يابن رسول اللّه! آيا مؤمن مرگ را و قبض روح خود را كراهت مى دارد؟ فرمود: نه، به خدا سوگند! وقتى فرشته مرگ نزدش مى آيد تا روح اش را قبض كند، مؤمن به جزع در مى آيد و ملك الموت به او مى گويد: جزع مكن، اىولى خدا! به آن خدايى كه محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) را به نبوّت مبعوث كرد، من نسبت به تو دل سوزتر و مهربان تر از پدرى مهربان هستم، اگر پدرت اين جا بود پيش از من به تو مهر نمىورزيد، چشم خودت را بازكن و ببين.

    آن گاه فرمود: در آن هنگام رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و امير مؤمنان و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) و امامان ذريّه او در برابرش ممثل مى شوند. و به وى گفته مى شود:

    اين رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و اين اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و اينان امامان از ذريّه اويند، كه همه رفقاى تو هستند. فرمود: پس مؤمن چشم خود باز نموده حضرات را تماشا مى كند، در اين هنگام ندا كننده اى از طرف رب العزّة روح او را ندا مى كند و مى گويد: « يا أَيَّتُها النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ... »(3)






    . مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار ، ج3 باب ملك الموت; تهرانى، علامه سيدمحمد حسين، معادشناسى به نقل از جامع الاخبار .
    2. فجر (89) آيه 27.
    3. فجر (89) آيه 27 ـ 30
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    واجب هنگام احتضار
    تنها عملی که در مورد وجوبش هنگام احتضار بحث شده است، رو به قبله قرار دادن شخص محتضر است.[9]

    [9]. الوسیله، ص 62.




    مستحبات قبل از موت


    1- تلقین: تلقین عبارت است از متابعت مریض از تلقین دهنده در آنچه می‌گوید و اگر مریض قادر به سخن گفتن نباشد باز هم مستحب است چون او کلام تلقین دهنده را می‌فهمد و آن را بر ذهن خود جاری می‌کند.[23]

    [23] . شیخ یوسف بحرانی، الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره، نجف، دارالکتب الاسلامیه، سال 1376هـ، ج 3، ص 366 و 367.



    مفاد تلقین:


    الف- شهادتین: گفتن ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و أن محمدا عبده و رسوله.[24]

    [24] . الوسائل، ج 2، ب 36، ح 1، ص 662.

    ب- اقرار به ائمه اثنی عشر و سایر اعتقادات حقه.[25]

    [25] . العروه الوثقی، ج 2، ص 19.

    ج- کلمات خرج: لا اله الا الله الحلیم الکریم لا اله الا الله العلی العظیم سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع و ما فیهن و ما بینهم و رب العرش العظیم و الحمدالله رب العالمین.[26]


    [26] . الوسائل، ج 2، ب 38، ح 1، ص 666.


    2- انتقال محتضر به مصلی

    منظور از مصلی مکانی از خانه محتضر که در آن زیاد نماز می‌خواند.[27] از اخبار بدست می‌آید که این نقل زمانی است که خروج روح از محتضر به سختی باشد.[28]

    [27] . شیخ علی بن حسینی کرکی « محقق ثانی» جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسه آل البیت (علیه السلام) لاحیاء التراث طبع اول، ربیع الاول، 1408هـ، ج 1، ص 352.

    [28] . الجواهر، ج 4، ص 19.


    3- تلاوت قرآن نزد محتضر[29]


    [29] . محقق کرکی، خواندن سوره الصافات و یس را از روایات استفاده کرده است. جامع المقاصد ج 1، ص 353.



    مستحبات بعد از موت[30]



    [30] . باید به این نکته توجه کرد که احتضار زمانی نزدیک به مرگ و قبل از آن است لذا با تحقق مرگ دیگر احتضار به پایان می‌رسد لکن فقیهان برخی از مستحبات بعد از مرگ را در بحث آداب احتضار آورده‌اند. در اینجا نیز طبق روال فقیهان این مستحبات آورده شده است.


    1- بستن چشمان او 2- برهم گذاردن دهان او 3- دراز کردن دستها به پهلوهایش 4- کشیدن و دراز کردن دو پایش 5- پوشاندن او به لباسی 6- روشن کردن چراغ در مکان فوت اگر در شب مرده باشد 7- اعلام و خبر دادن فوت به مؤمنین 8- تعجیل در تجهیز میت مگر در صورتی که مرگ او مشتبه شود که در این صورت یا به علامات موت مراجعه می‌شود و یا تا سه روز صبر می‌کنند.[31]


    [31] . ابومنصور حسن بن یوسف بن مطهر أسدی « علامه حلی» قواعد الاحکام، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، طبع اول، ربیع الثانی، 1413 هـ، ص 22.


    مکروهات


    1- قرار دادن آهن بر روی شکم محتضر 2- حضور جنب یا حائض نزد محتضر این حکم مختص به وقت احتضار است و با تحقق موت از بین می‌رود.[32] 3- تنها رها کردن او 4- لمس کردن محتضر در حال جان دادن 5- تکلم زائر نزد او 6- گریه کردن نزد او


    [32] . الجواهر، ج 4، ص 28 و 29.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    حيات پس از مرگ
    ​

    حيات پس از مرگ از آن روح جاويد مى باشد، نه جسم زوال، چون روح وديعه الهى و از آن خداست و در نهايت به سوى خدا بر مى گردد. در حالى كه جسم از خاك است و عاقبت نيز به خاك تبديل مى شود..

    و خداوند نيز اشاره به عظمت روح چنين مى فرمايد: « وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى وَما أُوتِـيتُمْ مِنَ العِلْمِ إِلاّ قَلِـيلاً ;(2) اى رسول ما كسانى كه از تو درباره روح پرسش مى كنند، در پاسخ به آنان بگو; روح از امر خداست و به شما در اين باره جز علم قليلى اعطا نشده است.»

    آن چيزى كه فرشته مرگ از محتضر به طور كامل تحويل مى گيرد روح است; روحى كه وديعه الهى در پيكر انسان است. روحى كه انسانيّت، انسان وابسته به آن است. روحى كه شخصيّت و بزرگوارى آدمى بر آن استوار است. در نهايت روحى است كه همه فرشتگان به عظمت و بزرگى آن به فرمان الهى مأمور شدند تا او را سجده كنند و مراتب تكريم خود را در برابر او ابراز دارند: « فَإِذا سَـوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِـيهِ مِنْ رُوحِى فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ;(3) پس چون او را آراسته كرد و از روح خويش در او دميد پس از جهت بزرگ داشت او را سجده كنيد.» و اين روح هست كه داراى حيات جاويدان مى باشد. بدن ظاهرى در معرض مرگ و ويرانى قرار مى گيرد، ولى روح از جسم جدا و منتقل به جهان ديگرى مى شود، تا زندگى جاويد و باقى داشته باشد. و آن جاست كه ارواح به يك ديگر ندا مى زنند كه: «آنچه را كه خداوند از روى حق به ما وعده داده بود يافتيم. آيا شما هم به وعده حق پروردگار خود رسيده ايد؟ [ جهنم يان] در پاسخ مى گويند: بلى! ما نيز وعده هاى حقّ خدا را يافتيم.»(4)

    2. اسرى (17) آيه 85 .
    3. حجر (15) آيه 29.
    4. اعراف (7) آيه 44.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : عالم قبر ( برزخ )

    يكى از منازل هولناك سفر آخرت ، قبر است

    ​
    كه در هر روز مى گويد: انا بيت الغربة ، انا بيت الوحشة ، انا بيت الدود ( منم خانه غربت ، منم خانه وحشت ، منم خانه كرم ) (۱)

    این منزل عقبات بسیار سخت و جاهای دشوار و هولناکی دارد که ما در اینجا به چند عقبه آن اشاره می‌کنیم:

    عقبه اول: « وحشت قبر» در کتاب من لا یحضره الفقیه آمده است: زمانی که «میت» را به نزدیک «قبر» می‌آورند، به نا گاه او را داخل قبر قرار ندهند..

    به درستی که برای قبر هول های بزرگی است، و حامل آن از هول مطلع، به خداوند پناه می‌برد. بلکه میت را نزدیک قبر بگذارید و اندکی .. صبر کنید تا استعداد دخول را بگیرد و آمادگی قرار گرفتن در قبر را پیدا کند ؛ سپس اندکی او را پیش تر برید و اندکی صبر کنید ، و آنگاه او را به کنار قبر ببرید.(2)

    مجلسی اول در شرح آن فرموده است: «هر چند روح از بدن مفارقت کرده است و روح حیوانی مرده است ، اما نفس ناطقه زنده است و تعلق او از بدن بالکلیه زایل نشده است و خوف از وحشت قبر و فشار قبر و سؤال ن و منکر و رومان فتّان قبور (3) و عذاب برزخ هست تا آنکه از جهت دیگران عبرت است که تفکر کنند چنین واقعه ای در پیش دارند...

    در حدیث حسن از « یونس » منقول است که گفت : حدیثی از حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) شنیده ام که در هر خانه ای که به خاطرم می رسد ، آن خانه با وسعتش بر من تنگ می شود ؛ و آن ، این است که فرمودند: «چون میت را به کنار قبری بری، ساعتی او را مهلت ده تا استعداد سؤال ن و منکر را پیدا کند.»(4)

    روایت شده از « براء بن عازب » _ که یکی از معروفین صحابه است _ که گفت : ما در خدمت حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودیم که نظر ایشان به جماعتی افتاد که در محلی جمع گشته بودند . پرسیدند: چرا مردم اجتماع کرده اند؟ گفتند: جمع شده اند و قبر می کنند. «براء» گفت: چون حضرت اسم قبر را شنید، شتاب کرد در رفتن به سوی آن تا خود را به قبر رسانید، پس به زانو کنار قبر نشست. من به طرف دیگر مقابل روی آن حضرت رفتم تا تماشا کنم آن حضرت چه می کنند . دیدم: گریست به حدی که از اشک چشم خود خاک را تر کرد . پس از آن رو کرد به ما و فرمود: «إخوانی لمثل هذا فأعِدّوا» «برادرانم مثل این مکان تهیه ببینید و آماده شوید.»(5)


    پانوشتها:
    1- بحارالانوار : ج 6 ، ص 266 ، ب 8 ، ح 115 . در ادامه حدیث آمده است : « أنا القَبر ، أنا رَوضَةٌ مِن ریاضِ الجَنّة اَو حُفـرَة مِن حُفـَر النار .»
    2- من لا یحضره الفقیه : ج 1 ، ص 170 .
    3- « رومان فتان القبور » یعنی فرشته ای که آزمایش کننده (اهل ) فبر ها می باشد . نقل شده که : « رومان نام فرشته ای است که پیش از ن و منکر در قبر می آید و آدمی را می آزماید .... » . صحیفه سجادیه : دعای سوم ، ص 37 ، ترجمه مرحوم فیض الاسلام ، چاپ انتشارات جامعه مدرسین .
    4- لوامع صاحبقرانی : ج 2 ، ص 400 .
    5- مستدرک الوسائل : ج 2 ، ص 465 ، ب 74 ، ح 2476
     
    یک شخص از این تشکر کرد.