1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وفای شمع

شروع موضوع توسط akbar66 ‏11/9/13 در انجمن اشعار

  1. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏8/9/13
    ارسال ها:
    29
    تشکر شده:
    34
    امتیاز دستاورد:
    0
    مردم از درد نمی‌آیی به بالینم هنوز
    مرگ خود می‌بینم و رویت نمی‌بینم هنوز

    بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم
    شمع را نازم که می‌گرید به بالینم هنوز

    آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت
    غم نمی‌گردد جدا از جان مسکینم هنوز

    روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم
    گل به دامن می‌فشاند اشک خونینم هنوز

    گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست
    در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز

    سیم‌گون شد موی غفلت همچنان بر جای ماند
    صبح‌دم خندید من در خواب نوشینم هنوز

    خصم را از ساده‌لوحی دوست پندارم رهی
    طفلم و نگشوده چشم مصلحت‌بینم هنوز

    رهی معیری