1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

چرا قارون به زمین فرو رفت؟؟!!

شروع موضوع توسط Amin_110 ‏18/12/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد

    [​IMG]
    ​


    حضرت موسي (عليه السلام) در راه ابلاغ رسالت بسيار رنج كشيد و به انواع اذيت و آزار از فرعون و بلعم باعورا و ديگران مبتلا بود تا جايي كه قارون پسر عموي موسي (عليه السلام) از اين قاعده آزار رساندن مستثني نبود .
    او ثروت زيادي داشت و به اندازه اي داشت كه چندين جوان نيرومند ، كليدهاي خزانه او را حمل و نقل مي كردند ، و از خانهاي گردن كلفتي بود كه به زير دستانش ظلم مي نمود .
    موسي (عليه السلام) مطابق فرمان خدا ، از او مطالبه زكات مي كرد ، او مي گفت : من هم به تورات آگاهي دارم ، و كمتر از موسي نيستم ، چرا زكات مالم را به او بپردازم !
    سرانجام غرور قارون باعث شد كه تصميم خطرناكي گرفت ، و آن اين بود كه : به يكي زن فاحشه كه خوش سيما و خوش قامت و فريبا بود گفت : صد هزار درهم به تو مي دهم كه فردا هنگامي كه موسي براي بني اسراييل سخنراني مي كند در ملاعام بگويي موسي با من زنا كرد .
    آن زن ، اين پيشنهاد ناجوانمردانه را پذيرفت . فرداي آن روز ، بني اسراييل اجتماع كرده بودند موسي تورات را به دست گرفته و از روي آن ، مردم را موعظه مي كرد .
    قارون با زرق و برق همراه اطرافيان خود در آن اجتماع شركت نموده بود ، ناگهان آن زن برخاست ، ولي وقتي سيماي ملكوتي موسي (عليه السلام) را ديد ، از تصميم قبلي خود منصرف شد و با صداي بلند گفت :
    اي موسي(عليه السلام) بدان كه قارون صد هزار درهم به من داد تا در ملاعام به بني اسراييل بگويم تو مرا به سوي خود خوانده اي تا با من زنا كني . تو هرگز مرا به سوي خويش دعوت نكرد اي ، خداوند ساحت مقدس تو را از چنين آلودگي منزه نموده است .
    در اين هنگام دل پر درد و رنج موسي شكست و درباره قارون چنين نفرين كرد : اي زمين قارون را بگير و در كام خود فرو بر .
    زمين به امر الهي دهن باز كرد و قارون و اموالش را به اعماق زمين فرو برد .
    در نقل ديگر آمده است كه : حضرت موسي مردم را به احكام و شريعت موعظه مي كرد ، به اين مطلب رسيد :
    كسي كه زنا كند ولي همسر نداشته باشد صد تازيانه به او مي زنيم ، و كسي كه زنا كند و همسر داشته باشد ، او را سنگسار مي كنيم تا بميرد .
    قارون برخاست و گفت : گر چه خودت باشي ؟ موسي فرمود : آري قارون گفت : بني اسراييل گمان مي كنند كه تو با فلان زن زنا كرده اي !
    موسي (عليه السلام) گفت من ؛ آن زن را به اينجا بياوريد ، اگر چنين ادعايي كرد ، طبق ادعايش عمل كنيد .
    آن زن را نزد موسي (عليه السلام) آوردند و موسي به او قسم داد كه راست بگويد ، آيا من با تو آميزش كرده ام زن هماندم منقلب شد ، كه با اين تهمت پيامبر خدا را بيازارم ؛ با صراحت گفت : نه ، آنها دروغ مي گويد ، قارون فلان مبلغ را به من داد تا چنين بگويم .
    قارون سر افكنده شد و موسي به سجده افتاد و گريه كرد و گفت : خدايا دشمن تو مرا آزرد و خواست با تهمت مرا رسوا سازد ، اگر من رسول تو هستم مرا بر او مسلط گردان . . . و نفرين كرد و عذاب الهي يعني زمين او را به كام خود فرو برد .
     
    یک شخص از این تشکر کرد.