1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حافظ و مهدویت

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏22/11/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    مهدویت و نوید ظهور مصلح غیبی در اسلام بسیار قدیمی و ریشه‏دار است، لیكن نباید غافل بود كه این امر اختصاص به شیعیان ندارد، بلكه این اعتقاد در میان عامه مسلمین وجود دارد و همچنین ادیان دیگر نیز ظهور آن حضرت را قطعی می‏دانند، ولی هركدام، از این منجی، به‏گونه‏ای تعبیر كرده‏اند. حافظ درباره غیبت آن حضرت می‏گوید:
    تا نیست غیبتی نبود لذت حضور ازدست غیبت تو شكایت نمی‏كنم
    یا در جای دیگر:

    ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
    جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

    امام رضا، علیه‏السلام، درباره غیبت آن حضرت چنین می‏فرماید:
    چهارمین فرزند من، خداوند او را در پشت پرده غیبت پنهان می‏سازد. تا وقتی كه خود می‏خواهد.(1)
    در كتاب مجموعه زندگی چهارده معصوم آمده است: عارف نامی حافظ شیراز كه به زیارت جان باهرالنور امام زمان، عجّل‏اللّه‏تعالی‏فرجه، تشرّف حاصل كرده است، شرایط زیارت حجت عصر را چنین وصف می‏كند:
    در خرابات مغان نور خدا می‌بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم ​
    جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم ​
    خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن فکر دور است همانا که خطا می‌بینم ​
    استاد علی دوانی در كتاب شوق مهدی مطلبی را درمورد حافظ و حضرت مهدی آورده است:
    در اشعار هیچ یك از شاعران بزرگ غیر از حافظ نمی‏بینیم كه تا این حد ابیاتی مناسب با اعتقاد شیعیان درباره امام زمان، علیه‏السلام، آمده باشد و تقریبا كمتر غزلی است كه بیتی یا ابیاتی از آن مناسب با وصف‏حال امام غایب ازنظر نباشد.
    لسان‏الغیب در غزلهای شورانگیز خود بارها سروده است:
    روی بنما و وجود خودم از یاد ببر خرمن سوختگان را همه‏گو باد ببر​
    اشكم احرام طواف حرمت می‏بندد گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست​
    عمریست تا به راه غمت رو نهاده‏ایم روی و ریای خلق به‏یك سو نهاده‏ایم​
    ای خرّم از فروغ رخت لاله‏زار عمر بازآ كه ریخت بی‏گل رویت بهار عمر​
    ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی‏تو به‏جان آمد وقت است كه بازآیی​
    بنمای رخ كه خلقی واله شوند و حیران بگشای لب كه فریاد از مرد و زن برآید​
    از اینها جالبتر اینكه حافظ نام «مهدی» را صریحا آورده و از ظهور و نابودی «دجّال» ـ مظهر ریا و تزویر و بدی و پلیدی ـ سخن گفته است:
    كجاست صوفی دجّال چشم ملحد شكل بگو بسوز كه «مهدی» دین پناه رسید!​
    شباهت حضرت مهدی به‏پیامبران الهی درشعر حافظ
    در حضرت نشانه‏هایی از پیامبران الهی وجود دارد كه به احادیثی در این رابطه اشاره می‏كنیم:
    مهدی قائم از نسل علی‏بن ابیطالب، علیه‏السلام، است كه در اخلاق و اوصاف، شكل و سیما، شكوه و هیبت چون عیسی‏بن مریم است. خداوند به همه پیامبران هرچه داده، به او نیز داده، با اضافاتی.(2)
    همچنین در روایت دیگری از كتاب اثبات‏الرجعة فضل‏بن شاذان از امام صادق، علیه‏السلام، آورده است:
    هیچ معجزه‏ای از معجزات انبیأ و اوصیا نیست مگر اینكه خداوند تبارك و تعالی مثل آن را به‏دست قائم، علیه‏السلام، ظاهر می‏گرداند تا بر دشمنان اتمام حجت كند.(3)
    و در حدیث دیگری امام صادق، علیه‏السلام، می‏فرمایند:
    و در آن هنگام كه آقای ما قائم، علیه‏السلام، به خانه خدا تكیه زده می‏گوید: ای مردم هركس می‏خواهد آدم و شیث را ببیند، بداند كه من آدم و شیث هستم و هركس می‏خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، بداند كه من نوح و سامم و هركس كه می‏خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، بداند كه من همان ابراهیم و اسماعیل می‏باشم، و هركس می‏خواهد موسی و یوشع را ببیند، من همان موسی و یوشع هستم، و هركس می‏خواهد عیسی و شمعون را ببیند من همان عیسی و شمعون هستم و هركس می‏خواهد محمد، صلّی‏اللّه‏علیه‏وآله، و علی، علیه‏السلام، را ببیند من همان محمد و امیرالمؤمنین، علیهماالسلام، هستم و هركس می‏خواهد حسن و حسین را ببیند من همان حسن و حسینم و هر كس می‏خواهد امامان از ذریه حسین، علیه‏السلام، را ببیند بداند كه من همان ائمه اطهار هستم، دعوتم را بپذیرید و به‏نزدم جمع شوید كه هرچه گفته‏اند و هرچه نگفته‏اند به‏شما خبر دهم.(4)
    احادیث فوق دلالت دارد كه تمام صفات انبیا و ائمه، علیهم‏السلام، در وجود حضرت جمع است و چه خوش گفته‏اند: «آنچه خوبان همه دارند تو یكجا داری».
    حافظ نیز این نكته را زیبا سروده:
    حافظ مكن اندیشه كه آن یوسف مه‏روی باز‌اید و از كعبه احزان به در آیی​
    ​
    یا:
    گفتند خلایق كه تویی یوسف ثانی چون نیك بدیدم به حقیقت به از آنی​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.