پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا [HR][/HR] پابندِ کسی شدی که پابندت نیست مردادِ تنش میانِ اسفندت نیست غمگین شده ای شبیهِ آن مادر که سربازِ ز جنگ آمده فرزندت نیست! از ونوس بیات
پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا دریاب که از روح جدا خواهی رفت در پردۀ اسرار فنا خواهی رفت می نوش ندانی از کجا آمده ای خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت خیام نیشابوری
پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا ریز... ریز... ریز... چون برف، که هرگز هیچکس ندانست تکه های خودکشی یک ابر است منم، چون دانه های برف که می ریزند بر زمین کسی چه می داند؟ و کسی چه می داند؛ که من هر روز تکه های سفید روحم را می بارم؟! و ظلمات آسمان بی ستاره در قلبم بر جاست به خودکشی روحم دست زده ام. گروس عبدالملکیان
پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا من آمده ام... تا «عین» از حروف الفبا بگریزد به عشق تو تا «شین» از تولد نوشتن بگریزد به عشق تو تا «قاف» از قوس آسمان بگریزد به عشق تو. سید علی صالحی
پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا گوشه ای در این شهر مچاله شدم در خودم لرزم از سرما نیست از تنهایی ام می ترسم. دانیال رحمانیان
پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا یک مشت آه ؛ یک دنیا گلایه ؛ یک استکان سؤال ؛ دلتنگی ؛ به مقدار لازم و فرصتی از زمان شام امشب، آماده است. شهناز اسحاقی
پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا ردایِ سیاهِ سکوتِ شب را پاره می کند در شرجیِ مرداد پرنده ای جنگلی. وحید عمرانی
پاسخ : اشعار کوتاه بسیار زیبا شعر می گویم و باران می نوشم تو آنقدر دوری که شعرهایم پناهم می دهند پشت شانه هایشان تا سردم نشود و غصه نخورم از تنهایی... چیستا یثربی