هر چند تاریخچه منسجمی درباره نقاشی عاشورایی وجود ندارد، اما وجود آثار متنوع در این حوزه گواه قدمت این نوع نقاشی ایرانی است كه از دوران زندیه تا به امروز تداوم یافته است. هر چند تاریخچه منسجمی درباره نقاشی عاشورایی وجود ندارد، اما وجود آثار متنوع در این حوزه گواه قدمت این نوع نقاشی ایرانی است كه از دوران زندیه تا به امروز تداوم یافته است. كربلا را هر كس به قدرهمت ودانش خویش معنا می كند، هنوز بسیار مانده تا كربلا در تمام ابعاد آن فهمیده شود. كربلا یك واقعه نبود؛ یك جریان و حتی فراتر از آن بود چنانچه تمام جنبه های زندگی مسلمانان را در بر گرفت و هنر نیز فارغ از این ماجرا نبود. هنرمندان رشته های مختلف در طول سالیان دراز، هر یك به اندازه دانش و بینش خود آن را بازتاب دادند. ● نقاشی های پشت شیشه در یك تقسیم بندی كلی، نقاشی عاشورایی به سه گونه متفاوت ظهور یافت. نقاشی های پشت شیشه نخستین جلوه گاه تصاویر عاشورایی بود. عاشقان بی نام ونشانی در دوره زندیه و قاجار بر شیشه نقاشی می كردند و این گونه ارادت خود را به سالار شهیدان و یارانش نشان می دادند. امروز اطلاع دقیقی از هنرمندان آن وجود ندارد ، این نوع نقاشی امروزه تقریباً از بین رفته است و دیگر در دوران معاصرادامه نیافت. اما خوشبختانه، زوج خوش ذوقی به صرافت جمع آوری این آثار از قهوه خانه ها، نانوایی ها،خانه ها، روستاها و شهرهای دورافتاده افتادند و امروز جهانگیر كازرونی وفریال سلحشور مجموعه بسیار گرانقدری از این آثار را در گنجینه شخصی خود دارند كه هر ازگاهی به نمایش می گذارند. همچنین موزه ای نیز با عنوان موزه نقاشی پشت شیشه تأسیس شده است كه در این موزه نیز آثار بسیار ارزشمندی ازا ین نوع نقاشی نگهداری می شود. ● نقاشی قهوه خانه ای نقاشان قهوه خانه ای هنرمندان دیگری بودند كه نسبت به خلق مضامین مذهبی و به ویژه وقایع عاشورا علاقه بسیاری داشتند و آثار بسیاری از این هنرمندان در زمینه عاشورایی در موزه ها نگهداری می شود. در دوران قاجار، قهوه خانه ها به دلیل كاركرد خود به عنوان یك نهاد اجتماعی، به مثابه یك مدرسه عمل می كردند. چرا كه با تجمع افراد و حضور نقالان و پرده خوانان، ماجرای كربلا بازخوانی می شد و شیفتگان دلداده با روایت این ماجرای بزرگ همگام می شدند و بر مظلومیت های حسین (ع) و یارانش اشك می ریختند. به گفته جابر عناصری، قدیمی ترین پرده عاشورا را «ناطق» نامی در دوره زندیه به تصویر كشیده است. این پرده در ۷ بخش مجزای لشكر عمر سعد، خیمه گاه بنت حضرت قاسم، صحنه نبرد علی اكبر، آب آوردن از فرات، قتلگاه و حضرت اباعبدالله را روایت می كند. نقاشی قهوه خانه ای كه یكی از مهمترین مضامن آن عاشورا بود، در دوران قاجار و اواخر دوران این سلسله همگام با سرآغاز جنبش مشروطیت و همگام با این انقلاب فكری اوج گرفت و چهره های شاخصی در مقاطع زمانی مختلف در این عرصه كار كرده اند كه از آن میان می توان به «علیرضا قوللر آغاسی»، «فتح الله قوللرآغاسی»، «حسین قوللرآغاسی»، «محمد مدبر»، «حسین همدانی» و «حسین تفتی» اشاره كرد. آثار این هنرمندان بر سه محور روایت های حماسی، مذهبی وبزمی متمركز بود. اما از این میان، محمد مدبر و حسین قوللر آغاسی، در حوزه نقاشی عاشورایی فروغ دیگری داشتند. آثار آنها بی واسطه بر دل ها نشست. این دو عاشقانه واقعه كربلا را تصویر می كردند و در همان حال اشك می ریختند. از جمله آثار محمد مدبر می توان به مصیبت كربلا، گودال قتلگاه، دارالانتقام مختار، عزیمت حضرت مسلم به كوفه و ... اشاره كرد كه در موزه رضا عباسی، موزه هنرهای معاصر تهران و ... نگهداری می شود. حسین قوللر آغاسی نیز اثری به نام مصیبت كربلا دارد كه در سال ۱۳۳۰ به تصویر كشیده و در كارنامه خود ثبت كرده است. این دو عاشق همدل، هر دو در كلاس علیرضا قوللر آغاسی، پدر حسین ادب نقاشی آموختند وهر دو نیز در نهایت تنگدستی جان خویش را تسلیم آفریدگار كردند. نقاشی قهوه خانه ای با مضامین مختلف حماسی و بزمی واز همه مهم تر ماجرای عاشورا تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همچنان پیش آمد تا به امروز كه تعداد هنرمندانی كه در این حوزه به كار مشغول هستند، به كمتر از تعداد انگشتان یك دست می رسد. قهوه خانه ها در حیات ۴۰۰ ساله خود بنا به ضرورت كاركردهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را از دست دادند و با ظهور رسانه های مختلف مردم در خانه های خود نشستند و اجتماع در قهوه خانه ها كمرنگ شد. ● نقاشی های مدرن عاشورایی از سوی دیگربا ورود هنر مدرن، دانش نقاشی بیشتر شد وهنرمندان حرفه ای تری به میدان آمدند كه هر كدام صاحب سبك و سیاق خاص خود بودند. با گسترش این پدیده، موج سوم نقاشی عاشورایی آغاز شد. در این دوره بنا به نیاز و ضرورت، آثار بیشتری با این مضمون، بر تابلوها نقش بست و كثرت و تنوع آثار بیشتر شد. موزه های دولتی و گنجینه های خصوصی هر كدام به گردآوری و حفظ این آثار اهتمام بیشتری ورزیدند و همزمان به خلق آثار عاشورایی نیز پرداختند. گرچه نباید نادیده گرفت كه كاستی های بسیاری هنوز در حوزه اطلاعاتی این بخش وجود دارد كه باید سال ها پیش از این به سرانجام می رسید. از این میان موزه هنرهای معاصر تهران با وجود نام بزرگ خویش، تعداد بسیار اندكی از نقاشی های عاشورایی را در اختیار دارد كه از آن میان می توان به آثار عباس بلوكی فر، محمد مدبر، حسن اسماعیل زاده، فتاح زاده،حسین چلپا، حسین صدر،مفیدی و محمدباقر آقامیری اشاره كرد. مركز دیگری كه به گردآوری و خلق آثار با مضمون عاشورایی پرداخته است، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی است. این مركز با وجود آن كه بعد از انقلاب اسلامی شكل گرفت، اما در طبقه بندی اطلاعات آثارش بسیار موفق عمل كرده است. درگنجینه حوزه هنری نزدیك به ۴۰ تابلو نقاشی با موضوع واقعه عاشورا نگهداری می شود كه هنرمندانی چون كاظم چلیپا، حسین خسروجردی، ایرج اسكندری، غلامعلی طاهری، مرتضی اسدی، حبیب الله صادقی، سید مرتضی حسینی پور شاندیز و ... در طول سال های بعد از انقلاب خلق كرده اند. همچنین موزه هنرهای معاصر فلسطین نیز كه بیشتر از چند سال از عمر آن نمی گذرد، در زمینه هنرهای مذهبی و به ویژه واقعه عاشورا فعالیت هایی را انجام داده است. موزه هنرهای معاصر فلسطین وابسته به فرهنگستان هنر، سال گذشته موضوع تركیب بند محتشم كاشانی را با مطلع «باز این چه شورش است» به ۱۲ هنرمند نقاش سفارش داد و مجموعه آثارآن ها را به نمایش گذاشت. ایرج اسكندری، مهدی حسینی، مصطفی گودرزی، حبیب الله صادقی، مرتضی اسدی، زهرا رهنورد، غلامعلی طاهری، عبدالحمید قدیریان، صداقت جباری، محمدعلی بنی اسدی، كاظم چلیپا و حسین شناور روایان و تصویرگران تركیب بند محتشم كاشانی بودند. همچنین تابلو ۱۰ متری «آیین خیال» یكی دیگر از آثاری است كه با موضوع عاشورا در موزه امام علی (ع) پرده برداری شد. این تابلو با قلم راپید و با هنرمندی علیرضا دیانی به تصویر كشیده شده است كه درگنجینه این موزه نگهداری می شود. موزه آستان قدس رضوی نیز یكی دیگر از اماكن حفظ و نگهداری آثار عاشورایی است. در این موزه معروفترین اثر محمود فرشچیان یعنی تابلو «عصر عاشورا» نگهداری می شود. فرشچیان، این تابلو را كه شاید مشهورترین تابلو نقاشی در زمینه نقاشی عاشورایی باشد، درسال ۱۳۵۵ به تصویر كشید و در سال ۱۳۶۹ به موزه آستان قدس رضوی هدیه كرد. این هنرمند آثار دیگری نیز با مضمون عاشورا دارد كه به شهرت تابلو عصر عاشورا نیست، اما در نوع خود كم نظیر است. تابلوی «شهادت علی اصغر» یكی از آنهاست كه این تابلو نیز در سال ۱۳۸۲ به این موزه هدیه شده است. همان طور كه پیش تر اشاره شد، تجلی عاشورا در هنر نقاشی سه مقطع را پیموده است. شاید اكنون ما نیز در مرحله گذار به مقطع چهارم هستیم چرا كه در حال حاضر سرعت و شتاب بر همه شئون زندگی حكم فرما شده است. داده های اطلاعاتی خواسته یا ناخواسته حجم زیادی از زندگی ما را اشغال كرده است كه اگر همپا با این شتاب در حوزه انتقال مفاهیم معنوی و اطلاع رسانی سریع و شفاف، به سرعت عمل نكنیم، از قافله مانده ایم و باید به انتظار دیگری نشست تا المان های مذهبی و دینی ایران مان را به زعم خود معنا كند كه امید چنین مباد. خیمه های حسین (ع) هنوز برافراشته اند و اسبان نجیب شیهه سر می دهند، حر به ندای دل خویش پاسخ گفته است، ۷۲ تن خیره به آسمان اند. زینب فردا سخن دیگری خواهد گفت... گوش بسپار و روح گشاده كن.... از فراسوی این چند قرن، هنوز نوای جدید و الهامی دیگر می آید و بر دل ها نقش می بندد. نقاش مانده است كه این شور را با كدام رنگ معنی كند... http://www.aftab.ir خبرگزارى فارس (www.farsnews.com) [/quote]