1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ترك عادات ورسوم و تعارفات از شرایط مهم سیر و سلوک

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏29/4/13 در انجمن دینی مذهبی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    بسم الله الرحمن الرحیم
    ​

    سلام علیکم

    یکی از شرایط مهم سیر و سلوک قرانی ترك عادات ورسوم و تعارفات است.عمدتا ما در بند این مسائل دست و پا گیریم. به مسائلی خو کرده ایم و بر اساس عادت کارهایی را انجام میدهیم.عمدتا تابع رسومات مردم عصرمان هستیم ،هر چند آن رسومات ناحق باشند و در بسیاری از اوقات به علت تعارف از خیلی از مسائل باز میمانیم.
    این مشکلی است که همگان کم و زیاد با آن مواجه اند.اما راه چاره چیست؟راه چاره برگزیدن مشی اعتدال است. یعنی طوری نشود که مانند مرتاضان هندی از اجتماع کناره گیری کنیم و در جمع حاضر نگردیم و با کسی مراوده نداشته باشیم.


    این امر مورد تایید عقل و نقل نیست.و این طور نشود که خود را غرق در ظواهر اجتماع کنیم و به هر بادی بلرزیم و تابع محض رسومات و تعارفات و خلقیات اجتماع گردیم. این نیز در نزد عقل و نقل مردود است.
    حق مطلب آن است که سالک میبایست بین این دو رویه افراط و تفریط گونه مشی معتدلی را برگزیند...


    باید ببیند کدام رسم و رسوم اجتماع مخالف شرع است و کدام موافق آن. اگر فعل مخالف شرع یافت از ان اجتناب نماید و اگر فعل موافق شرع یافت بنگرد آیا ان فعل او را در مسیر کمالیش کمک میکند یا خیر. اگر کمک کننده بود بدان عمل کند ورنه ذرهم.در این راه از طئنه ها نباید هراسید و مسیر حق را میبایست با اقتدار طی نمود.وَ لا يَخَافُونَ فِى اللَهِ‏ لَوْمَةَ لائِمٍ
    اما گاهی اوقات است که نمیشود این رسومات و مسائلی را که مخالف شرع نیست و در نظر شرع مباح است را رها کنیم.

    ممکن است این رها کردن با مخالفت خانواده و دوستان و آشنایان نزدیک مواجه شود. و مفسده ترک این عمل مباح بیش از انجامش باشد.از این رو سالک میبایست به ان عمل تن در دهد و بداند که حق متعال به اسرار سینه ها آگاست و به او عوض خواهد داد. یعنی بسیار بیشتر از ان بهره ای که از ترک این عمل در انتظارش بود را با انجام این عمل بدو خواهد داد. مبحث عوض در علم کلام جایگاه مهمی دارد . این زمان بگذار تا وقت دگر.
    بهتر است ریز تر شویم و از کلی گویی اجتناب نماییم تا عزیزان خواننده بهتر بتوانند این مسائل را در متن زندگیشان پیاده نمایند.
    مثلا به یک مهمانی دعوت میشوید. میدانید که در این مهمانی آلات لهو و لعب و دیگر مسائل خلاف شرع وجود ندارد. اما چندان استفاده علمی و عملی هم از این مهمانی نمیبرید.میدانید که حرف هایی که در بین افراد حاضر در آن مهمانی مطرح میشود همگی دنیایی است. اینجا عقل میگوید که از رفتن به آن مهمانی که شما را بالا نمیبرد اجتناب کنید. اما خانواده چطور؟ان ها به شدت مصر هستند که شما به همراهشان به این میهمانی بروید. اینجا تکلیف چیست؟تکلیف این است که ببینید ایا با صحبت میشود نظر خانواده را تغییر دهید یا نه. اگر شد که چه بهتر اما اگر نشد، اینجا اولی تر این است که مخالف نظر خانواده رفتار نکنید و ان ها ازرده خاطر نفرمایید.در این میهمانی شرکت کنید اما بدانید که همین میهمانی ممکن است سکوی پرتاب شما شود. چون حق متعال در این مسائل وعده داده است که عوض دهد.
    مثال دیگری را عرض نمایم. شما مایلید که در ماه سه روز، روزه سنت را بگیرید، اما خانواده با ان مخالف اند. و با صحبت کردن های شما هم قانع نمیشوند. در این مواقع مقابلشان موضع نگیرید. بلکه به حرفشان تن در دهید. البته سعی کنید که با صحبت و اوردن استدلال ان ها را قانع نمایید اگر دیدید که نشد ان وقت دیگر چاره ای جز تسلیم نیست. و بدانید که به یقین این نگرفتن روزه بسیار پر برکت تر از گرفتش برایتان خواهد بود.
    ممکن است به یک عروسی دعوت شده باشید. در عروسی مذکور میدانید که موسیقی حرام نواخته میشود. اینجا دیگر جای مماشات نیست. اینجا دیگر نمیشود به نظر پدر و مادر عمل کنیم. اینجا دیگر حرف دین خداست. دین خدا ناموس خداست. نمیشود به خاطر خواست پدر و مادر به ناموس خدا خیانت نمود.سالک نظر خدا را بر نظر جهانیان ترجیح میدهد.
    مثال دیگری را بیان کنم. ممکن است چندین رفیق داشته باشید.در بینشان افراد بسیار مذهبی باشند و افراد نیمه مذهبی.

    مسلما مزاج سیر و سلوکی با افراد مذهبی تر سازگار تر است. یعنی شما به سمت این دسته از رفیق هایتان گرایش بیشتری خواهید داشت. و از ان رفیق های نیمه مذهبی رویگردان میشوید. اینجا باید دید ایا صلاح است رابطه خود را با ان دوستان قطع کنید یا خیر. اگر ان دوستان طوری اند که شما را به گناه می اندازند و به هیچ وجه شرایط دوستی را ندارند ،رهایشان کنید. اما اگر طوری اند که میانه اند. شما را به گناه نمی اندازند و مشکلات اخلاقی و عملی چندانی ندارند. اینجا با رفق و مدارا رفتار نمایید. رفاقتتان را بالکل قطع نکنید. اما سعی کنید از ان ها رنگ نگیرید.و در صدد بهبودشان باشید. و در رابطه خود با ان ها اعتدال را رعایت نمایید.
    این چند مثال عملی را تقدیم داشتم . ان شا الله که مفید فایده باشد به حالتان.
    در انتها جمع بندی از عرایضم تقدیم مینمایم. سالک میبایست رسوم و عادات و تعارفات دست و پا گیر اجتماع را رها نماید و خود را از قید و بند ان ها آزاد کند و رنگش را رنگ خدایی قرار دهد. او باید از بند این ظواهر دنیایی خلاصی یابد و به خاطر تعارف با این و آن و رسم این قوم و ان قوم خود را از مسیر کمالیش محروم نکند. منتهی این ترک عادات و رسومات و تعارفات میبایست عقلانی باشد و در جاده اعتدال صورت گیرد. میبایست اهم و مهم کرد و شرع را معیار قرار داد و طوری عمل نمود که کمترین مفسده را به دنبال داشته باشد.
    والسلام.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.