1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آيا فرمان بندگي مخالفت آزادي انسان‌ها است؟

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏25/11/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    ابتدا ببينيم عبادت هدف است يا وسيله؟
    عبادت هم هدف است و هم وسيله، به اين معنى که خود عبادت هدف زندگى است «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُکِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ بگو نماز و عبادات و زندگى و مرگم همه از آن خداى پرورنده جهانيان است»، [SUP]1[/SUP]
    مضمون اين آيه به طور اختصار اين است که تمام «من» از آنِ خداى سبحان است و اين هدف زندگى انسان در دنيا است که خداوند آن را عبادت و بندگى ناميده و فرموده است: «وَ ما خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» [SUP]2[/SUP]
    و از طرفى عبادت وسيله است، وسيله رسيدن به يقين و کمال «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى يَأْتِيَکَ اَلْيَقِينُ» [SUP]3[/SUP] و کمال هر موجود و از جمله انسان در عينيت يافتن و به ظهور رسيدن تمام استعدادهاى نهفته آن موجود است. و بى‏شک در ميان استعداد انسان تحقق يافتن خواست‏هاى مادى و حيوانى را نبايد در شمار کمالهاى انسانى به شمار آورد، زيرا اين خواستها بين انسان و حيوان مشترک است و در اين مرحله انسانيت انسان بالقوه است و حيوانيت او بالفعل شده است، انسانيت انسان زمانى به فعليت مى‏رسد که استعدادهاى جان و روانش شکوفا شود و به کمال و لذت بى‏پايان دست يابد بنابراين مقاصدى را که يک انسان در فرايند زندگى دنبال مي‌کند همه يکسان نيستند، برخى از اين هدفها، مقدماتى و زمينه‏ساز براى نيل به هدفهاى بالاترند و برخى هدف نهايى و اصيل به شمار مى‏روند.
    در اين ميان عبادات همان طور که هدف زندگى است، از طرفى هدف مقدماتى است، به تعبير ديگر وسيله است براى رسيدن به هدف برتر و که همان کمال انسان و شکوفا شدن استعدادهاى جان آدمى است که اوج آن رسيدن به قرب پروردگار مى‏باشد و آن مقامى است که انسان به ذات اقدس الهى رهنمون مى‏شود و در جوار رحمت الهى استقرار مى‏يابد. «إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ. فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيکٍ مُقْتَدِرٍ؛ به راستى که پرهيزکاران در باغ‏ها و جويبار در جايگاهى راستين نزد پادشاهى مقتدرند»، [SUP]4[/SUP]
    خلاصه آنکه هدف نهايى انسان کمال است و کمال انسان به شناخت خداست و معرفت هر شخص به ميزان قرب او به خداست و تقرب با سير الى الله ممکن است و عبادت بندگى و سرسپردگى محض در برابر خدا طريقه سير الى الله است.
    عبادت کردن هيچگونه منافاتي با اصل آزادي انسان ندارد زيرا انسانهايي که خداپرستند با اختيار خود آن را انجام مي‌دهند و خداوند در انتظار عبادت کسى نيست و عبادت و طغيان بندگان نفع و ضررى براى خداوند ندارد. قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد: «وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اَللَّهَ شَيْئاً؛ هر کس به جاهليت و گمراهى پسروى کند هرگز خدا را زيان نمى‏رساند»، [SUP]5[/SUP]
    اما عبادت فلسفه‏هاى ديگرى نيز دارد که به اختصار به برخى از فلسفه‏هاى آن اشاره مى‏شود:
    1- تربيت و سازندگى؛ عبادت و ارتباط با خدا در رشد کمالات انسانى، پرورش فضائل و مکارم اخلاقى و تنظيم مناسبات انسانى و اجتماعى نقش فوق العاده‏اى دارد.
    2- آرامش روحى و روانى؛ از ديدگاه روانشناختى ارتباط با خدا، انس با خالق هستى و گفتگو با آفرينشگر عالم و آدم از بهترين عوامل آرامش روانى و مقابله با اضطرابات درونى است.
    3- ايجاد روح اميد و نشاط؛ يکى از ديگر کارکردهاى روانشناختى عبادت، احساس اميدوارى است، زيرا کسى که با خدا در ارتباط است، خود را در زندگى تنها و بى‏پناه نمى‏يابد. از اين‌رو روانشناسان معتقدند که دين و عقايد و مناسک دينى باعث کاهش رنجهاى انسان و بويژه غم و رنج تنهايى در کوير خشک زندگى و در برخورد با ناملايمات و دشواريها است. آرى عبادت آدمى شور و نشاط، اميد و قدرت بردبارى و مقاومت در برابر سختيها عطا مى‏کند.
    4- آثار حقيقي؛ اعمال انسان داراى اثر تکوينى و حقيقى در حيات جاودان آدمى است. به عبارت ديگر بهشت و دوزخ يک امر قراردادى و اعتباري نيست، بلکه حضور و تجسم خود عمل انسان است.


    اگر آدمى نخواهد بنده کسى باشد تنها از يک راه ممکن است و آن بندگى خداست. در اين صورت است که آدمى از قيد همه تعلقات و زنجيرهاى بندگى و بردگى رها شده و با بى‏نهايت هم آوا و هم سخن مى‏شود، ليکن آنکه از طرق بندگى خدا سر برتافت گرفتار بندگى نفس و شيطان و بردگى در برابر دريوزگان مى‏شود:
    آنکه گريزد ز خراجات شاه بار کش غول بيابان شود​
    اين که انسان آزاد و مختار آفريده شده است، يعنى آزاد از بندگى و بردگى خلايق، که آنان نيز مثل ما، همه بندگانى تهيدست و فقيران درگاه الهى‏اند، اما اختيار آن گونه که از دايره قدرت خدا نيز رها باشيم نه مطلوب است و نه ممکن.
    براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ببينيد:
    1- فلسفه و هدف زندگى، استاد محمد تقى جعفرى.
    2- کلياتى پيرامون عبادات اسلامى، شهيد سيد محمدباقر صدر.
    3- اسرار عبادات، آيه الله جوادى آملى.