1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شعر باحال مادر زن و داماد

شروع موضوع توسط Αli язza ‏31/8/13 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]





    شعر طنز داماد و مادر زن Funny poem

    یکی از بزرگان اهل تمیز

    حکایت کند از زنی تند و تیز

    که غرید روزی چنان شیر نر

    به داماد خود این چنین زد تشر



    *


    *


    *


    *


    *


    *



    الهی که پنچر شود چرخ هات

    عوارض دوچندان بیاید برات

    کُت و کفش و شلوار و حتی کــُلات

    بگیرند از بابت مالیات


    *


    *


    *


    *


    *


    *


    الهی کوپن هات باطل شود

    ویا کارت بنزین تو ول شود

    خورَد فـُرم چک های تو دم به دم

    نیاید به یادت دم و بازدم


    *


    *


    *


    *


    *


    *



    بمانی درهجران شیر پگاه

    زچاله در آیی بیفتی به چاه

    الهی ز نفرین من چون کدو

    شود کلّه ات عاری از تار مو


    *


    *


    *


    *


    *


    *



    شده آهو از دست تو خون جگر

    الهی که ارُیون بگیری پسر

    چنین لعبتی که به تو داده ام

    مگر از سر راه آورده ام؟


    *


    *


    *


    *


    *


    *


    به داد و هوار و به صد اخم وتَخم

    گرفتی ز دردانه ام زهر چشم

    تو ای مردک تنبل ِ بی بخار

    وبا قدّ دیلاق ِ مثل چنار


    *


    *


    *


    *


    *


    *



    نه در ظرفشویی کمک می دهی

    نه پولی برای بزک می دهی

    نه شلوارهایش اطو می کنی

    نه رخت و لباسش رفو می کنی


    *


    *


    *


    *


    *


    *



    برایش نه اصلاً طلا می خری

    نه او را به کیش و دبی می بری

    لذا چون که براو جفا می کنی

    وپنهان زمن در خفا می کنی


    *


    *


    *


    *


    *


    *



    به ناچار در منزلت مستقر

    شوم چند هفته و یا بیشتر

    که گیرم تو را خوب زیر نظر

    شوم از کَم وکیف تو باخبر

    *


    *


    *


    *


    *


    *


    چو داماد بشنید این گفته را

    به مادر زن خویش داد این ندا

    از امروز من نوکرش می شوم

    اگر هم بخواهی خرش می شوم


    *


    *


    *


    *


    *


    *



    به پختن به شستن به رُفتن کمر

    ببندم چنان که بیفتم دَمر

    چپ و راست اورا کمک می کنم

    خودم دخترت را بزک می کنم

    دبی چیست اورا پکن می برم

    هوایی و یا با ترن می برم