سلام دوستان اول يه توضيح كوتاه در مورد جن مي دم بعد لطفا نظر بديد. [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]۱- جن جانوريست داراي شعور و فیزیکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]demon ياjinnنام گرفته است. جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست.[/FONT][/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]
اون نسخه ناقص بود اين نصخه كامله هدف از آفريدن اجنه چه بوده است؟ خداوند جن ها را براي همان هدفي خلق كرده كه انسان را براي آن آفريده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». الذاريات: 56 (من پريها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريدهام) . بنابر اين جن ها مكلف به اوامر و نواهي هستند و هر كدام از آنها كه اطاعت كنند، خداوند از وي خشنود مي شود و او را به بهشت مي برد و هر كدام كه معصيت و سركشي كند، به دوزخ مي رود. آيات زيادي دال بر اين مدعا هستند: روز قيامت خداوند خطاب به جن و انسهاي كافر و بمقصد توبيخ و ساکت کردنشان چنين ميفرمايد:«يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ». الأنعام: 130 ((در آن روز خداوند بديشان ميگويد:) اي جنّيان و اي انسانها! آيا پيغمبراني از خودتان به سوي شما نيامدند و آيات (كتابهاي آسماني) مرا برايتان بازگو نكردند و شما را از رسيدن بدين روز (و روبرو شدن در آن با خدا) بيم ندادند؟ (پس چگونه اين روز را فراموش كرديد و در تكذيب آن كوشيديد؟ در پاسخ) ميگويند: ما عليه خود گواهي ميدهيم (و اقرار ميكنيم كه پيغمبران آمدند و آئين خدا را تبليغ كردند و ما را از قيامت ترساندند، ولي ما ايشان را تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند چيزي را از سوي خود نفرستاده است و جز زندگي اين جهان، زندگي ديگري وجود ندارد . آري) زندگي جهان، آنان را گول زد و (به خود مشغول داشت و امروز جز اعتراف چارهاي ندارند و) عليه خود گواهي ميدهند (و ميگويند) كه ايشان كافر بودهاند (و مستحقّ عذاب جاويدان و خوفناك يزدانند)) . آيه مذكور دال بر اين مطلب است كه شريعت و احكام خداوند به جن ها ابلاغ شده است و نزد آنان پيامبراني كه آنان را تبليغ و انذار كنند، آمده اند. آيه زير دال بر اين مطلب است كه جن ها روز قيامت معذب مي شوند: «قَالَ ادْخُلُواْ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِي النَّارِ ». الأعراف: 38 ((در روز قيامت خداوند به اين كافران) ميگويد: به همراه گروهها و دستههائي از كافران انس و جنّي كه پيش از شما (در دنيا مدّتي زندگي كردهاند و آن گاه از جهان) رفتهاند وارد آتش دوزخ شويد!). و مي فرمايد:«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ». الأعراف: 179 (ما بسياري از جنّيان و آدميان را آفريده و (در جهان) پراكنده كردهايم). «لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ». السجدة: 13 (من مقرّر كردم كه دوزخ را از جملگي افراد (بيايمان و گناهكار) جنّ و انس پر كنم). آيه زير دلالت بر اين دارد كه جن هاي مؤمن به بهشت مي روند: «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ * فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ». الرحمن: 46 - 47 (هر كسي كه از مقام پروردگار خود بترسد، باغهائي (در بهشت) دارد. پس كداميك از نعمتهاي پروردگار خود را تكذيب و انكار ميكنيد؟! ) . مخاطب در اين آيه جنيان و انسان ها هستند، زيرا در آغاز سوره طرف سخن اين دو گروه هستند و در آيه قبلي از جانب خداوند در حق جن ها اظهار منت و احسان شده مبني بر اينكه آنها به بهشت خواهند رفت. اگر جن ها به بهشت نايل نمي شدند، خداوند اين منت را به رخ آنها نمي كشيد. ابن مفلح در كتابش «الفروغ» مي نويسد: در مجموع جن ها مكلّف هستند، جن هاي كافر باجماع علماء و مذاهب به دوزخ مي روند و جن هاي مؤمن بنابر عقيده امام مالك و شافعي به بهشت مي روند. آنها مانند چهار پايان خاك شده از بين نمي روند. پاداش جن هاي مؤمن نزد امام مالك و شافعي نجات از دوزخ است به خلاف امام ابوحنيفه، ليثب ابن سعد و موافقينشان. ابن مفلح مي گويد: از ظاهر قول اول چنين بر مي آيد كه: جن ها به اندازه ثواب و پاداش خود به بهشت خواهند رفت، بر خلاف عقيده كساني (امثال: مجاهد) كه معتقد هستند جنيان نمي خورند و نمي آشامند. يا اينكه جن ها در اطراف بهشت خواهند بود (امثال: عمربن عبدالعزيز). ابن حامد مي گويد: «جن ها در تكليف و عبادت مانند انسانها هستند».( لواضع انوار البهيته: 2/222 – 223 .) علامه شبلي بابي را با اين عنوان «باب في ان الجن مكلفون باجماع اهل النظر» مطرح كرده و در آن از حضرت عمر بن عبدالعزيز چنين نقل مي كند؛ جنيان نزد بعضي ها به دليل آيه زير مكلف و مخاطب هستند:«فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ». الرحمن: 47 (پس كداميك از نعمتهاي پروردگار خود را تكذيب و انكار ميكنيد؟! ). امام رازي در تفسير خود مي گويد:« همه اتفاق دارند كه تمام جن ها مكلف هستند.» و شبلي از قاضي عبدالجبار چنين نقل مي كند: در اين مساله كه جن ها به اعتقاد اهل نظر مكلف هستند، اختلافي را نميبينم و بعضي از نويسندگان از فرقه حشويه چنين نقل كرده اند:« جن ها در افعال خود مضطر، يعني مجبورند، پس آنها مكلف نيستند.» شبلي دلائلي را به شرح زير براي مكلف بودن جن ها ارائه مي دهد: در قرآن شياطين مورد لعن و نفرين قرار گرفته اند، خداوند از شرارت و مصيبت آنها ما را بر حذر داشته است، عذابي را كه براي آنها تدارك ديده، بيان نموده است. خداوند اين خصلت ها را درباره كساني بيان مي كند كه با اوامر و نواهي او مخالفت كرده باشد و مرتكب كبيره و هتك حرمت شده باشند و در عين حال قادر به نكردن آنها نيز بوده و توان انجام عملي مخالف آن را نيز داشته باشند. دليل ديگري براي مكلف بودن جن ها اين است كه لعن و نفرين شياطين و بيان حال آنها از مسائل مهم دين اسلام بوده است و قرآن فرموده است كه آنها بسوي شر و معاصي دعوت مي كنند و گناه را در دلها ايجاد مي كنند. همه اين مطلب بر مكلف بودن آنها دلالت دارند . دو آيه زير نيز دال بر تكليف جن ها مي باشند: «قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا».الجن: 1 – 2 ابن تيميه مي فرمايد: «جن ها بر حسب توان خود در اصول و فروع مامور و مكلف هستند . آنها در تعريف و حقيقت خود مانند انسانها نيستند. پس لازم نيست كه اوامر و نواهي آنها مانند اوامر و نواهيي باشند كه انسانها بدان مخاطب هستند، البته جن ها در جنس تكليف به امر و نهي با انسانها شريكند هم چنين در تحليل و تحريم و در اين باره بين مسلمانان اختلافي را نميبينم». غرايب و عجايب الجن ،للشبلي: ص 49. قدرت و توانايي اجنه ها در چه حدي است؟ خداوند به جن ها تواني داده كه به انسانها نداده و خداوند از برخي قدرت و توان آنها براي ما سخن گفته است . مانند: 1- سرعت حركت و انتقال عفريتي از جن ها با حضرت سليمان عليه السلام تعهد كرد كه عرش ملكه يمن را در مدتي كمتر از اينكه شخصي از جايش بلند شده و بنشيند، در محضر او حاضر كند: «قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ * قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ». النمل: 39 - 40 (عفريتي از جنّيان گفت: من آن را براي تو حاضر ميآورم پيش از اين كه (مجلس به پايان برسد و) تو از جاي برخيزي . و من بر آن توانا و امين هستم. كسي كه علم و دانشي از كتاب داشت گفت: من تخت (بلقيس) را پيش از آن كه چشم بر هم زني، نزد تو خواهم آورد . هنگامي كه سليمان تخت را پيش خود آماده ديد، گفت: اين از فضل و لطف پروردگار من است . (اين همه قدرت و نعمت به من عطاء فرموده است) تا مرا بيازمايد كه آيا شكر (نعمت) او را بجا ميآورم يا ناسپاسي ميكنم . هر كس كه سپاسگزاري كند تنها به سود خويش سپاسگزاري ميكند، و هر كس كه ناسپاسي كند، پروردگار من بينياز (از سپاس او و) صاحب كرم است (و سفره كريمانه انعام خود را از شكرگزار و ناشكر قطع نميكند)). 2- سبقت گرفتن از انسانها در عرصه فضا جن ها از دير زمان به سوي آسمانها سعود مي كردند و از اخبار آسمانها استراق سمع مي كردند تا هر حادثه را قبل از وقوع بدانند، آنها بعد از مبعث رسول الله صلي الله عليه وسلم به حراست آسمانها افزودند: «وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا * وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا». الجن: 8 - 9 (ما قصد آسمان كرديم، و همه جاي آن را پر از محافظان و نگهبانان نيرومند (ملائكه) و شهابها (ي سوزنده) يافتيم. ما (پيش از اين) در گوشهها و كنارهاي آسمان براي استراق سمع مينشستيم (و كسب خبر ميكرديم) ولي اكنون هر كس بخواهد گوش فرا دهد، شهاب آمادهاي را در كمين خود مييابد كه به سوي او نشانه ميرود). رسول الله صلي الله عليه وسلم نحوه استراق سمع را چنين توضيح داده است: وقتي خداوند مي خواست كاري انجام گيرد فرشتگان بمنظور اطاعت از وي پرهاي خود را مانند زنجيري بر صخره اي مي زدند. وقتي اضطراب دلهايشان زدوده شد، با هم مي گفتند: پروردگار چه فرمود؟ مي گويند: هر آنچه گفته حق است، او برتر و بزرگ است. استراق كنندگان اين گفتگوي فرشتگان را مي شنيدند و آن را به ديگران منتقل مي كردند، آنها نيز آن را به دستهي ديگري منتقل ميکنند، تا اينکه در نهايت آن کلمهي استراق شده را به ساحر يا کاهني ميرسانند، چه بسا ممکن است قبل از رساندن آن کلمه به ساحر و يا کاهن شهاب سنگي آن را نشانه بگيرد و کسي از آن اطلاع نيابد، و ممکن است هيچ شهاب سنگي آن را نپيمايد و به دست کسي بيفتد، از اينرو به وسيلهي آن يک کلمه صحيح و درست صد کلمهي دروغ را رديف مينمايد، زيرا مردم ميگويند: مگر فلان روز چنين و چنان نگفت که درست از آب درآمد؟ پس با توجه به کلمهي درستي که از آسمان استراق نموده تمامي دروغهاي وي تصديق ميشوند. 3- آگاهي جنيان از كار بنائي و صنعت خداوند به ما خبر داده است كه جنياني را براي حضرت سليمان مسخر گردانيده بود، لذا جن ها كارهاي زيادي را انجام داده اند كه به نيروي عظيم و تيز هوشي و مهارت نياز داشتهاند: «وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ * يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ ». سبأ: 12 - 13 (و پروردگارش گروهي از جنّيان را رام او كرده و در پيش او كار ميكردند و اگر يكي از آنها از فرمان ما سرپيچي ميكرد (و به سخن سليمان گوش نميداد، كيفرش ميداديم و) از آتش سوزان بدو ميچشانديم. آنان هر چه سليمان ميخواست برايش درست ميكردند، از قبيل: پرستشگاههاي عظيم، مجسّمهها، ظرفهاي بزرگ غذاخوريِ همانند حوضها، و ديگهاي ثابت (كه از بزرگي قابل جابه جائي نبود)). 4- توانايي بر تغيير شکل جن ها ميتوانند خود را به شكل انسانها و حيوانات در آورند، شيطان در جريان غزوه بدر به شكل و صورت سراقه بن مالك نزد مشركين آمد و آنان را وعده پيروزي و كمك داد، اين آيه در همين راستا نازل شده است:«وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ ». الأنفال: 48 ((به ياد آور) زماني را كه اهريمن (با وسوسههاي خود) اعمالشان را در جلو ديدگانشان ميآراست و ميگفت: امروز هيچ كس نميتواند بر شما پيروز شود و من، همپيمان و ياور شما هستم). اما وقتي سپاه اسلام و لشكر كفر به پيكار همديگر رفتند و شيطان، فرشتگان را ديد كه از آسمان فرود مي آمدند، پشت داد و فرار كرد:«فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ ». الأنفال: 48 (امّا هنگامي كه دو گروه (مؤمنان و كافران) همديگر را ديدند (و روياروي شدند) بر پاشنههاي خود چرخيد (و از عهد و پيمان خود دست كشيد) و گفت من از شما بيزار و گريزانم . من چيزي را ميبينم كه شما نميبينيد. من از خدا ميترسم). داستان زيبايي براي ابوهريره پيش ميآيد كه بخاري آن را روايت كرده است، حضرت ابوهريره رضي الله عنه مي گويد: رسول الله صلي الله عليه وسلم مرا مأمور حفاظت (زكات رمضان) صدقه فطر كرده بود، شخصي آمد و با مشت هاي پر از گندم برداشت، دستش را گرفتم و گفتم: به خدا سوگند! تو را نزد رسول الله مي برم . گفت: عيال من زياد است و من نيازمندم. ابوهريره گفت: من او را رها كردم، صبح روز بعد، رسول الله صلي الله عليه وسلم از من پرسيد: امشب زنداني را چه كار كردي؟ عرض كردم: شدت احتياج و كثرت فرزندانش را عنوان كرد، به حالش ترحم نموده او را رها كردم. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: دروغ گفته است و دوباره بر مي گردد. ابوهريره مي گويد: اذعان كردم كه بر مي گردد. زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم خبر داده بود كه بر مي گردد، از اينرو در كمين نشستم، بار ديگر آمد و به برداشتن گندم مشغول شد، دستش را گرفته، گفتم تو را پيش رسول الله صلي الله عليه وسلم مي برم، گفت: مرا رها كن، من نيازمندم و عيالم سنگين است، بار ديگر بر نمي گردم، پس بحالش ترحم كردم. صبح رسول الله صلي الله عليه وسلم از من پرسيد: اي ابوهريره! زنداني تو چه كرد؟ عرض كردم: اي رسول الله صلي الله عليه وسلم! شدت نياز و سنگيني عيالش را مطرح كرد، بحالش ترحم نموده و او را رها كردم. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: با تو دروغ گفته دوباره برمي گردد. براي بار سوم آمد، همان صحبت هاي دو شب گذشته ميان من و او تكرار شد، گفتم تو هر بار وعده مي كني و به وعده ات عمل نمي كني. گفت: مرا رها كن، كلماتي را برايت مي گويم و نشان مي دهم كه برايت مفيد خواهد بود. گفتم: آن كلمات چه هستند؟ گفت: هرگاه به رختخواب مي روي، آيه الكرسي (الله لا اله الا هو الحي القيوم) را تلاوت كن . در چنين حالتي همواره از جانب خداوند محافظي بر تو گماشته مي شود و تا صبح هيچ شيطان و جني نزد تو نخواهد آمد، آنگاه او را رها كردم. رسول الله صلي الله عليه وسلم از من سؤال كرد، امشب با زندانيت چه كار كردي؟ عرض كردم: اي رسول خدا! او گفت چند كلمات را به تو ياد مي دهم كه خداوند بوسيله آنها به تو فايده مي رساند، لذا من او را رها كردم. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: آن كلمات چه هستند؟ عرض كردم: به من گفت هرگاه موقع خواب آيه الكرسي را تا آخر تلاوت كني، همواره از جانب خداوند محافظي بر تو گماشته مي شود و تا صبح هيچ جن و شيطاني نزد تو نخواهد آمد. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: او راست گفته است، ولي او دروغگو است و فرمود: اي ابوهريره! آيا مي داني در اين سه شب چه كسي تو را مخاطب قرار داده است؟ عرض كردم: خير. فرمود: او شيطان بوده است.( بخاري: 4/482 شماره:2311 .) اين شيطان به صورت انسان پيش ابوهريره آمده است، گاهي شيطان به صورت حيوان: شتر، الاغ، گاو، سگ و گربه پيش آدمي مي آيد. اغلب بصورت سگ و گربه سياه ظاهر مي شود. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است: رد شدن سگ سياه از جلو نمازگزار، نماز را قطع مي كند و علت آن را چنين بيان نموده است كه سگ سياه شيطان است .( مسلم: 1/365 شماره: 510 .) ابن تيميه مي فرمايد: سگ سياه، شيطان سگ ها است و جن در اغلب اوقات بصورت سگ سياه ظاهر مي شود، هم چنين در شكل و صورت گربه سياه نيز ظاهر مي شود، زيرا رنگ سياه جامع قدرت و نيروي شيطاني و حاوي حرارت بيشتري ميباشد. مسكن، منازل و مجالس اجنه ها چگونه است؟ جنيان روي زميني سكونت دارند كه ما انسانها در آن زندگي مي كنيم، اغلب جمعيت آنها در خرابه، جنگل، زباله دان و جاهاي نجس و گنديده و مقابر زندگي مي كنند. بنابر گفته علامه ابن تيميه اغلب دراويشي كه دوست و رفيق شياطين هستند به اين گونه جاها پناه مي برند كه شياطين در آن زندگي مي كنند. عُمْر و مرگ اجنه چقدر و چگونه است؟ بدون ترديد جن ها كه شياطين نيز از زمره آنها هستند، مي ميرند، زيرا همه آنها مشمول آيه زير مي باشند: «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ * فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» الرحمن: 26 - 28 (همه چيزها و همه كساني كه بر روي زمين هستند، دستخوش فنا ميگردند. و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو ميماند و بس. پس كداميك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب ميكنيد و انكار مينمائيد؟! ) در صحيح بخاري از حضرت ابن عباس رضي الله عنه روايت شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: « أعوذ بعزتك، الذي لا إله إلا أنت، الذي لا يموت، والجن والإنس يموتون». (به عزت قدرت تو پناه مي برم كه معبودي سواي تو وجود ندارد، تو معبودي هستي كه نمي ميري و جن و انس مي ميرند). اعراف: 14-15 . البته مقدار عُمْر آنها براي ما معلوم نيست، مگر اينكه درباره ابليس لعين آمده است كه تا قيامت زنده مي ماند: «قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ * قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ». الأعراف: 14 - 15 ((اهريمن) گفت: مرا تا روزي مهلت ده و زنده بدار كه (قيامت نام است و مردمان در آن زنده ميشوند و از گورها) برانگيخته ميگردند. (خداوند) گفت: شما از زمره مهلت يافتگاني (و مدّتهاي مديد در زمين ماندگار ميماني)). سواي شيطان عُمْر ديگران براي ما معلوم نيست. البته جنيان از انسانها عمر طولاني تري دارند. از جمله دلائل مرگ و مير جنيان اين است كه خالد بن وليد «شيطانة العزي»؛ (درختي که مردم عرب آن را عبادت ميکردند) را به قتل رساند و يكي از صحابه جني را كه خود را به شكل اژدها در آورده بود، هلاك كرد – در احاديث از خواندن نماز در حمام بدليل نجاست و سكونت شياطين در آنها نهي شده. در گورستانها نيز بدليل منجر شدن به شرك، نماز خواندن ممنوع است . شياطين به كثرت در جاهايي كه مي توانند فساد را گسترش دهند زندگي مي كنند، مانند: بازارها، مراكز رفت و آمد تودهي مردم. حضرت سلمان خطاب به بعضي از يارانش مي فرمود: تا مي توانيد از نخستين كساني نباشيد كه وارد بازار مي شوند و در آخر همه بيرون مي روند . زيرا بازار ميدان نبرد شياطين هستند و در بازارها پرچم خود را باهتزاز در مي آورند. شياطين شب را در خانه هاي مسكوني مردم مي گذرانند. خواندن «بسم الله»، ذكر خدا و بخصوص خواندن سوره بقره، آية الكرسي آنها را از خانه ها بيرون مي راند. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: موقع تاريك شدن هوا كودكان را مراقبت كنيد، زيرا شياطين در اين برهه از زمان به كثرت وارد محل زندگي مردم مي شوند. متفق عليه . شياطين از اذان فرار مي كنند و در ماه مبارك رمضان به زندان انداخته مي شوند. شياطين نشستن زير سايه و آفتاب را دوست دارند، اينجا است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم از نشستن زير سايه و آفتاب منع كرده است.( سنن و غيره.) آيا اجنه ها ازدواج مي کنند؟ از ظواهر امر پيداست كه جن ها نكاح و ازدواج مي كنند و بعضي از علماء از آيه زير بر ازدواج و نكاح جن ها استدلال كرده اند . خداوند درباره همسران اهل بهشت مي فرمايد: «لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ». الرحمن: 56 (و پيش از آنان كسي از انسانها و پريها با ايشان نزديكي و مقاربت نكرده است). «طمث» در لغت عرب بمعني جماع است . بعضي ها گفته اند: «طمث» جماعي است كه با خون ريزي همراه باشد . سفاريني حديثي را كه به لحاظ سند محل كلام است، بشرح زير بيان مي كند: « إن الجن يتوالدون، كما يتوالد بنو آدم، وهم أكثر عدداً »( ابن ابي حاتم و ابو شيخ في: العظمة عن.) (همانا جن ها مانند بني آدم زاد و ولد مي كنند و تعداد جن ها از تعداد اولاد آدم بيشتر است). قطع نظر از صحت و سقم حديث، آيه مذكور به صراحت دلالت دارد بر اينكه جن ها مجامعت مينمايند و با بودن آيه نيازي به دليل ديگر نيست . خداوند به ما خبر داده است كه شيطان داراي اولاد و ذرية است، خداوند در جريان نكوهش از كساني كه با شيطان و اولادش دوستي دارند مي فرمايد: «أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ». الكهف: 50 (آيا او و فرزندانش را با وجود اين كه ايشان دشمنان شمايند، به جاي من سرپرست و مددكار خود ميگيريد؟!). قتاده مي گويد: فرزندان شيطان مانند بني آدم زاد و ولد مي كنند و جمعيت آنان از جمعيت اولاد آدم بيشتر است. (لقط المرجان: ص 51 .) گروهي بر اين عقيده اند كه جن ها نمي خورند، نمي آشامند و ازدواج نمي كنند . دلائلي كه در مباحث گذشته از قرآن و سنت ارائه داديم، صحت اين قول را تأييد مي كند . خوردني و نوشيدني اجنه ها چيست؟ جنيان –كه شياطين نيز از آنها هستند – مي خورند و مي نوشند. در صحيح بخاري آمده است: حضرت ابوهريره رضي الله عنه گويد: رسول الله صلي الله عليه وسلم به من امر كرد تا براي استنجاء سنگي را بياورم و فرمود: استخوان و مدفوع حيوان نياوري . وقتي حضرت ابوهريره درباره رمز و راز عدم استفاده از استخوان و مدفوع سوال كرد؟ رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: « هما من طعام الجن، وإنّه أتاني وفد جن نصيبين – ونعم الجن – فسألوني الزاد، فدعوت الله لهم: أن لا يمروا بعظم ولا بروثة إلا وجدوا عليها طعماً». بخاري: 7/171، شماره: 3860 (اين دو غذاي جن ها هستند و هيئتي از جنيان نصيبين (كه جن هاي خوبي هستند) نزد من آمدند و درباره زاد و توشه خود از من سؤال كردند. من از خداوند خواسته و در حق آنان دعا كردم كه از كنار هيچ استخوان و مدفوعي نگذرند و رد نشوند، مگر اينكه غذاي خود را از آن دريابند). در سنن ترمذي به سند صحيح از علامه ابن مسعود رضي الله عنه روايت شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: « لا تستنجوا بالروث، ولا بالعظام، فإنّه زاد إخوانكم من الجن». ترمذي: 1/8 شماره: 17 (با استخوان و مدفوع حيوانات استنجاء نكنيد، همانا آن توشه برادران جن شما هستند). در صحيح مسلم از ابن مسعود رضي الله عنه روايت شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: « أتاني داعي الجن، فذهبت معه، فقرأت عليهم القرآن» (دعوتگر جن ها نزد من آمد، همراه با او رفتم و قرآن را براي آنان تلاوت كردم) او مرا با خود برد، آثار جنيان و آثار اتش آنان را به من نشان داد . جن ها از رسول الله صلي الله عليه وسلم زاد و توشه خواستند و رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: هر استخواني كه نام خداوند روي آن گفته شود و در دست شما قرار گيرد، مملو از گوشت مي شود و هر مدفوعي از حيوانان براي دامهاي شما علوفه است، بعد رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: با اين دو چيز (استخوان و مدفوع حيوان) استنجاء نكنيد . آنها طعام برادران جني شما هستند. مسلم: 1/332، شماره: 450. علت نهي از استنجاء به مدفوع تنها طعام بودن آن براي جن ها يا براي دام هاي آنها نيست، بلكه رسول الله صلي الله عليه وسلم علل ديگري را نيز براي آن بيان داشته. رسول الله صلي الله عليه وسلم تصريح كردند كه مدفوع حيوانها نجس هستند، رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است كه: شيطان با دست چپ طعام مي خورد و به ما امر كرده است تا با وي مخالفت كنيم . در صحيح مسلم از حضرت ابن عمر رضي الله عنه روايت شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: « إذا أكل فليأكل بيمينه، وإذا شرب فليشرب بيمينه، فإن الشيطان يأكل بشماله، ويشرب بشماله». (هر كسي از شما طعام مي خورد، با دست راست بخورد و هر گاه مي نوشد با دست راست بنوشد، زيرا شيطان با دست چپ مي خورد و مي نوشد) . مسلم: 3/1598، شماره: 2020 در صحيح مسلم آمده است: « إذا دخل الرجل بيته فذكر الله عند دخوله وعند طعامه، قال الشيطان: لا مبيت لكم ولا عشاء، وإذا دخل فلم يذكر الله عند دخوله، قال الشيطان: أدركتم المبيت، وإذا لم يذكر الله عند طعامه، قال: أدركتم المبيت والعشاء». (هرگاه انسان وارد خانه شد و «بسم الله» را بر زبان جاري نمود و خدا را ياد كرد و موقع غذا خوردن «بسم الله» را بر زبان جاري نمود، شيطان به لشكريان خود مي گويد: براي شما در اين خانه نه غذائي وجود دارد و نه جاي خوابي و هرگاه به موقع داخل شدن به خانه «بسم الله» را نگويد، و خدا را ياد نكند، شيطان مي گويد: اينجا جاي خواب و غذاي شما است). اين نصوص قطعاً دال بر اين مطلب هستند كه شيطان مي خورد و مي نوشد . همانطور كه انسانها از خوردن گوشتي كه موقع ذبح نام خداوند روي آن ذكر نشده منع ميشوند، جن هاي مؤمن نيز از استفاده از استخواني كه نام خدا روي آن ذكر نشده منع شده اند، پس استخواني كه نام خدا روي آن ذكر نشده براي جنيان مؤمن حلال نيست و جنيان كافر از آن بهرهمند ميشوند، زيرا شياطين طعامي را كه نام خدا و «بسم الله» براي آن گفته نشده است براي خود حلال مي دانند. بنابر همين حديث برخي علماء بر اين عقيده اند كه ميته – مردا – طعام و غذاي شياطين است . چون نام خداوند – بسم الله – بر آن گفته نشده است. علامه ابن قيم از آيه: «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ »المائدة: 90 (ميخوارگي و قماربازي و بتان (سنگيي كه در كنار آنها قرباني ميكنيد) و تيرها (و سنگها و اوراقي كه براي بختآزمائي و غيبگوئي به كار ميبريد، همه و همه از لحاظ معنوي) پليدند و (ناشي از تزيين و تلقين) عمل شيطان ميباشند). استنباط كرده كه مسكرات شراب شيطان است، پس شيطان از شرابي مي نوشد كه دوستان او بدستور او آن را ساخته اند و شيطان در ساختن آن با دوستان خود شريك است، لذا آنان شيطان را در نوشيدن شريك خود مي كنند، در گناه و عذاب نيز شيطان شريك آنان است. روايتي كه امام نسائي از عبدالله بن يزيد آن را ورايت كرده است، استنباط ابن قيم را تاييد مي كند . عبدالله بن يزيد مي گويد: حضرت عمر بن خطاب رضي الله عنه ضمن نامهاي براي ما نوشت: «أما بعد: فاطبخوا شرابكم حتى يذهب منه نصيب الشيطان؛ فإن له اثنين، ولكم واحد».( سنن نسائي: 3/1154، شماره: 5275 .) (شراب تان را بجوشانيد تا اينكه سهم شيطان از آن بيرون رود، زيرا دو سهم آن مال شيطان و يك سهم آن براي شما است). گروهي بر اين عقيده اند كه جن ها نمي خورند، نمي آشامند و ازدواج نمي كنند . دلائلي كه در مباحث گذشته از قرآن و سنت ارائه داديم، صحت اين قول را تأييد مي كند . بعضي علماء بر اين باورند كه جن ها، انواع مختلفي دارند: بعضي مي خورند و مي نوشند و بعضي ها چنين نيستند . وهب بن منبه مي گويد: « الجنّ أجناس، فأمّا خالص الجن فهم ريح لا يأكلون، ولا يشربون، ولا يموتون، ولا يتوالدون، ومنهم أجناس يأكلون، ويشربون، ويتوالدون، ويتناكحون، ويموتون، قال: وهي هذه السعالي والغول وأشباه ذلك».( ابن جرير آن را گزارش کرده است؛ «لوامع الا نوار: 2/222».) (جن انواع مختلفي دارند، جن خالص مانند باد هستند، نمي خورند، نمي نوشند و نمي ميرند و زاد ولد ندارند – گروهي يا جنسي ديگر از آنها مي خورند، مي نوشند، زاد ولد دارند، ازدواج مي كنند و مي ميرند . دسته دوم همان سعالي، غول و امثال آنها هستند). البته اين ادعاي وهب ابن منبه نياز به دليل دارد و هيچگونه دليلي ارائه نشده است . بعضي از علماء درباره نحوه خوردن جن ها صحبت كرده اند، آيا مي جويند يا مي بلعند يا اينكه استشمام مي كنند، اما لازم به ذکر است که صحبت كردن پيرامون اين موضوع خطا و اشتباه است، زيرا ما از كيفيت خوردن اطلاع نداريم و خداوند و رسولش در اين باره سخني نگفته اند . دلائل وجود اجنه چيست؟ 1- وجود جن از بديهيات است ابن تيميه مي فرمايد: « هيچ يك از فرقه هاي اسلامي درباره وجود جن و در اين باره كه خداوند، حضرت محمد صلي الله عليه وسلم را به طرف جن ها فرستاده، اختلاف نظر ندارند. اهل كتاب نيز از يهود و نصاري مانند مسلمانان وجود جن را مي پذيرند، اما در ميان آنان تعداد اندكي كه منكر وجود جن هستند، ديده مي شوند. همانطور كه اين تعداد اندك ميان مسلمانان نيز وجود دارد، ماننده: فرقه جهمية و معتزله هر چند که جمهور آنها و ائمههايشان نيز به وجود جن اعتقاد دارند. آري، وجود جن از احاديث و سخنان پيامبران به تواتر رسيده است و علم به وجود آنها از بديهيات دين است و بطور بديهي مسلم است كه جن ها زنده، عاقل و صاحب اراده هستند حتي مأمور و آماده انجام فرمان مي باشند . جن ها صفات يا اعراض قائم به ذات انسان يا غير انسان نيستند، آنطور كه منحرفان و ملحدان عقيده دارند؛ آري وقتي كه وجود جنيان به تواتر از سخنان پيامبر ثابت است، تواتري كه عامه مردم نيز از آن آگاهي دارند و خواص نيز از آن مطلع اند، براي گروهي و كساني كه خود را منتسب به پيامبران مي دانند، شايسته نيست كه منكر وجود آنها شوند .( مجموعه الفتاوي: 19/10 .) وي مي فرمايد: « همه فرقه هاي مسلمان به وجود جن ها معترف هستند و جمهور کافراني همچون تودهي اهل کتاب و اغلب مشركين عرب و غير آنان از فرزندان حام و همچنين جمهور كنعانيون و يونانيان از فرزندان يافث نيز به وجود جن ها معتقد هستند – بنابراين اغلب فرقه ها و گروه ها به وجود جن اعتراف دارند. » (مجموعه الفتاوي: 19/13 .) امام الحرمين مي گويد: علماء در عصر صحابه و تابعين بر وجود جن و شياطين اتفاق نظر داشتند و همه آنان از شرارت جن و شياطين به خداوند پناه ميجستند – هيچ انساني كه متدين و متمسك به دين باشد عليه اين ديدگاه سخن نگفته است.( آكام المرجان: ص 4 .) 2- نصوص قرآن و حديث نصوص زيادي كه مؤيد و مثبت وجود جن هستند نقل شده است . خداوند مي فرمايد: « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا». الجن: 1 ((اي محمّد! به امت خود) بگو: به من وحي شده است كه گروهي از پريان (بهتلاوت قرآن من) گوش فرا دادهاند و (پس از مراجعت به ميان قوم خود، بديشان) گفتهاند: ما قرآن زيبا و شگفتي را شنيدهايم). و « وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا». الجن: 6 (و كساني از انسانها به كساني از پريها پناه ميآوردند، و بدين وسيله بر گمراهي و سركشي ايشان ميافزودند). اينگونه آيات و نصوص بسيار زياد هستند و در صفحه هاي اين كتاب ذكر شده اند . هر چند كه به دليل كثرت و شهرت آنها نيازي به ذكر آنها نيست . 3- مشاهده و رؤيت بسياري از مردم عصر ما و دوران گذشته جن را مشاهده و رؤيت كرده اند . هر چند بسياري از مردم آنها را ديده و صداي آنها را شنيده اند اما ندانستهاند كه آنها جني بوده اند، گمان كرده اند كه آنها «ارواح» هستند يا آنها را مردان غيب يا مردان فضا پنداشته اند . ارزشمندترين و رائج ترين دليل در اين باره رؤيت خود رسول الله صلي
طبق تحقیقات مشتیتون چن وچود داره و اینکه موکل دار ها دعاخون های موکل دار با جن کافر در ارتباطند بنظرم چرته وقتی روانشناسا قدرت فهمیدن وجود ماوراییو ندارن میگن بیمار روانی.. بنظرم هنوز انسان هاو علم قدرت فهمیدن این ادمارو نداره و با گفتن دیوونه و روانی پروندشونو بستن به شدت اعتقاد دارمو خبراشو قبلا شنیدم حتی یه فیلمش که جنرو از وجود کسی بیرون کشیدند البته فقط اولش رو چون وحشتناک بود..
جن و خیلی چیزای دیگه وجود دارند اما هرگز کسی آنها را ندیده و نخواهد دید و هیچ نقشی در زندگ بشر ندارند که کسی بخواهد از آنها بترسد یا با آنها رفت و آمد کند اسم آنها جن است که به معنی مستور و پوشیده و در نتیجه نا دیدنی میباشد ممکن است بعضی انسانها دچار توهم حضور جن شوند و بترسند که با گفتن یک بسم الله مشکلشون حل میشه
به نام تو ای بخشنده مهربان مونس و منجی بندگان پروردگار انس و جن حافظ و حامی مطمئن آنگاه که استماع کردند جنیان آیات قرآن را با دل وجان به خیر و صلاح هدایت گشتند ایمان آورده، دست از شرک برداشتند ایمان به خدای بلندمرتبه جفت و فرزندی هرگز نداشته آنانکه دروغ بستند به خدا سفیهان و بی خردانند حقا با دروغ و افترا بر خدای متعال توجیه کردند کردار و اعمال پناه می برند مردمانی از بشر به غیر خدا از گروه جن شر سخت بیفزایند بر جهلشان کسانیکه احاطه گشت غرور بر ذاتشان پیش ازاین بآسمان بر می شدند در کمین شنیدن اسرار وحی بودند آنجا که فرشته نگهبان حاضر است قدرت و تیر شهاب غیب وافر است اگر نگهبان و مراقب خداست فهم اسرار غیب به اذن آن یکتاست پس ازآنکه فرستاده شد رسول و نبی بوحی و کتاب، گشوده شد اسرار ازلی و ابدی آنانکه می رسند به ملکوت اعلی گواهی است بر این ادعا جنیان نیز صالح و فاسد می شوند در عقیده و ایمان متفاوت می باشند بعضی مسلمان شوند برخی کافر یا که بی ایمان گردند هرکه به آیات خدا ایمان آورد هدایت گشته از نقصان نهراسد آنانکه هیزم، بر آتش وجدان افکنند چون آدمیان مستحق عذاب شوند هرکه به نعمت و مال آزمایش شود در نزد خدا عزیز و نیکوتر گردد خوشا آنانکه امتحان شوند به مال دنیا بیچاره آنکه نباشد لایق عنایت خدا مساجد که مخصوص عبادت است بهترین مکان برای تهذیب نفس است شر و کینه در آن جایی ندارد چه ازجنس انس یا که جن باشد قادربر خیر و شر هرگز نباشد هیچ بنده ای حتی اگر پیامبر باشد پیامبر که از مقربان خداست تنها مأمن و پناهش ابلاغ احکام خداست از قهر خدا مفری نیست بغیر او گریزگاهی نیست عذاب خدا بر منکران واقع شود لیک موعود و وقتش کسی نداند مگر آنکه پیام آور وحی بر رسولانست الهام بخشد هرآنچه لازم است خداوند که دانای غیب عالمست هرآنچه نزد رسولانست آگاه تراست
نظر من مثبت هست هم دیدم هم اذیت کردنشونو تجربه کردن هم بالغشونو دیدم هم کوتوله هاشونو چیز ترسانکی نیستن...ولی وقتی حسشون میکنی یا میبینیشون خود به خود میترسی ولی بودند کسانی که باهاشون اخت گرفتند و ازشون دیگه نترسیدن و ارتباط برفرار کردند ولی کار درستی نیست...عواقب و تجربیات بدی به همراه داره سعی کنین ازشون بترسین ...بهتره...
فکر تکنم اینا که دیدی جن باشه چون به فرموده قرآن جن توسط بشر دیدنی نیست و معنی کلمه جن که به معنیِ پوشیده و مستور میباشد دلیل بر این مدعا است و جنیان نمیتوانند در کار بشر دخالت نمایند الا ابلیس که سرکرده جن ها است که او هم قدرتش پوشالی است