1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حکیم و اسکندر

شروع موضوع توسط Amin_110 ‏25/12/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    هنگامي كه اسكندر به عنوان فرماندار كل يونان انتخاب شد ، از همه طبقات براي تبريك نزد او آمدند ، اما "ديوژن" حكيم معروف نزد او نيامد .
    اسكندر خودش به ديدار او رفت. شعار ديوژن قناعت و استغناء و آزادمنشي و استغناء و قطع طمع از مردم بود .
    او در برابر آفتاب دراز كشيده بود ، وقتي احساس كرد كه افراد فراواني ، به طرف او مي آيند كمي برخاست و چشمان خود را به اسكندر كه با جلال و شكوه پيش مي آمد خيره كرد ، ولي هيچ فرقي ميان اسكندر و يك مرد عادي كه به سراغ او مي آمد نگذاشت ، و شعار بي نيازي و بي اعتنايي را همچنان حفظ كرد .
    اسكندر به او سلام كرد و گفت : اگر از من تقاضايي داري بگو !
    ديوژن گفت : يك تقاضا بيشتر ندارم . من دارم از آفتاب استفاده مي كنم و تو اكنون جلو آفتاب را گرفته اي ، كمي آن طرف تر بايست !
    اين سخن در نظر همراهان اسكندر خيلي ابلهانه آمد و با خود گفتند : عجب مرد ابلهي است كه از چنين فرصتي استفاده نمي كند !
    اما اسكندر كه خود را در برابر مناعت طبع و استغناي نفس ديوژن حقير ديد ، سخت در انديشه فرو رفت .
    پس از آن كه به راه افتاد . به همراهان خود كه حكيم را مسخره مي كردند گفت : به راستي اگر اسكندر نبودم ، دلم مي خواست ديوژن باشم .

     
    8 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : حکیم و اسکندر

    اینم از این
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.