1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

داستان هایی از عدالت در تاریخ

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏31/1/13 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت و رعايت حقوق ديگران از جمله آزادى‏هايى كه اسلام براى انسان مقرّر كرده، آزادى در محل زندگى و مسكن است. هيچ كس حقّ ندارد بدون اجازه وارد خانه ديگرى شود. چنانكه قرآن مى‏فرمايد: «لاتَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بيوتكُمْ حَتّى تَسْتَانِسُوا» (نور/27) بدون اجازه وارد خانه ديگرى نشويد. در صدر اسلام، مردى از خود راضى و لجوج به نام «سَمُرِه» گاه و بيگاه بى‏اجازه و سرزده وارد باغ محل زندگى يكى از ياران پيامبر مى‏شد و مزاحم خانواده او بود. بهانه او هم اين بود كه من در گوشه باغ درختى دارم و براى سر زدن به آن وارد باغ مى‏شوم. صاحب باغ به سمره گفت: رسيدگى به آن درخت مانعى ندارد ولى قبلاً آمدن خود را اطلاع دهيد و سرزده وارد نشويد. سمره گفت: لازم نيست. صاحب باغ به نزد پيامبر آمد و از او شكايت كرد. حضرت، سمره را احضار و موعظه كرد، امّا او زير بار نرفت، پيامبر فرمود: اين درخت را با درخت ديگرى كه در مكان ديگرى است عوض كن، حاضر نشد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: درخت خود را به صاحب باغ بفروش، ولى راضى به اين كار هم نشد. حضرت فرمود: پس لااقل با اجازه وارد باغ شو. باز قبول نكرد. پيامبر فرمود: از اين درخت صرف‏نظر كن تا من در بهشت درختى را براى تو ضمانت كنم، امّا او لجاجت كرد و نپذيرفت. پيامبرصلى الله عليه وآله دانست كه بناى او بر لجاجت است، دستور داد درخت را از ريشه كنده و دور بياندازند. (وسائل الشیعه/ج17،ص340)
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت در قضاوت در زمان حكومت عمر، شخصى از حضرت على‏عليه السلام نزد قاضى شكايت كرد. دو طرف نزاع در دادگاه حاضر شدند. قاضى كه بايد در گفتار و حتّى نگاه كردن و نام بردن ميان دو نفر يكسان عمل كند در اينجا ميان امام و ديگرى در نام بردن فرق گذارد؛ امام را محترمانه و با كنيه ولى ديگرى را با اسم و بسيار ساده صدا زد. امام عصبانى شد و دادگاه را ترك كرد و فرمود: قاضىِ عادل نبايد ميان دو طرف دعوا فرق بگذارد، تو بين ما فرق گذاشتى و مرا با احترام خاصّى خطاب كردى؛ اين دادگاه اسلامى نيست! (داستان راستان) مطلب ديگرى كه در اين حادثه به چشم مى‏خورد، حضور شخصيّتى همچون حضرت على‏عليه السلام در كنار فردى گمنام، بدون هيچ امتيازى از جهت مقام و موقعيّت و نحوه دادرسى است
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت و نظارت بر عملكرد زيردستان حضرت على‏عليه السلام شخصاً كارهاى نمايندگان خود را زير نظر مى‏گرفت و بازرس‏هاى آشكار و مخفى بر آنها مى‏گمارد، به علاوه خود مردم در كمال آزادى، حق داشتند نقاط ضعف نمايندگان را به امام برسانند. در يكى از اين شكايات كه عليه نماينده امام از فارس گزارش شده بود، آمده بود كه اين نماينده ميان خويشاوندان خود با ساير مسلمين فرق مى‏گذارد و به آنها سهم بيشترى مى‏دهد. على‏عليه السلام آن مظهر عدالت، در نامه‏اى به نماينده خود هشدار مى‏دهد: مبادا خيانتى در بيت المال صورت پذيرد و ميان تو و بستگانت و ساير مسلمانان ذرّه‏اى فرق باشد. (نهج البلاغه، نامه20
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت و پرهيز از شخصيّت‏زدگى امام صادق‏عليه السلام فرمود: تمام مسلمانان فرزند اسلامند و من در تقسيم بيت‏المال ميان آنان فرقى نمى‏بينم. فضايل و كمالات معنوى مانند سابقه اسلام، علم، يا تقوا و جهاد و امثال اينها مربوط به قيامت است نه مربوط به بهره گيرى بيشتر از بيت‏المال. (وسائل الشیعه،ج11، ص81) به نظر مى‏رسد اين سخن امام در برابر يك سرى توقّعات يا يك جريان فكرى بوده كه انتظار داشتند هر يك به خاطر فضايلى كه دارند مورد نظر خاصّى قرار گيرند و از سهم بيشترى از بيت‏المال برخوردار باشند كه امام صادق‏عليه السلام با بيان فوق اين توقّع نابجا و جريان فكرى را محكوم نمود. اگر به خاطر برخى كمالات و فضايل و صفات برجسته‏اى كه ديگران دارند سهم بيشترى به آنان بدهيم مرتكب دو خطا شده‏ايم: 1- ارزش كمالات را به بهاى ناچيزى قيمت گذارى كرده‏ايم. 2- اخلاص را در فرد صاحب كمال متزلزل نموده‏ايم. زيرا در راه كسب كمالات نظر او را به مسايل مادّى جلب كرده‏ايم و ناگفته پيداست كه اگر ما صفات معنوى و كمالات روحى را با نرخ گذارى و كم و زياد در پرداخت بيت‏المال اندازه بگيريم، ضربه غير قابل جبرانى به كمال و پويندگان راه آن وارد نموده‏ايم
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت، نه تطميع و باج دادن هنگامى كه حضرت على‏عليه السلام زمام امور را به دست گرفت عدّه‏اى از سياست‏بازان حرفه‏اى خدمت امام رسيدند و گفتند: حكومت شما نوپاست و به تحكيم پايه‏هاى قدرت خود نياز شديدى داريد، ما صلاح مى‏دانيم كه بودجه‏اى از بيت‏المال ميان سران و اشراف و نورچشمى‏ها تقسيم فرماييد تا بدين وسيله جلو كارشكنى‏هاى احتمالى آنان گرفته شود و به اصطلاح حقّ‏السكوت به آنان پرداخت شود. امام در پاسخ اين سياستمداران از خدا بى‏خبر - كه آن حضرت را نشناخته بودند - فرمود: آيا از مثل من توقّع داريد كه پايه‏هاى حكومت خود را با ظلم و ستم محكم كنم! آيا با پاى شرك مى‏توان به مقصد توحيد رسيد؟ (وسائل الشیعه، ج11،ص80) اگر حكومت را پذيرفتم، براى از بين بردن اين قبيل بى‏عدالتى‏ها و باج‏دادن‏هاست، اكنون شما توقّع داريد مرتكب عملى شوم كه خود مسئول از بين بردن آن هستم؟! در جريان ديگر گروهى از مصلحت‏انديشان خدمت اميرالمؤمنين‏عليه السلام رسيدند و گفتند: «أعط هذه الاموال وفَضِّلِ هؤلاء الاَشْرافَ مِنَ الْعَرَبِ وَ قُرَيْشٍ عَلَى الْمَوالى وَ الْعَجَمِ وَ مَنْ نَخافُ عَيَّهُ مِنَ النّاسِ و فِرارَهُ اِلى‏ مُعاوِيَةَ» (بحارالانوار،ج41،ص108) شما به افراد سرشناس عرب و قريش سهم بيشترى بدهيد و بدين وسيله آنان را گرد خود جمع كنيد، زيرا اگر سهم آنان را بر بردگان و غير عرب ترجيح ندهى ممكن است يا دست به كار شكنى بزنند و يا از تو بريده و به معاويه بپيوندند. امام فرمود: آيا بيت‏المال را صرف جذب افراد كنم؟! آيا باج بدهم؟! اگر كسى با پول طرفدار ما شود، با پول بيشترى كه از ديگرى مى‏گيرد مخالف ما خواهد شد، ما بايد عدالت و مكتب را حفظ كنيم و به جذب افراد از طريق تهديد يا تطميع توجّهى نداشته باشيم. من هرگز هيچ كس را بر ديگرى ترجيح نمى‏دهم، هر كه خواست بماند و هر كس خواست برود
     
    یک شخص از این تشکر کرد.