1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اثبات امامت و ولایت امیرالمومنین(علیه السّلام)

شروع موضوع توسط Amin_110 ‏1/2/13 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]



    سلام عرض میکنم خدمت همه ی دوستان .

    خیلی وقت بود تصمیم داشتم این تاپیک رو شروع کنم ولی به علّت مهم بودن و حسّاس بودن این مطلب ، و از طرفی مشغله های خودم ، لازم بود که سر یک فرصت مناسب کارم رو شروع کنم و دیگه زمانش رسیده .
    دراین تاپیک ، میخوام ادلّه ی محکم و روشنی که در آیات قرآن و احادیث معتبری که حتی اهل سنّت هم قبول دارن رو در مورد اثبات جانشینی و امامت امیرالمومنین حضرت علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) ، بنویسم .
    این ادلّه بسیار بسیار زیاد هستن و نه من میتونم همش رو یک جا بنویسم و نه شما عزیزان حوصلش رو دارید که این همه مطلب رو بخونید .
    بعد از گذشت 1400 سال از تولّد اسلام ، هزاران جلد کتاب عالی و مفید در این زمینه توسّط بزرگ ترین علماء شیعه نوشته شده ولی همچنان شاهد هستیم که به برکت ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) هنوز کتاب های جدیدی با مطالب نو و جدید ، نوشته میشه .
    انشالله بنده هر وقت که فرصت کنم با مطالب جدید ، این تاپیک رو آپ میکنم .
    ممنون از همگی .
    موفق باشید .


    [​IMG]
     
    aminhooshiar، طنــــــاز، نگار و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    مقدّمه

    " عن ابن عبّاس : نزلت فی علیّ(علیه السلام)ثلاثماه آیة .(ابن عبّاس میگوید : در مورد علی(علیه السلام) 300 آیه نازل شده است ).(کتب اهل سنّت : تاریخ بغداد /ج6/ ص221/ ترجمه ی اسماغیل بن محمّد بن عبالرّحمان - ینابیع المودّة/باب 42/ ص 148 و 124 / -ابن عساکر در تاریخ دمشق / ج2 / ص 431 / ط2 / ح941 - کبافیة الطالب /باب 62 /ص 231 - صواعق ص 76 - تاریخ الخلفاء سیوطی / ص 172 - لئالی /ج1 / ص192 / ط1) .


    " عن یزید بن رومان قال : ما نزل فی احد من القرآن ، ما نزل فی علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) .(آنقدر که در مورد علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) آیه نازل شده است ، در مورد هیچ شخصی نازل نشده ).(کتب اهل سنّت : ابن عساکر / ح940 / ص 430 / ط2 - صواعق / ص 76 - تاریخ الخلفاء / ص 171 - شواهد التنزیل / ص 39 / ص1 / ج1 / ح5 و ح55 / فصل 5) .


    در کتاب کفایة الطالب / باب 62 / ص 253 ، از قول " احمد بن حنبل این طور گفته : ما جاء لاحد من الصحاب ، ما جاء لعلیّ بن ابی طالب( علیه السلام) .(برای هیچ یک از اصحاب ، مانند علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) آیه نازل نشده است) .
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    دلیل اوّل

    خداوند در قرآن میفرماید :
    " واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا...همگی به ریسمان خداوند چنگ بزنید و متفرّق نشوید "(آل عمران/103)

    امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه فرموده اند :
    " نحن حبل الله الّذی قال : واعتصموا بحبل الله... ما اهل بیت همان ریسمانی هستیم که خداوند در قرآن فرمود : واعتصموا بحبل الله... "


    منابع اهل سنّت :

    اسعاف الراغبین : 109 جواهر العقدین : 2/96 و 126

    رشفة الصادی : 24 شواهد التنزیل : 1/130 – 131

    الصواعق المحرقة : 90 الكشف والبیان : 2/ورقه 17

    مفتاح النجا : ورقه 7 نور الابصار : 112

    ینابیع المودة : 132 و 327 و 356

    الدر المنثور : 2/60 چند روایت را درباره حدیث ثقلین نقل میكند به عنوان ریسمان خدا در آن آیه شریفه
     
    aminhooshiar، طنــــــاز، نگار و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    دلیل دوّم

    این آیه ، جمله ایست که در روز قیامت از انسانها پرسیده میشود :
    " وقفوهم ، انّهم مسئولون.... متوقفشان کنید ، باید از آنها سوال شود "(الصّافّات/24)

    رسول اکرم(صلوات الله علیه و آله) در تفسیر و توضیح این آیه ، آیه را به این شکل خواندند :
    " وقفوهم ، انّهم مسئولون عن ولایة علیّ(علیه السلام)....متوقفشان کنید ، باید از آنها در مورد ولایت و پیروی از علیّ(علیه السلام) سوال شود ".


    منابع اهل سنّت:

    كنوز الحقائق : 1/134 البدایة والنهایة : 7/357

    الجامع الصغیر : 2/19 السراج المنیر : 2/299

    الصواعق المحرقة : 74 الفتح الكبیر 2/120

    الفردوس : 2/367 ترجمة الامام علی : 2/408

    جواهر العقدین : 2/317 سبل الهدى والرشاد : 11/293

    سمط النجوم العوالی : 2/504 فیض القدیر : 3/565

    كنز العمال : 6/152 مناقب سیدنا علی : 34

    مناقب الخوارزمی : 2 و 261 مناقب ابن المغازلی : 206

    منتخب كنز العمال : 5/36 ینابیع المودّة : 281 و 312





     
    aminhooshiar، طنــــــاز، نگار و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    دلیل سوّم - آیه ی تطهیر

    یکی از مهمترین آیاتی که دلالت بر عصمت و جانشینی اهل بیت(علیهم السلام) دارد ، آیه ی تطهیر است که توضیحات لازم رو خدمتتون عرض میکنم .
    " انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا ... جز اين نيست كه خداوند مى خواهد هرگونه پليدى را از شما خاندان ببرد وشما را به تمام معنا پاكيزه سازد ".(سوره احزاب/33)


    خوشبختانه دانشمندان اهل سنت همانند بزرگان و انديشمندان شيعه به اين نكته اشاره كرده اند كه مصداق رِجس نه تنها محدود در شرك نيست بلكه مراد مطلق پليديها و زشتيها وگناهان است كه در ذيل به سخن تني چند اشاره مي كنيم :

    فخر رازي در تفسير آيه مي گويد:
    اینکه خداوند فرموده : { لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرجس } ، یعنی خداوند گناهان را از شما دور كرده و لباس كرامت را بر شما پوشيده است.(الرازي الشافعي ، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ) ، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج22 ص201، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م)



    جصّاص مفسر ديگر اهل سنت در أحکام القرآن مي گويد :
    در آیه ی مذکور ،احتمال دارد كه مقصود ، طهارت از رجس و پاكي از گناهان باشد.(أحكام القرآن ، ج 4 ص 33، اسم المؤلف: أحمد بن علي الرازي الجصاص أبو بكر، الوفاة: 370 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1405 ، تحقيق : محمد الصادق قمحاوي.)



    شوکاني در فتح القدير آورده است :
    مقصود از رجس ، گناهاني است كه با نافرماني خدا انجام میشود و همچنین انجام آنچه كه خدا دوست ندارد .(فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير ، فتح القدير ج 4 ص 278، اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1250 ، دار النشر : دار الفكر – بيروت.)



    مفسران ديگري مانند: ابن عطيه اندلسي و ثعالبي در تعبيري کاملا مشابه گفته اند:
    رِجس اسمي است كه شامل عذاب و نجاسات و هرگونه نقصي مي شود، پس خداوند تمام آنها را از اهل بيت دور كرده است.(المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز ، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطية الأندلسي الوفاة: 546هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان - 1413هـ- 1993م ، الطبعة : الاولى ، تحقيق : عبد السلام عبد الشافي محمد.عبدالرحمن بن محمد ثعالبي، جواهر الحسان في تفسير القرآن، ج‏4، ص 346.)



    آلوسي نيز در تفسيرش با تعبير مشابه به اين نکته اشاره كرده و مي نويسد:
    رِجس در اصل ، پليدي است...و گفته شده است كه شامل گناه و عذاب و نجاست و هرگونه نقصي مي شود، و مقصود از رِجس در آيه تطهير اعم از همه اين معاني است...و"ال" در کلمه ی "التطهير" براي جنس و استغراق است ، يعني خداوند اراده كرده است که از شما اهل بيت ، تمام گناهان و پلیدیها و زشتیها و نواقص دور شود و به تقوا آراسته شوید .(روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، ج 22 ص 12، اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت.)



    طنطاوي ، ديگر صاحب نظر اهل سنت در تفسير قرآن مي نويسد:
    رِجس ، در اصل بر هر چيزي كه پليد است اطلاق مي شود و در اين آيه (تطهير) ، مقصود پاكي از گناه و هر گونه نقص و زشتی است.(طنطاوي، سيد محمد، التفسير الوسيط للقرآن الكريم، ج‏11، ص 20)


    حالا لازم است توضیحی دهیم در مورد اینکه این آیه شامل چه کسانی میشود :
    با توجه با اینکه این آیه در مورد اهل بیت رسول اکرم(صلوات الله علیه و آله) نازل شده ، باید ببینیم که منظور از اهل بیت ، چه کسانی هستند .
    لفظ "اهل" در لغت، در مورد کساني به کار مي رود که نسبت به آنان نوعي وابستگي جسمي ، روحي و فکري ، ديني و اعتقادي و خانوادگي داشته باشد . بنا براين اعضاي خانواده اعم از همسر، فرزند، نوه و . . . چون انسان با آنان انس و تعلق خاطر دارد ، "اهل" او به حساب مي آيند ، و لذا مي توان گفت: نكته* ي اساسي در معناي " اهل " ، همان وابستگي وانس و تعلق خاطر داشتن است، اگر چه گاهي افرادي غير از خويشان و نزديکان نيز مي توانند جزو "اهل" انسان محسوب شوند، مانند "سلمان فارسي" كه حضرت در مورد او فرمودند : " منّا اهل البيت "(از ما اهل بیت است) . اما در نقطه* ي مقابل ، افرادي نيز ممکن است با وجود داشتن رابطه* ي خويشاوندي ، ولي به علّت حركت بر خلاف فرمان خداوند و سرپيچي از خواسته هاي پدر ، جزو " اهل" انسان به شمار نيايند ، مانند فرزند حضرت نوح كه خداوند مي فرمايد: « انّه ليس من أهلک »(او از اهل تو نیست) .

    اين لفظ علاوه بر نشان دادن نسبت فاميلي و خانوادگي در برخي از استعمالات معاني ديگري نيز همراه دارد كه با كلمه بعدي آن يعني مضاف اليه مشخص مي شود.
    مثلا: پيروان هر کتاب ديني و يا آئيني را به نام اهل همان کتاب و آئين مي خوانند، و گفته مي شود: اهل اسلام ، اهل کتاب ، اهل انجيل ، اهل القري ، اهل مدينه، اهل جنّت، اهل نار، ... که در قرآن کريم نيز استعمال شده است.


    جلال الدين سيوطى در تفسير " الدر المنثور " بيست روايت از طرق گوناگون نقل كرده است كه مراد از اهل بيت(عليهم السلام) ، رسول خدا، علي ، فاطمه و حسنين(سلام الله علیهم) هستند، كه به يك مورد اشاره مي كنيم :

    از ام سلمه نقل شده است كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه من بود وعبايى خيبرى پوشيده بود، فاطمه وارد شد رسول خدا فرمود: همسرت على و دو فرزندت حسن و حسين را فراخوان، فاطمه آنان را فراخواند و مشغول تناول غذا شدند، ناگهان اين آيه نازل شد: (خداوند اراده فرموده است تا رجس و پليدي را از شما خاندان دور نمايد و شما را پاكيزه كند) رسول خدا عبا را روي سر آنان كشيد و همه را زير عبا قرار داد سپس دست به آسمان بلند كرد و عرضه داشت: ( خداوندا ! اينان اهل بيت منند ، خداوندا ! هرگونه پليدى را از آنان ببر و به تمام معنا پاكشان ساز ) .اين سخن را سه بار تكرار كرد، ام سلمه گفت : آيا من از ايشان نيستم ؟ فرمود : تو به راه خير هستى، و دو بار آن را تكرار نمود.(الدر المنثور ، ج 6 ص 603، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت – 1993.)


    " حسكاني " نيز چندين روايت در ارتباط با اين آيه آورده است از جمله:
    روايت جابر بن عبدالله انصاري که مي گويد:
    وقتي كه اين آيه بر رسول اکرم(صلوات الله علیه و آله) نازل شد ، در خانه كسي نبود جز فاطمه، حسن، حسين وعلي . رسول خدا عرض كرد: خدايا اينان اهل منند.(حسکاني، حاکم، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص 29، ح 64)
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ادا مه ی دلیل سوّم

    دليل شيعه که ميگويد اين آيه در رابطه با اهل بيت(علیهم السلام) است ، و درباره زنان پیامبر(صلوات الله علیه و آله) نیست ، چيست؟



    جواب:

    دليل ما در صحيح مسلم، ج7، ص130، حديث6414 است که خود عايشه ميگويد:

    وقتي آيه شريفه نازل شد:
    إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (سوره احزاب/آيه33)
    رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين را زير عباي يماني قرار داد و فرمود:
    هؤلاء اهل بيتي...اینها اهل بیتم من هستند .


    اين، نشانگر اين است که اگر غير از اينها، اهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قطعا آنها را زير عباي خود قرار مي داد.


    همچنين جناب ترمذي در صحيح خود، ج5، ص328 آورده است و جناب الباني ميگويد روايت صحيح است :
    ام المومنين، ام سلمه مي*گويد:
    وقتي که آيه تطهير نازل شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين را زير عباي خود قرار داد، رفتم جلو و عرض کردم:
    و أنا معهم يا رسول الله؟ قال: أنت على مكانك و أنت إلى خير.
    آيا من هم جزء اهل بيت هستم. حضرت فرمود: خير، ولي تو هم انسان خوبي هستي.


    در کتاب صحيح مسلم که از زيد بن أرقم صحابي نقل مي*کنند که از او پرسيدند:
    مراد از اهل بيت چيست و آيا زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم جزء اهل بيت هستند يا خير؟
    ايشان فرمود:
    لاٰ و أيم الله ان المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر، ثم يطلقها فترجع إلى أبيها و قومها.
    زن با شوهرش يک عمر زندگي ميکند و سپس آن مرد، آن زن را طلاق مي*دهد و آن زن، نزد پدر و قومش مي رود.
    اگر از اهل بيت بود، ديگر نمي*شود او را از اهل بيت جدا کرد.
    صحيح مسلم، ج7، ص123
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ادا مه ی دلیل سوّم

    آیا عایشه و زنان دیگر پیامبر شامل آیه ی تطهیر میباشند؟


    از عزیزان اهل سنت می خواهم يک روايت (حتی ضعيف) بياورند که عايشه گفته باشد من هم جزء آيه تطهير هستم.
    يک حديث بياوريد که حفصه و أم سلمه و أم حبيبه و دیگر زنان پیامبر گفته باشند ما هم مشمول آيه تطهير هستيم.
    به قول يکي از آقايان اهل سنت که مي*گويد: عايشه، خیلی تلاش داشت که تمام فضائل مربوط به خودش را در ميان مردم مطرح کند ، با این حال حتی يک روايت نداريم که عايشه گفته باشد من هم جزء آيه تطهير هستم. مگر مي*شود که آيه تطهير درباره زنان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شود و با اين دبدبه و کبکبه ، عايشه ، يک مورد هم نگفته باشد که من مشمول آيه تطهير هستم؟ هم*چنين ديگر زنان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم ادعا نکنند.
    شما چيزي را ادعا مي*کنيد که خود زنان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همچنين ادعايي ندارند.

    برخي افراد گمان مي كنند اين آيه بر زنان نبي (صلي الله عليه و آله وسلم) دلالت دارد و حال آنكه دركتب تفسيري و فقهي و تاريخي رجال اهل سنت و فرقه ي سلفيون موجود است، كه دلالت بر حضرت فاطمه ي زهرا(سلام الله عليها) و همسر و فرزندان پاكش امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) دارد. كه از باب مشت نمونه ي خروار به چند كتاب كه مؤيد گفتار ما باشد بسنده مي کنيم.


    1- تفسير قرطبي ج9 ص62-ج14 ص
    158
    2- تفسیرابن كثير ج3 ص636-ج4 ص 142
    3- فتح القدير ج3 ص 565 ج4 ص 395

    4- البغوي ج1 ص349

    5- الدر المنثور سيوطي ج5 ص 613-ج6 صفحات: 599-603-604-605-606-607

    6- الكشاف زمخشري ج1 ص996

    7- التحريروالتنوير ج 1 صفحات:3351-3352-3353
    8- روح المعاني آلوسي ج6 ص 153 وج12 ص102و ج16 ص284و ج12 صفحات: 12-14-17 و ج25ص 149
    9- صحيح مسلم ج4 ص1883،حديث4450

    10- سنن ترمذي ج5 صفحات:351-352-663

    11- مسند احمد حنبل ج1 ص330، ج3 صفحات: 259-285، ج4 ص107، ج6 ص292

    12- صحيح ابن حبان ج15 ص432

    13- المستدرك ج2 ص451، ج3 صفحات: 143-159-172

    14- مسند ابي يعلي ج7 ص 59

    15- مسند البزار ج6 ص210

    16- صحيح ترمذي ج3 صفحات: 91-226

    17- الاستيعاب ج1 صفحات: 338-488-520

    18- اسد الغابه ج1 صفحات 260-265-1093-1161-1396

    19- الطبقات الكبري ج8 صفحات 199-200
    20- في مناقب امهات المومنين ج1 ص 105

    21- منهاج السنه ابن تيميه ج3 صفحات:17-157، و ج4 ص21-23، و ج5 صفحات: 6-13-33-66-302 و ج7 صفحات: 68-69-71-74

    22- الفتاوي الكبري ج2 ص190

    23- البدايه والنهايهج2 ص 257، ج5 صفحات :291-321، ج6 ص370، ج7 ص339، ج8 ص205
    و... و... و...
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    دلیل چهارم

    آيه مباهله
    (فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم‏نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين)(آل عمران: 61).

    «هركس با تو پس از آن كه آگاه شدى، به مجادله برخيزد، بگوبياييد تا بخوانيم فرزندان خود و فرزندان شما را، زنان خود وزنان شما را، و جانهاى خود و جانهاى شما را و لعنت‏ خدا بر گروه‏ دروغگو بفرستيم‏» .

    مفسران مى‏نويسند: پيامبر اسلام(صلوات الله علیه و آله) به موازات مكاتبه با سران‏ جهان، و مراكز مذهبى، نامه‏ اى به اسقف نجران «ابوحارثه‏»نوشت و طى آن نامه ساكنان «نجران‏» را به آئين اسلام دعوت نمود . اينك مضمون نامه آن حضرت:

    «به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب .(اين نامه ‏اى است)ازمحمد پيامبر و رسول خدا به اسقف نجران خداى ابراهيم و اسحاق ويعقوب و احمد را ستايش میكنم و شماها را از پرستش بندگان به‏ پرستش خدا دعوت مینمايم، شما را دعوت می‏كنم كه از ولايت‏ بندگان‏ خدا خارج شويد و در ولايت ‏خداوند وارد آئيد، و اگر دعوت مرا نپذيرفتيد (لااقل) بايد به حكومت اسلامى ماليات (جزيه) بپردازيد (كه ‏در برابر اين مبلغ جزئى از جان و مال شما دفاع می‏كند) و در غيراين صورت به شما اعلام خطر می‏شود» .

    و برخى از مصادر تاريخى شيعه اضافه می‏كند: پيامبر آيه مربوط به اهل كتاب را كه در آن همگى به پرستش خداى يگانه دعوت‏ شده‏ اند، نيز نوشت.

    نمايندگان پيامبر وارد نجران شده، نامه پيامبر را به‏«اسقف‏» دادند، وى نامه را با دقت هرچه تمامتر خوانده و براى تصميم ، شورائى مركّب از شخصيتهاى بارز مذهبى و غير مذهبى تشكيل‏ داد، يكى از افراد طرف مشورت «شرحبيل‏» بود كه به عقل و درايت ‏و كاردانى معروفيت كامل داشت، وى در پاسخ اسقف چنين اظهارنمود، اطلاعات من در مسائل مذهبى بسيار ناچيز است، بنابراين من‏ حق اظهار نظر ندارم و اگر در غير اين موضوع با من وارد شور مى‏ شديد، من مى ‏توانستم راه‏ حل هائى در اختيار شما بگذارم.
    ولى ناچارم مطلبى را تذكر دهم و آن اين كه: ما كرارا ازپيشوايان مذهبى خود شنيده ‏ايم: روزى منصب نبوت از نسل «اسحاق‏»به فرزندان «اسماعيل‏» انتقال خواهد يافت و هيچ بعيد نيست كه‏«محمد» كه از اولاد اسماعيل است، همان پيامبر موعود باشد.

    شورا نظر داد كه گروهى به عنوان «هيئتى از نجران‏» به مدينه‏ برود، تا از نزديك با محمد(
    صلوات الله علیه و آله)تماس گرفته و دلائل نبوت او رابررسى كنند.
    شصت تن از زبه‏ترين و داناترين مردم نجران انتخاب شدند و در راس آنان سه پيشواى مذهبى بود اين سه تن عبارت بودند از:
    1 - «ابوحارثه بن علقمه‏» كه اسقف اعظم نجران كه نماينده‏ رسمى كليساهاى روم در حجاز بود.
    2 - «عبدالمسيح‏» رئيس هيئت و به عقل و تدبير و كاردان ى‏معروف بود.
    3 - «ايهم‏» كه فرد كهنسال و شخصيت محترم ملت نجران به‏ شمار مى‏ رفت .

    هيئت نجران ، طرف عصر درحالى كه لباسهاى تجملى ابريشمى بر تن ‏و انگشترهاى طلا بر دست و صليبها بر گردن داشتند، وارد مسجد شده ‏به پيامبر سلام كردند، ولى وضع زننده و نامناسب آنان آنهم درمسجد، پيامبر را سخت ناراحت نمود. احساس كردند كه از آنان‏ ناراحت‏ شده است، اما علت ناراحتى را ندانستند، فورا با عثمان‏ بن عفان و عبدالرحمان بن عوف كه سابقه آشنائى با آنان داشتند ، تماس گرفتند و جريان را به آنها گفتند آنان اظهار داشتند كه حلّ ‏اين گره به دست على بن ابى طالب(علیه السلام)است، آنان به اميرمومنان ‏مراجعه كردند . على(علیه السلام) در پاسخ آنها چنين گفت: شما بايد لباسهاى‏ خود را تغيير دهيد، و با وضع ساده ، بدون زر و زيور به حضورحضرت بيائيد . در اين صورت مورد احترام و تكريم قرار خواهيدگرفت‏» .
    نمايندگان نجران با لباس ساده بدون انگشتر طلا، شرفياب محضرپيامبر شده و سلام كردند، پيامبر با احترام خاص پاسخ سلام آنان‏ را داد، و برخى از هدايائى را كه براى وى آورده بودند، پذيرفت.
    نمايندگان پيش از آن كه وارد مذاكره شوند، اظهار كردند كه ‏وقت نماز آنان رسيده است، پيامبر اجازه داد كه نمازهاى خود رادر مسجد مدينه درحالى كه رو به مشرق ايستاده بودند، بخوانند.
    تاریخ ‏نويس معروف ، «برهان الدين حلبى‏» مى ‏نويسد: پيامبر به آنان گفت من شما را به آئين توحيد و پرستش خداى يگانه ، و تسليم در برابر اوامر او دعوت مى‏كنم، سپس آياتى چند از قرآن براى آنان خواند.

    آنان در پاسخ گفتند: اگر مقصود از اسلام ايمان به خداى يگانه ‏است، ما قبلا به او ايمان آورده و به احكام وى عمل مى‏ نمائيم.
    پيامبر در پاسخ آنان گفت: اسلام علائمى دارد چگونه مى‏ گوييد خداى يگانه را پرستش مى‏ كنيد درصورتى كه شماها صليب را مى ‏پرستيد و از خوردن گوشت ‏خوك پرهيز نمى ‏كنيد و مسيح را فرزند خدا مى ‏دانيد.
    نمايندگان نجران گفتند: آرى او فرزند خداست زيرا مادر اومريم، بدون نزديكى با كسى، او را به دنيا آورد، ناچار بايد اوفرزند خدا باشد در اين موقع فرشته وحى بر پيامبر نازل شد و اين ‏آيه را آورد:
    ان مثل عيسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن‏فيكون(آل عمران: 59).
    "تولد عيسى از مادر بدون آن كه كسى با او نزديكى كند، نزد خدا هم چون آدم است كه او را از خاك آفريد و سپس به او فرمود: موجود باش ، او هم فورا موجود شد ".
    (بنابراين ولادت مسيح بدون پدر دليل برالوهيت او نيست).
    مسيحيان نجران در مقابل منطق وحى ناگزير شدند راه مجادله درپيش گيرند و پيشنهاد مباهله دادند، در آن موقع پيك الهى نازل‏ شد پيامبر را نيز به مباهله مامور ساخت، طرفين به فيصله دادن‏ مساله از طريق مباهله آماده شدند و قرار شد فردا همگى براى‏ مباهله حاضر و آماده شوند.
    وقت مباهله فرا رسيد و قرار بود كه مباهله در نقطه خارج ازشهر مدينه در دامنه صحرا انجام گيرد پيامبر از ميان مسلمانان وبستگان زياد فقط چهار نفر را براى مباهله برگزيد و اين چهار تن ، ‏جز على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام كسى ديگر نبود.
    سران هيئت نمايندگى نجران با يكديگر گفتگو مى‏ كردند و مى‏ گفتند اگر محمد با شكوه مادى به ميدان مباهله وارد شود، اعتمادى به‏ ادعاى او نيست، و اگر به وضع ساده همراه عزيزانش گام در صحراى ‏مباهله بگذارد، عمل او گواه بر اعتماد او به نبوت خويش است تا آنجا كه عزيزان خود را به ميدان مباهله آورده است، هنوز در اين‏ گفتگو بودند كه چهره‏ هاى معصومى براى آنان آشكار گشت همگى باهم ‏گفتند اين مرد به دعوت خود اعتقاد راسخ دارد و گرنه يك فرد دروغگو يا شاك عزيزان خود را در معرض بلاى آسمانى قرار نمى ‏دهد ولذا با ديدن اين وضع وارد شور شدند و از مباهله منصرف گشتند . قرار شد هر سال مبلغى به عنوان جزيه(ماليات سرانه) بپردازند ودر برابر آن حكومت اسلامى از مال و جان آنان دفاع كنند.
    عائشه مى‏ گويد: روز مباهله پيامبر اسلام چهارتن همراهان خود رازير چادر مشكى رنگى، وارد كرد و اين آيه را تلاوت نمود:
    (انمايريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا)
    "زمخشرى" ‏پس از بيان نكات آيه مباهله در پايان بحث مى ‏نويسد: سرگذشت‏ مباهله و مفاد اين آيه بزرگترين گواه بر فضيلت اصحاب كساء است ‏و سندى زنده بر حقانيت آئين اسلام مى ‏باشد.
    داستان مباهله بزرگترين سند فضيلت‏ براى اهل پيامبر است زيرا الفاظ و مفردات آيه حاكى است كه همراهان پيامبر در چه پايه‏ اى‏ از فضيلت قرار داشتند، زيرا پيامبر در اين آيه، علاوه بر اين كه‏ حسن و حسين عليهما السلام را فرزندان خود، و فاطمه(سلام الله علیها) را يگانه ‏زن منتسب به خاندان خويش مى‏ خواند، از شخص على(علیه السلام) به عنوان‏«انفسنا» تعبير مى‏ك ند و آن شخصيت عظيم جهان انسانى را به ‏منزله جان پيامبر مى‏ داند، فضيلتى بالاتر از اين كه يك شخص ازنظر معنويت و فضيلت‏ به پايه‏ اى برسد كه خداوند بزرگ او را به ‏منزله جان و روح پيامبر بخواند.
    آيا اين آيه گواه برترى اميرمومنان بر تمام مسلمانان جهان نيست؟
    در اينجا تذكر چند نكته‏ لازم است:
    گذشته بر اين كه تمام مفسران و دانشمندان شيعه، موضوع مباهله ‏را در كتابهاى خود آورده‏ اند ، از ميان علماء و دانشمندان اهل‏ تسنن شصت نفر در كتابهاى خود پيرامون اين سرگذشت ‏سخنانى‏ گفته ‏اند و نكاتى يادآور شده‏ اند كه برخى را يادآور مى ‏شويم:

    1 - مسلم بن حجاج در صحيح خود كه دومين صحيح از صحاح شش گانه ‏است، مى ‏نويسد:
    «معاويه به سعد وقاص گفت: چرا على(علیه السلام) را دشنام نمیدهی؟ جواب ‏داد: به خاطر سه خصلتى كه على(علیه السلام)داشت و من آرزو مى ‏كنم كه يكى ‏از آنها را دارا بودم. او پس از سخنانى مى‏ گويد: هنگامى كه آيه‏ مباهله نازل گرديد ، پيامبر على(علیه السلام)و فاطمه و حسنين عليهم السلام ‏را خواست وقتى همگى جمع شدند، پيامبر گفت: «اللهم هولاءاهلى‏» آنان اهل بيت من هستند .

    2 - حاكم نيشابورى در مستدرك خود مى‏ گويد:
    «اخبار متواتر از ابن عباس و غيره رسيده است كه پيامبر دست ‏على و حسنين عليهم السلام را گرفت و فاطمه(سلام الله علیها)را پشت‏ سر قرار داد و رو به هيئت نمايندگى نجران كرد و گفت: «هولاء ابنائنا وانفسنا و نسائنا فهلموا انفسكم و ابنائكم و نسائكم ثم نبتهل‏فنجعل لعنه‏الله على الكاذبين‏» .(اينان فرزندان ما و زنان و جانهاى ما هستند شما نيز برخيزيد همانند آنها را بياوريد تا مباهله كنيم و لعنت‏ خدا رابر گروه دروغگويان بفرستيم‏) .

    3 - ثعلبى در تفسير خود مى نويسد:
    «هنگامى كه پيامبر وارد صحنه مباهله شد، حسين(علیه السلام)را درآغوش ‏داشت و دست‏ حسن(علیه السلام)را گرفته بود و دخت گرامى او فاطمه(سلام الله علسها)پشت‏ سر پيامبر و على(علیه السلام)نيز پشت ‏سر فاطمه گام برمى ‏داشتند در اين موقع ‏اسقف نجران گفت: «يا معشر النصارى انى لارى وجوها لو سالواالله ان يزيل جبلا من مكانه لازاله فلا تبتهلوا فتهلكوا» . (همكيشان من، من چهره ‏هاى معصومى را مشاهده مى ‏كنم كه اگر ازخداوند بخواهند كه كوهى را از بيخ بكند، خدا دعاى آنان رامستجاب مى‏ كند، هرگز مباهله نكنيد زيرا نابود مى‏ شويد).

    4 - زمخشرى در كشاف پس از نقل جمله‏ هايى كه از ثعلبى نق ل‏كرديم ، مى‏ گويد:
    «اسقف نجران افزود: به خدائى كه جان من در دست او است،نابودى اهل نجران نزديك شده است. اگر مباهله كنيد لباس انسانيت‏ از بدن شما كنده مى ‏شود و به صورت حيوانات مسخ شده در مى ‏آئيد وصحرا براى شما كانونى از آتش خداوند كه ريشه مسيحيان نجران را مى ‏كند» .

    5 - ابن حجر از محدث معروف دارقطنى نقل مى ‏كند كه اميرمومنان‏ ، روز شوراى عمر، براى برترى خود بر اعضاء شورى با آيه مباهله‏ احتجاج كرد و گفت: آيا در ميان شما كسى هست كه پيوند خويشاوندى ‏وى با پيامبر از من نزديك‏تر باشد ، او را جان و نفس خود وفرزندان او را فرزندان خود و زن او را زنان خود معرفى كند؟ همه‏ اعضاء شورى به تصديق على برخاسته و گفتند: نه هرگز جز تو كسى ‏را به اين خصوصيت‏ سراغ نداريم .
    [HR][/HR]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ادامه ی دلیل چهارم

    چرا پیامبر(ص) وقتی آیه مباهله نازل شد ، همسران خود و عموی خود را همراه خود برای مباهله نبرد؟


    سوال:
    با توجه به آيه مباهله و آل عباء، پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، دو دختر ديگر هم داشتند و چه شد که آنها مقصود آيه مباهله نبودند؟ همچنين چرا به جاي حضرت علي (عليه السلام)، عباس يا ابو لهب که عموهاي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند، نبودند؟ با اين* که نسبت خانوادگي نزديک* تري از حضرت علي (عليه السلام) به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) داشتند


    جواب:


    مسلم(از بزرگترین علماء اهل سنّت) در صحيح مسلم، جلد 7، صفحه120، حديث6373 مي*گويد:
    وقتي آيه شريفه ی :
    فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ(سوره آل عمران/آيه61) ، نازل شد ، رسول الله، علي و فاطمه و حسن و حسين را جمع کرد و به مباهله برد و فرمود: خدايا ! اينها اهل بيت من هستند("دعا رسول الله عليا و فاطمه و حسنا و حسينا، فقال: أللهم هؤلاء أهلي")
    سنن الترمذي، ج4، ص294 ـ مستدرک الصحيحين للحاکم النيشابوري، ج3، ص150 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص39 ـ تفسير الآلوسي، ج3، ص190 ـ فتح القدير للشوكاني، ج1، ص348


    ابن کثير در تفسير خود، جلد1، صفحه379 اين مطلب را نقل مي*کند و مي*گويد:
    أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ: رسول الله صلى الله عليه و سلم و علي بن أبي طالب، و أَبْنَاءَنَا: الحسن و الحسين، و نِسَاءَنَا: فاطمة.
    مراد از أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ، رسول الله و علي بن أبي طالب هستند. مراد از أَبْنَاءَنَا، حسن و حسين هستند و مراد از نِسَاءَنَا، فاطمه است.
    سيوطي و حاکم نيشابوري هم مي*گويند که روايت، صحيح است.
    خود ابن*تيميه در منهاج السنة مي*گويد:
    وقتي آيه مباهله نازل شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) با اين* که تعدادي از صحابه مانند عمر و ابوبکر و عثمان و طلحه بودند، ولي از ميان صحابه ، علي را براي مباهله بود. فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) در قيد حيات بودند، ولي حسن و حسين را برد . ديگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) مانند عايشه و حفصه بودند ، ولي فاطمه را برد. چون اينها اهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) هستند.
    حتی عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، جايگاه رفيعي دارد، ولي او نیز به هيچ* وجهي، اهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) محسوب نشد.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ادامه ی دلیل چهارم

    قوي‌ترين و با فضيلت‌ترين و مهمترين آيه که اهل سنت در حق اميرالمؤمنين (علیه السلام) می دانند
    جالب‌ترين آيه‌اي كه خود بزرگان اهل سنت، آن را قوي‌ترين و با فضيلت‌ترين و مهمترين آيه در حق اميرالمؤمنين (عليه السلام) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و حسنين (عليهما السلام) مي‌دانند، آيه مباهله است:


    فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (سوره آل عمران/آيه61)

    و زمخشري مي‌گويد:
    و فيه دليل لا شئ أقوى منه على فضل أصحاب الكساء عليهم السلام.
    الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل للزمخشري، ج1، ص434

    در کتاب صحيح مسلم - كه عزيزان اهل سنت معتقدند صحيح مسلم و صحيح بخاري، صحيح‌ترين کتب بعد از قرآن هستند و تمام روايات اين كتب را قبول دارند – آمده است:
    و لما نزلت هذه الآية، فقل: تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم، دعا رسول الله صلى الله عليه و سلم عليا و فاطمة و حسنا و حسينا، فقال: أللهم هؤلاء أهلي.
    وقتي آيه مباهله نازل شد، پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين را صدا كرد و گفت: خدايا! اينها اهل بيت من هستند.
    صحيح مسلم، ج7، ص120، حديث6373 - مسند احمد، ج1، ص185 - مستدرک الصحيحين للحاکم النيشابوري، ج3، ص150


    ابن كثير دمشقي سلفي - كه هواي وهابيت دارد و وهابي‌ها، تفسير ابن كثير را در حدّ صحيح بخاري و صحيح مسلم قبول دارند – در تفسير خودش از جابر بن عبد الله انصاري نقل مي‌کند:
    أنفسنا: رسول الله صلى الله عليه و سلم و علي بن أبي طالب،
    و أبناءنا: الحسن و الحسين،
    و نساءنا: فاطمة.
    مراد از أنفسنا ، رسول الله صلى الله عليه و سلم و علي بن أبي طالب هستند و مراد از أبناءنا، حسن و حسين هستند و مراد از نساءنا، فاطمة است.
    تفسير ابن كثير، ج1، ص379، چاپ انتشارات دار المعرفة بيروت - الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص39 - فتح القدير للشوكاني، ج1، ص348


    خداوند در اين آيه، علي بن أبي طالب (عليه السلام) را نفس پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قرار داده است. يعني ديگر نمي‌شود بالاتر از اين درباره اميرالمؤمنين (عليه السلام) سخن گفت كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) جان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و نازل منزله نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.