وقتی روزای رفته تورو یادم میاره حس می کنم می لرزه دل واسه تو دوباره کاشکی دلم می فهمید گذشته ها گذشته اون که دلم می خواستش خیلی وقته رفته خاطره های رفته باز میاد به یادم نمی تونم بگذرم از تو آخه دل به تو دادم شاید یه بار ببینمت تورو دوباره آخه کجایی دل دیگه طاقت نداره حيف از اون روزایی که رفت و حس کردم تو هم میدی جلا به همه اون گرد و غباری که مونده روی دلم آخه با چه زبون حرفامو به بقیه بگم تو که بودی یه روزی همه ی تار و پودم حالا لعنت میکنم از با تو بودن آخه یادشه روزی که دل مارو ربود قسمش دادم و گفتم تورو به تار موت تا آخرش دیگه تو هم با ما بمون نذار خاطرات بینمون یه روز بشه حروم اونم قبول کرد فقط با یک اشاره پس خودت بگو حالا چرا حالم خرابه چرا روز و شبم شده مثل کا مرگ چرا باید بکشم من عذاب و درد چرا این همه دارم سوالای بی جواب که گذاشتی واسه من توی بی مرام وقتی رفتی من اینجا تنها موندم از زندگی جا مونم ، دوباره برگرد ... فکر می کردی جدا شدن آسونه ببین دلم داغونه ، دوباره برگرد ... هی بی معرفت واسه دیدار بعد بگو ببینم کی بود که به دلش بی راهه زد مگه تو نبودی می گفتی عشق داره جاذبه پس چی شد ؟ حالا این همه فاصله حاصلش ؟ شده اون همه خاطره باطله ؟ آخه توکه منو نمی خواستی پس چرا نگفتی دروغه همه ی اون قصه ها ؟ حالا منم و یه دل داغون پر درد که شدم مثل دیوونه ها یه دوره گرد آخه نکشیدی نمی دونی چه دردی داره وقتی میبینی که عشقت از تو بیزاره فقط میخواسته قلبتو بشکنه بره تا که بکنی از زمین و زمان دیگه گله بگو روزگار آخه چرا اینقدر بدی؟ چرا کردی همه خوشیاتو ازم دریغ؟ طلفک دلم که ساده بود و خواب روی صورت عشقمم نقاب ای خدا چرا قصه های ما شده عاقبت مثل برگ و باد ... نگو تو بر نمیگردی ، بی تو تنها شدم تنها آره هستم من به یادت همه روزا همه شبها نگو برگشتن محاله انتظار من خیاله نگو قسمت من نبودی ته فنجون توی فاله برگرد ... تو بمون ، عشق رو از چشام بخون به خدا می میرم ببینمت با دیگرون ... وقتی رفتی من اینجا تنها موندم از زندگی جا مونم ، دوباره برگرد ... فکر می کردی جدا شدن آسونه ببین دلم داغونه ، دوباره برگرد ...
پاسخ : از وقتی که رفتی ...! گاهی وقتا دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد که بیاد تو تنهاییم …. و من اجازه ندم ! و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه و بگه مگه من مردم که تنها بمونی … !
پاسخ : از وقتی که رفتی ...! و خُـدا شب را خلق ڪرد پر از بغض وُ دلتنگی ...!! برآی گریـﮧ ڪردن...!! برآی بغل ڪردن یڪ بآلشت ...!! برآی گوش ڪردن بـﮧ آهنگــ هآی قـدیمـی...!! برآی زل زدن بـﮧ تاریکی ...!! برآی نخوابیـدن وَ خآطره هآ رآ مُرور ڪردن...!!
پاسخ : از وقتی که رفتی ...! گاهی اینکه صبح ها دلت نمی خوادبیدار بشی ، همیشه نشونه ی تنبلی نیست ، خسته ای از زندگی نمی خوای قبول کُنی که یک روز دیگه شروع شده !!!
پاسخ : از وقتی که رفتی ...! شنیدم وقتی می رفتی رد پایت را پاک می کردی بی خیال…….. من دنبال دلت بودم وقتی دلت با من نیست برو خوش باش…… چه فرقی می کنه تو کجا باشی…..!
پاسخ : از وقتی که رفتی ...! هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد تو او را خراب کردی خدایا! به هر که و به هر چه دل بستم تو دلم را شکستی عشق هر کسی را که به دل گرفتم تو قرار از من گرفتی هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، تو یکباره همه را بر هم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی تا هیچ آرزویی در دل نپرورم خدایا تورا بر همه این نعمت ها شکر می کنم تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا کسی امید نبندم و جز در سایه توکل به تو ، آرامش و امنیت احساس نکنم... هیچ وقت آرامش وامنیتی در دل خود احساس نکنم
پاسخ : از وقتی که رفتی ...! الان که خوب فکر می کنم می بینم... نارسایی فکری دارم ظاهرن فکرم به مغزم نمی رسه! آخه... وقتی عاشق میشم با قلبم فکر می کنم. از وقتی رفتی... جای تمام فکرام درد می کنه
پاسخ : از وقتی که رفتی ...! وانمود کردم به همه که خیلی سخت نبود غمت رفتنو دل بریدنت وانمود کردم به همه که دیگه اشتیاقی نیست واسه دوباره دیدنت اما ........ خیلی خرم نه؟!