1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گروهی که سرانجام گرفتار عذاب شدند!

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏8/6/13 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    داوند متعال در حمایت از رسولان خویش، ابتدا مستكبران را نصیحت نمود كه از اعمال زشت خود دست بردارند. امّا مستكبران، پس از نصایح مكرر و ارائه معجزات، باز بر مواضع‏ خود پافشارى كردند و مۆمنان را شكنجه و گاه به قتل رساندند. این گروه سرانجام به عذاب الهى در دنیا و آخرت گرفتار آمدند و به نتیجه اعمال خود رسیدند. استکبار استکبار ستیزی در قرآن خداوند جهان را آفرید و همه موجودات را در مسیر هدایت قرار داد. براى انسانها نیز افزون بر نعمت عقل و فطرت، رسولان بیرونى گمارد تا آنان را به راه راست هدایت كنند. انسانها در برابر رسولان الهى، مواضع متفاوتى اتخاذ كردند؛ برخى در برابر دعوت پیامبران، سر تسلیم فرود آورده، به اطاعت پرداختند و برخى نیز سر ستیزه برداشته، به مخالفت برخاستند. اینان علاوه بر نفى دلایل و معجزات پیامبران به انواع آزار و اذیت رسولان الهى پرداختند و مشكلات عدیده‏اى در راه ابلاغ رسالتشان ایجاد كردند. فرهنگ قرآنى از گروه اخیر با عنوان «مستكبران» یاد مى‏كند. خداوند متعال در حمایت از رسولان خویش، ابتدا مستكبران را نصیحت نمود كه از اعمال زشت خود دست بردارند. امّا مستكبران، پس از نصایح مكرر و ارائه معجزات، باز بر مواضع‏ خود پافشارى كردند و مۆمنان را شكنجه و گاه به قتل رساندند. این گروه سرانجام به عذاب الهى در دنیا و آخرت گرفتار آمدند و به نتیجه اعمال خود رسیدند. در بررسى اصطلاح «استكبار» و «مستكبرین» در فرهنگ اسلامى ناگزیریم نخست مفهوم این واژه و واژه‏هاى دیگرى همچون «ملأ » و «مترفین» را كه در ارتباط با آن است، بیان كنیم. 1- استكبار «استكبار» از ماده «كبر» است. لغت‏شناسان «كَبُر» را بزرگ شده و «كِبر» را عظمت و كبریا (الصحاح، ج2، ص 801) معنا كرده و نیز آن را مقابل صِغَر و كوچكى دانسته و «كِبَر» را به عظمت تفسیر كرده‏اند. (معجم مقابیس اللغة، ج5، ص 153) «استكبار» مصدر باب استفعال است و آن را هم معنى كبر و تكبر و به معناى تعظم و بزرگى (الصحاح، ج2، ص802، مفردات راغب اصفهانی، ص422) دانسته‏اند. و گاه آن را با مفهوم «تعظم و تجبّر» نظیر دانسته، مخالف و مقابل با «تواضع» معنى كرده‏اند: و آن، نفس را بالاتر از حد خود بردن و به عبارت دیگر خود بزرگ‏بینى است. (مجمع البیان، ج 1، ص81 و ج3، ص 309) مجمع البیان، در تعریفى، بین مفهوم استكبار و تكبّر فرق مى‏گذارد: استكبار به معناى «ناروا طلب بزرگى كردن» است بر خلاف «تكبر» كه ممكن است بزرگى همراه با استحقاق و سزاوارى باشد چه این كه در مورد حق تعالى«تكبر» صحیح است و یا سزاوار آن نباشد. ویژگى اتراف (قرار گرفتن در ناز و نعمت فراوان) انسان را به دام استكبار گرفتار مى‏كند و در فرهنگ قرآنى، منظور از مترفین، همان مستكبران‏اند علامه طباطبایى نیز تصریح مى‏كند كه استكبار همیشه نارواست و قید «به غیر حق» در آیه «فاستكبروا فى الارض بغیر حق» توضیحى است، نه آنكه استكبار به حق نیز وجود داشته باشد. (المیزان، ج17، ص 376) ایشان در تعریف استكبار، فرق بین متكبر و مستكبر را نیز بیان مى‏دارند: مستكبر كسى است كه مى‏خواهد به بزرگى دست یابد و درصدد است كه بزرگى خود را به فعلیت برساند و به رخ دیگران بكشد و متكبر كسى است كه بزرگى را به عنوان یك حالت نفسانى در خود سراغ دارد و براى خود پذیرفته است.( المیزان، ج12، ص224) بنابراین استكبار به معناى خودبزرگ‏بینى است كه شخص مى‏خواهد بزرگى نداشته خود را به رخ دیگران بكشد و خود را بزرگتر از دیگران جلوه دهد. 2- ملأ از مجموع كلمات اهل لغت (مقاییس الغة، ج5، ص 346؛ تاج العروس، ج1، ص 119، مجمع البیان، ذیل آیه 246 سوره بقره؛ مفردات، ص 472) استفاده مى‏شود كه شایع‏ترین معناى ملأ اشراف است؛ جماعتى كه از قدرت و موقعیت در جامعه برخوردارند به ‏طورى ‏كه هیبت آنان چشم و قلب توده مردم را پر كرده و به پیروى از آنان واداشته و كسى را یاراى مخالفت با آنان نیست. در روایتى نقل است كه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) به یكى از اصحاب خود كه اظهار داشت: «در بدر گروهى پیرمرد را كشتیم.» فرمود: «آنان، ملأ قریش بودند.» و سپس توضیح دادند كه: اگر آنان دستور مى‏دادند، شما توان مخالفت نداشته، اطاعت مى‏كردید و كار و فعالیت شما در برابر كارهاى آنان ناچیز بود. (مجمع البیان، ج1، ص 349) علامه طباطبایى نیز تصریح مى‏كند كه استكبار همیشه نارواست و قید «به غیر حق» در آیه «فاستكبروا فى الارض بغیر حق» توضیحى است، نه آنكه استكبار به حق نیز وجود داشته باشد این كلمه در قرآن، به معناى خواص، بزرگان و اشراف و كسانى است كه امور حكومت با رأى و نظر آنان مى‏چرخد و حاكم معمولًا براى تصمیم‏گیرى از آنان مشورت مى‏خواهد و براى رأى و نظر آنان ارزش و احترام قائل است. در قرآن كریم، «ملأ هم شامل اطرافیان حاكمان مستكبر، ظالم و ستمگر یا اشراف و مستكبرانِ مخالف پیامبران مى‏شود و هم به خواص و اطرافیان عاقل یا مۆمن اطلاق مى‏گرد
     
    یک شخص از این تشکر کرد.