Anathema – Temporary Peace The devil in l_slipknot هواي عاشقونه_پويا بياتي و اهنگاي انريكه و باراد چقد زياد شد : )) + اهان، دهارداسان سويل سوينج
آهنگ جلال الدین تاج اصفهانی بنام رنگهای طبیعت در گلستان از طبیعت بین چه سان گشته عیان اسرار پنهان پر شد از سبزه و گل دامان بستان شد عیان گل به گلستان دور غم شد به پایان شورش مرغان شد ز گردون به کیوان رخ تو و رخ گل هر دو با هم ، دل من و دل تو کرده خرم با عشق تو یکسره می سوزم ، با هجر تو یکدله می سازم پرده ز رویت باز کن ، مهر و وفا آغاز کن ، جان من آخر کن رحمی خیز به بستان ای گل خندان جامه گلگون پوش باده گلگون رغم رقیب و گنبد گردون نوش رو به چمن کن دیده بینش باز از هم منظره گل بنگر و دل کن شاد و خرم چند به ذلت در دوران ، سوزم و سازم با هجران ز آتش عشقت سوخت همه سر و سامانم ، دل و ره و ایمانم دل تو تا کی در ره جهل و پستی ، سر تو تا کی خالی از شور مستی فصل بهار از آب چو آتش خیز به مینا کن مرغ چمن از نغمه دلکش واله و شیدا کن
شهر بارون سیامک عباسی توو بارون مگه میشه عاشق نشد تو بارون مگه میشه گریه نکرد مگه میشه بارون بباره ولی دل هیشکی واسه کسی تنگ نشه چه زخم عمیقی توی کوچه هاس که بارون یه شهرو به خون میکشه .. عالیه عالی.....
نفس..علی سورنا + من زندگی میکنم تا نایی باقی مونده، میسازم راه رو تا بی راهی باقی مونده نفس فقط یه کلمهست، میکشم واسه جملههای باقی مونده این یه درخته میره برگهاش، نگم از جرات چی بگم جاش؟ این یه درخته میره برگهاش، زنده باد اونی که میوه برداشت