پاسخ : همه چیز در مورد شیطان خداوند متعال در قرآن کريم بيان مي کند که شياطين " بنّا " و " غوّاص " را براي حضرت سليمان (ع) مسخر گردانيد و آنچه را که او مي خواست آنها مي ساختند ... اما نکته اي که توجه به آن ضروري است اين است که "بنّائي" و "غوّاصي" فقط اموري مربوط به ساخت و ساز و غواصي در دنياي ما نيستند ، بلکه شامل حيطه هاي نفساني ، ذهني و معنوي و ... هم مي شوند ... بنّائي به معناي ساختن و چيزي را روي چيزي ديگر قرار دادن است ، مثل خانه اي که از ترکيب آهن آلات و سنگ و آجر و ... ساخته مي شود ... غواصي هم به معناي غوطه وري در اعماق و کشف ناشناخته هاست ، يعني " تعمق " و شامل تعمق علمي و عرفاني و ... هم مي شود و فقط شامل تعمق و غواصي در آبهاي يک دريا يا اقيانوس نيست ... به عبارت ديگر شياطين هم در سطوح جسماني و هم در سطوح نفساني و معنوي و ..." اکتشاف " و " اختراع " دارند و آنهم در مراتبي بسيار بالا ... يک دسته از شياطين که در روايات به نام " مُذهب " شناخته شده اند ، متخصص ايجاد مذاهب و فرقه هاي انحرافي هستند و در واقع مثل يک "بنّاي" حرفه اي مطالب را از اينجا و آنجا گرد آوري مي کنند و بر روي هم سوار مي کنند و يک فرقه مي سازند ... در روايتي از امام معصوم (ع) به اين مضمون هست که به جز آنچه اهل بيت (ع) بر آن هستند ، همه فرقه هاي ديگر ساخته شياطين است ... .................................... در اين زمينه مطلبي را به نقل از کتاب " منتخب التواريخ " خواندم که قابل تامل بود و در اينجا عينا نقل قول مي کنم : "... حكايت زيرمربوط به باب سيزدهم ؛ در فصلي تحت عنوان "در ذكر اغوا نمودن شيطان بعضي را " كه در صفحات 811تا 813 اين كتاب آمده است مي باشد. مولف دراين بخش با اشاره به كتاب الهام الحجه تاليف حجت الاسلام آقاميرسيد علي يزدي ؛ به نقل ازعالم فاضل جليل القدر حاج ميرزا سيد حسين وامق ؛ نخستين استاد حاج شيخ عبدالكريم حايري يزدي "باني وموسس حوزه علميه قم " نقل مي كند كه ايشان درسنه هزارو دويست و هفتاد - اين حكايت را شفاها از جناب آخوندملا صادق يزدي استماع نموده است كه: ...در اوقاتي كه من در يزد مشغول تحصيل بودم مزاجم به هم خورد به حدي كه از ابناء نوع متوحش بوده و عزلت مي نمودم. تا كار به جايي رسيد كه توقف در شهر يزد ممكن نشد ؛ رفتم به قريه اي ازقرا ء يزد. درآنجا هم ميل به معاشرت نداشتم ؛ روزها مي رفتم به قبرستان خارج ده و تنها به سر مي بردم. روزي ندايي شنيدم كه كسي به اسم مرا صدا مي زند؛ هرچه نظر كردم كسي را نديدم ؛ مكرر ندا مي آمد و شخصش را نمي ديدم ؛ متفكر و متحير شدم. گفتم: اي ندا دهنده ؛ من تو را نمي بينم ؛ تو كيستي وچه مطلب داري؟ جواب داد: ملك الموتم و به قبض روح تو مامورم؛ به هيئت محتضر بخواب تا روحت را قبض كنم. پس روي به قبله خوابيدم و دامن خود را به صورتم افكندم...طولي كشيد. گفتم: چرا مشغول قبض روحم نمي شوي؟ گفت: الحال موت تو به تاخير افتاد تا بروي به خانه خود و جمعي از عدول را حاضر بنمائي و وصيت كني. برخاستم رفتم به منزل و وصيت نمودم و به اطاق خوابيدم. گفتم: بسم الله ؛ روح مرا قبض كن. درجواب گفت: بداء حاصل شد و موت تو به تاخير افتاد ؛ چون بايد به مقامات و مراتب عاليه برسي وباقيات كلي از براي تو حاصل شود! چند روزي از همه جا با هم صحبت مي داشتيم. مكرر مرا تسلي مي داد و مي گفت: مردم درباره تو گمان بد مي نمايند؛ لكن تو انديشه مكن كه عنقريب صاحب مقاماتي خواهي شد! تا آنكه شبي احساس نمودم كه چيزي به پاي من خورد ؛ مثل آنكه كسي سرپايي به من بزند . صدايي به گوشم رسيد كه برخيز وتهجد بجا آور ؛ برو به پشت بام و اذان بلند بگو! موافق آنچه گفت: عمل نمودم. بعد از فراغ از اذان اسم چند نفر را شمرد و گفت: اينها به خانه تو مي آيند وبه تو اعتراض مي نمايند اعتنايي به آنها مكن كه بايد ترقي كلي بكني. طولي نكشيد كه همان اشخاص آمدند و اعتراض نمودند كه اين اذان تو مخالف با شريعت بود ؛ يكي از آنها اصرارش از باقي زيادتر بود. به من گفت: به او (فرد معترض) بگو در خلوت مرتكب چنين خلاف شرعي مي شوي و مرا از عبادت منع مي كني؟ آخوند گفت: به محض آنكه من اين سخن را به آن شخص گفتم - ديدم در حالش قلق و اضطرابي حاصل شد نهايت خجل شد به نوعي كه سر به زير افكند وديگر سخني نگفت. بالجمله چند روز بر اين منوال گذشت كه هر روز و هر شب صدا مي شنيدم ومرا امر و نهي مي نمود واز خفيات به من خبر مي داد. روزي شهرت يافت كه شخصي در سفر تبريز فوت شده - به من گفت: اين خبر اصلي ندارد و چند روز ديگر كاغذش مي آيد و مطالبش چنين و چنان است. بعد از چند روز به همان قسم كه خبر داده بود كاغذ رسيد. ديگر...انتشار يافت كه شريعتمدار آخوند ملا محمد تقي عقدائي به رحمت خدا رفته. به من گفت: اين خبر نيز كذب است وآخوند در حيات است و از اين مرض خوب مي شود . بعد از چند روز خبر رسيد آخوند زنده است و خوب شده. ...يك وقتي هيولايي در هوا مشاهده كردم درنهايت نزديكي و نهايت لطافت كه با من مكالمه مي نمود و مرا امرونهي مي كرد و ترغيب مي نمود كه عمل به اينها موجب رسيدن به مقامات عاليه است. اندك اندك حالت تجرد من به جايي رسيد به نظرم مي آمد جميع اقاليم و بلاد و خلايق را مشاهده مي نمايم كه در پيش نظرم مي باشند وبه نظر مي آيد افلاك را مشاهده مي كنم كه در حركت مي باشند. گاهي مي ديدم يك نفر در حال حركت توقف مي نمايد ؛ فورا مي افتاد و مي مرد و مكرر خبر از فوت بعضي مي داد وبعد خبر موافق مي رسيد. تا وقتي مرا امر نمود تا شخصي را از بالاي بام به زير اندازم. ترسيدم و به حرفش عمل نكردم. وقت ديگر به من خبر داد امام غائب (عج) در مكه ظهور فرموده و تو بايد بروي به حضورشان ؛ هرگاه مي خواهي تو را به ابر سوار كنم ؛ هرگاه مي خواهي صلوات بفرست و بر هوا راه برو! گفتم : هرچه تو بهتر مي داني! گفت: برو بالاي بام و صلوات بفرست و بر هوا راه برو! بالاي بام رفتم و صلوات فرستادم ؛ آمدم تا لب بام ترسيدم؛ ايستادم. گفت: چرا نمي روي؟ گفتم: مي ترسم بيفتم. گفت: نترس ؛ برو! قبول نكردم ؛ مدتي بامن محاجه كرد تا مايوس شد. گفت: تو بايد به مقامات عاليه مي رسيدي ؛ ولكن در فلان امر و فلان امرمخالفت نمودي و پاي زدي ؛ من از پيش تو مي روم به نزد "ميرزا علي محمد شيرازي " كه او قابليت دارد! جناب آخوند گفت: ديگر من آن صورت را نديدم ؛ از اهل منزل خواهش نمودم گوشتي بريان نمودند و قدري استشمام نمودم و قدري خوردم ؛ تا كم كم مزاجم به اعتدال آمد - آن وقت ملتفت شدم مرا به چه امور مخالف شرع امر مي نمود و در آن حالت ملتفت نبودم. شكر الهي را بجاي آوردم. بعد از چندي خبر "ميرزا علي محمد شيرازي " منتشرشد و من دانستم كه او بر باطل است و سابق بر آن نام او را نشنيده بودم..." ....................... "ميرزا علي محمد شيرازي" موسس فرقه " بابيت " شد و پس از او " بهائيت " شکل گرفت ...
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان گفتگو با شیطان ................. به شیطان گفتم : لعنت بر شیطان ! لبخند زد پرسیدم : چرا میخندی؟ پاسخ داد : از حماقت تو خنده ام میگیرد. پرسیدم : مگر چه کرده ام ؟ گفت : مرا لعنت میکنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکردم. با تعجب پرسیدم : پس چرا زمین میخورم ؟ جواب داد : نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای . نفس تو هنوز وحشی است . تو را زمین میزند . پرسیدم : پس تو چکاره ای ؟ پاسخ داد : هر وقت سواری آموختی ، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد. فعلا برو سواری بیاموز....
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان چرا ابلیس به محض سرپیچی از دستور خداوند، از درگاه الهی رانده شد، ولی در اعتراض فرشتگان به اصل خلقت انسان، چنین اتفاقی نیفتاد؟ [h=2]پاسخ :[/h]در هر مسئله ای، پرسش به سه منظور صورت می گیرد: یا به منظور یاد گرفتن و بالا بردن علم و معرفت است یا برای امتحان و آزمایش است یا به قصد اعتراض و انکار و تکبر ورزیدن. پرسش فرشتگان از نوع نخست بود، نه از باب اعتراض و انکار. در حقیقت، فرشتگان می خواستند آگاهی بیشتری درباره موجودی به نام انسان داشته باشند. از این رو، وقتی خدا انسان را به آنها معرفی کرد، فرشتگان در برابر وی تعظیم کردند و گفتند: «قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ ؛ تو (از هر نقص و عیبى) منزّهى، ما را دانشى جز آنچه خود به ما آموختهاى نیست حقّا تویى كه دانا و حكیمى .» (بقره: 32) از سوی دیگر، فرشتگان مانند انسان و جن از خود اختیاری ندارند تا از فرمان خدا سرپیچی کنند، بلکه موجوداتی معصوم و از معصیت و شقاوت به دورند. آنان فقط برای عبادت و اطاعت از خداوند آفریده شده اند و برخلاف خواست خداوند سبحان کاری نمی کنند، چنان که خداوند در آیه ای از قرآن می فرماید: «.... لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُۆْمَرُونَ : خداى را در آنچه به آنان فرماید نافرمانى نكنند و هر چه فرمایندشان همان كنند.(تحریم: 6) امیرمۆمنان، علی علیه السلام نیز می فرماید: فَلَیْسَ فِیهِمْ فَتْرَةٌ، وَ لَا عِنْدَهُمْ غَفْلَةٌ، وَ لَا فِیهِمْ مَعْصِیَةٌ.1 در فرشتگان نه سستی است و نه غفلت و نه نافرمانی و گناهی از آنها سر می زند. ابلیس برای خود شرافت ذاتی قائل بود و با این بیان، خودخواهی و استقلال ذاتی خویش را به اثبات رساند. ازاین رو، ذات کبریای خداوند بزرگ را نادیده گرفت و خود را در برابر آفریدگار، موجودی مستقل و مانند او دانست آن حضرت در روایتی دیگر می فرماید: جَعَلَهُمُ اللّهُ أَهْلَ الْأَمَانَةِ عَلَی وَحْیِهِ... وَ عَصَمَهُمْ مِنْ رَیْبِ الشُّبُهَاتِ فَمَا مِنْهُمْ زَائِغٌ عَنْ سَبیلِ مَرْضَاتِهِ.2 خداوند، فرشتگان را امین وحی خود قرار داده... و آنها را از هرگونه شک و تردید دور داشته است که هیچ کدام از فرشتگان از راه رضای حق منحرف نمی شوند. اما مخالفت و اعتراض ابلیس به قصد انکار و از روی تکبر و خودخواهی بود. خداوند در قرآن کریم می فرماید: وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ ؛ و (به یاد آر) هنگامى كه به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده كنید و خضوع نمایید. همه سجده كردند جز ابلیس كه سرباز زد و تكبّر ورزید و او از كافران بود (كه كفر خود را پنهان مىداشت)(بقره: 34) افزون بر این آیه، آیه 75 سوره ص، 31 سوره حجر و 116 سوره طه، بر مستکبر بودن شیطان تصریح دارد. آن گاه که خداوند از ابلیس پرسید: « قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ آن گاه كه تو را امر كردم چه چیز مانع شد كه سجده نكردى؟ » شیطان در پاسخ گفت: «أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ؛ من از او بهترم مرا از آتش آفریدى و او را از گل، (و آتش از گل بهتر است، و تولّد یافته از بهتر، بهتر) .» (اعراف: 12) فرشتگان مانند انسان و جن از خود اختیاری ندارند تا از فرمان خدا سرپیچی کنند، بلکه موجوداتی معصوم و از معصیت و شقاوت به دورند. آنان فقط برای عبادت و اطاعت از خداوند آفریده شده اند جمله «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ»، مبیّن آن است که ابلیس برای خود شرافت ذاتی قائل بود و با این بیان، خودخواهی و استقلال ذاتی خویش را به اثبات رساند. ازاین رو، ذات کبریای خداوند بزرگ را نادیده گرفت و خود را در برابر آفریدگار، موجودی مستقل و مانند او دانست. در حقیقت، شیطان با این کار، به استکبار با خداوند پرداخت نه آدم. وی با این اعتراض، اصل مالکیت مطلق و حکمت خدا را زیر سۆال برد و انکار کرد. این همان اصلی است که همه گناهان و عصیان ها از آن سرچشمه می گیرد؛ زیرا وقتی از بنده گناهی سر می زند که از بندگی خدای تعالی و مملوکیتش خارج شود و از اینکه ترک گناه بهتر از انکار آن است، اعراض کند، این همان انکار مالکیت مطلق خدا و حکمت اوست.3 حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: شیطان، بر آدم علیه السلام به دلیل آفرینش خلقت او از خاک فخر فروخت و با تکیه به اصل خود که از آتش است، دچار تعصب و غرور شد. پس شیطان، دشمن خدا و پیشوای متعصبان و سر سلسله متکبران است که اساس عصبیّت را بنا نهاد و با خداوند در مقام جبروتی اش به ستیز برخاست. لباس خودبزرگ بینی به تن کرد و پوشش فروتنی را کنار گذاشت.4 پی نوشت:1. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، باب 22، ح 6، مۆسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ . ق، ج 56، ص175.2. نهج البلاغه، خطبه 91.3. نک: تفسیر المیزان، ج 8 ، صص 28 و 29.4. نهج البلاغه: خطبه 192.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=1]تسلیم شدن شیطان در زمان ظهور[/h] [h=1][/h][HR][/HR]چه منظور قتل و كشتن خود شیطان باشد و چه بلاتأثیر ماندن تلاش های شیطان باشد، نتیجه یكی خواهد بود و آن عبارت است از عدم نقشآفرینی و كارایی شیطان در گمراهی مردم در عصر حاكمیت مطلق دین خدا و دولت كریمة حضرت مهدی(عج) به گونهای كه در آن عصر، اطاعت و بندگی در سراسر جامعه توحیدی آن عصر نمود دارد «یعبدوننی لایشكرون بیشیئاً» [HR][/HR] چرا شیطان زمانی كه امام زمان(عج) ظهور میكند خود را تسلیم امام میكند تا سر او را از بدنش جدا كند؟ این سۆال دو بخش دارد: یكی مسأله علت تسلیم شدن شیطان، دوم سر بریدن و اعدام شیطان توسط حضرت مهدی(عج). جواب بخش نخست سۆال منوط به روشن شدن پاسخ بخش دوم سۆال است گواینكه شما مسأله سربریدن شیطان را مسلم گرفتهاید و از علت تسلیم شدن او سۆال نمودهاید. در فرض مثبت بودن جواب فقره دوم سۆال، تسلیم شدن شیطان نیز قهری و از روی اجبار خواهد بود زیرا هیچ دشمنی با میل و رغبت خود به قربانگاه نمیرود بلكه ناگزیر از تسلیم شدن میباشد. اما مطلب مهم مربوط به این سۆال، روشن شدن این مسأله است كه: آیا در عصر ظهور شیطان بوسیله حضرت(عج) كشته میشود و یا نه و دلیل این مطلب چیست؟ این موضوع هم در قرآن به صورت اشاره، مطرح شده است و هم در روایات ذیل آن آیه، نقل گردیده است در قرآن كریم جریان مهلت خواستن شیطان از خداوند در دو آیه (37 ـ 38 سوره حجر 80 ـ 81 سوره ص) به یك شكل آمده است. در این آیه، شیطان بعد از طرد شدن از درگاه الهی، از خداوند تقاضا میكند كه ـ رب فانظرنی الی یوم یبعثون ـ خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده. خداوند در پاسخ میفرماید: انك من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم. یعنی تو اجازه داری تا زمان مشخصی به كار خود ادامه دهی. كه خداوند اصل تقاضای شیطان را موافقت فرموده اما مقدار و زمان مورد نظر شیطان را نپذیرفته و آن را محدود نموده است به زمان معلوم. در مورد اینكه مراد از «وقت معلوم» در آیه چیست میان مفسرین اختلاف نظر وجود دارد كه این اختلاف نظر نیز ناشی از اختلاف روایات مربوط به این مسأله میباشد. ولی بسیاری از مفسرین، از جمله مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، معتقد است كه: میان پاسخ خداوند و تقاضای شیطان تفاوت وجود دارد و دراین پاسخ از جهتی موافقت شده است و از جهتی نیز مخالفت شده است اصل مهلت دادن به شیطان، پذیرفته شده ولی مدت مورد نظر شیطان رد شده است. چون سیاق آیه دلالت دارد بر اینكه «وقت معلوم» غیر از «یوم یعبثون» است و مراد از آن زمان قبل از قیامت است. كشته شدن شیطان و یا بیتأثیر بودن او، منافاتی با اختیار و تكلیف انسان ندارد زیرا انگیزه ها و عوامل معصیت، در وسوسه شیطان منحصر نمیباشد بلكه علاوه بر آن دو عامل مهم دیگر: یعنی وسوسههای نفسانی و عوامل درونی و نیز عوامل و انگیزهها و وسوسههای بیرونی، هم چنان باقی است ایشان، نتیجه میگیرد كه منظور از وقت معلومی كه خداوند آن را پایان مهلت شیطان قرار داده است، روزی است كه خداوند جامعه بشری را در آن روزگار كاملاً اصلاح میكند و ریشة همه فساد را قطع میكند نه اینكه مراد روز برپایی قیامت و مرگ عموم خلایق باشد.[1] روایاتی كه در ذیل این آیه وارد شده متفاوت میباشد، از جمله اسحاق بن عمار از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت میكند: كه حضرت فرمود: «مراد از وقت معلوم در آیه، روز قیام قائم ما است زمانی كه خداوند او را ظاهر كند، در مسجد كوفه مستقر میشود در آن هنگام شیطان در حالی كه به زانو راه میرود به سوی حضرت آورده میشود و شیطان فریادش از شدت حزن آن روز، بلند است آنگاه حضرت پیشانی شیطان را میگیرد (كنایه از ذلت و خواری) و گردن او را میزند.»[2] در این رابطه تذكر چند نكته را لازم میدانم: 1 . روایاتی كه در ذیل این آیه مباركه وارد شده است و از جمله روایت مذكور، از نظر سند، ضعیف است. 2 . روایتی كه نقل شد با ظاهر بعضی از روایات دیگری كه در ذیل این آیه نقل شده است، اختلاف دارد برخی از روایات قتل شیطان را به رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ نسبت داده است و در بعضی دیگر بقای شیطان را تا زمان نفخه صور و مرگ جمعی، ذكر نموده است.[3] گرچه سند معتبر و قابل استنادی برای این روایت وجود ندارد. 3 . این احتمال وجود دارد كه مراد از روایات مربوط به قتل شیطان، معنای كنائی آن باشد نه قتل واقعی یعنی مراد محدود نمودن و بینتیجه بودن تلاشهای شیطان، باشد كه در عصر ظهور حضرت به خاطر رشد عقول مردم و تربیت آنان در پرتو حكومت حضرت(عج) كارهای شیطان بیاثر میشود و از تأثیرگذاری میافتد و حداقل این دسته روایات مۆید برداشت مذكور از آیه میباشد در هر حال چه منظور قتل و كشتن خود شیطان باشد و چه بلاتأثیر ماندن تلاش های شیطان باشد، نتیجه یكی خواهد بود و آن عبارت است از عدم نقشآفرینی و كارایی شیطان در گمراهی مردم در عصر حاكمیت مطلق دین خدا و دولت كریمة حضرت مهدی(عج) به گونهای كه در آن عصر، اطاعت و بندگی در سراسر جامعه توحیدی آن عصر نمود دارد «یعبدوننی لایشكرون بیشیئاً»[4] منظور از وقت معلومی كه خداوند آن را پایان مهلت شیطان قرار داده است، روزی است كه خداوند جامعه بشری را در آن روزگار كاملاً اصلاح میكند و ریشة همه فساد را قطع میكند نه اینكه مراد روز برپایی قیامت و مرگ عموم خلایق باشد 4 . نكته آخر اینكه: كشته شدن شیطان و یا بیتأثیر بودن او، منافاتی با اختیار و تكلیف انسان ندارد زیرا انگیزه ها و عوامل معصیت، در وسوسه شیطان منحصر نمیباشد بلكه علاوه بر آن دو عامل مهم دیگر: یعنی وسوسههای نفسانی و عوامل درونی و نیز عوامل و انگیزهها و وسوسههای بیرونی، هم چنان باقی است چون انسانهای آن زمان تبدیل به فرشته نمیشوند تا طبیعت و نفسانیاتشان تغییر نماید، بلكه تربیت و فرشتهخو میشوند با اینكه زمینه و امكان معصیت و گناه برای آنان وجوددارد ولی با توجه به اینكه آگاهی و ایمان و تربیت مردم در آن دوران، به درجه اعلا قرار دارد، این معرفت و تربیت بینظیر در عصر دولت الهی حضرت مهدی(عج) صدور گناه و معصیت را به حداقل ممكن میرساند. نتیجه اینكه: در عصر تشكیل دولت كریمة مهدوی(عج) مهلت كار شیطان به پایان میرسد. و فرقی ندارد چه این كه شیطان توسط حضرت(عج) به قتل برسد، چنانكه ظاهر برخی روایات دلالت بر آن دارد و چه اینكه اصل وجود شیطان معدوم نگردد و این روایات حمل به معنای كنائی بشود در این صورت، نقشآفرینی شیطان در اغوا و ضلالت انسانها كه بیشترین سهم را داشته است، در آن زمان به پایان میرسد. و به همین خاطر بیشترین نگرانی شیطان از ظهور حضرت و تعجیل آن میباشد. سخن را با سخنی از امام علی علیه السلام به پایان می بریم که میفرماید: همنشینی با اهل هوی و هوس موجب فراموشی ایمان و یاد خدا و نیز حضور شیطان میشود.(میزانالحكمه، حدیث شماره 9408) پی نوشت ها :[1] . المیزان،ج 12، ص 158 ـ 160، «چاپ مۆسسه علمی بیروت، 1411هـ».[2] . همان.[3] . ر.ك: المیزان، ج 12، ص 174.[4] . سوره نور، آیه 55
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=1]پادزهر وسوسههای شیطان[/h] حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: وسوسه شیطان هر روز هست (یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ) مگر میشود كه شیطان ما را رها كند؟به گزارش آینده روشن، حضرت آیت الله جوادی آملی در گفتاری با اشاره به وسوسه شیطان ،به نیاز دائمی انسان به موعظه تصریح کردند.ایشان تصریح کردند: در جریان آماده بودن برای سفر آخرت در بیانات نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) آمده است كه وجود مبارك حضرت، هر شب بعد از نماز عشاء قبل از اینکه جمعیت از مسجد متفرّق بشوند با صدای رسا كه همه بشنوند میفرمود: «تَجهزّوا رَحِمَكُمُ الله» آقایان بارهایتان را ببندید آماده باشید.[خود را برای سفر آخرت آماده کنید]*وسوسه شیطان دائمی استاگر مطلب علمی را انسان یك بار گفت بار دوم خسته كننده است، برای اینكه طرف مقابل آن را می فهمد، اما موعظه و نصیحت را هر وقت هم كه انسان بازگو كند جا دارد، برای اینكه از آن طرف وسوسه دائمی است.مگر شیطان یك بار وسوسه میكند؟ مگر این شورش قلب یك بار است؟! (الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ* مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ) وسوسه شیطان هر روز هست.اگر وسوسه هر روز هست اگر دام شیطان هر روز هست، موعظه هم باید هر روز باشد.اگر كسی دستش زخم بود و مرتب روی این زخم مگس بنشیند، پشه بنشیند ، هر روز باید ضدّعفونی كند نباید بگوید دیروز ضد عفونی را انجام دادم و دیگر كافی است این ﴿یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ﴾ هر روز هست. مگر میشود كه شیطان ما را رها كند؟ وقتی وسوسه هر روز شد خب درمانش هم باید هر روز باشد و درمانش هم موعظه است درمانش تزكیه است.لذا وجود مبارك حضرت امیر(سلام الله علیه) هر شب بعد از نماز عشاء وقتی نمازگزارها میخواستند از مسجد متفرّق بشوند میفرمود آقایان آماده باشید نه بیراهه بروید، نه راه كسی را ببندید.منبع: آینده روشن
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [TABLE] [TR] [TD="align: justify"]شیطان پس از رانده شدن از درگاه الهی و هبوط به زمین، از خدا خواست حاجات دنیایی او نظیر آب، غذا و خانه را مهیا کند. خداوند نیز درخواست او را اجابت کرد. [/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] به گزارش به گزارش لقمه، در روایات آمده است بعد از رانده شدن شیطان از درگاه الهی و فرستادنش از بهشت به سوی زمین، شیطان عرض کرد: پروردگارا! مرا به سوی زمین فرستادی و از درگاه خود راندی و از نعمتهای بهشت محرومم کردی. من در دنیا احتیاجاتی دارم که بتوانم با آنها در زمین زندگی کنم. آنها را برایم مهیا کن که در مضیقه نباشم. خطاب شد حاجات تو چیست؟ آنها را بگو تا برآورده سازم. شیطان عرض کرد: خدایا! من محتاج خانه و منزلم و به من در دنیا خانهای عنایت فرما. خطاب شد: خانه تو را حمام قرار دادم (یکی از احکام داخل شدن به حمام گفتن «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» است تا شیاطین به انسان نگاه نکنند) عرض کرد: من محتاج نشستن هستم، جایی و مکانی را برای نشستن می خواهم. خطاب شد: جای نشستن تو بازارها، کوچهها، خیابانها و مغازههاست. آنجا مینشینی تا مردم را به گناه کم فروشی، رشوه، ربا، غش در معامله، نگاه کردن به ناموس مردم، دروغ، خیانت و ... بکشانی. عرض کرد: خدایا! من غذا میخواهم، غذای من از کجا تأمین شود؟ خطاب شد: غذای تو را در سفرهای قرار دادم که بر سر آن «بسم الله الرحمن الرحیم» گفته نشود. عرض کرد: خدایا! من احتیاج به آب و چیزهای آشامیدنی دارم، آنها را از کجا بدست آورم؟ خطاب شد: نوشیدنیهای تو شراب و هر چیز مستکننده است. عرض کرد: من اذان و مؤذن می خواهم. برای من اذان و اذانگو قرار بده. خطاب شد: اذان تو وسائل موسیقی و مؤذن تو کسانی هستند که با این آلات مینوازند و آنها را به کار میگیرند. عرض کرد: من احتیاج به قرآن دارم، برای من قرآنی قرار بده که در آن نگاه کنم و سرگرم باشم. خطاب شد: قرآن تو شعر است (منظور شعرهای عبث و بیهوده است) عرض کرد: من احتیاج به کتاب دارم، برای من کتابی قرار بده که در آن نگاه کنم و آن را مطالعه کنم. خطاب شد: کتاب تو «وَشم» است (یعنی خالکوبی که بعضی روی بدن و بازوی خود میزنند) عرض کرد: من احتیاج به حدیث دارم، برای من حدیثی قرار بده. خطاب شد: حدیث تو دروغ است. کسانی که دروغ میگویند حدیث تو را میگویند. عرض کرد: من برای ادامه زندگی دام و شکار میخواهم. برای من دام و وسیله شکار قرار بده. خطاب شد: زنان سستایمان و بیتقوا را وسیله صید کردن و به دام انداختن مردم برای تو قرار دادم. منبع: کتاب «نصایح شیطان» به نقل از جلد 5، صفحه 62 کتاب «المحجة البیضاء»
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]راه های مقابله با کوشش های ابلیس[/FONT][FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]از آنجا که گستره تلاش ابلیس و یارانش ، اندیشه و ادراک آدمیان است می توان با بازشناسی چگونگی عملکرد او ، خود را از فریب او مصون و محافظ نگه داشت . ابلیس ، لشکر، ذریه و حزبش ، بر آدمی سلطه ندارند ، اما از آنجا که همواره می کوشند و از طریق هواهای نفسانی عمل می کند ، در صورتی که با آنها مقابله نشود ، کامیاب خواهند شد. از آیات قرآن بر می آید که می توان با راه های ذیل به مقابله با شیطان برخاست:[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]1_ اخلاص : ابلیس از همان آغاز ، با اعتراف به عدم توانایی خود در فریب مخلصان و آنان که از قید خویش رهایی یافته اند ، یعنی مخلصان ، اخلاص را حصن تسخیر ناپذیر شیاطین معرفی کرد: قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. گفت: «پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها جلوه مى دهم، و به یقین همگى را گمراه خواهم ساخت.(سوره حجر آیه39). إِلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ. مگر بندگان خالص شده ات را.(سوره حجر آیه 40). قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد(سوره ص آیه82). إِلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ. مگر بندگان خالص شده ات، از میان آنها.(سوره ص آیه 83).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]2_ ایمان و توکل: شیطان بر آنان که در حصن ایمان ، سنگر گرفته و بر خدا توکل کرده اند ، هیچ گونه سلطه ای نخواهد داشت: إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ. زیرا او، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مى کنند، سلطه اى ندارد.(سوره نحل آیه 99)[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]3_ استعاذه:پناه بردن به خدای یگانه و پناه جستن از وی در برابر دشمن بی امان ، یکی از راه های مقابله با ابلسیان است که قرآن ما را بدان فراخوانده: وَ إِمّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ. و اگر وسوسه اى از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر; که او شنونده و داناست.(سوره اعراف آیه 200) . وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ. و بگو: پروردگارا! از وسوسه هاى شیاطین به تو پناه مى برم.(سوره مومنون آیه97). فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ. هنگامى که قرآن مى خوانى، از شرّ شیطان رانده شده (از درگاه خدا)، به خدا پناه بر (و بر او توکل کن).(سوره نحل آیه 98). وَ إِمّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. و هرگاه وسوسه اى از شیطان متوجه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنونده و داناست.(سوره فصلت آیه36).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]4_ پاکیزگی و طهارت: پاکیزگی و طهارت ، آدمی را از پلیدی شیطان دور می سازد: وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ. و آبى از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند; و پلیدى شیطان را از شما بر طرف سازد; و دلهایتان را محکم، و گامها را با آن استوار دارد.( سوره انفال آیه 11). چنانچه تحصیل ملکه تقوا و تحکیم آن ، چشمان دل را برتماس و وسوسه ابلیس و یارانش بینا و از فرو افتادن در دام های وی حفظ می کند: إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ. پرهیزگاران هنگامى که گرفتار وسوسه هاى شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) مى افتند; و (در پرتو یاد او، راه حق را مى بینند و) در این هنگام بینا مى شوند(سوره اعراف آیه201).[/FONT]
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان اهداف و شیوه های ابلیس اهداف میانی و راه کارهایی دارد که قرآن ، سخنان تهدید آمیز وی بر ضد انسان را پس از مهلت یابی بدین شرح باز گفته است: 1_ تهاجم همه جانبه: ابلیس به خداوند گفت: چون مرا گمراه ساختی ، من هم برای فریفتن آدمیان بر سر راه راست تو خواهم نشست و از پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ شان بر آنها می تازم، به گونه ای که بیشتر آنان را شکرگزار نخواهی یافت: قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ. به دروغ گفت: «به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در کمین آنها مى نشینیم.(سوره اعراف آیه16) . ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لاتَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ. سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى روم; وبیشتر آنها را شکرگزار نخواهى یافت.»(سوره اعراف آیه 17). 2_ لگام زدن و سلطه کامل: ابلیس گفت : اگر تا روز قیامت مهلتم دهی، به طور قطع بر بیشتر فرزندان آدم ، لگام خواهم زد و آنان را ریشه کن خواهم ساخت: قالَ أَ رَأَیْتَکَ هذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلّا قَلِیلاً. (سپس) گفت: «آیا خبر مى دهى، این کسى را که بر من برترى داده اى (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذارى، همه فرزندانش را، جز اندکى از ایشان، گمراه و ریشه کن خواهم ساخت.»(سوره اسراء آیه 62). 3_ ایجاد دشمنی : إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. شیطان مى خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد؟!( سوره مائده آیه 91). 4_ باز داشتن از یاد خدا و به ویژه نماز: إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. شیطان مى خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد؟!( سوره مائده آیه 91). 5_ ایجاد حزن و افسردگی در جامعه اسلامی و به هراس افکندن مومنان : نجوا از القائات شیطان است تا در کسانی که ایمان آورده اند دلتنگی پدید آورد: إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّیْطانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیْسَ بِضارِّهِمْ شَیْئاً إِلّا بِإِذْنِ اللهِ وَ عَلَى اللهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. نجوا تنها از سوى شیطان است; تا مؤمنان را غمگین سازد; ولى نمى تواند هیچ گونه ضررى به آنها برساند جز به فرمان خدا; پس مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند.(سوره مجادله آیه10). 6_ دعوت به کفر: کَمَثَلِ الشَّیْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اکْفُرْ فَلَمّا کَفَرَ قالَ إِنِّى بَرِىءٌ مِنْکَ آنها مثل شیطانند که به انسان گفت: «کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم).» امّا هنگامى که کافر شد گفت: من از تو بیزارم. (سوره حشر آیه 16) دعوت ابلیس به کفر، بدان جهت است که کفر زمینه دوستی و ولایت ، بلکه سلطه کامل او را فراهم می سازد: إِنّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لایُؤْمِنُونَ. ما شیاطین را اولیاى کسانى قرار دادیم که ایمان نمى آورند.(سوره اعراف آیه27). 7_ تزئین: آراستن گناه و زیبانمایی افکار و اعمال باطل در دیدگاه مرتکبان، شیوه دیگر ابلیس است: قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. گفت: پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها جلوه مى دهم، و به یقین همگى را گمراه خواهم ساخت( سوره حجر آیه 39) و نیزآیه 48 سوره انفال ، آیه 63سوره نحل و آیه 43 سوره انعام و آیه 24 سوره نمل و آیه 27 و 28 سوره عنکبوت بز این مطلب اشاره دارند. قرآن از آراستن نعمت های دنیایی و محبوب نمایاندن زنان ، فرزندان ، اموال فراوان از زر و سیم ، مرکب ، دام و کشت زار ، زُیِّنَ لِلَّذینَ کَفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ یَسْخَرُونَ مِنَ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ اللهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ. زندگى دنیا براى کافران زینت داده شده است; (از این رو) افراد باایمان (و تهى دست) را مسخره مى کنند; در حالى که پرهیزگاران در روز رستاخیز، بالاتر از آنان هستند; و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى دهد.(سوره بقره آیه212) . زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذالِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ. محبّت امور مادى، از (قبیل) زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است; (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند; ولى) اینها وسایل گذران زندگى دنیا است (و هدف نهایى نمى باشد); و سرانجام نیک (و زندگى والا و جاویدان)، نزد خداست.(سوره آل عمران آیه14) پرده برداشته است. 8_ برانگیختن آرزوهای طولانی :یکی از شیوه های ابلیس برای گمراهی انسان ها ، برانگیختن آرزوی طول بقا و دیگر آرزوهای دور و دراز دنیایی است. وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لَأمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَأمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللهِ وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیّاً مِنْ دُونِ اللهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً. و آنها را گمراه مى کنم; و به آرزوها سرگرم مى سازم; و به آنان دستور مى دهم که (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهار پایان را بشکافند، و آفرینش (پاک) خدایى را تغییر دهند; (و فطرت توحید را به شرک بیالایند.)» و هر کس، شیطان را به جاى خدا ولىّ خود برگزیند،زیان آشکارى کرده است.(سوره نساء آیه 119). 9_ فراموشاندن : یکی از راه های نفوذ ابلیس در حزب خویش ، اصلی نمایاندن موضوعات فرعی و جلب توجه ایشان است تا بدین وسیله ، یاد خداوند یا عمل به وظایف خود ، فراموششان گردد: إِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده; آنان حزب شیطانند. بدانید حزب شیطان زیانکارانند.(سوره مجادله آیه 19) قالَ أَ رَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِیهُ إِلَّا الشَّیْطانُ أَنْ أَذْکُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَباً. گفت:«به خاطر دارى هنگامى که ما (براى استراحت) به کنار آن صخره پناه بردیم، من (در آن جا) فراموش کردم جریان ماهى را بازگو کنم و فقط شیطان بود که آن را از خاطر من برد و ماهى به طرز شگفت آورى راه خود را در دریا پیش گرفت!»(سوره کهف آیه63). 10_ ترساندن:روش دیگر ابلیس ، ایجاد ترس در پاره ای اوقات چون هنگام رویارویی با دشمن است. إِنَّما ذالِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ. این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بى اساس،) مى ترساند. از آنها نترسید; و تنها از (مخالفت) من بترسید اگر ایمان دارید!(سوره آل عمران آیه 175). 11_ تسهیل نمودن گناه: روش دیگر ، آسان سازی و کوچک نمایی گناهان بزرگ و زمینه سازی برای ارتکاب آن از طریق ظاهر کردن کار زشت در هیئتی زیبا با تطویل آرزوهای انسان است: إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ. به یقین کسانى که بعد از روشن شدن راه هدایت براى آنها، پشت به آن کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است.(سوره محمد آیه 25). 12_ گسترش فساد و ترویج فحشا و منکر: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ. اى کسانى که ایمان آورده اید! از گامهاى شیطان پیروى نکنید. هر کس پیرو گامهاى شیطان شود او به کارهاى زشت و منکر فرمان مى دهد(سوره نور آیه 21) شیطان، در ارتکاب انسان به شراب خوری و بت پرستی و قمار بازی می کوشد: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. اى کسانى که ایمان آورده اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعى بخت آزمایى]، پلید و از عمل شیطان است، از آن دورى کنید تا رستگارشوید.(سوره مائده آیه90)و نیز شیاطین به آموختن سحر به مردم همت می گمارند: وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ( سوره بقره آیه 102). 13_ احیای سنت های جاهلی و تغییر آفرینش : ترویج بریدن گوش های چارپایان طبق سنت های جاهلی و دادن تغییر در آفرینش الهی، از روش های نفوذ ابلیس و یاران او است. وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لَأمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَأمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللهِ وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیّاً مِنْ دُونِ اللهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً. و آنها را گمراه مى کنم; و به آرزوها سرگرم مى سازم; و به آنان دستور مى دهم که (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهار پایان را بشکافند، و آفرینش (پاک) خدایى را تغییر دهند; (و فطرت توحید را به شرک بیالایند.)» و هر کس، شیطان را به جاى خدا ولىّ خود برگزیند،زیان آشکارى کرده است.(سوره نساء آیه 119). 14_ برانگیختن حسد ، ایجاد درگیری و تنازع: حضرت یوسف برهم خوردن ارتباط درست میان خود و برادرانش را به شیطان نسبت می دهد. أَنْ نَزَغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی. شیطان، میان من و برادرانم فتنه کرد.(سوره یوسف آیه 100).به همین جهت ، به همگان سفارش می کند که با یکدیگر نیکو سخن بگویند تا شیطان نتواند میان آنان آتش دشمنی بر افروزد: وَ قُلْ لِعِبادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوّاً مُبِیناً. به، بندگانم بگو: «سخنى بگویند که بهترین (سخن) باشد.» چرا که شیطان (به وسیله سخنان ناروا) میان آنها فتنه و فساد مى کند; زیرا (همیشه) شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است.(سوره اسراء آیه 53) این کوشش شیطانی از طریق شراب و قمار نیز پیگیری می شود: إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. شیطان مى خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد؟!(سوره مائده آیه91).شیاطین با ایجاد زمینه مجادله نیز می کوشند حق گویان را به اطاعت خویش وادارند یا به تشنج دامن زنند: وَ لا تَأْکُلُوا مِمّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلى أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ. و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید که این کار گناه است; و شیاطین به دوستان خود مطالبى مخفیانه القا مى کنند، تا با شما به مجادله برخیزند; اگر ازآنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود.(سوره انعام آیه 121). وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطانٍ مَرِیدٍ. بعضى از مردم، بدون هیچ علم و دانشى، درباره خدا مجادله مى کنند; و از هر شیطان سرکشى پیروى مى نمایند.(سوره حج آیه 3). افزون بر آن ، با ابلاغ سخنان زیبا و فریبنده به دشمنان انبیاء ، در مقابله با تبلیغ حق می کوشند. وَ کَذالِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ. این گونه در برابرهر پیامبرى، دشمنى از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم; آنها بطور سرّى سخنان ظاهر فریب و بى اساس (براى اغفال مردم) به یکدیگر القا مى کردند; و اگر پروردگارت مى خواست، چنین نمى کردند; (ولى ایمان اجبارى سودى ندارد.) بنابراین، آنها و تهمت هایشان را به حال خود واگذار.(سوره انعام آیه 112). شیاطین ، آدمی را هنگام انتخاب حق بر باطل ، به تردید می افکنند و در مسیر حیات معنوی به رهزنی می پردازنند.آنان از این راه آدمیان را حیران می سازند. قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللهِ ما لا یَنْفَعُنا وَ لا یَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرانَ لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللهِ هُوَ الْهُدى وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمینَ. بگو: «آیا غیر از خدا، چیزى را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودى به حال ما دارد، نه زیانى; و (به این ترتیب،) به عقب برگردیم بعد از آن که خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسى که براثر وسوسه هاى شیاطین، در روى زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است; در حالى که یارانى دارد که او را به هدایت دعوت مى کنند (و مى گویند:) به سوى ما بیا!» بگو: «تنها هدایت خداوند، هدایت (واقعى) است; و ما دستور داریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.(سوره انعام آیه 71). 15_ داوری بردن نزد طاغوت: ابلیس و دستیاران وی در جهت تحکیم پایه های حکومت طاغوت که به اجرای فرمان های الهی گردن نمی نهند ، می کوشند و مومنان را به داوری بردن نزد آنان فرا می خوانند:أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُریدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعیداً. آیا ندیدى کسانى را که گمان مى کنند به آنچه (از کتابهاى آسمانى که) بر تو و پیش از تو نازل شده، ایمان آورده اند، در حالى که مى خواهند براى داورى نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟!با این که به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. امّا شیطان مى خواهد آنان را در گمراهى دورى بیفکند.(سوره نساء آیه60). 16_ توسعه ربا : شیطان با ایجاد تردید و مشابه دانستن ربا و بیع، قدرت تشخیص درست را از بین برده ، ربا را می گستراند: أَلَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلّا کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذالِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ. کسانى که ربا مى خورند، (در قیامت) مانند کسى که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده (و تعادل خود را از دست داده) بر مى خیزند. این، بخاطر آن است که گفتند: «بیع (و داد و ستد) مانند ربا است» در حالى که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام. (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر کسى اندرزى از جانب پروردگارش به او رسد، و (از رباخوارى) خوددارى کند، سودهاى پیشین (و قبل از تحریم) از آن اوست; و کار او به (عفو) خدا واگذار مى شود; امّا کسانى که (به ربا خوارى) بازگردند اهل دوزخند; و جاودانه در آن خواهند بود.(سوره بقره آیه 275). 17_ وعده فقر برای جلوگیری از انفاق: أَلشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمٌ. شیطان، شما را (هنگام انفاق،) وعده فقر و تهیدستى مى دهد; و به زشتیها امر مى کند; ولى خداوند وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مى دهد; و خداوند، رحمت و قدرتش گسترده، و (به هر چیز) داناست. (و به وعده خود وفا مى کند.).(سوره بقره آیه 268).
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]قرآن کریم ابلیس را دشمن آشکار انسان شناسانده ، أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ . اى فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید،که او براى شما دشمن آشکارى است؟! ( سوره یس آیه 60 ) از همین رو ، ابلیس پس از گرفتن مهلت از خداوند ، سوگند یاد کرد که همه بنی آدم به جز مخلّصان را گمراه کند: قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد. ( سوره ص آیه 82) . إِلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ . مگر بندگان خالص شده ات، از میان آنها.» و در نخستین گام ، به وسوسه آدم و حوّا پرداخت: فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ. سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد. (سوره اعراف آیه 20) خداوند نیز هدف ابلیس را در گمراهی کشاندن انسان ها : وَ یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعیداً. امّا شیطان مى خواهد آنان را در گمراهى دورى بیفکند. (سوره نساء آیه 60) و نیز جهنمی کردن آنها به روشنی بیان می کند : أَ وَ لَوْ کانَ الشَّیْطانُ یَدْعُوهُمْ إِلى عَذابِ السَّعِیرِ. آیا حتّى اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعیّت مى کنند)؟!(سوره لقمان آیه 21). إِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِیرِاو فقط حزبش را به این دعوت مى کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند.(سوره فاطر آیه 6) .[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]ابلیس ، هم در حوزه اندیشه و هم در حوزه عمل ، فعالیت دارد و می کوشد در ارتباط های فردی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی آدمیان اخلال کند .او برای تحقق مهم ترین هدف خود که انحطاط انسان و انحراف او از صراط مستقیم است. قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ. به دروغ گفت: «به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در کمین آنها مى نشینیم.(سوره اعراف آیه 16).[/FONT]
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان ویژگی و صفات ابلیس [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]در قرآن کریم برخی از اوصاف این موجود شریر به صورت اسم ، وصف و جمله ارائه شده که بدین شرح است :[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]1_مستکبر.[FONT=arial, helvetica, sans-serif] وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُو لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلّا إِبْلیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ[/FONT] . و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده (و خضوع) کنید!» همگى سجده کردند; جز ابلیس که سرباز زد، و تکبّر ورزید، و (بخاطر نافرمانى و تکبّرش) از کافران شد. ( سوره بقره آیه 34 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]2_کافر. إِلّا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ . جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود. (سوره ص آیه 74).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]3_کفور " ناسپاس " . إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً . چرا که تبذیرکنندگان، برادران شیاطینند; و شیطان در برابر پروردگارش، بسیار ناسپاس بود. ( سوره اسراء آیه 27).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]4_فاسق . وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلّا إِبْلِیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِی وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظّالِمِینَ بَدَلاً . و (به یاد آورید) زمانى راکه به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید!» همگى سجده کردندجز ابلیس ـ که از جنّ بود ـ و از فرمان پروردگارش بیرون شد. آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جاى من به سرپرستى انتخاب مى کنید،در حالى که آنها دشمن شما هستند؟! چه جایگزین بدى است براى ستمکاران! ( سوره کهف آیه 50 )[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]5_عصّی " عصیان گر " . یا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّیْطانَ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلرَّحْمانِ عَصِیّاً . اى پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان نسبت به خداوند رحمان،نافرمان بود. ( سوره مریم آیه 44 )[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]6_مارد و مَرید " سرکش " وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ مارِدٍ . تا آن را از هر شیطان متمرّدى حفظ کنیم. ( سوره صافات آیه 7 ) إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلّا إِناثاً وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلّا شَیْطاناً مَریداً . آنچه آنها غیر از خدا مى خوانند، تنها بتهایى است بى روح و بى اثر یا شیطانى سرکش و ویرانگر. ( سوره نساء آیه 117)[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]7_مذموم " نکوهیده " . قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعینَ . فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خوارى، بیرون رو! به یقین هر کس از آنها از تو پیروى کند، جهنّم را از شما همگى پر مى کنم. ( سوره اعراف آیه 18 )[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]8_رجیم " رانده شده " . وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَیْطانٍ رَجِیمٍ . این (قرآن) گفته شیطان رانده شده (از درگاه خدا) نیست! ( سوره تکویر آیه 25 ) قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ رَجِیمٌ . فرمود: «از آن (مقامات) خارج شو، که تو (از درگاه من) رانده شده اى! ( سوره ص آیه 77 ) فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ . هنگامى که قرآن مى خوانى، از شرّ شیطان رانده شده (از درگاه خدا)، به خدا پناه بر (و بر او توکل کن.((سوره نحل آیه 98 )[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]9_مدحور " رانده ". قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعینَ. فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خوارى، بیرون رو! به یقین هر کس از آنها از تو پیروى کند، جهنّم را از شما همگى پر مى کنم. (سوره اعراف آیه 18 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]10_ملعون . وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلى یَوْمِ الدِّینِ. و به یقین لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود. ( سوره ص آیه 78 ). وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلى یَوْمِ الدِّینِ. و لعنت (و دورى از رحمت حق)تا روز قیامت بر تو خواهد بود. (سوره حجر آیه 35 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]11_مُنظَر " مهلت یافته " . قالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ . فرمود: .تو از مهلت داده شدگانى. ( سوره اعراف آیه 15 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]12_عَدُوّ ، عَدُو مبین " دشمن ، دشمن آشکار". أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ. اى فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید،که او براى شما دشمن آشکارى است؟!( سوره یاسین آیه 60 ). إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِیرِ. به یقین شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید; او فقط حزبش را به این دعوت مى کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند. (سوره فاطر آیه 6). یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ. اى کسانى که ایمان آورده اید; همگى (در پرتو ایمان) در صلح و آشتى درآیید! و از گامهاى شیطان، پیروى نکنید; که او دشمن آشکار شماست. ( سوره بقره آیه 208 ). یا أَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ. اى مردم! از نعمتهاى حلال و پاکیزه اى که در زمین است بخورید; و از گامهاى شیطان، پیروى نکنید; زیرا او، دشمن آشکار شماست.( سوره بقره آیه 168 ) . وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً کُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللهُ وَ لاتَتَّبِعُواخُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ. (اوست کسى که) از چهارپایان، براى شما حیوانات باربر، و حیوانات کوچک (براى منافع دیگر) آفرید; از آنچه به شما روزى داده است، بخورید; و از گامهاى شیطان پیروى ننمایید، که او براى شما دشمنى آشکار است. ( سوره انعام آیه 142 ). قالَ یا بُنَیَّ لاتَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلى إِخْوَتِکَ فَیَکیدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ. گفت: «پسرم! خواب خود را براى برادرانت بازگو مکن، مبادا براى تو نقشه (خطرناکى) بکشند; زیرا شیطان، دشمن آشکار انسان است. ( سوره یوسف آیه 5 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]13_هم دم بد. وَ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النّاسِ وَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَکُنِ الشَّیْطانُ لَهُ قَریناً فَساءَ قَریناً. و (همان) کسانى که اموال خود را براى نشان دادن به مردم (و ریاکارى) انفاق مى کنند، و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند; (چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست و کسى که شیطان همنشین او باشد، بد همنشینى انتخاب کرده است. ( سوره نساء آیه 38 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]14_خذول " فروگذارنده انسان ". لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی وَ کانَ الشَّیْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً. او مرا از یادآورى (حق) گمراه ساخت بعد از آن که (یاد حق) به سراغ من آمده بود.» و شیطان همیشه انسان را تنها و بى یاور مى گذارد. ( سوره فرقان آیه 29 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]15_مُضلّ مبین " گمراه کننده آشکار" . قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد. ( سوره ص آیه 82 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]16_غرور ، فتنه گری ، فریب کاری . فَدَلّاهُما بِغُرُورٍ فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَکُما عَنْ تِلْکُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَکُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُما عَدُوٌّ مُبینٌ. و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرود آورد. و هنگامى که از آن درخت چشیدند، اندامشان [= عورتشان]بر آنها آشکار شد; و براى پوشاندن خود، از برگهاى (درختانِ) بهشتى جامه دوختند. و پروردگارشان آنها را ندا داد که: «آیا شما را از آن درخت نهى نکردم، و نگفتم که شیطان براى شما دشمن آشکارى است؟!.( سوره اعراف آیه 22 ) . یا بَنی آدَمَ لایَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاتَرَوْنَهُمْ إِنّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لایُؤْمِنُونَ. اى فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد. چه این که او و طایفه اش شما را مى بینند از جایى که شما آنها را نمى بینید; (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیاى کسانى قرار دادیم که ایمان نمى آورند.( سوره اعراف آبه 27) . فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطانُ قالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لایَبْلى. ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفتای آدم!آیا می خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی زوال راهنمائی کنم؟!( ( سوره طه آیه 120 ).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]17_وعده کاذب و برانگیختن آرزو. یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلّا غُرُوراً. شیطان به آنها وعده ها (ى دروغین) مى دهد; و به آرزوها، سرگرم مى سازد; در حالى که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمى دهد.( سوره نساء آیه 120).[/FONT] [FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]18_دعوت گری به سوی جهنم . وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ الشَّیْطانُ یَدْعُوهُمْ إِلى عَذابِ السَّعِیرِ. و هنگامى که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پیروى کنید.»، مى گویند: «نه، بلکه ما از چیزى پیروى مى کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم.» آیا حتّى اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعیّت مى کنند)؟!(سوره لقمان آیه ۲۱).[/FONT]