1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همه چیز در مورد شیطان

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏19/2/13 در انجمن ادیان الهی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    خداوند متعال نفرموده است که به خود آدم سجده کنيد ، بلکه فرموده است براي آدم سجده کنيد : ​

    قرآن کريم در سوره بقره آيه 34 مي فرمايد :​

    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۳۴﴾

    و چون فرشتگان را فرموديم براى آدم سجده كنيد پس سجده کردند بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد (۳۴)
    ..........................
    ابليس هم از جنيان بوده اما پس از صعود به آسمانها ، مدتها در ميان ملائکه بوده و حتي در روايات ذکر شده که استاد ملائکه شده است و نامش قبل از اينکه " ابليس " شود " عزازيل " بوده است ...
    ابليس خودش استاد توحيد بوده است ...
    و مدتها " رسول الله " بوده ، يعني از جانب خداوند متعال ماموريت داشته و به زمين آمده و گروههاي طغيانگر را نابود کرده است ...
    ابليس " معاد " را هم باور داشته و دارد زيرا از خداوند متعال بعد از رانده شدن ،مي خواهد که تا " يوم يبعثون " يعني روز رستاخيز مهلتش بدهد ، پس قيامت و معاد را هم باور دارد ...
    اما آنچه ابليس را " رجيم " کرد همان مسئله " ولايت محمد (ص) و آل محمد (ص) " بود ...
    و ابليس مي دانست که سجده براي آدم در واقع همان مسئله " خليفه الله " شدن بر روي زمين است و از همان ابتدا قصد داشت که خودش " ولي " و " حاکم " بر زمين و زمينيان باشد و هدف از عبادات طولاني اش هم همين بود و به ظاهر براي خدا سجده مي کرد اما در دل هدفي جز خدا داشت و اين را ملائکه نمي دانستند اما خداوند متعال که واقف بر اسرار دلهاست مي دانست ...
    و سرانجام آنچه ابليس در " باطن " مي پرورانيد " ظاهر " شد و " مردود " گشت ...
     
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    بزرگترين دوست انسان " عقل " اوست و بزرگترين دشمنش هم " جهل " اوست ...
    براي " عقل " هفتاد و پنج لشکر و براي " جهل " هم هفتاد و پنج لشکر با ذکر جزئيات ، بيان شده است ...
    در واقع ، وجود انسان "محراب " و محل جنگ بين نيروهاي " عقل " و " جهل " است و هرکدام که پيروز شدند سرنوشت انسان را بسوي سعادت يا شقاوت رقم مي زنند ...
    به مکان نماز خواندن هم " محراب " گفته مي شود چون محل " حرب " و جنگيدن است .
    " جهاد بزرگتر " هم در اين نبرد شکل مي گيرد ...
    و تا "عقل "انسان کامل نشود به بهشت راه نمي يابيم ...
    .........................................
    اما " ابليس " و شياطين ، موجوداتي فيزيکي ونامرئي هستند که تقويت کننده لشکر " جهل " هستند ، همانگونه که " ملائک " تقويت کننده سپاه " عقل " هستند ...
    .........................................
    اينها هيچکدام موجودات خيالي نيستند...
    ........................................
    در واقع آنچه ما آنرا " من " مي ناميم کلکسيوني از موجودات بسيار زيادي است که در يک کلوني به نام " من " جمع شده اند .
    همين " جسم " ما از چند موجود تشکيل شده است ؟
    فقط در " دهان " ما چند نوع موجود زنده ذره بيني زندگي مي کنند ؟
    در دهان هيچ جانوري به اندازه انسان باکتري و موجودات ميکروسکوپي ديگر وجود ندارد ...
    در لاي لثه هاي ما ،در دستگاه گوارش ،در خون و ... موجودات ذره بيني براي خودشان زندگي دارند ...
    به تازگي هم از همزيستي ويروسها و انسان در سطح ژنتيکي سخن گفته مي شود ، يعني اينکه ويروسها از گذشته هاي دور تا الان عملا با انسانها پيوند يافته اند و در جريان تکامل انسانها دخالت داشته اند ...
    اين تازه گوشه کوچکي از کشفيات است ...
    ما خودمان يک "جهان " هستيم که در درون ما موجودات ديگري هم زيست مي کنند و آنچه در ما " متجلي " مي شود ، محصول اعمال همه اين موجودات است ...
    اين موضوع وقتي پيچيده تر مي شود كه انسان را نه فقط " جسم " بلکه شامل " نفس " و " روح " هم بدانيم ...
    بنابراين آنچه را ما " احساس من " يا " ادراک من " يا " فکر من " مي ناميم آنقدر ها هم درست نيست ...
    بسياري از افکاري که به ذهنمان خطور مي کند ناشي از " وسوسه " شياطين و يا " الهام " ملائک است اما چون ما درک روشني از کيهان وجودمان نداريم آنها را ناشي از " نفس " خودمان مي دانيم ...
    بسياري از افکار هم از طريق محيط ، والدين ، معلمين ، رسانه ها و ... وارد " نفس " ما مي شوند و در درون ما " نهادينه " مي شوند و اينها هم مقوله بسيار مهم ديگري هستند که از درون به ما فرمان مي دهند که چه چيزي درست است و چه چيزي نادرست است و اينکه جهان را چگونه ببينيم ...
    ...................................
    موجودات ،در يک محيط بسيار پيچيده ، تحث تاثير يکديگر هستند ( چه مرئي و چه نامرئي ) و مخترعين و دانشمندان هم از اين قاعده مستثني نيستند ...
    بنابراين اينکه مثلا گفته شده که مخترع شراب ، ابليس است شايد به اين معنا باشد که او الهام بخش چنين چيزي در روياي يک فرد و يا ادراک او بوده است ، اگرچه از نظر من " تجسم " ابليس بصورت انسان يا هر موجود فيزيکي ديگر هم چندان عجيب نيست و بحث در اين زمينه مقوله مجزائي را طلب مي کند ...
    .......................................
     
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    براي شناخت شيطان بايد " ميزان " و " معيار " داشت چون ذکر شده که شياطين گاه تا " نود و نه " راه خير را به انسان نشان مي دهند تا در صدمي او را هلاک کنند و حتي بيشتر ...
    شيطان در لباس و چهره هرکسي مي تواند ظاهر شود ...
    البته در روايت هست که ابليس نمي تواند خودش را در چهره رسول الله (ص) و امام (ع) ظاهر کند اما چون ما شخصا رسول الله (ص) و ائمه (ع) را نديده ايم تا مقايسه کنيم که آيا شبيه هست يا نيست، بنابراين ابليس مي تواند حتي خودش را رسول الله (ص) و امام (ع) هم بنامد ...
    در جاهاي ديگر بيان کرده ام که فرعون انا ربکم الاعلي گفته يعني من والاترين پروردگار شما هستم اما چه شد ؟ نه همان لحظه پودر شد و نه خون دماغ شد ...
    بلکه خداوند متعال او را تا مدت معيني مهلت داد و سپس او را هلاک نمود و از کساني قرار داد که در آخرت شديدترين عذابها براي اوست ...
    ...........................
    بسياري از فرقه ها در کشور خودمان هستند که با " رويت " شکل گرفته اند مثلا رويت امام زمان (عج ) و ...اگر آنها را بررسي کنيم متوجه مي شويم که بيشتر بر مبناي روياها و خوابها يا مکاشفاتي است که بين شياطين و ملائک مشترک است و اگر " ميزان " نداشته باشيم دچار گمراهي مي شويم ...
    .................................
    يک "جن " موجودي است که مثل ما " تکليف " دارد و از اين جهت بعضي از آنها مومن هستند و بعضي کافر هستند . در بين کافرين از آنها کساني هستند که مريد " ابليس " هستند و بنابراين مي توانند که ادعاي امامت هم بکنند و يا خودشان را فلان امام(ع) هم بنامند و حتي مي توانند بر روي ضريح امام (ع) بروند و چهره نوراني به خودشان بگيرند و ادعا کنند که من مثلا فلان امام هستم ...
    اما تجليات امام (ع) وراي اين قبيل هنرپيشگي هاست که بخواهيم آن را با عمامه سبز و چهره نوراني و عباي سبز و ... نشان بدهيم .
    امام (ع) وجودي است که وقتي شما او را ببينيد او را به " ياد " خواهيد آورد ، اصلا دليل لازم ندارد که شما بگوئيد آقا جان شما که هستيد و او بگويد من فلاني هستم . همينکه او را درک کنيد بيکباره زندگيتان متحول مي شود و نورش را در درون خودتان مي بينيد نه در چهره يک "جن " که با نورافکن خودش را مثل يک چغندر روشن کرده است ...
    وقتي فلان مدعي مي آيد و مي گويد اين ذکرها را مثلا سه هزار بار بگوئيد و مثلا سير و پياز نخوريد و چنين کنيد و چنان کنيد و بيائيد و " مريد " من بشويد کاملا مشخص است که قضيه به کجا متصل است ...
    ...................................
    البته اين روشها براي فريب " عوام " است و ابليس براي فريب علماء و بالاتر هم بيکار نمي نشيند و براي اين موارد شخصا وارد ميدان مي شود ...
    چون ابليس " متکبر " است و حاضر نيست براي من و شما شخصا وارد ميدان بشود و براي اين کار شياطين را مي فرستد ...
    ابليس حتي نزد پيامبران (ع) هم آمده و قصد داشته که آنها را هم فريب بدهد ...
    ابليس شخصا با يحيي (ع) ، با عيسي (ع) ، با ابراهيم (ع) و با پيامبران ديگر سخن گفته و به نزدشان آمده و حتي نزد پيامبر اسلام (ص) آمده و با او سخن گفته اما شما جائي سراغ داريد که نزد امامان (ع) هم آمده باشد و سخن بگويد ؟
    نه چنين کاري نمي تواند بکند زيرا مي داند که نزديک شدن به " ولايت الهي " چه نتيجه اي برايش خواهد داشت و چگونه هلاکش مي کند ...
    ابليس از " ولايت " رجيم است و از "رسالت " ، رجيم و رانده شده نيست ...
    تمام مشکل ابليس اين بود و هست که خودش مي خواست و مي خواهد که حاکم بر زمينيان باشد و به همين دليل هم با امامان (ع) سر جنگ و ستيز دارد ...
    (اگر خوب دقت کنيد درمي يابيد که بيشتر گير و مشکل ما هم اين است که چرا امام (ع) بايد ولي و حاکم بر ما باشد و اينکه چرا ما نبايد آزاد باشيم ... به خاطر همين هم هست که به زمين رانده شديم و زنداني شديم چون در زندگيهاي گذشته " عجب " و " غرور " داشتيم و هنوز هم داريم و ولايت را آنطور که بايد مي پذيرفتيم نپذيرفتيم ، حتي پيامبران (ع) هم در مسئله ولايت اشکالات جزئي داشتند و به همين دليل هم گرفتار شدند و الان فرصتي براي جبران کردن هست که متاسفانه باز هم متوجه نيستيم ... )
    ميدان جنگ ، جنگ بين ابليس و خدا نيست زيرا ابليس که خودش استاد است و مي داند که خداوند متعال چيزي نيست که شکست برايش فرض شود بلکه ميدان جنگ ،جبهه اي است که يک طرف آن لشکريان ملائک و مومنين به رهبري امام (ع) است و طرف ديگرش لشکريان شياطين و معاندين به رهبري ابليس است ... ​
    و جنگ نهائي بين اين دو سپاه است ...
     
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    به گمانم از علي (ع) روايت شده که فرمودند : اگر شما گناه نکنيد از چيزي بدتر از گناه برايتان مي ترسم و آن " عجب " است ...
    ................................
    عجب را به "خود بيني" و يا "خود بزرگ بيني" ترجمه کرده اند و اگر اين صفت در کسي باشد " شيطان " براحتي در او نفوذ مي کند ...
    بسياري از چيزها هستند که ما (به اشتباه ) آنها را گناه نمي دانيم مثل " غرور داشتن " ، " افتخار کردن " ، " به خود باليدن " ، " سرافرازي " و ... ولي اگر دقت کنيم اينها صفاتي هستند که به "عجب" نزديک است و "عجب" هم به " کبر " نزديک است و همه اينها يعني هلاکت و در معرض شيطان واقع شدن ...
    " کبريائي " و " عظمت " دو اسمي از اسماء الله هستند که از اسماء ممنوعه هستند يعني احدي از مخلوقات حق ندارد که آنها را در خود متجلي کند ...
    ما مي توانيم " رب " ، " الرحمن " ، " غفور " و ... را در خود متجلي کنيم اما اجازه نداريم که اسم " متکبر " را در خود متجلي کنيم و اگر چنين کنيم سرنگون خواهيم شد و اهل جهنم خواهيم شد همانگونه که ابليس از متکبرين شد و رانده شد و در دوزخ خواهد بود ...
    .............................
    بنابراين يکبار ديگر خودمان را مورد بررسي قرار بدهيم و ببينيم که آيا در " نفس " ما صفاتي مثل غرور و فخرکردن و بخود باليدن و ... وجود دارد يا نه و اگر وجود دارند بدانيم که شيطان پيشتر در وجود ما رخنه کرده است و در بيرون به دنبال شيطان نگرديم که پيدايش نمي کنيم ...
    " غرور " به شيوه هاي گوناگوني نمود پيدا مي کند و وعده شيطان هم " غرور " است يعني خيال باطل ...
    به واژه " سرافرازي " دقت کنيد ، يعني " سر " را " فراز " گرفتن و يا به عبارتي دقيقا ضد صفت عبادالرحمن است که گفته شده بر روي زمين به آرامي راه مي روند و يا مومنيني که " سر" به " زير " هستند و فروتن و افتاده هستند ...
    " افتخار کردن " را هم علي (ع) بيان کردند که :
    چه فخري براي فرزند آدم که اولش نطفه است و آخرش مرداري است و ميانه اش ، حمل کننده آلودگي است ...
    و در بارگاه خداوند متعال فرموده است که همين افتخار براي من بس است که بنده تو باشم ...
    يعني بقيه افتخارها همه باطل است ...
    افتخار و غرور به مليت و نژاد و ثروت و مال و زيبائي و علم و... همه باطل است ...
    نداي مولي علي (ع) بايد در جان ما باشد نه غرور شيطان ...
    و بترسيم از آن روز دشوار که مال و فرزندان براي ما نفعي نخواهند نداشت ...
    يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتي الله بقلب سليم ...​
     
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    ابتدا علت اين که چرا خداوند به ابليس مهلت داد را ذکر مي کنم.


    اولين جواب اين که در سوره انبياء آمده است: «لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ (23)» خدا از آنچه مى‏كند بازخواست نمى‏شود ولى آنان بازخواست خواهند شد (23). همان طور که در اين آيه شريفه اشاره شده است از خداوند بازخواست نمي شود که چرا به شيطان مهلت دادي تا وقت معلوم (نه تا روز قيامت) زنده بماند. علت ‌عدم بازخواست خداوند هم روشن است و نيازي به بيان نيست.

    ولي خوب گاهي ما قصد اعتراض به خداوند را نداريم ولي دوست دارم دليلي بر برخي از افعال خداوند مثل «مهلت دادن» به شيطان را بدانيم .
    شايد يکي از دلايل اين که خداوند حاجت او را پذيرفت و به او مهلت داد اين بود که ابليس ساليان سال عبادت خداوند را کرده بود . در روايتي از حضرت امير المومنين عليه السلام آمده است که «شش هزار سال عبادت کرده بود» و از طرف ديگر خداوند عادل است و به هيچ کس ظلم نمي کند و اين در حالي است که به ابليس وعده عذاب اخروي داده است پس بايستي پاداش اعمال او را در همين دنيا بدهد . اجابت خواسته وي، پاداش اعمالي بود که در اين مدت طولاني انجام داد.

    و نکته آخر اين که خداوند تبارک و تعالي را سنتي است به نام سنت املا (مهلت دادن به کافران) . اين مهلت دادن به کافران باعث مي‌شود گناهانشان بيشتر گردد و به دنبال آن دچار عذابي دردناک شوند، عذابي که جز خواري با آن نيست. خداوند در سوره آل عمران به اين سنت خود اشاره کرده است . آنجا که مي فرمايد

    وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ (178)

    و البته آنان كه براه كفر رفتند، گمان نكنند كه مهلتى كه ما به آنها مى‏دهيم، به حال آنها بهتر خواهد بود، بلكه مهلت مى‏دهيم براى امتحان تا بر سركشى و طغيان خود بيفزايند و آنان را عذابى رسد كه به آن سخت خوار و ذليل شوند (178).


    در روايتي در تفسير عياشي ذيل آيه فوق آمده است که امام باقر عليه السلام فرمودند: زندگي براي کافر در دنيا به سود او نيست و قهرا مرگ براي او بهتر است.
     
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    يکي از عذابهاي روحي اين است که جهنميان مي فهمند که درجهنم هيچگاه مرگ ندارد و هرقدر هم بر عذابهايشان افزوده شود باز هم نمي ميرند ...
    در روايت هست که جهنميان از مالک دوزخ مي پرسند که آيا برايمان مرگي هست ؟
    تا هزار سال به آنها پاسخي داده نمي شود . ( يعني آنها را هزار سال منتظر مي گذارند )
    پس از پايان هزار سال به آنها پاسخ مي دهند که نه شما هرگز مرگي نداريد ...
    ...................
    يکي از عذابهاي روحي ديگر اين است که به جهنميان ، بهشت را نشان مي دهند و به آنان مي گويند که اگر شما هم ايمان مي آوريد و عمل صالح انجام مي داديد در بهشت بوديد و جهنميان به قدري اندوهگين مي شوند که اگر مرگ برايشان ممکن بود از غصه مي مردند ...
    ................
    يکي از عذابهاي روحي که مخصوص تمسخرکنندگان دين خداست اين است که براي آنها در جهنم روزنه اي و دري از بهشت را در شرق جهنم نشان مي دهند و آن جهنميان به اميد رسيدن به آن روزنه ، هزار سال درياهاي آتش را شنا مي کنند و وقتيکه به آنجا مي رسند آن روزنه بسته مي شود و روزنه اي در غرب جهنم گشوده مي شود و آن دوزخيان مجددا هزار سال درياهاي آتش را شنا مي کنند تا به آنجا مي رسند اما روزنه مجددا بسته مي شود و دوباره در شرق ظاهر مي شود و به همين ترتيب تا ابد چنين خواهند بود و اين عذاب تمسخرکنندگان دين خداست ...
    البته اينها هم شديدترين عذابهاي دوزخ نيستند ...
    .................
    هفت دوزخ وجود دارد با نامهاي هاويه ، حطمه ، سقر ، جهنم ، جحيم ، سعير ، لظي .
    .................
    بدترين عذابها در طبقه هفتم دوزخ است و آنجا چاهي است که اهل جهنم از حرارت آن چاه به سوي مالک دوزخ استغاثه مي کنند و در انتهاي چاه تابوتهائي از آتش است و داخل تابوتهاي آتش ، افرادي هستند در غل و زنجير و در نهايت عذاب که هيچگاه نمي ميرند و از عذاب آنها کاسته نمي شود که به اين عده " اهل تابوت " گفته مي شود ...
    اعوذ بالله من النار .
     
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    ابليس در تمام اين مدت خدا را بندگي نمي کرده است يعني سجده و ذکر او براي رسيدن به " قدرت " و " حکومت " بوده است .
    مثل اين است که ما فردي را ببينيم که ثروت و قدرت زيادي دارد و بعد برويم و خدمت او را بکنيم تا به قدرت و ثروت برسيم . در واقع ما هدفمان از اين خدمت همان قدرت و ثروت است نه خدمت حقيقي به آن شخص ...
    ابليس هم " ولايت " و حکومت را براي خودش مي خواست و آن را در باطن خودش پنهان کرده بود و در تمام اين سالها ملائک را فريفته بود و ملائک گمان مي کردند که ابليس براي رضاي خدا عبادت مي کند.
    اما خداوند متعال که داناي نهان و آشکار است مي دانست که ابليس هدفش چيست و سرانجام فرمان سجده براي آدم داد و ابليس هم که مي دانست سجده براي آدم يعني تحقق ولايت الهي براي امامان معصوم (ع) بر روي زمين و تمام نقشه هاي خودش را نقش بر آب مي ديد ، سجده نکرد و بهانه آورد که مثلا او از خاک است و من از آتش ...
    بعد از رانده شدن هم از خدا تقاضا کرد که مزد اعمالش را بدهد و خداوند متعال هم از روي عدالت مزدش را داد و آنچه را ابليس تقاضا کرد با استثنائاتي به او داد ...
    هدف ابليس هم از اين درخواستها ايجاد لشکري براي مبارزه با خليفه خدا بر روي زمين بود ...
    چون ابليس خودش استاد خداشناسي بوده و مي دانست که خدا را نمي تواند شکست بدهد بنابراين براي انتقام بسوي جانشينش رهسپار شد ...
    مثلا ابليس از خدا خواست که از چشم انسان نامرئي باشد ... خداوند پذيرفت ...
    از خدا خواست که تا روز قيامت زنده باشد ... اما خداوند نپذيرفت و تا " يوم وقت معلوم " فرصت داد که در روايات آمده است که اين روزي است که امام زمان (عج) ظهور خواهد کرد و بزرگترين جنگ در طول کل تاريخ به وقوع خواهد پيوست و ابليس در آن جنگ کشته خواهد شد .
    ابليس چيزهاي ديگري هم خواست از جمله اينکه تعداد اولادش دو برابر انسانها باشد و ...
    ........................
    بنابراين مزدش را گرفت و تا حساب موجودي او کاملا خالي نشود نخواهد مرد ...
    در واقع ابليس آخرت خود را فروخت و دنيا براي خودش خريد و الان ابليس و شياطين براي خودشان کاخها و جهانهائي مجازي و خيالي درست کرده اند و بر روي زمين هم جولان مي دهند و به همه نقاط زمين در رفت و آمد هستند و براي هر فردي هم دو شيطان بطور اختصاصي هست
     
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    در روايت هست که ابليس در زماني که هنوز رانده نشده بود و در آسمانها بود ، خداوند به او فرمود که بنده اي هست که شش هزار سال خدا را عبادت مي کند اما سرانجام از او نافرماني خواهد کرد و از ابليس خواست که حکم چنين بنده اي را معين کند و ابليس چون نمي دانست که اين فرد خودش خواهد بود بر عليه خودش حکم داد !...
    يعني خودش خودش را محکوم کرد ...
    بعد خدا ، از او خواست که اين حکم خودش را بنويسد و مکتوب کند و ابليس چنان کرد ...
    بنابريان ابليس مي دانست که عقوبت نافرماني از خدا چيست .
    ابليس پس از رانده شدن براي فريب ملائک شروع به سخنراني کرد و دلايل بسياري آورد که خدا به او ظلم کرده و تقريبا همين سوالاتي که درباره شيطان توي ذهن ماست ابليس همان موقع از خدا کرد و اصلا سوالات جديدي نيستند و درواقع اگر به الهام و وسوسه خودمان " خودآگاهي " پيدا کنيم خواهيم فهميد که اين سوالات از کجا ريشه مي گيرند چون خود شياطين مدام اين سوالات را پرسيده اند و القاء مي کنند تا ما را هم به راه خودشان بکشانند و براي خودشان پيرو درست کنند ...
    مثلا ابليس به خدا گفت تو که مي دانستي من چه و چه هستم چرا به کار بيهوده فرمان دادي و يا اينکه تو که مي دانستي من وارد بهشت مي شوم تا آدم و حوا را فريب بدهم چرا جلويم را نگرفتي و همينطور دلايل مختلف مي آورد و ملائک هم جوابي نداشتند که به او بدهند تا اينکه خداوند متعال همان لوحي را که ابليس خودش خودش را محکوم کرده بود آورد و نشان ملائک داد ...
    در اينجا بود که ابليس متوجه خطاي خود شد و دلائلش را رها کرد اما به دشمني خودش ادامه داد ...​
     
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [HR][/HR] [​IMG]
    امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:
    «صافوا الشیطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة، تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم‏» " 1
    راه تشخیص شكست و پیروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخیص پیروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.
    اگر شیطان دستور داد و انسان را به گناهى تحریك كرد و او انجام داد و به جایى كه نباید نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نباید بگیرد، گرفت‏ یا سخنى را كه نباید بگوید، گفت و با این كه مى‏داند این كار، گناه است‏با او موافقت كرد و خواسته‏هاى او را برآورد، زمینه پیشروى او و شكست ‏خود را فراهم كرده‏است. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پایى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پیشروى شیطان است، چنانكه لحظه‏اى كه دارد مقاومت مى‏كند، لحظه عقب نشینى شیطان و اسیر كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مى‏كند لحظه پیروزى او و شكست‏شیطان است.
    شیطان مانند دزدان هراسناك به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوى نیست كه در هنگام تهاجم، مقاوم باشد:
    «ان كید الشیطان كان ضعیفا» " 2
    كید شیطان همیشه ضعیف بوده و هست و این اختصاص به زمان معینى ندارد; زیرا تعبیر «كان‏» در این آیه، دلالت‏بر استمرار مى‏كند. از اول هم شیطان در برابر عقل و وحى الهى ضعیف بود. بنابراین، اگر كسى در جنگ با شیطان شكست‏بخورد، در حقیقت در جنگ با دشمنى ضعیف شكست‏خورده و باید خیلى ضعیف النفس باشد تا دشمنى ضعیف او را شكست دهد.
    حال اگر دشمن، ضعیف است چرا به این نبرد، جهاد اكبر گفته‏اند؟
    پاسخ این است كه چون میدان جهاد با شیطان و ابزار اغواى او، یعنى هواى نفس بسیار وسیع است و غنیمت ‏یا غرامتى كه در این جنگ نصیب یا دامنگیر انسان مى‏شود بسیار مهم است. هر جنگى در جهان طبیعت رخ دهد هم غنیمتهایش محدود است و هم غرامتهایش، ولى غنیمتهاى جهاد با شیطان و نفس اماره نامحدود و غرامتهایش نیز جبران‏ناپذیر است; زیرا انسان در نبرد با شیطان، یا شرف و شرع را حفظ مى‏كند یا آنها را از دست مى‏دهد، از این جهت جنگ، جنگ اكبر است و براى انسانى كه ورزیده نیست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعیف باشد، دشوار است. و گرنه به لحاظ دشمن اگر سنجیده شود، جنگ، بزرگى نیست. انسانى كه عقل دارد و به وحى تكیه كرده و به ركن وثیق عنایت الهى وابسته شده شكست نمى‏خورد.
    مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مى‏گوید: من فقط از خدا مى‏ترسم، نه از غیر او
    [​IMG]

    از این رو امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صف‏آرایى كنید. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فریباى شیطانى قرار بدهید; یعنى او از سه راه، حمله مى‏كند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنید.
    او براى این كه كسى را فریب داده بگوید، قیامت و پیغمبرى نیست; بلكه محدوده هستى همین طبیعت است، مغالطه‏هاى وهمى را ردیف مى‏كند! و شما در جبهه فكرى در برابر مغالطه‏هاى وهمى او خود را به براهین عقلى مسلح كنید، تا با آن از مغالطه‏هاى وهمى شیطان برهید و این، كارى فكرى است.
    در جبهه دوم، شما را از بسیارى از امور مى‏ترساند. شما هم در مقابل بگویید من اگر براى ترس وهمى، تن به تباهى بدهم، جهنم را چه كنم؟ من كه باید بترسم، فقط از جهنم و عذاب خدا مى‏ترسم نه از غیر او، چنانكه ذات اقدس اله مى‏فرماید:
    «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله‏» " 3
    مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مى‏گوید: من فقط از خدا مى‏ترسم، نه از غیر او.
    در جبهه سوم، شیطان اگر بخواهد كسى را با زرق و برق فریب دهد، این شخص مى‏گوید من فقط به رزق الهى امیدوارم; نه این كه بر زرق و برق شیطانى تكیه كنم. بنابراین، جاهل و نیز عالم غیر مهذب، زود فریب مى‏خورد. تنها گروهى موفقند كه دو ركن اساسى عقل عارف و نفس عزوف را تحصیل كرده باشند:
    «لا یزكو عند الله سبحانه الا عقل عارف و نفس عزوف‏» " 4
    شایان ذكر است كه گر چه كید زنان در قرآن كریم به وصف بزرگى موصوف شد:
    «...ان كیدكن عظیم‏» " 5
    لیكن هر عظیمى در قیاس با عنایت پروردگار بزرگ، حقیر و زبون است از این رو هم كید شیطان جنى و هم كید شیطان انسى با اعتماد بر لطف خداوند، ضعیف و اندك است.
    امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صف‏آرایى كنید. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فریباى شیطانى قرار بدهید; یعنى او از سه راه، حمله مى‏كند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنید
     
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    سرباز شیطان


    شیطان، نخست، ماموریت دارد در حد وسوسه عده‏اى را به گناه دعوت كند; اما اگر انسان دعوت او را پذیرفت و به گناه آلوده شد، به تدریج مسموم مى‏شود و تحت ولایت او قرار مى‏گیرد و شیطان در جهاد اكبر بر او پیروز مى‏شود و در نتیجه او را جزو ستاد و سپاه خود قرار مى‏دهد; چنانكه در قرآن آمده است:
    «و اجلب علیهم بخیلك و رجلك‏» " 6
    بر اساس همین بیان قرآنى، امام صادق (علیه السلام) درباره گناهكاران مى‏فرماید:
    «اذا اخذ القوم فی معصیة الله فان كانوا ركبانا، كانوا خیل ابلیس و ان كانوا رجالة كانوا من رجالته‏» " 7
    آنان اگر سوارند، از واحدهاى سواره نظام شیطان و اگر پیاده‏اند، از واحدهاى پیاده نظام او هستند. از همه بدتر، عالم بى‏عمل است; قرآن كریم مى‏فرماید:
    «یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون‏» " 8
    مقت و عذاب خدا نسبت‏به عالم بى‏عمل و واعظ غیرمتعظ، زیاد است. چنانكه در حدیث نورانى امام باقر (علیه السلام) آمده است: كسى كه مردم را به عدالت و فضیلت و تقوا دعوت كند و خود، عادل نباشد، حسرتش در قیامت، زیاد و مشمول آیه:
    «یا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله‏» " 9
    است و اظهار تاسف مى‏كند كه چرا من در مورد فرمان خدا تقصیر و كوتاهى كردم:
    «ان اشد الناس حسرة یوم القیامة الذین وصفوا العدل ثم خالفوه و هو قول الله...» " 10

    منبع: تفسیر موضوعی قران، جلد 15، آیت الله جوادی آملی




    پی نوشت ها:
    1-1شرح غررالحكم، ج 4، ص 217
    2- سوره نساء، آیه 76
    3- سوره احزاب، آیه 39
    4- شرح غررالحكم، ج 6، ص 427
    5- سوره یوسف، آیه 28
    6- سوره اسراء، آیه 64
    7- محاسن برقى، ج 1، ص 206
    8- سوره صف، آیات 2 3
    9- سوره زمر، آیه 56
    10- محاسن برقى، ج 1، ص 212