داستانها ودانستنیهایی از شیطان شيطان : نخستين كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پيش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از اين قراراند: - اولين كسى كه قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(2) - اولين كسى كه در پيشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(3) - اولين كسى كه كه معصيت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود. - اولين كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از اين درخت نخوريد، چون درخت جاويد است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شريك مى شود.(4) - اولين كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصيحت مى كنم .(5) - اولين كسى كه نماز خواند و يك ركعت آن چهار هزار سال طول كشيد.(6) - اولين كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد. - اولين كسى كه كه به خدا مشرك شد. - اولين كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم عليه السلام از درخت نهى شده خورد.(7) - اولين كسى كه از خوشحالى سرود خواند و آن هنگامى بود كه آدم به زمين آمد. - اولين كسى كه نوحه خواند و گريست ؛ چون او را به زمين فرستادند، به ياد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گريه كرد. - اولين كسى كه لواط كرد(8) چون زمانى كه به ميان قوم لوط آمد خود را در اختيار آنان قرار داد تا با او لواط كنند. - اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند. - اولين كسى كه دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سيلمان عليه السلام داد تا نظافت كنند. - اولين كسى كه ساختن نوره را در زمان حضرت سليمان داد، براى اين كه موهاى اضافى پاى بلقيس پادشاه سبا را از زمين ببرند.(9) - اولين كسى كه دستور ساختن شيشه را داد تا حضرت سليمان عليه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقيس را آزمايش كند.(10) - اولين كسى كه دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشويند. - اولين كسى كه دستور ساختن آسياب را داد تا مردم گندم هاى خود را آرد كنند. - اولين كسى كه با ابوبكر بيعت كرد تا مردم را منحرف كند و از مسير حق برگرداند.(11) - اولين كسى كه خدا را در آسمان ها پرستيد. - اولين كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد! - اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد. - اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.(12) - اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.(13) - اولين كسى كه ساز درست كرد و خود، آن را نواخت . - اولين كسى كه براى زيبايى ، زلف گذاشت .(14) - اولين كسى كه براى مخالفت با پيامبران ريش خود را تراشيد. - اولين كسى كه براى مست شدن مردم ، شراب درست كرد. - اولين كسى كه ساختن آلات لهو و لعب و موسيقى را به قابيل آموخت . - اولين كسى كه وقتى وارد جهنم مى شود، خطبه مى خواند. - اولين كسى كه مكر و حيله و خدعه نمود. - اولين كسى كه نقاشى كرد و چهره كشيد.(15) - اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(16) - اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد. - اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود(17) و از ناراحتى فرياد كشيد. - اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.(18) - اولين كسى كه گريه دروغى نمود.(19) - اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود. - اولين كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(20) - اولين كسى كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل او را لعنت كردند. - اولين كسى كه از ترس ملائكه فرار كرد و خود را مخفى نمود. - اولين كسى كه دستور مساحقه داد. امام باقر عليه السلام فرمود: ((وقتى خواسته ابليس در قوم لوط عملى شد، خود را به صورت زن در آورد و سراغ زنان آمد و گفت : آيا مردان شما با هم لواط مى كنند؟ در جواب گفتند: آرى . دستور داد شما نيز با هم مساحقه كني [HR][/HR]
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود . شیطان در این اعتقاد خرافی و گمراه آمیز نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند: Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد. Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد. Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست. Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده - وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است . - ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند. - عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد. - اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است . در بررسی نمادهای متعلق به شیطانپرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است . در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، گردنبند ، تصاویر بر روی دستبندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ، ادکلن ، ساعت و … درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار میگیرد : اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطانگرایی به همراه دایره حذف کنیم ، آن وقت یک ستاره پنجضلعی بر جای میماند که همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی میماند .
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنجضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطانپرستان به چشم میخورد . برخی از شیطانگرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطانگرایی را در نقشه ذیل توصیف مینمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا) درمیان پنتاگراهای قبلی تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی ، به این معناست که مسیحیان معتقدند که مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینکه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره میدانند این آرم را انتخاب کردهاند. ۶۶۶: یک سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروههای هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطانپرستان تلقی میشود و براساس مکاشافات ۱۳:۱۸ « … پس هر کس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا که عدد انسان است و عددش ۶۶۶ است . » از سالها پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ کشور مشاهده میشد . صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حکایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خوانندههای راک انواع مختلف آنرا به همراه دارند . نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یک نماد باستانی است که در برخی فرهنگهای دینی همچون کتیبههای بر جای مانده از بوداییها و مقبرههای سلتی و یونانی دیده شدهاست . لازم به توضیح است این علامت سالها بعد توسط هیتلر به کار رفت ، لکن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطانپرستی کردند .
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار میرود . اما شیطانپرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » . این علامت در پیشگویی ، جادوگری ، نفرینگری و کنترلهای مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار میگیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریکایی به کار رفته است . این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاءمیشود و سمبل شهوترانی و باروری است . این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر میشود . امروزه نماد “ فمنیسم “ در واقع یک نماد برداشت شده دقیقا از سمبلهای شیطانی است . پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است که رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایتهای آشکار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی کشور نامشروعش در کانون علائم شیطانگرایان نیز پرهیز ندارد . ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینکه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطانپرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک انتخاب کردهاند . همچنین گفتنی است که فمنیستها از دو تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده مینمودند. سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba”al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یکی از راههای شیطانپرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته میشود که مسیح مانند برهای برای گناهان بشر کشته شد . همانطور که در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،این نماد تصویر کاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام . هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که « هر چه تخریب کننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروههای هویمتال است .
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان تعریف شیطان از زبان خودش وزی ""علی بن محمد صوفی "" شیطان را دید . آن ملعون از صوفی پرسید : تو کیستی ؟ جواب داد : من از فرزندان آدم (ع) هستم . شیطان گفت :"" لا اله الا الله "" ! تو از قومی هستی که گمان می کنند از دوستان خدایند در حالی که نسبت به او گناه می کنند ! می پندارند از دشمنان شیطانند در حالی که او را اطاعت می کنند ! صوفی گفت : تو کیستی ؟ جواب داد : من صاحب قدرت و اسم بزرگ و طبل عظیم هستم . من قاتل هابیلم , سوار شونده در کشتی نوحم , پی کننده ی ناقه ی صالحم , روشن کننده ی آتش ابراهیمم , طراح قتل یحیایم , غرق کننده ی قوم فرعون در نیلم , به حرکت درآورنده ی وسائل سحر, و جادوی جادوگران در برابر موسایم , سازنده ی گوساله ی سامری بنی اسرائیلم , سازنه و صاحب اره بر فرق زکریایم , حرکت کننده با لشکر ابرهه برای خراب کردن خانه ی کعبه با فیلانم , طراح ناموفق قتل پیامبر اسلام در احدو حنینم , به وجود آورنده ی لشکر صفینم , القا کننده و بوجود آورنده ی حسد روز سقیفه در قلوب منافقانم .......................... من صاحب هوج (= کجاوه ) در روز جنگ بصره و جملم , من شتر عایشه در روز جملم , دشنام دهنده در روز عاشورا و کربلا به مومنانم , من اما و رهبر و دستور دهنده ی منافقانم , من بزرگ پیمان شکنانم .من رکن و ستون ظالمانم , گمراه کننده ی مارقینم , نابود کننده ی اولینم , به انحراف کشنده و گمراه کننده ی آخرینم , "" ابومره "" نه مخلوق از گل بلکه خلق شده از آتشم , غضب شده رب العالمینم , من لعنت شده ی خدا و فرشتگان و همه ی نیکان اعم از جن و انس و سایر مخلوقاتم . صوفی گفت : تو را به حق آن خدایی که بر گردن تو حق دارد , مرا راهنمایی کن بر عملی که به واسطه ی آن تقرب به خدا پیدا کنم و در مشکلات روزگارم کمک بگیرم . شیطان گفت :: در دنیا به آن چه تو را کفایت می کند قانع باش و کمک بگیر بر آخرت خود به دوستی علی بن ابیطالب و دشمن باش با دشمنان او . به درستی که من خدا را در هفت آسمان عبادت کردم و او را در هفت زمین معصیت نمودم . هیچ فرشته ی مقربی و یا پیامبر مرسلی را نیافتم مگر این که به واسطه دوستی علی (ع) به خدا نزدیک شده باشد . صوفی گفت : ناگهان شیطان از پیش چشمم غایب شد و من نزد حضرت امام باقر (ع) آمدم و برایشان بازگو نمودم . حضرت فرمود :: آن معلون شیطان بود که به زبان ایمان اورد اما در قلب خود کافر است.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان تاریخچه شیطانپرستی شاید عدهای شیطانپرستی را آئینی مدرن و تازه تأسیس بدانند، اما واقعیت چیز دیگری است. باید گفت این آیین، از قرنها پیش از میلاد مسیح وجود داشته است. آثار به دست آمده از بعضی قبایل این سخن را تصدیق مینماید که شیطانپرستی در نواحی آمریکای لاتین، آمریکای جنوبی و مرکزی به قرنها پیش از میلاد برمیگردد. در اکتشافات به دست آمده به این نتیجه رسیدهاند که یکی از قبایل موجود در آمریکای جنوبی، اعتقاد بسیار زیادی به مسأله حسن و قبح داشتند و شیطان را پرستش میکردند و حتی قربانیهایی را نیز از انسان به شیطان هدیه میکردند که مکانهایی که در آن مراسم قربانی را انجام میدادند، هنوز وجود داشته و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشتهشدنها، حاکی از همین مطلب میباشد. در آفریقای مرکزی نیز، درقبايلي كه معروفترین آنها قبیله اوکاچا میباشد. شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و خالق آنها و خدای خشم و نفرت پرستش میشد. مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان وجود، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که دربرگیرنده قانونی است که میتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند. در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است. به هر حال همانطور که گفته شد تاریخچه شیطانپرستی به سالهای بسیار دور برمیگردد که بعدها این آیین با گذشت زمان دچار تحولاتی در قرن 14 و 15 میلادی به شکل نوین خود ایجاد شد. فرقه شیطانپرستی را میتوان به قدیم و جدید تقسیم کرد که در ذیل به شرح مختصری از آنها میپردازیم: الف) شیطانپرستی قدیم: مبدأ شیطانپرستی قدیمی، به قرون اولیه برمیگردد. انسانهای اولیه برای اینکه در مقابل قدرتی بزرگ، سجده نمایند به ستایش موجودی فوق طبیعی که قدرت فوقالعادهای داشته میپرداختند که مبدأ شیطانپرستی قدیمی را بوجود آورد. آنها اعتقاد داشتند که شیطان وجود دارد و قدرت او عظيمترين قدرت در جهان است. اصل شهوترانی و ارضای جنسی، یکی از اصول مهم این آئین است. شیطانپرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و آنها را عامل بدبختی مردم میداند. این گروه در آئینهای خود اعمال ضد مسیحیت را انجام میدادند. آنها میگفتند: مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد و مردم را به راه راست دعوت مینمود. اما او تنها دروغگویی وبدی را در جامعه رواج داده بود. در این آیین، قربانی انسان امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان می باشد و قربانی دختربچه ها بهترین هدیه برای شیطان عنوان میگردد. ریختن خون، نشانه تقدس مراسم قربانی میباشد. آنها به جهنم اعتقاد نداشتند وعنوان میکردند که جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی مینماییم و همچنین شیطان را دارای هویت خارجی می دانستند. ب) شیطانپرستی جدید: شیطان پرستی جدید را عدهای از اهالی انگلیس که گفته میشود از نجیبزادگان بودهاند، برای اینکه از قدرت شیطان و تاریکی بهره ببرند، ایجاد نمودند. شیطانپرستی جدید، حدود قرن 15 و 16 میلادی در انگلستان به وجود آمد و دارای تغییرات زیادی نسبت به شیطانپرستي قدیمي بود. آنها اعتقادی به وجود خارجی شیطان ندارند و معتقدند که شیطان در طبیعت و در وجود انسانها میباشد و این باطن هر انسانی است که شیطان در آن موجود میباشد. مراسم شیطانپرستی جدید، مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی که با اعمال جنسی، آرام گیرد. آنها جسمپرست هستند و اعتقاد دارند انسان باید کاملترین لذات جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد. آنها هیچ اعتقادی به قربانیکردن انسان و حتی حیوان ندارند.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [HR][/HR] : يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروههاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطانپرستان تلقي ميشود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . » از سالها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده ميشد .
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان كتاب شيطان هر كس براى رواج مذهب و عقيده و افكار خود كتاب مى نويسد و به وسيله آن ، مرام خود را ميان مردم انتشار مى دهد. كتاب و نوشته نه فقط براى يك نسل بلكه براى نسل هاى بعد نيز مورد استفاده قرار مى گيرد. شيطان هم مانند انسانها براى نشر افكار و مرام خود، كتابى نوشته و در ميان پيروان خود مانند ساحران و جادوگران پخش كرده و آن را به ((آصف بن برخيا)) و حضرت سليمان بن داود عليه السلام نسبت داده كه حاوى سحر و جادو است . نقل شده : بعد از آن كه حضرت سليمان عليه السلام رحلت نمود، بعد از مدتى كه موريانه ها به وسيله خوردن عصاى او مرگش را آشكار كردند. شيطان ملعون از فرصت استفاده كرده و كتابى درباره سحر و جادو تاءليف كرد و در پشت آن نوشت ، كتابى است كه ((آصف بن برخيا)) براى پادشاه خود، سليمان ابن داود، نوشته و از ذخيره ها و گنج هاى علم است . در اين كتاب آمده : هركس بخواهد فلان كار را انجام دهد بايد متوسل به فلان سحر شود. هر كس بخواهد فلان عمل را انجام دهد، بايد به فلان جادو عمل كند. بعد از نوشتن ، آن را زير تخت حضرت سليمان دفن كرد. سپس آن كتاب را همان جا به مردم نشان داد. مردم دو دسته شدند، يكى كفار و يهود؛ بعد از اين كه كتاب را ديدند گفتند: غلبه سليمان بر ما و بر همه موجودات به سبب سحرهايى بوده كه در اين كتاب نوشته شده است ! آنان هم مطالب آن كتاب را به كار گرفتند و سحر و جادو را همه جا ترويج داده و به مردم آموختند. ديگرى مؤمنان و يكتاپرستان ؛ ايشان مى گفتند: حضرت سليمان بنده خدا و پيغمبر او است . آن چه را كه انجام مى داد، و تسلطى كه بر همگان داشت ، به اعجاز پيغمبرى و قدرت ربانى بوده . مربوط به سحر و جادو نبوده است ! قرآن در اين باره مى فرمايد: واتبعوا ما تتلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر (يهود) ((از آن چه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى خواندند، پيروى كردند. و سليمان هرگز - دست به سحر و جادو نيالود - كافر نشد. ولكن شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند - و خود از آن تبعيت نمودند
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان قاتل شيطان كيست؟؟؟؟؟؟؟ روايت ديگرى وارد شده كه : شيطان به مرگ طبيعى از دنيا نمى رود، بلكه او را مى كشند و در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى او را مى كشد، اختلاف است . بعضى از روايات مى گويند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور كند آن ملعون را مى كشد. امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قيام كند، مى آيد در مسجد كوفه شيطان هم مى آيد و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گيرد و مى گويد: واى از اين روز سختى كه در كمين من است . در اين موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پيشانى او را مى گيرد و آن ملعون را گردن مى زند ادامه دارد*
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان شیطان در چند جا زوزه کشید؟ اول، وقتي كه حضرت آدم (عليه السلام) توبه كرد و خداوند توبه او را پذيرفت – هنگامي كه او از بهشت اخراج شد، دويست سال گريه كرد تا اينكه جبرئيل نازل شد و گفت: اي آدم! آن اسامي كه بر ساق عرش نوشته بود بخوان و خدا را به آنها قسم بده تا توبهات قبول شود و آنها را به آدم ياد داد. چون حضرت آدم خدا را نافرماني كرد و از بهشت بيرون آمد، شيطان خوشحال كه آدم همانند او از بهشت رانده شده است؛ ولي آدم با توجه به خدا توبهاش پذيرفته شد. اينجا شيطان ملعون چنان از سوز دل ناله كرد كه ملائكه آسمان و زمين را متوجه كرد و همه او را لعنت كردند. دوم، روزي بود كه حضرت يوسف از دست زليخا گريخت، وقتي زليخا يوسف را خريد، عاشق او شد و او را در سالن شاهي برد و درها را بست، شيطان خوشحال شد كه پيغمبرزاده را در مجلس خلوتي جمع كرده، يوسف زنا ميكند، و نامش از مرتبه نبوت محو خواهد شد! هنگامي كه يوسف فرار كرد و خود را نجات داد، بر مقام و مرتيه او افزوده ميشود – اين بود كه شيطان از سوز دل نالهاي كرد كه ملائكه صداي او را شنيدند و لعنتش نمودند. سوم، در عيد غدير خم وقتي كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) حضرت علي (عليه السلام) را به خلافت نصب كرد و فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه» بعد فرمود: اي مردم! دوستي علي حسنه ست. با دوستي و ولايت علي هيچ گناهي مانع از رفتن به بهشت نميشود. در اين هنگام شيطان از دل پردرد خود نالهاي كشيد و گفت: از اين پس چه كنم و چاره من چيست؟ اولاد خود را جمع كرد و گفت: تا ميتوانيد مردم را به شك اندازيد. محبت و ولايت و دوستس علي را چنان بر مردم مشتبه كنيد كه او را به خدايي باور كنند و از راه غلو به جهنم بروند. و عدهاي از راه و روش او برگردند و جهنمي شوند.