1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

سم فیشری که می‏شناختیم مُرد | بیوگرافی سم فیشر بازیگر معروف اثر های Splinter Cell

شروع موضوع توسط Zombies Hunter ‏13/9/13 در انجمن اخبار و معرفی

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏1/2/13
    ارسال ها:
    659
    تشکر شده:
    1,124
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Game,Adobe Designer,web Designer and Developer
    شاید وقتی ویکتور، این جمله ی “سم فیشری که میشناختید مُرد” را در Splinter Cell Conviction میگفت، آن ته دل همه ی ما طرفداران این اسپلینترسلِ دوست داشتنی لرزید. اینکه قهرمان قصه‏ی ما حالا دیگر پیر شده و به دنبال انتقام است. پیر شده و از سرعتش کم شده. پیر شده و عصبانی است. چرا که کسانی که روزی به او دستور می‏دادند و او هم جان خودش را برایشان به خطر می انداخت، حالا تهدید بالقوه‏ ای هستند که چشم دیدن سم را ندارند.

    راستش این متن را میتوانید به چشم یک درد دل نگاه کنید. قرار نیست کسی یا چیزی را نقد کنم. میخواهم از چشم یک طرفدار به پایان دادن یک قهرمان، آن هم به بدترین شکل ممکن برایتان بگویم. نمیخواهم هم که هی به جان بازی جدید – Splinter Cell Blacklist غر بزنم. اول بگذارید تکلیفمان را با این بازی جدید روشن کنیم. Blacklist بازی خیلی خوبی هم هست. یک بازی خفن است. یعنی آن قدر گیم پلی انعطاف پذیری دارد که همه را به خود جذب میکند و هیچ کس را هم ناراضی نمیگذارد. یک داستان نظامی جمع و جور دارد که دلیلی میشود برای ماموریتهای مختلف بازی. گرافیکی دارد که گاهی اوقات چشم نواز هم میشود. امتیازاتی هم دارد که میتواند هوش هر گیمری را ببرد. پس چی میماند؟ این بازی، سم فیشر ندارد. منظورم آن ماموری که عقلش به دست گریم است نیست. آن موجودی که در Blacklist همراهش میشویم تا آدمها را در خاورمیانه و آمریکای جنوبی سلاخی کنیم که سم فیشر نیست. همینطور الکی هم نمیگویم که آن آقای محترم که مامور Fourth Echelon است سم ما نیست. دلیل دارم.

    [​IMG]

    …پلنگ…

    ​
    وقتی با خودم فکر میکنم، میبینم که سری Splinter Cell دو نوع طرفدار پر و پارقرص داشت (دارد). اولین دسته کسانید که Splinter Cell را برای مخفی کاری انعطاف پذیرش بازی میکردند. این طرفدارها، بواسطه ی این بازی خوب، عاشق سم فیشر شدند و این مرد شد یکی از بهترین کاراکترهای زندگی گیمریشان. دسته ی دوم کسانی بودند که از همان اول عاشق فیشر شدند. یعنی کسانی که مخفی کاری را برای سم فیشر شناختند. من خودم را جزو دسته ی دوم میدانم، و با همین استدلال با خودم میگفتم حتی اگر عنوانی – حالا Splinter Cell یا GTA! – سم فیشر داشته باشد، به معنایی که من شخصیتش را میشناسم پس هیچ مشکلی با آن بازی ندارم. چه بسا این بازی یک عنوان مخفی کاری اصیل و کلاسیک باشد و چه یک بازی استراتژیک نوبتی! پس وقتی Splinter Cell Conviction منتشر شد، باز هم این دو دسته ماهیتشان بیشتر و بیشتر معلوم شد. دسته ی اول از Conviction ناراضی بودند چرا که آن مخفی کاری اصیل، حالا طعم و بوی اکشن گرفته بود. دیگر نمی بایست دقایقی منتظر میماندند و حرکات یک نگهبان را تحت نظر میگرفتند. حق هم داشتند، آنها Splinter Cell را برای گیم پلی اش میخواستند. اما دسته ی دوم، نظر دیگری داشتند. SP:Conviction هرچه نداشت، سم فیشری که میباید را داشت. همان آدمی که باهاش به لمبرت شلیک کرده بودیم. همان کسی که با او از آن اتاقک ضدصدا گذشتیم، همان کسی که با او سادانو را لحظه به لحظه تعقیب کردیم تا از پای درش آوردیم. او، همان سم فیشر قصه ای بود که از قبل میشناختیمش. اینجا پیرتر شده بود و هدفش کاملا شخصی و بلکه بالعکس شده بود. حالا حتی دولت ایالات متحده هم برضدش بود و او شده بود: مرد تنهای واشنگتن.

    تصمیماتی که سم فیشر در SP : Conviction میگرفت، همه ناشی از عصبانیتی بود که دقیقا منشاءش از پایان Double Agent شروع شد.این عصبانیت بود که فیشر را جلو میبرد و دقیقا همانطور که ویکتور کاست گفت، وقتی مردی را محدود کنید، قادر به انجام هرکاری میشود. ویکتور کاست، تنها کسی است که سم فیشر را میشناسد. یعنی شناختی که میتواند کاری کند که در هر مکان و هر زمانی، وی به سم اطمینان داشته باشد که دقیقا نقطه ی مقابل آنا گریم است، کسی که سم مجبور است که به او اعتماد کند اما گریم هیچ شناختی نسبت به سم ندارد و همین است که اقدامات اورا درک نمیکند. پس از این رابطه، نتیجه میگیریم که فقط ویکتور کاست است که سم فیشر را میشناسد و میداند که او دقیقا چه کاری را میخواهد انجام بدهد و اگر هم نداند، مطمئن است که وی کارش را به خوبی بلد است.

    [​IMG]

    سم به عنوان فرمانده و ویکتور در جنگ خلیج فارس

    ​
    اما در Blacklist چه بر سر سم فیشر قصه ی ما می آید؟ راستش سوال را باید اصلاح کنیم و بپرسیم چه بر سرش نمی آید؟ خب، وقتی داشتم Blacklist را بازی میکردم، دقیقا این حس را داشتم که نمیتوانم هیچ جوره، این شخصیت را سم فیشر بنامم. یعنی حتی دریغ از یک مقدار شباهت. حالا چه بصری و چه باطنی. فرقی نمیکند، چرا که از هردونظر، سم فیشر بلک لیست، سم فیشر چند بازی قبل نیست. منطقی ترین دلیلی که میشود آورد، این است که سم در Conviction تنها به این دلیل به کمک Third Echelon آمد که دخترش را پیدا کند و با نفرتی که از گریم داشت ( که کاملا هم در اکشنهایش مشهود بود) این دلیل منطقی به نظر میرسید. با این حال،‌در پیشروی داستان دیدیم که هیچ وقت فیشر کار را بر پیدا کردن دخترش اولویت نداد. دقیقا چیزی که خلاف رفتارهای قبلی سم بود. این یعنی دیگر سم فیشر قرار نیست برای دولتی کار بکند که ذره ای برای کارهایش ارزش قائل نشد ( کاری که با بیشترین ماموران ویژه در سراسر دنیا انجام میشود)

    [​IMG]

    ​
    خب، حالا اگر یوبیسافت تاکید دارد که این سم فیشر جدید، همان قدیمی است، آیا واقعا همچین شخصی که تصمیم به نابودی کل این تشکیلات میگیرد، میتواند دوباره اسلحه به دست بگیرد و این قدر سرسختانه علیه تروریست ها بجنگد و تازه به دخترش هم بگوید که به این زودیها به خانه بر نمیگردد؟ شوخی میکنید؟ حالا فکر میکنید یوبیسافت به جای آن افسانه به ما چه چیزی را به نام سم فیشر خورانده است؟ یک پلنگ. بله، یک پلنگ وحشی و درنده. موجودی بی احساس که اثری از انسانیت در وجودش دیده نمیشود و میخواهد قهرمان آمریکایی باشد. کسی که با آن نریشن آخر رییس جمهور، گفته شد جزو کسانی هستند که به تاریخ میپیوندند. میدانید اگر سم فیشر واقعی اینجا بود چه میگفت؟ شک نکنید که میگفت : “‌ hero? You gotta be kidding m”(شما با صدای آیرونساید بخوانید)



    [​IMG]



    ​
    فیشر پس Double Agent شخصیتش فراتر از این حرفها بود که به عنوان قهرمان امریکایی شناخته شود یا مثلا تصمیمات مسخره بگیرد. چیزی که در پلنگ جدیدمان و در مرحله ی “قرمه سبزی” شاهدش هستیم! چرا باید با سم فیشر اینگونه رفتار میشد؟ آیا یوبیسافت ذره ای به طرفداران بهترین داستان Tom Clancy اهمیت داد؟ میتوانید این متن را نادیده بگیرید و فقط برای جواب این سوال Splinter Cell Blacklist را بازی کنید.
    ببخشید که این حرفها، خیلی ناامیدانه بود اما سم فیشری که ما میشناختیم حالا دیگر مرده است. یوبیسافت کشتش. حتی اطرافیانش را هم بهمراهش چال کرد. آنا گریم را، ویکتور کاست را، سارا فیشر را. دیگر کسی نمانده است. افسانه پایان یافته و پلنگی ظهور کرده که میخواهد با ما شوخی کند. که سم فیشر است؟ ولمان کن. به فکر پول درآوردن باشید سازندگان عزیز. شما که به هیچ چیز اهمیت نمیدهید، چرا به سم فیشر ما اهمیت بدهید؟ کارمان با شما تمام است.
    طرفداران سم فیشر، میدانم، خداحافظی باشکوهی برای فیشر نداشتیم. اما من که باید با او خداحافظی کنم و تنها خاطراتش را با دوباره ودوباره بازی کردن بازیهایی که لایق نام Splinter Cell بودند زنده کنم. پس چه چیزی بهتر از حرفهای بهترین دوست سم :
    The thing you have to understand is this: the Sam Fisher you knew is dead. America killed him, asked him to make one sacrifice too many, cross one line too far. A drunk driver killed him, some anonymous asshole who ran down his daughter and vanished. And she was the one thing that humanized him. And his agency killed him, set him up, turned him loose and told him to pull the trigger on his best friend in a dirty New York City basement. Irving Lambert died by Sam’s hand that day… and so did Sam. So he left. He left America, left the life he knew, left mom and apple pie, left it all behind. He hopped off the grid and went walkabout, looking for a reason to go on living. ​
    چیزی که باید بفهمید اینه : سم فیشری که میشناختید مرد. امریکا کشتش، بهش گفته شد چندبار یه فداکاری رو انجام بده، خیلی از خط قرمز گذشت. اون راننده ی مست کشتش، اون عوضی ناشناسی که دخترشو زیر گرفت و غیبش زد. و دخترش تنها چیزی بود که اونو انسان نگه میداشت. و سازمان کشتش. آماده اش کرد و بعد ولش کرد و بهش گفته شد که ماشه رو روی بهترین دوستش توی یه زیرزمین کثیف،‌یه جایی تو نیویورک بچکونه. اون روز اروین لمبرت به دست سم کشته شد .. و همینطور سم. پس سم همه چیز رو ول کرد. آمریکا رو ترک کرد، زندگی که میشناخت رو ترک کرد، “مامان و پای سیب” رو رها کرد و همه ی اینا رو پشت سر گذاشت. سم شبکه رو ول کرد و با پای پیاده سفری رو شروع کرد، و دنبال دلیلی بود که زندگیشو ادامه بده

    ​
    [​IMG]


    ​
    و افسانه پایان می یابد…
    ​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.