1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

شروع موضوع توسط para3to ‏6/6/13 در انجمن مناسبت ها

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید


    عید مبعث بر همگان مبارک


    [​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG]
    [​IMG][​IMG][​IMG][​IMG]
    ​
    [​IMG] [​IMG][​IMG] [​IMG][​IMG]


    [​IMG]




    ​
    تویی هم مصطفی و هم محمد
    تو را در آسمان نامند احمد

    تـو کانــون صفـــا مــــرد یقـینی
    تو عیـن رحمـه للعـالمینی

    تو اکـنـون شهــر علــم و اجتهادی
    تو رب النوع شمشیر و جهادی

    تو خورشیدی شدی در گوشه غار
    بر نور تو شد خورشید و مه تار

    بتـاب و روشنـی بخش جهان باش
    مـهـین پیغـمبر آخر زمان باش


    [​IMG][​IMG] [​IMG] [​IMG][​IMG]

    عید پیامبری رسول خدا مبارک

    ​


    ​

    [​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG]
    [​IMG][​IMG][​IMG]
     
    14 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏10/8/11
    ارسال ها:
    2,363
    تشکر شده:
    14,251
    امتیاز دستاورد:
    133
    پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    تبریک میگم این روز پر برکت رو:roze:
    ایشالا خدا هممونو زیر سایه رحمتش به راه راست هدایت کنه
    تو که رحمه للعالمینی یه نگاهی به امتت بنداز اقا این وضع وضع امت تو نیستاااا
     
    9 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    منم این روز بزرگ رو به همه تبریک می گم بخصوص به یکی از دوستای فوق بهترینم که نزدیک به 8،9 سال ازم بزرگتر بود و مدتها در کنارش به رشد عقلی فکری و احساسی رسیدم..... امیدوارم توی این روز عزیز که به جمع متاهلین محترم می پیوونده..... و زندگی مشترکش رو شروع میکنه بتونه برای همسرش و در آینده برای فرزندان ش نمونه باشه.......واقعا خوشا به حال همسرش که با چنین شخصیت با فهم شعور کمالاات اخلاقی زیر یه سقف زندگی میکنه ... امیدوارم هرجا هست موفق باشه...و زیر سایه ائمه و اهل بیت پله های ترقی زندگی رو طی کنه.......:love0041:


    اینم هدیه ما به مناسبت عید مبعث رسول تقدیم به همه

    http://www.topforum.ir/thread213199.html#post400810

    ​
     
    8 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    [h=1]مبعث حضرت رسول اکرم (ص) مبارک باد
    [/h]

    محمد امین(ص) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز نیاز پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر پروردگار بزرگش برای پذیرش وحی به‌تدریج آماده می‌شد.

    درعالم واقع روح الامین، جبرئل بزرگ، فرشته وحی مامور شد آیاتی از قرآن را براو بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد. محمد (ص) در این هنگام چهل سال بود. تنهایی و توجه خاص او در غار حالتی غریب در او ایجاد می‌نمود. حالتی وصف ناشدنی، ترس و ابهام از یک طرف و شعف و سبک بالی از سوی دیگر و به ناگاه در شبی از این لیالی پر قدر فرشته وحی به یکباره بر او نازل گردید با این پیام:

    «اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم.الذی علم بالقلم.علم الانسان ما لم یعلم».

    بخوان به نام پررودگارت که آفرید .او انسان را از خون بسته .بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است .خدایی که نوشتن آفرید .به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست.

    فرشته وحی به او فرمان خواندن داد ولی حضرت بیان داشت خواندن نمی‌دانم. اما بار دیگر همان جمله را شنید، فرمود: «من امی و درس ناخوانده‌ام» و شنید: «بخوان»، این بار روح‌الامین او را سخت فشرد و محمد(ص)دریافت که این بار می‌تواند و بدین ترتیب جبرئیل ماموریت خویش را به انجام رساند.

    آن حضرت از کوه پایین آمد و به خانه همسر مهربانش خدیجه شد. واقعه عجیبی را که بر او گذشته بود با وی در میان گذاشت. او را دلداری داد و گفت: «بدان که خداوند مهربان هرگز به تو که با خانواده‌ات مهربان هستی و از ستمدیدگان و محرومان دستگیری می‌کنی بد نخواهد کرد و تو را تنها نمی‌گذارد». او دانست که ماموریت بزرگ شویش آغاز شده است. حضرت فرمود: «مرا بپوشان تا لختی بیاسایم، خدیجه چنین نمود و محمد (ص) به خوابی آرام فرو رفت».

    خدیجه به منزل عموزاده‌اش «ورقة ابن نوفل» که از دانایان عرب بود در آمد و شرح ماوقع را بیان داشت ورقه اظهار داشت که پروردگار بزرگ برای شویت ماموریتی بس عظیم قرار داده و اراده خداوند بر رسالت محمد قرار گرفته است و او همان آخرین پیامبر موعود است.

    بدین ترتیب پیامبر رحمت در سن 40 سالگی برای نجات و سعادت ابناء بشر به مقام نبوت رسید. او آمد تا برای همه آدمیان الگویی باشد نمونه تا رسم چگونه زیستن را به آنان بیاموزد و راه هدایت را به انسانها بنمایاند.

    آری محمد امین، پیامبر رحمت و ختم مرسلین برای هدایت و سعادت ما آمد.
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
    دل رمیده ما را انیس و مونس شد
    نـــگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
    بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

    [​IMG]
    ​
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    خیلی دوست داشتم که این تاپیک رو من بزنم ولی به خاطر یه کار غیر منتظره ای که برام پیش اومد ، نرسیدم که بیام نت .
    توفیقش مال پرستو خانوم شد .
    منم خیلی خیلی خیلییییییییییییییییییییییی تبریک میگم...
     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    امشب شب غار حرا از روز روشن تر شده
    امشب فضای مکّه پر از جلوه ی داور شده
    امشب امین وحی حق نازل به پیغمبر شده
    امشب محمّد (ص) کرده بر تن خلعت پیغمبری
    یا گوش شو تا بشنوی یا چشم شو تا بنگری
    ای مکّه احمد آمده آغوش خود را باز کن
    ای کعبه بر دور سر آن جان جان پرواز کن
    ای بت ثنای مصطفی با نام حق آغاز کن
    ای آفرینش یک صدا آهنگ وحدت ساز کن
    ای جامعه بیداغر شو قرآن صلایت می زند
    فریاد زن پاسخ بگو احمد صدایت می زند
    یا رحمةً للعالمین جبریل می خواند تو را
    ای منجی کلّ بشر بیرون بیا از این سرا
    تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا
    ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درا
    این خلق خواب آلوده را بیدار کن بیدار کن
    اقراء بخوان اقراء بخوان تکرار کن تکرار کن
    تو سروران را سروری تو رهبران را رهبری
    تو از تمام انبیا هم بهتری هم برتری
    تو کشتی توحید را هم ناخدا هم لنگری
    تو اوّلین روشنگری تو آخرین پیغمبری
    پیغمبران یک کاروان، تو کاروان سالارشان
    پا بست تو، با دست تو وا شده گره از کارشان
    ای آشنای عالمی ای عالمی بیگانه ات
    ای سینه ی صافی دلان لبریز از پیمانه ات
    ای کلّ عقل و عقل کل ای عاقلان فرزانه ات
    ای شمع جمع عالمی ای مهر و مه پروانه ات
    سنگ تو باید سینه ی نا اهل را بشکند
    تا حمزه ات پیشانی بوجهل ها را بشکند
    ما بر تو از صبح ازل حکم خطیری داده ایم
    ما بر تو تا شام ابد خیر کثیری داده ایم
    ما خلق را مانند تو مهر منیری داده ایم
    ما بر تو مانند علی شمشیر و شیری داده ایم
    ای وهم گُم در جاه تو پیوسته تابان ماه تو
    پیغمبر محبوب ما دست علی همراه تو
     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    *****مبارك باشه*****
    :top29::top29::top29:

    ​
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    [​IMG] ​


    این قضیه ی بازی پیغمبر با بچه ها یه نکته ی خیلی جالب داره
    داستان از این قراره که یه بارپیغمبر داشت برای نماز جماعت تشریف میبردند به سوی مسجد که بچه ها جلوشو میگیرند و میگویند باید با ما بازی کنی
    هر کاری که پیغمبر میکنه برای اینکه بره برسه به نماز جماعت میبینه نمیشه و از یه طرفی هم نیکی کردن و هم بازی با کودکان رو از واجبات میدونست و شکستن دل بچه هارو حرام
    مدتی میگذره و کسانی که تو مسجد بودند تعجب میکنند از کار پیغمبر
    یکی از یاران پیغمبر به سمت خانه ی ایشان میان تا ببیند که اتفاق خاصی افتاده یا خیر که پیغمبر به او میفرماید برو از خانه چیزی بیار که این ها با او مشغول شوند
    اون یار پیغمبر میره و 7تا گردو میاره میده خدمت پیغمبر و پیغمبر هم اونارو به بچه ها میده
    بچه ها هم تا گردو هارو میبینن مشغول میشن به بازی و خوردن گردو ها
    پیغمبر با یارشون که میرفتند رو میکنه به یارش میگه خوش به حال برادرم یوسف که با 7درهم فروختنش ولی مرا به 7گردو!!


     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏6/12/12
    ارسال ها:
    3,663
    تشکر شده:
    11,283
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    پاسخ : ::سالروزبعثت پیامبراعظم(ع)منادی توحیدمبارکبـاد::

    ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شددل رمیده ما را انیس و مونس شدنگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشتبه غمزه مسئله آموز صد مدرس شدبعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

    [​IMG]
    ​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.