1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آیا باید پای کوبی کنیم ؟!

شروع موضوع توسط Amin_110 ‏28/2/13 در انجمن دینی مذهبی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    سلام خدمت همه ی دوستان
    خب این روزها همه دارن برای عید و تحویل سال آماده میشن و همه خوشحال هستن و به هم تبریک میگن و خیلی از ماها به خاطر این شور و هیجانی که داریم ، مسائل مهمتر رو فراموش میکنیم .
    من به عنوان عضو کوچکی از این تالار وظیفه دیدم که یک مسئله ی خیلی خیلی مهم رو یاد آوری کنم .
    اون هم اینه که اگر چه خوبه برای تحویل سال ، خوشحال باشیم و خودمون رو برای وارد شدن به سال جدید ، آماده کنیم ولی یادمون نره که خیلی هم از خود بی خود نشیم و یادمون باشه که عید امسال ، مصادف میشه با ایّام جانسوز فاطمیّه و شهادت صدّیقه ی کبری حضرت زهرا(سلام الله علیها) .
    یادمون باشه که در ایّامی که در پیش داریم ، قلب امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ، محزون و دردناکه .
    نه تنها قلب ایشون بلکه قلب تمام معصومین و فرشتگان و عالَم خلقت .
    پس جوری رفتار نکنیم که در ایامی که آقامون در اوج ناراحتی به سر میبرن ، ما در اوج خوشحالی و شادی به سر ببریم .
    کسی نمیگه عیدتون رو خراب کنید ولی هر کس به اندازه ی ارادتش به 14 معصوم ، در ایام تحویل سال به یاد این حادثه ی جانسوز باشه و با توجه به مصادف شدن ایام عید با این حادثه ، رفتار کنه .

    برای درک بهتر این مطلب ازتون میخوام فقط چند لحظه ، فقط چند لحظه این صحنه رو تصوّر کنید که موقع تحویل سال که همه با خنده و خوشی و پای کوبی دور هم جمع شدند و منتظرن که از رادیوها و تلویزیونها ، اون موسیقی معروف عید پخش بشه و همه یهو همدیگرو بغل کنن و خوشحال باشن ، در همون لحظه چشمان امام زمانمون به خاطر حوادثی که بر مادرشون گذشته ، گریانه .
    انشالله که خجالت زده ی آقامون نشیم .



    رسیده عیـد و دل ها شاد و خرّم / همه در فکـر دیدارنـد بـا هـم
    همه آماده انـد سفـره بچیننـد / به فکـر سفـره های هفت سیننـد
    منم یک گوشـه از صحرا نشستم / ببین عیـد است و من تنهـا نشستم
    منم در سفره دارم هفت سیـن را / ولی تـوأم شـده بـا داغ زهـرا
    اگـر خواهـی برای مادر مـن / دم عیـدی بِگِـریی در بـر مـن
    کنار سفره ی عیـدم تو بنشیـن / بگویم ماجرای هر چه هفت سیـن
    بود سین نخستین سیلـیِ کیـن / به روی مادرم بـا دست سنگیـن
    میـان کوچه راهش را ببستنـد / غـرور مجتبـایـش را شکستنـد
    ببیـن بر سفـره ، سیـن دوّمم را / که سویـی نیست در چشمان زهرا
    بمیرم ، راه خانه گم نمـوده ست / تمام چهـره ی مادر کبـوده ست
    بگویـم سین سـوم تا بسـوزی / که مادرسـوخت بین کینه تـوزی
    برای کشتـن زهـرا دویـدنـد / درِِ کاشـانـه را آتـش کشیـدند
    ببین سین دگر از من همین است / عزیزم چهارمی سقط جنیـن است
    به آتش خانه را پُر مِه نمودنـد / گلـی را وحشیـانـه له نمودنـد
    به روی سفره ، سین پنجم این ست / سرِسجـاده اش زینب حزین است
    کُنـد چـادر نمـازِ مادرش سر / بگـویـد وای مـادر وای مـادر
    شده سفـره پر از اشک شبانـه / ششم سین سوت وکور ماندست خانه
    خدایـا مرتضی همـدم ندارد / به جز چاهَش کسی مرحم ندارد
    چه گویم ای عزیز ازسین آخـر / بُـود آن سینـه ی مجروح مادر
    هنوز آن سینه را درمـان نگشتم / خدا تا کی به صحرا و به دشتـم ؟
    شده این سفره ی محسن چه رنگیـن / چه دردآور شده این سفره هفتسین
    ​
     
    9 نفر از این پست تشکر کرده اند.