خداحافظ خداحافظ از این جا من سفر کردم مرا دیگر نمی بینی که تا رویا سفر کردم همین امشب دلم پر زد به سوی فصل تنهایی به سوی فصل خاموشی که تا آنجا سفر کردم مرا تا صبحگاه امشب به یاد آور به یاد آور که دیگر صبح فردا من از این دلها سفر کردم مرا باور نکردی تو برای لحظه ای حتی که باور می کند من هم از این دنیا سفر کردم تو یادت هست می گفتی برایم همسفر هستی ؟ اگر تو همسفر بودی چرا تنها سفر کردم؟ برایم گریه امشب که شعرم رو به پایان شد! من از دلتنگی دنیا به یک فردا سفر کردم تمام هستی و دنیا همه تنها برای تو خداحافظ خداحافظ از این جا من سفر کردم!!