1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پيش گزيده راهبردهاي منابع آب در بيابان و بيابانزدايي

شروع موضوع توسط Mr.AMiR ‏13/9/13 در انجمن زیست شناسی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏15/7/12
    ارسال ها:
    17,733
    تشکر شده:
    690
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    business man
    ● دغدغه جهاني آب:ضرورت تأمين آب براي زندگي از جمله مقولاتي است که از آغاز هزاره سوم در دستور کار مجامع جهاني و دولت ها قرار گرفته است و آنها موظف شده اند تا با تدابير سازه اي و انتقال بين حوضه اي آب و اقدامات مديريتي (مديريت توامان عرضه و تقاضا) براي تأمين آب براي عموم مردم اقدام نمايند به همين منظور «شوراي جهاني آب» براي ايجاد سياست فراگير بين دولت ها و ذينفعان و توجه آنها به اين امر، موضوع اصلي چهارمين اجلاس مجمع جهاني آب را که در مکزيک برگزار شد تحت عنوان «اقدامات منطقه اي چالش هاي جهاني آب» برگزار کرد.
    [​IMG]
    پيش بيني مجامع جهاني حاکي از آن است که تا سال 2050 ميلادي مسئله منابع آبي, اصلي ترين موضوع مورد بحث جهان خواهد بود چرا که تا آن زمان جمعيت جهان به مرز 4/9 ميليارد نفر خواهد رسيد و در نتيجه تأمين آب و مواد غذايي و حفظ محيط زيست مهمترين دغدغه مديران و رهبران کشورها خواهد بود. اين وضعيت بويژه براي کشورهاي خاورميانه بسيار نگران کننده است. خاورميانه با پنج درصد جمعيت جهان تنها به يک درصد از آبهاي شيرين دسترسي دارند. از طرفي اقتصاد کشورهاي اين منطقه به دليل فقدان زير ساخت هاي صنعتي به شدت وابسته به دو فاکتور اساسي يعني کشاورزي و نفت است آنهم نوعي از کشاورزي که حدود 85 درصد از آب اين منطقه رابه خود اختصاص داده است هر چند اين کشورها بيش از آنکه به دکل هاي نفتي خود دل خوش کنند به حوضه هاي آبي مشترک دل بسته اند اما با وضعيتي که اخيراً بر اثر منازعه بين فلسطين و لبنان و اسرائيل پيش آمد مصالحه نيم بند بين اين کشورها را بيش از پيش به خطر انداخت و از اين رو چشم انداز اميدوار کننده اي براي منابع آب اين کشورها پيش رو نمي گذارد. اين در حالي است که بر اساس پيش بيني هاي سازمان ملل متحد، ميانگين کاهش آبهاي در دسترس، در جهان در بيست سال آينده به يک سوم کاهش مي يابد. بر اساس برآوردهاي انجام شده هر کشوري که متوسط سرانه آب قابل دسترس آن کمتر 1700 متر مکعب باشد در وضعيت خطرناک قرار دارد. چنانچه اين مقدار کمتر از 1000 متر مکعب در سال براي هر نفر باشد آن کشور در وضعيت کمبود آب به سر مي برد. با توجه به اين شاخص سازمان ملل متحد در سال 1990 وضعيت آبهاي قابل دسترس کشورهاي جهان را مورد بررسي قرارداد و از ميان کشورهاي خاورميانه تعداد 11 کشور در اين ليست قرار داشتند. پيش بيني مي شود تا سال 2025 و در صورت تداوم وضعيت موجود کشورهاي مصر,اتيوپي،ايران, ليبي, مراکش, عمان و سوريه نيز به اين ليست خواهند پيوست.● وضعيت منابع آب در ايرانبر اساس آمار و ارقام موجود ميانگين سالانه حجم بارندگي ايران حدود 400 ميليارد متر مکعب برآورد مي شود که از اين مقدار، 310 ميليارد متر مکعب در مناطق کوهستاني با مساحتي حدود 870 هزار کيلومتر مربع و 90 ميليارد متر مکعب ديگر در مناطق دشتي به وسعت 778کيلومتر مربع مي بارد. از مقدار فوق حدود 294 ميليارد متر مکعب به صورت تبخير و تعرق از دسترس خارج مي شود و از 116 ميليارد متر مکعب باقيمانده حدود 93 ميليارد متر مکعب از طريق منابع سطحي و زيرزميني بهره برداري مي شود و بقيه صرف تغذيه سفره هاي آب زيرزميني مي شود. از اين مقدار حدود 86 ميليارد مترمکعب جهت مصارف کشاورزي و نزديک به 7ميليارد مترمکعب آن به مصارف شرب و صنعت اختصاص مي يابد. از آنجايي که متوسط حجم کل آب سالانه کشور رقمي ثابت است، تقاضا براي آب به علت رشد نسبتاً بالاي جمعيت، توسعه کشاورزي، شهرنشيني و صنعت در سال هاي اخير، متوسط سرانه آب قابل تجديد کشور را تقليل داده است، به طوري که اين رقم از حدود 5500 مترمکعب در سال 1340، به حدود 3400 مترمکعب در سال 1357، و حدود 2500 مترمکعب در سال 1367 و 2100 مترمکعب در سال 1376 کاهش يافته است. اين ميزان با توجه به روند افزايش جمعيت کشور با نرخ فعلي رشد در سال 1385 به حدود 1750 مترمکعب و در افق سال 1400 به حدود 1300 مترمکعب تنزل خواهد يافت. صرف نظر از تفاوت هاي آشکار منطقه اي در کشور و طيف گسترده مناطق خشک نظير سواحل خليج فارس و درياي عمان، نيمه شرقي کشور از خراسان تا سيستان و بلوچستان و نيز حوضه هاي مرکزي که ميزان سرانه آب قابل تجديد در آن ها از ميزان متوسط کشور به مراتب پايين تر است، ارقام متوسط سرانه آب کشور در سال هاي آينده به مفهوم ورود ايران به مرحله تنش آبي در سال 1385 و ورود به حد کم آبي جدي در سال 1415 شمسي خواهد بود.از طرفي به رغم محدوديت منابع آب و توزيع نامناسب زماني و مکاني آن در کشور، استفاده از اين منابع با ارزش و غيرقابل جايگزين از کارآيي مطلوبي برخوردار نبوده و راندمان آن بسيار پايين است. ميزان کارآيي مصرف آب در بخش کشاورزي حدود 30 تا 37درصد محاسبه مي شود. بر اساس گزارش مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، بازده توليد خام و خشک محصولات کشاورزي در ايران به ازاي هر متر مکعب آب تخصيص يافته فقط نيم کيلوگرم است در حاليکه متوسط اين رقم در سطح دنيا يک کيلوگرم مي باشد. از طرفي در حال حاضر براي توليد 65 ميليون تن محصول حدود 85 ميليارد متر مکعب آب مصرف مي کنيم (با وضعيتي که فوقا به آن اشاره شد) آيا با دو برابر شدن جمعيت در 50 سال آينده با اين فرض که زمين کشاورزي هم به اندازه کافي در اختيار داشته باشيم، منابع آب کشور امکان دو برابر برداشت فعلي را که 170 ميليارد متر مکب مي شود، به ما خواهد داد. اين مشکل وقتي بغرنج تر مي شود که بدانيم در بخش مصارف شهري صرف نظر از مصارف بي رويه شهروندان، به دليل فرسودگي شبکه هاي توزيع داخل شهرها ميزان اتلاف تا حدود 30 درصد برآورد مي شود. از اين رو، به منظور مقابله با بحران کمبود آب در آينده، اتخاذ رويکردها و سياست هاي نويني از سوي دولت براي جلوگيري از تخريب روزافزون اين عنصر حياتي در برنامه چهارم توسعه پيش بيني شده است[1] که اميدواريم تحقق يابد در غير اينصورت با وضعيتي که از لحاظ کمبود منابع آب و تخريب محيط زيست و همچنين مسايل و مشکلات بيابان زايي در کشور ما وجود دارد تصور آينده روشني بخشي از اين نظر براي فرزندان ما مشکل است.● شاخص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب:▪ افت سطح آبهاي زيرزميني:برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني در بسياري از نقاط جهان سبب افت شديد سطح سفره هاي آب زيرزميني شده است. آمار و ارقام ارايه شده در منابع جهاني وضع دشوار اين حکايت تلخ را نشان مي دهد بطور مثال مي توان از افت 274 متري سطح آب زيرزميني شيکاگو در طول 118 سال و افت 91 تا 152 متري سطح آب زيرزميني آريزوناي جنوبي و مرکزي و متعاقب آن نشست 3.81 متري زمين در طول 60 سال گذشته و همچنين نشست 8.5 متري سطح زمين را در برخي نواحي شهري مکزيک يادآور شد. روند افت سالانه آب زيرزميني هند حدود 25 درصد کشاورزي اين کشور را در معرض تهديد جدي قرار داده است. بطور کلي کسري حجم مخزن آب زيرزميني جهان سالانه بين 750 تا 800 ميليارد متر مکعب برآورد مي شود که يک درصد آن متعلق به کشور ايران است. برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني بحران ديگري به صورت شور شدن ذخائر آبي را سبب مي شود زيرا به علت بر هم خوردن تعادل بين آب شور و شيرين سبب پيشروي آب شور در بستر آب شيرين سفره هاي زيرزميني مي شوند. افزايش تدريجي درجه شوري آب زيرزميني در دست بهره برداري، آغازي جدي براي نمکزايي و نهايتاً تخريب منابع اراضي در جهت کويري شدن مي باشد. در ايران به استناد گزارش هايي که از طريق وزارت نيرو منتشر مي شود، سفره هاي آب زيرزميني در اغلب دشت هاي کشور وضعيت مطلوبي ندارند. بر اساس آمار سال آبي82 1381 حدود 6/74 ميليارد مترمکعب آب از طريق چاه ها، چشمه ها و قنوات از منابع آب زيرزميني کشور استحصال مي شود که حدود60 درصد آب استحصالي از طريق بيش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط 28درصد چاه هاي موجود کشور عميق است اما ميزان بهره برداري از اين چاه ها بيش از 69 درصد تخليه کل چاه هاي کشور را شامل مي شود و از کل تعداد چاه هاي موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوي ديگر جديدترين آمار حاکي از آن است که از 609 محدوده مطالعاتي، 225 محدوده ممنوعه اعلام و پيشنهاد ممنوعه شدن 45 محدوده ديگر نيز توسط شرکت هاي آب منطقه اي کشور به وزارت نيرو ارائه شده است. بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهره برداري آب هاي زيرزميني در حوزه هاي اصلي کشور نشان مي دهد که در مقابل 7/57 ميليارد مترمکعب تخليه آب هاي زيرزميني حدود 7/50 ميليارد مترمکعب تغذيه صورت گرفته است. به عبارت ديگر، حدود 7 ميليارد مترمکعب بيش از ميزان تغذيه از آب هاي زيرزميني بهره برداري شده بطوري که در اکثر نواحي کشور سطح سفره هاي آب زيرزميني به شدت افت نموده و تراز آن منفي است. اين در حالي است که ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي کشاورزي تبديل به بيابان و کوير شده اند[1]. توسعه کشاورزي از طريق گسترش سطح کشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يکي از معضلات کشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است که راندمان پايين آبياري در بخش کشاورزي به دليل مشکلات ساختاري از جمله کوچک بودن واحدهاي بهره برداري، سطح پايين آگاهي کشاورزان، ضعف دانش فني مناسب، شيوه هاي سنتي کشت و زرع، فقدان شبکه هاي آبرساني مناسب و فقدان مديريت مصرف آب از عمده ترين عوامل افت کمي و اتلاف منابع آب کشور محسوب ميشوند بطوريکه ميزان کارآيي مصرف آب در بخش کشاورزي به طور متوسط حدود 30 درصد محاسبه مي شود. اين نکته را بايد متذکر شد که در بسياري از مناطق ايران متعاقب افت سطح آب، مشکلاتي همچون خشک شدن چاههاي آب، کاهش دبي رودخانه ها،تنزل کيفيت آب، نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است که اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. اين پديده در بسياري از مناطق ايران بصورت يک چالش اساسي و جدي بروز کرده است که نمونه بارز آن را مي توان در استان کرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان که در اوايل انقلاب پمپاژ چاه ها در عمق 50 تا 80 متري از سطح زمين قرار داشت اکنون به 300 متر و بيشتر افزايش يافته و کيفيت آن نيز در بسياري از مناطق در نتيجه نفوذ آب هاي شور مورد تهديد جدي قرار گرفته و از بد به بدتر تبديل شده است. کارشناسان پيش بيني مي کنند در صورتي که چاره اي براي انتقال آب به اين دشت صورت نگيرد (انتقال بين حوضه اي آب) تخريب باغات و سفره هاي آب زير زميني ادامه مي يابد و سالانه حدود پنج هزار هکتار از باغهاي پسته با شيرابه کوير که از اعماق بيش از 300 متر پمپاژ مي شود, شور و قليايي مي شود. به اين ترتيب در يک مقطع زماني بيست ساله کليه اين باغات به شهر سوخته اي تبديل خواهد شد که شايد اصلاح آنها حتي با انتقال آب کافي و با کيفيت مطلوب هم ديگر امکانپذير نباشد و در يک کلام تبديل به بيابان خواهند شد. از اين رو مي توان گفت در امور کشاورزي هر طرح و برنامه اي که در جهت ارتقا و بهبود کيفيت و کميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غير مستقيم راهکاري در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. بنا بر اين با اجراي برنامه هايي براي افزايش راندمان آبياري در بخش کشاورزي با استفاده از روشهاي علمي و مدرن آبياري (کوزه اي ، قطره اي، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جويي در مصرف آب، کنترل و استفاده بهينه از منابع آبهاي سطحي موجود، مطالعه و اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب و تغذيه مصنوعي و همچنين برخي اقداماتي که مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، کنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهکارهايي براي تقويت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند.▪ سيلخيزي و بروز سيلابهاي مخرب:فزوني و جاري شدن سيلاب هاي مخرب يکي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند. بر اساس آمار و ارقام منتشره تعداد دفعات وقوع سيل در طول سالهاي 1330 تا 1380 به 3700 مورد رسيده است که افزايشي بيشتر از 10 برابر را نشان مي دهد. بررسي مجموعه عوامل زيست محيطي که زمينه ساز اين حوادث هستند نشان مي دهد که دخالت انسان در چرخه طبيعي آب از طريق تخريب پوشش گياهي در عرصه هاي آبخيز،کاربري غير اصولي اراضي، توسعه سطوح غير قابل نفوذ و امثال آن احتمال سيل خيزي را در مناطق گوناگون افزايش داده است بطوري که باران رحمت الهي به يک پديده مخرب تبديل گشته و باعث از بين رفتن جان و مال انسانها شده و در بسياري از مناطق زمينهاي کشاورزي و تأسيسات زيربنايي کشور را به نابودي کشانده است. اين وضعيت نشان دهنده بروز اوضاعي است که بر منابع طبيعي کشور وارد شده است. باران هاي سيل آسا و کمياب در مناطق خشک و نيمه خشک کشور که با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند در مسير خود رسوبات نمکدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل کرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند. نتيجه اين وضعيت کاهش تغذيه طبيعي آبخوانها را در سراب حوضه از يکسو و پيشروي آبهاي شور کوير را به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف از سوي ديگر تشديد مي کند. علاوه براين ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمک در آرامگاه سيلاب که عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاک و ماسه هاي نمکداري مي شوند که مناطق اطراف خود را آلوده کرده و سبب تخريب خاک و نهايتا از دست رفتن کامل استعداد باروري خاک و در يک کلام بياباني شدن منطقه مي شوند. همچنين آب هاي جاري سطحي با وجود ناچيز و ضعيف بودن قادرند با شستشوي تدريجي گنبدهاي نمک واقع در سطح زمين يا معادن نمک در حال استخراج مناطق وسيع تحت نفوذ خود را آلوده به شوري سازند که اين شستشوي تدريجي در دراز مدت منتهي به کويري شدن منطقه مي شود. اين توضيحات کوتاه براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي است. اقدامي که تا کنون مخصوصا از طرف بخشهاي اجرايي منابع طبيعي به آن توجه کافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو و برخلاف تصور هرگونه اقدامي که در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين کار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد کشاورزي و يا وزارت نيرو باشد بنا براين تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي رسيدن به هدف مورد نظر ضروري است.▪ آلودگي و شور شدن آبهمان طور که قبلا گفته شد بخش کشاورزي حدود 94 درصد مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به سطح گسترده اراضي کشور، استفاده نادرست از منابع آب و نهاده هاي کشاورزي (کود و سم) مي تواند از نظر کمي و کيفي منابع آبي کشور را در معرض تهديد جدي قرار دهد.يکي از منابع عمده آلودگي آب هاي کشاورزي استفاده روزافزون از نهاده هاي کشاورزي از جمله کودهاي شيميايي و سموم دفع آفات است. سموم کشاورزي و کودهاي شيميايي که در چند سال اخير براي مبارزه با آفات و تقويت خاک کاربردهاي زيادي پيدا نموده اند، با نفوذ در منابع آب هاي سطحي و زيرزميني، زمينه آلودگي منابع آبي کشور را فراهم نموده اند. آمار و ارقام موجود نشان مي دهد که مقدار مصرف کودهاي شيميايي از 630 ميليون تن در سال 1355 به بيش از 3 ميليارد تن در سال 1381 رسيده است.مصرف سموم کشاورزي نيز مانند کود شيميايي روند مشابهي را نشان مي دهد و مصرف آن در سال هاي اخير رشد نسبتا چشمگيري داشته است بطوريکه ميزان فروش سموم در کشور در طول کمتر از يک دهه از 14800 تن (سال 1374) به 25800 تن (سال1381) رسيده است. اين افزايش مصرف در حالي صورت مي گيرد که بسياري از کشورها، به ويژه کشورهاي توسعه يافته محدوديت هاي شديدي را براي مصرف آن ها قائل شده و مصرف آن در سال هاي اخير در اين کشورها روند کاهشي داشته است. استفاده غيربهينه از نهاده هاي کشاورزي و آبياري و زهکشي نامناسب شبکه هاي آبياري باعث شده است که سالانه حجم انبوهي از پساب هاي کشاورزي از طريق رودخانه ها و زهکش ها وارد منابع آبي کشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي کشور را فراهم نمايد. سالانه 20 ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاي داخلي، درياي خزر و خليج فارس سرازير مي شود و نزديک به 163 رودخانه آلوده در کشور شناسايي شده که 70تا60 رودخانه بيشترين آلودگي را دارند. علاوه بر شوري آب که بر اثر کشاورزي نادرست صورت مي گيرد با توجه به تشکيلات زمين شناسي شور در بسياري از مناطق خشک ايران، شور شدن آب بطور طبيعي نيز اتفاق مي افتد بايد گفت گسترش شوري در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمک تحت عنوان کفه ها و باتلاق هاي نمک و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست، بزرگترين مشکل وجود تشکيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمک مي باشد که تقريباً در اکثر نقاط ايران وجود دارد. بطور کلي کويرهاي نمکي به صورت مرکز اصلي پخش نمک عمل مي کنند که در بخش سطحي توسط آب و احياناً باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجاي مي گذارند به اين ترتيب روان آبهايي که از مناطق بالادست حوضه بسمت پاياب جاري مي شوند در بسياري از موارد به دليل عبور از همين سازندهاي آلوده به گچ و نمک شور شده و گذشته از اينکه کيفيت نامناسبي براي شرب و يا کشاورزي پيدا مي کنند، مناطق پايين دست خود را نيز آلوده کرده و به نوعي سبب بروز و تشکيل بيابانهاي ثانويه مي شوند.


    منابع:
    1 ويژه نامه پيام آب 1384، وزارت نيرو
    2 کميته ملي توسعه پايدار، پيشنويس سند راهبردهاي توسعه ملي پايدار براي سال 1404
    وبگاه کويرهاي ايران