استهزاء چیست ؟ بیان کردن گفتار یا کردار یا وصف یا خلقت کسی به گونه ای که سبب خنده دیگران و تحقیر مسخره شونده شود ، چه به زبان یا با ایماء و اشاره و کنایه استهزاء نامیده می شود . کسی را که به این خوی ناپسند متصف باشد مستهزء گویند . استهزاء از گناهان کبیره است . و این از گناهانیست که از مقدمات گناه غیبت محسوب می شود . حکمت حرمت استهزاء مؤمن : چون شارع مقدس در شأن و شرافت مؤمن اهتمام ورزیده و کسی که آبروی مؤمنی را خدشه دار می کند با او برخورد شدید نموده و خدا وعده عذاب شدید داده است . و مقصود از استهزاء این است که دیگری را در نظر مردم خوار و تحقیر کنی و حال آن که خود را نزد خدا و پیامبر و فرشتگان خوار کرده ای . کسانی که برای مجلس آرائی و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه می گذارند و با کارهائی از قبیل تقلید در راه رفتن ، سخن گفتن ، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقی از اشاره و کنایه ... دیگران را به مسخره می گیرند . قرآن کریم از این عمل شدیداَ نهی فرموده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه می کند : « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » .(حجرات 11) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! منابع تحقیق : اخلاق عملی سازمان ع س ارتش . سلسله مباحث درس اخلاق اسلامی - محمد زمان صادقی . الاخلاق - مرحوم سید عبدالله شبّر ره .
پاسخ : سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ حضرت آیتالله خامنهای در جلسه درس خارج فقه كه در روز 31 فروردین ماه برگزار شد ، در ذیل بحث «غیبت» با اشاره به رواج تقلید لهجهی اقوام ایرانی از سوی برخی ، این كار را مصداق « غیبت » ندانستند لیكن تاكید كردند كه چنانچه این كار از باب تمسخر باشد ، « حرام » است. ایشان همچنین یادآور شدند: « غالب شهرهایی كه لهجه های آن ها تقلید میشود شهرهایی هستند كه مردم غیرت مند آن ها در حوادث مهم صد سال گذشته در مقابل دشمنان و مهاجمین ایستادهاند و این عمل تصادفی نیست ». شایان ذكر است جلساتِ درس « خارج فقه » حضرت آیتالله خامنهای ، به صورت منظم و سه روز در هفته ، از ساعت 7.5 صبح تشكیل میشود و جزء برنامههای ثابت ایشان از سال 69 تاكنون بوده است. در این جلسات كه با حضور تقریبا 500 نفر از طلاب برگزار میشود ، تاكنون مباحث جهاد و قصاص به طور كامل تدريس شده و در حال حاضر ، « مكاسب محرّمه » تدریس میشود. متن این سخنان به این شرح است : « متأسفانه یك كار زشتی در بین مردم رایج است كه از لهجه های بعضی از ولایات تقلید میكنند ؛ این آیا غیبت محسوب می شود یا نه ؟ حالا این را هم من به شما عرض بكنم ؛ غالب این شهرهایی كه لهجههای آن ها تقلید میشود ، شهرهایی هستند كه دارای مردم غیرتمندی هستند كه در حوادث مهم صد سال پیش ، در مقابل دشمنان و مهاجمین ایستادهاند. این تصادفی نیست. این تقلید هم سابقه ندارد ؛ یعنی توی هیچ یك از این كتابهای ادبی و طنز و غیره ، ما ندیدیم كه یك حرفی باشد كه نشان دهندهی تقلید لهجه باشد. این مالِ همین اواخر است ؛ یعنی مثلاً از صد سال پیش به این طرف ؛ یعنی از وقتی كه كشور ما در مواجههی با این دشمنیها قرار گرفته. یكی از مناطقی كه ایستادگی سرسخت كرده، مناطق شمال است، منطقهی گیلان؛ یكی از مناطق، منطقهی خراسان است؛ یكی از مناطق، مناطق آذربایجان است. اینها آن جاهایی هستند كه مردمش سرسختی و سلحشوری نشان دادند ؛ اتفاقاً سعی شده است كه همین ها از لحاظ لهجه در بین مردم سبك بشوند. یعنی تقلید میشود. پس ضمناً در پرانتز ، به این نكته هم توجه داشته باشید. این مسلماً حرام است . در حرمت این عمل هیچ شكی نیست . لكن غیبت نیست . چون قیودی كه در غیبت ذكر شد - كه مقوّم معنای غیبت محرم شرعی است - در این جا وجود ندارد . یكی از قیود ، مستور بودن بود. خب ، این مستور نیست . علاوه بر این كه عیب نیست اصلاً . كسی این را به عنوان عیب ذكر میكند ، ولی اصلاً عیب نیست! بنابراین وقتی عیب نبود، پس غیبت نیست. مثل این است كه مثلاً بگویند : آقا عمامه سرش است ؛ این « عمامه به سر بودن » عیب نیست. ذكرش بنابراین غیبت نیست. علاوه بر این كه امر ظاهری است ، امر واضحی است. پس تعریف غیبت بر این صدق نمیكند ، اما مسلماً حرام است. این از باب تمسخر و از باب استهزاء و اینهاست. اینجا دیگر فرقی نمیكند كه علی نحو عام استغراقی مورد نظرش باشد؛ یا نه، مثلا فرض كنید فرد خاصی را مورد نظر قرار بدهد و لهجهی یك شخصی را - به عنوان اینكه لهجهی او ، لهجهی عموم است- تقلید بكند. این صور مختلفی دارد. همهی اینها محرّم است. منتها تفاوتش این است كه اگر غرض او لهجهی عموم باشد، این میشود اهانت به همهی آن جمعیت ؛ كه خب طبعا آثار خاص خودش را دارد. مثلا فرض بفرمایید اگر بخواهد استحلال بكند ، بایستی از یكایك اینها استحلال بكند. آنجایی كه یك نفر باشد ، نه ، از یك نفر استحلال میكند. این بحث عیبجوئی است. اگر چنانچه نه ، تمسخر وجود نداشت ، این از محل كلام خارج است. گاهی از این تقلیدها انجام می گیرد ، اما هیچ قصد تمسخری هم نیست. یك وقتی چند سال قبل از این ، در رادیو یك گویندهای تقریبا تمام لهجات ایران را در یك برنامهی رادیویی بیان میكرد ! بعد هم ما آن شخص را دیدیم. گفتیم بالاخره تو كجایی هستی؟! چون هم تركی را مثل خود تركها حرف میزد كه ما میفهمیدیم ، هم مشهدی را مثل خود مشهدیها حرف میزد ! نفهمیدیم بالاخره كجایی است ، نگفت آخرش هم كه كجایی است ؛ گفت من ایرانی هستم. پس بنابراین گاهی تقلید لهجه به عنوان تمسخر نیست. كما این كه تقلید لهجهی یك فرد هم به عنوان تمسخر نیست. یك عمل شیرینی است. خود آن فرد هم گاهی مینشیند و تماشا میكند كه تقلیدش را دارند میكنند. خودش هم می خندد ، خوشش می آید. پیداست كه پس تمسخر نیست. این از محل كلام خارج است. آن جایی كه قصد ، استهزاء باشد ، تمسخر باشد ، آن جا میشود محرّم .» منبع : راسخون
پاسخ : سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ استهزاء از ريشه «هـ - ز- ء»در لغت به معناي طلب تحقير است با هر وسيلهاي كه صورت گيرد.[1] در اصطلاح عبارتست از مسخره كردن افراد، يا برخي امور با گفتار يا كردار، مانند اشاره با چشم يا ديگر اعضاي بدن[2] كه اين عمل بيشتر به قصد تحقير و توهين ديگران صورت ميگيرد، گاهي نيز با اهداف ديگري مانند جبران كمبود شخصيت، تقويت روحيه خود يا تضعيف روحيۀ ديگري انجام ميشود. اين مفهوم در قرآن كريم با واژههاي «هزء» و مشتقات آن 34 بار و «سُخْر» و مشتقات آن 16 بار بكار رفته است كه بيشتر لغويان اين دو واژه را به يك معنا دانستهاند.[3] آياتي كه در قرآن سخن از استهزاء به ميان آورده، بيشتر مربوط به حوزه عقيده و دين بوده كه در آن جبهه مخالف انبياي الهي، مؤمنان، وحي، آيات قرآن، معاد و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزاء به صورت حربهاي براي رويارويي با دين خدا بهره ميجستند، در آياتي نيز استهزاء در حوزه اخلاق مطرح شده كه در آن خداوند مؤمنان را از تمسخر يكديگر منع كرده است. از بررسي تمام آياتي كه پيرامون «استهزاء» هستند، آنچه كه بدست ميآيد حكم استهزاء، منشأ آن، آثار و پيامدهاي اين صفت مذموم اخلاقي و نيز راههاي مقابله با استهزاء گران است. حكم استهزاء: استهزاء ديگران "ظلم" است. قرآن در آيه 11 سوره حجرات مؤمنان را از تمسخر ديگران منع كرده و در پايان ميفرمايد: «اگر از عمل خويش توبه نكنند ظالماند»: «يا ايّها الّذينَ امَنوا لايَسْخَرْ قومُ مِن قومٍ...و مَن لَمْ يَتُبْ فاُولئِكَ هُمُ الظّالمُونَ» با توجه با آيات متعددي كه در آن، انسانها از استهزاي مؤمنان، آيات الهي و دين نهي شدهاندبه مرتكبان اين عمل وعده عذاب الهي داده شده بر ميآيد كه استهزاء عملي حرام است كه خداوند آنرا قبيح و ناپسند و استهزاء گران را مجرم شمرده است.[4] ريشههاي استهزاء: استهزاء چه در حوزه عقيده باشدچه در حوزه اخلاق، منشأ و ريشههاي متعددي دارد، برخي از اين ريشهها از ديدگاه قرآن عبارتند از: 1- برتري طلبي و غرور: حس برتري جوئي گاهي باعث ميشود كه انسان ديگران را از خود كوچكتر بپندارد و آنها را استهزاء كند. «يا ايّها الّذينَ امَنُوا لايَسْخَرْ قَومُ مِن قومٍ عَسي اَن يَكُونوا خَيراٌ مِنْهُم...» (حجرات/ 11) كلمه "خيراٌ" افزون بر اينكه منشأ استهزاء را بيان ميكند، اين برتر بودن ظاهري را نيز نفي ميكند.[5] 2- دنيا طلبي: گاهي داشتن ثروت و دلبستگي به دنيا موجب استهزاي افراد فقير ميشود. «زُيّنَ للذّين كَفرُوا الحَيوةُ الدّنيايَسخَروُنَ مِنَ الذّينَ امَنُوا...»(بقره/ 212) ابن عباس نقل ميكند كه اين آيه درباره گروهي از اشراف قريش نازل شد كه عمار و بلال را به سبب تهيدستي مسخره ميكردند.[6] از ديگر ريشههاي استهزاء كه قرآن به آنها اشاره كرده است ميتوان به جهالت (بقره/ 67)،عدم تعقل (مائده/ 58)، دشمني و انتقام (مائده/ 58،59)، گناه و اصرار بر آن (روم/ 10) اشاره كرد.
پاسخ : سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ آثار و پيامدهاي استهزاء: استهزاي مؤمنان، دين و آيات الهي در دنيا و آخرت پيامدهاي متعددي دارد: 1- هلاكت دنيوي: استهزاي پيامبران الهي از سوي امتهاي پيشين باعث شد كه خداوند آنانرا دچار هلاكت دنيوي كند. «وما يأتيهِمْ مِنْ نَبّيّ الّا كانُوا بهِ يَستَهزِءُونَ، فَاَهْلَكنا اَشدَّ مِنهمْ بَطشاٌ ومَضي مَثلُ الاَوّلينَ» (زخرف/ 7، 8) 2- حبط اعمال: باطل شدن اعمال از ديگر آثار استهزاء آيات خدا و پيامبران است. «اولئك الذينَ كَفَرُوا بِاياتِ رَبِهِم و لِقائه حَبِطَت أعمالُــهم... ذَلكَ جَزاوهُـــم جَهَنّم بِما كَـــفَرُوا وَاتَّخَذُوا اياتي و رُسُلي هُزُواٌ»(كهف 105 ، 106) در اين دو آيه خداوند حبط و نابودي اعمال و در نتيجه جهنم را نتيجه استهزاء آيات خداوند و فرستادگانش توسط كفار ميداند.[7] 3- مورد استهزاء واقع شدن: كافراني كه مؤمنان را در دنيا استهزاء كردهاند، در آخرت مورد تمسخر آنان قرار خواهند گرفت.8 «اِنّ الّذينَ اَجْرَمَوا كانُوا مِنَ الّذينَ امَنُوا يَضْحكُونَ...فَاليَومَ الّذينَ ءامَنُوا مِنَ الْكُفارِ يَضحَكونَ »(مطففين/ 29، 30، 34، 35) در قرآن آثار ديگري براي استهزاء ذكر شده است همچون فراموشي خداوند، ارتداد، حسرت در روز قيامت، خواري و عذاب اخروي. برخورد با استهزاء گران: قرآن كريم در آياتي بطور مستقيم يا غيرمستقيم، راههاي گوناگوني را براي برخورد با استهزاء گران ارائه داده است كه به دو مورد اشاره ميكنيم: 1- ترك همنشيني با آنها: « وَاِذا رَأيْتَ الّذينَ يَخُوضُونَ في اياتِنا فَاَعرِضْ عَنْهُمْ حتّي يَخُوضُوا في غَيْره» (انعام/ 68) در اين آيه قرآن صراحتاٌ امر به ترك همنشيني با كساني را دارد كه آيات خداوند را به تمسخر ميگيرند. 2- ترك دوستي: «يا ايّها الّذينَ امَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَخَذُوا دينَكُم هزواً ولَعباً...اولياءَ»(مائده/ 57) در اين آيه نيز قرآن صراحتاٌ به مؤمنين دستور داده كه از دوستي با كساني كه آيات خدا و دينش را به استهزاء و بازي ميگيرند بپرهيزند. از ديگر آيات قرآن راههاي ديگري هم بدست ميآيد (در مقابل استهزاء كافران) همچون صبر و ياد خداوند، موعظه و نصيحت، مقابله به مثل... [1] . التحقيق، ج 11، ص 256،مادۀ هـ ز ء. [2] . جامع السعادات، ج 2، ص 287. [3] . لسان العرب، ج 15، ص 84مجمع البحرين، ج 4، ص 425«هزأ». [4] . الفرقان، ج 1314، ص 139 – راهنما، ج 9، ص 174. [5] . نمونه، ج 22، ص 179- الفرقان، ج 26و 27، ص 243-244. [6] . مجمع البيان، ج 2، ص 540- 541 [7] . مجمع البيان، ج 6، ص 767- نمونه ج 12، ص 562
پاسخ : سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ بسیاری از ما مسخره را نوعی طنز تلقی می کنیم و آنقدر قبح مطلب ریخته که علنا دیگری را مسخره و به خیال خود موجبات نشاط دیگران را فراهم می کنیم . استهزاء يک نوع بيماری روحی است که انسان با مسخره کردن ديگران آن راظاهر می کند. استهزاء درحقيقت چندين گناه ازقبيل ، اذيّت کردن مؤمن ، تحقير وکوچک شمردن آن ، عيبجوئی وغيبت را در درون خود جای داده است وهمه اينها گناه وحق الناس است . هرکس گرفتار استهزاء شود و ديگران را مسخره کندبه همه آن گناهان مبتلا می شود. دسته ای از گمراهان، دستورات دینی از جمله نماز را ـ که نقش محوری در عبودیت آدمی دارد ـ به ریشخند می گیرند. «وَ اِذا نادَیْتُمْ اِلَی الصَّلوةِ اتَّخَذُوها هُزُوا وَ لَعِبا ذلِکَ بِاَنَّهُمْ قَوْمٌ لایَعْقِلُونَ»؛ «هنگامی که مردم را به نماز می خوانید، آن را به مسخره و بازی می گیرند؛ زیرا آنان مردمی هستند که نمی اندیشند.»مائده/58 نکته مهم :دراین آیه قرآن دلبل تمسخر این گروه از افراد را عدم اندیشیدن مطرح می کند. شاید بتوان گفت مهمترین دلیلی که انسان به تمسخر دیگران می پردازد عدم تفکر واندیشیدن است.
پاسخ : سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ عوامل وریشه های استهزا ء یکی از مهمترین ریشه هایی که به عنوان عامل اصلی دراستهزاءمطرح میشه خودبرتر بینی آدمهاست. خیلی ها به خاطر همین خودبرتربینی که البته از جهات گوناگونی هست، دچار این رذیله اخلاقی میشن. مثلا بعضی ها به خاطر تمکن مالی،خودشون را برتر می بینند وشروع میکنند به استهزاءدیگران. وَيلٌ لِكلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ[همزه/2-1]. زُينَ لِلَّذِينَ كفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا[بقره/212]. در روایات هم به کسانی که در این دنیا دیگران را به خاطر فقر تمسخر میکنند وعده عذاب ورسوایی داده شده. گاهی مواقع هم مسخره کردن به دلیل برتری علمی افراد هست.بعضی ها به خاطر این که از یه مقام علمی برخوردار هستند خودشون را برتر میدونند وهمین باعث میشه به تمسخر دیگران بپردازند. فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِسْتَهْزِونَ[غافر/83]. یه عده دیگه هم به خاطر در دست داشتن قدرت ،دیگران را مسخره می کنند. قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّا قُوَّة[فصلت/15]. بعضی ها هم به خاطر داشتن موقعیت های برتر اجتماعی ،خودشون را در مقام بالاتر میبینند ودیگران را خیلی پایینتر از خودشون وهمین دلیلی میشه برای تمسخر. البته ناگفته نمونه که بعضی آدمها هم مسخره کردنشون فقط از روی تفریح وسرگرمیه ویا شاید از روی حسادت. این ها از مهمترین عواملی هست که برای این رذیله اخلاقی مطرح شده که ریشه اکثر این موارد به ،همون خصوصیت خودبرتر بینی میرسه. البته همانطورکه گفتیم مصداقهای اون خودبرتر بینی درآدمها متفاوته.
پاسخ : سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ مسخره گناهى است كليدى و تحقير و ايذائ و كشف عيوب و غيبت و اختلاف افكنى و... از لوازم آن است. بالاترين و سختترين عذابها در قرآن در مورد مسخره كنندگان آمده. . مطابق با آنچه که در قرآن آمده وظيفه ما قطع رابطه با كسانى است كه دين ما را مسخره می كنند. لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكتابَ مِنْ قَبْلِكمْ وَ الْكفّارَ أَوْلِياءَ[مائده/57]. "ای کسانی که ایمان آورده اید،آنها که آیین شما را به باد استهزا ء ویا به به باز ی میگیرند ،چه آنها که از اهل کتابند وچه آنها که از مشرکان ومنافقانند،هیچ یک از آنها رابه عنوان دوست انتخاب نکنیدزیرا که طرح دوستی با آنان،با اصل تقواوایمان سازگار نیست لذا اگر مؤمن هستیداز دوستی با چنین افرادی که مخالفت با خداوند دارند بپرهیزید."
پاسخ : سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ سخریه و استهزاء چیست ؟ و چه عواقبی دارد ؟ مرحوم فيض كاشاني در درمان اين ناهنجاري اخلاقي گويد: مقصود تو از استهزاء اين است كه ديگري را در نظر مردم خوار كني و حال آن كه خود را نزد خداوند و فرشتگان و پيامبران ذليل و خوار كرده اي و اگر لحظه اي درباره حسرت روز قيامت و جنايت هايي كه در دنيا انجام داده اي و به سرافكندگي و شرمساري روز محشر بينديشي و رسوايي آن روز را در نظر بگيري كه بايد گناه كساني را كه مسخره كرده اي بر دوش نهي و وزر و وبال آنها را به گردن گيري و عذاب آنها را تحمل كني و به سوي جهنم رانده شوي (اگر در اين باره تفكر كني) بي ترديد اين فكر،تو را از مسخره كردنِ ديگران و خوار نمودنِ آنان باز مي دارد.