1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

داستان هایی از عدالت در تاریخ

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏31/1/13 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    استدلال امام براى مساوات وقتى كه از امير المؤمنين على‏عليه السلام ايراد گرفتند كه چرا بيت المال را به صورت مساوى تقسيم مى‏كنى در پاسخ فرمود: اگر اين اموال ملك شخصى خودم بود به طور يكسان تقسيم مى‏كردم تا چه رسد كه اينها مال خدا و مربوط به همه مردم است، بنابراين همه مردم در آن حقّ دارند. «لَو كانَ المالُ لى لَسَوَّيتُ بَينَهُم فَكَيفَ وَ اِنَّما المالُ مال اللّهِ» و كسى كه مالى را در غير از موردى كه حقّ آن است صرف كند، اسراف و تبذير كرده است. «ألا و اِنَّ اِعطاءَ المالِ فى غَيْرِ حَقِّه تَبْذيرٌ وَ اِسْرافٌ» و قرآن افراد ولخرج را برادران شيطان ناميده است. «اِنَّ الْمُبَذّرينَ كانُوا اِخوانَ الشَّياطينِ» (اسرا/27) و تقسيم نابرابر سبب مى‏شود كه عدّه‏اى دنياپرست، دور انسان جمع شوند و با تملّق و مدح نابجا اموالى را تصاحب كنند و بدين وسيله انسان را در پيشگاه عدل الهى سرنگون كنند. «وَ هُوَ يَرْفَعُ صاحِبَهُ فِى الدُّنْيا وَ يَضَعَهُ فِى الاخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فِى النّاسِ وَ يُهينُهُ عِنْدَ اللّه» سپس امام‏عليه السلام بيان خود را چنين ادامه مى‏دهد: اگر انسان مال خود را در راهى ناروا خرج كند و يا به شخص ناروا بدهد خداوند او را حتّى از مدح كسانى كه مال او را به ناحق گرفته اند محروم مى‏كند؛ دير يا زود ورق بر مى‏گردد و صحنه عوض مى‏شود و همان افراد ثنا خوان به انسان پشت مى‏كنند و مهر و محبّت ديگرى را در دل مى‏گيرند. چنين كسى نه در پيشگاه عدل الهى آبرو دارد و نه افراد دنياپرستى كه گرد او را گرفته و از نا برابرى‏ها و بى‏عدالتى‏هاى او بهره بيشترى برده‏اند اكنون به او عشق مى‏ورزند و اگر روزى بدبختى به او رو كند او را رها كرده، از بدترين ياران محسوب مى‏شوند. «ولَمْ يَضَعِ امرَءٌ ماله فى غَير حَقَّهِ و لا عِنْدَ غَيْرَ اَهلِهِ الاّ حَرَّمَهُ اللّه شُكْرَهُمْ وَ كانَ لِغَيْرِه وُدُّهُمْ فَاِنْ زَلَّتْ بِهِ النَّعْلُ يَوْماً فَاحْتاجَ اِلى مَعُونَتِهِمْ فَشَرُّ خليلٍ وَ اَلامُ خَدينِ» (نهج البلاغه، خطبه26
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت اسلامى و مصادره اموال هر چه از زمان پيامبر مى‏گذشت، فاصله مردم از عدالت اجتماعى اسلام بيشتر مى‏شد، كم‏كم كار به جايى رسيد كه عثمان به عنوان خليفه سوم، اموالى را بى‏حساب وكتاب به فاميل و دوستان خود بخشيد و زمين‏هايى را به ناحقّ به اطرافيان خود واگذار كرد؛ همين تبعيض‏ها و نابرابرى‏ها مردم را ناراضى ساخت تا او را كشتند و آنگاه با حضرت على‏عليه السلام بيعت كردند. اكنون زمان حكومت امام على عليه السلام است وبايد سنّت‏هاى غلط برداشته شود، اموال نورچشمى‏ها مصادره گردد، به عزل و نصب‏هاى نابجا سر و سامانى داده شود، اين‏ها برنامه ضربتى و انقلابى حضرت على‏عليه السلام بود؛ اينك از خود آن حضرت بشنويم كه فرمود: «وَ اللّه لَو وَجَدْتُه قَد تُزُوِّجَ بهِ النِّساءُ وَ مُلِكَ بهِ الاماءُ لَرَدَدْتُهُ...» (نهج البلاغه، خطبه 15) به خدا سوگند! اموال و زمين‏هاى بى‏حسابى كه عثمان به اين وآن بخشيد حتّى اگر در مهريّه زنان و خريدارى كنيزان مصرف شده باشد، باز پس مى‏گيرم.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت در ميان تمام اقوام و ملّت‏ها دو زن براى گرفتن سهم خود از بيت‏المال خدمت حضرت على‏عليه السلام رسيدند؛ يكى عرب بود وديگرى غير عرب، امام طبق رسم هميشگى خود سهم هر دو را يكسان پرداخت. آنها كه هنوز فرهنگ اسلامى‏را درك نكرده بودند و تاب تحمّل اين عدالت را نداشتند به او اعتراض كردند و گفتند: آيا ميان عرب و عجم يكسان تقسيم مى‏كنى؟ امام فرمود: من هيچ فرقى نمى‏بينم. (وسائل الشیعه، جلد11، صفحه81) بارها امام على‏عليه السلام به خاطر مساواتى كه ميان اقشار مردم برقرار مى‏كرد مورد انتقاد افراد خود خواه و طاغوت منش قرار مى‏گرفت ولى اين انتقادها هرگز او را از مرز توحيد و عدالت خارج نمى‏كرد و به قول قرآن او از كسانى بود كه ملامت‏هاى نابجاى افراد در او اثر نمى‏گذاشت. «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» (مائده/54)
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت خواهى نه امتياز طلبى از افتخارات زمان جاهليّت، بزرگى و كثرت جمعيّت قبيله بود؛ حتّى نزاع بر سر شمارش افراد قبيله به جايى رسيد كه گفتند مردگان هر قبيله را هم بشماريم تا ببينيم كدام قبيله جمعيّت زيادترى دارد! آيه نازل شد: «اَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتّى‏ زُرْتُمُ المَقابِر» (تکاثر/ 1 و 2) علاقه به فزونى و كثرت، شما را سرگرم كرد تا جايى كه به زيارت مقبره مردگان رفته و آنان را هم شمرديد و به عددشان افتخار كرديد. حضرت على‏عليه السلام در خطبه 221 نهج‏البلاغه، پس از خواندن اين آيه به شدّت اين طرز فكر را محكوم مى‏فرمايد. در يكى از اين جلسات كه هر كس از قبيله و نسل و حسَب و نسَب خود سخن مى‏گفت و افتخار مى‏كرد، وقتى كه نوبت به سلمان فارسى رسيد، افراد جلسه فكر مى‏كردند كه او چون از قبيله‏اى سرشناس نيست خجالت خواهد كشيد، ولى سلمان كه با فرهنگ اسلام تربيت شده بود با يك دنيا رشادت و سربلندى فرمود: به فاميل من كارى نداشته باشيد من تنها اين را مى‏دانم كه گمراه بودم و به واسطه حضرت محمّدصلى الله عليه وآله هدايت شده‏ام و آنچه نزد من مهم است همين است و بس. (سفینة البحار، ج2، ص48) او با اين جواب مكتبى، توطئه فخرفروشى آنان را خنثى كرد و الغاى امتيازات پوچ و مساوى بودن همگان را در برابر مكتب و نزد خدا بيان فرمود
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت در رفتار با نزديكان يكى از اهالى شهر بلخ مى‏گويد: خدمت حضرت رضاعليه السلام بودم، وقت غذا شد، سفره‏اى آوردند، امام تمام بردگان سياه و سفيد را بر سر سفره فراخواند و خود همچون يكى از آنان بدون تشريفات در كنار آنان نشست. به امام پيشنهاد كردند كه براى بردگان سفره‏اى جداگانه قرار دهيم! امام فرمود: خداى ما يكى است و همه ما از يك پدر و مادريم و جزاى خوبى و بدى‏ها مربوط به قيامت است، بنابراين خودخواهى براى چه؟ (کافی،ج8،ص230) اگر روزى را ديديد كه هركس با هر عنوانى كه دارد در كنار ساير مردم بدون احساس ناراحتى نشست وبرخاست، آن روز انقلاب فرهنگى ما شكوفا شده‏است. اگر مسلمانى اين چنين خود را بدون امتياز وبرترى احساس كند و از مردم و در بين آنان و با مردم باشد و اخلاق اسلامى را در خود زنده كند، هر انسانى كه با او برخورد كند، جذب او و مكتب او خواهد شد
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت و برابرى شعار اسلام قرن‏هاست كه در دنياى غرب، نژادپرستى حاكم است و سفيد پوستان را نژاد برتر دانسته و به سياه‏پوستان ظلم مى‏كنند، حتى مدرسه و كافه و پارك و بيمارستان و گورستان آنها از سفيد پوستان جداست.اسلام با صراحت تمام اين امتيازات را محكوم كرده و و تقوا را ملاك برترى مى‏داند: «اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ اَتْقاكُمْ» (حجرات/13) گرامى‏ترين افراد نزد خدا با تقواترين آنان است و تفاوت در شكل و نژاد و زبان را نشانه قدرت خدا مى‏داند. «وَ مِنْ آياتِهِ... اِخْتِلافُ اَلْسِنَتِكُمْ وَ اَلْوانِكُمْ» (روم/22) پيامبر گرامى‏صلى الله عليه وآله اسلام در آخرين سفر حجّ خود مردم را جمع كرد و فرمود: تمام مسلمانان از هر قبيله و نژاد و زبانى كه هستند با هم برابرند. (سفینة البحار،ج2،ص348) پيامبر در زمان خود مقام هايى را به بردگان مى‏داد، ميان سفيد و سياه ازدواج برقرار مى‏فرمود، حتّى دختر عمّه خود را به برده سياهى داد تا مسأله برترى‏جويى از بين برود
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت در انجام تكاليف يكى از امتيازاتى كه قريش براى خود قايل بود اين بود كه چون سرپرست خانه خدا بودند، در مراسم حج، رفتن به صحراى عرفات را كه يكى از اعمال حج مى‏باشد ترك مى‏كردند و به جاى آن به «مُزْدَلفَه» (محلّى بين عرفات و مكّه) مى‏رفتند و مى‏گفتند: ما اهل حرم خدا هستيم و از حرم جدا نمى‏شويم. آيه نازل شد: «ثُمَّ اَفيضُوا مِن حَيْثُ اَفاضَ النّاس» (بقرة/198) از همانجايى كه مردم ديگر مى‏روند شما برويد و اين امتيازطلبى‏ها را ترك كنيد
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت و برابرى ميان طرفداران مستكبران به پيروان حضرت نوح توهين مى‏كردند و آنان را اراذل و افراد بى‏مايه مى‏دانستند و به نوح پيشنهاد مى‏كردند كه اگر اين افراد را از خود دور كنى ما مى‏توانيم با تو كنار بياييم! آن حضرت كه همواره حامى‏مستضعفان بود جواب منفى مى‏داد و مى‏فرمود: «و ما اَنَا بِطارِدِ الَّذينَ آمنُوا» (هود/29) من هرگز افراد با ايمان را (به خاطر جذب نيروهاى مستكبر) از خود طرد نمى‏كنم. آنچه براى ما ارزش دارد همان عدالت اجتماعى و حفظ مكتب است و ما بايد در سايه آن، افراد را جذب كنيم نه آنكه گوشه‏اى از مكتب را ناديده بگيريم و قسمتى از آن را متروك بگذاريم و از مدار حقّ و عدالت بيرون رويم تا شايد افرادى به ما اضافه شوند. اين طرز تفكّر، دكّان‏دارى و مريدبازى است نه مكتب‏دارى و خداپرستى. گروهى از كنار مجلس پيامبر مى‏گذشتند، افراد بى بضاعت و فقيرى نظير عمّار و بلال را ديدند و با تعجّب به پيامبر گفتند: آيا تو به همين افراد گمنام قناعت كرده‏اى؟ آنها را از كنار خود دور كن تا زمينه‏اى براى گرايش ما باشد! صاحب تفسير «المنار» بعد از نقل ماجرا مى‏گويد: «عمر» به اين پيشنهاد مستكبران قريش كمى تمايل نشان داد و به پيامبر عرض كرد: براى آزمايش، مدّتى اين افراد فقير را از خود طرد كنيد تا ببينيم آيا زمينه اى براى گرايش اين مستكبران پيدا مى‏شود يا نه؟ آيا آنها در پيشنهاد خود صداقت دارند يا خير؟ آيه نازل شد و به پيامبر هشدار داد: «وَ لا تَطْرُدِ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداة و الْعَشِىِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ...» (انعام/52) كسانى را كه صبح و شام خدا را مى‏خوانند و جز ذات پاك او نظرى ندارند از خود دور مكن. سپس در پايان آيه فرمود: اگر اين مؤمنان را از خود طرد كنى، از ظالمان خواهى بود
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت در تقسيم يك نان مقدارى از اموال عمومى را خدمت حضرت على‏عليه السلام آوردند، مردم براى گرفتن آن هجوم كردند، امام براى آنكه حيف و ميلى پيش نيايد با طناب، دور اموال مانعى ايجاد كرد و فرمود: از اموال فاصله بگيريد سپس خود امام تمام اموال را ميان نمايندگان قبايل تقسيم نمود، در پايان كار نگاه حضرت به نانى افتاد كه در يكى از ظرف‏ها باقى مانده بود امام‏عليه السلام دستور داد اين نان را هم همچون تمام بيت‏المال به هفت قسمت تقسيم نمايند و به هر طايفه سهمى بدهند. (بحار الانوار،ج41،ص146
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : داستان هایی از عدالت در تاریخ

    عدالت‏خواهى نه مصلحت‏انديشى از خانه يكى از مسلمانان مدينه سرقتى شد، در اين مورد دو نفر متهم شدند؛ يكى مسلمان و ديگرى يهودى، هر دو را دستگير كرده، به محضر پيامبر آوردند. ميان مسلمانان دلهره‏اى پيدا شد كه اگر ثابت شود كه مسلمان سرقت كرده براى ما در مدينه و نزد يهوديان آبرويى باقى نمى‏ماند، خدمت پيامبر رسيدند و گفتند: آبروى مسلمانان در خطر است. سعى شود كه مسلمان تبرئه شود! امّا پيامبر قضاوت به ناحق را براى اسلام و مكتب آبروريزى دانست. گفتند: يهوديان تا كنون به ما ظلم‏ها كرده‏اند و بر فرض كه در اين مورد به يك يهودى ظلم شود در برابر آن همه ظلم چيزى نيست! پيامبر فرمود: حساب قضاوت و عدالت از حساب ناراحتى‏هاى قبلى جداست. سرانجام آن دو متّهم مورد بررسى پيامبر قرار گرفتند و بر خلاف ميل مسلمانان يهودى تبرئه شد و اين نمونه اجراى عدالت گرچه در نظر سطحى براى مسلمانان آن زمان بى آبرويى به همراه داشت ولى در واقع، مكتب اسلام را براى هميشه آبرومند و بزرگ ساخت. آرى ما بايد به فكر مكتب باشيم و براى خوشايند افراد يا گروه‏ها، نه از مكتب چيزى كم كنيم و نه بر آن بيافزاييم
     
    یک شخص از این تشکر کرد.