[FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار باران بر اين شهر ويران زده[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]كه دلاي آدما مسخ شده[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر اين جسمهاي خشكيده[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]كه انسانيت از ميون نسل بشر برچيده شده[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر اين دلهاي سرد[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]كه ديگر نمي تپد براي كودكان بي مادر[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر دل غم گرفته[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]بر دل پژمرده بر گل نشسته[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر سر انسانهاي مست[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]كه زندگي را همين دنيا دانند و بس[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر دل آن پير گريان[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]كه زندگي را باخت چه آسان[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر آن دل شكست خورده[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]كه تيري آهنين بر دلش نشسته[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر او كه ديگر اميدي بر دل ندارد[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]نيست مرهمي بر دل او چون اثر ندارد[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]ببار بر اين جسم خسته من[/FONT] [FONT=verdana, arial, helvetica, sans-serif]باشد كه رود اين سستي و رخوت من[/FONT]
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ شب است و دوباره من و این پنجره و این سکوت پرنده ای که زیر باران می پرید از پنجره ی اتاقم پیدا بود من بودم و غم قدیمی باران پنجره را گشودم دانه های ریز باران را می شد حس کرد خانه تاریک بود خانه بی تو همیشه تاریک بود در انتهای پیچ و خم دالان انتظار پر گشودم تا حضور تو را در پیاده روهای شب حس کنم اما تو تا اوج آسمان پر کشیدی و من نمی دانم چرا روح غمگینم فقط بر فراز دریا پر می کشید ناچار بودم هر تکه از قلبم را بسوی آسمانی بفرستم که تو در آن پرواز می کردی *** غمگین است دل من غمگین روح من پریشان است ای روح بینوا روزهای خوب و دروغین را تو ز یادت نرفته است هنوز؟ ماهی کوچکمان را تو به یاد داری؟ تو که رفتی رازقی تا به زمین سر خم کرد تو که رفتی چه بهاری؟ نه پرستو آمد نه یخ حوض شکست *** چیزی در نظرم بهتر از فریاد نیست فریاد بر فراز یک قله جایی که همه بشنوند تو با عطوفت دروغینت عشق مرا له کردی ولی من هنوز به یادت سبد در سبد اشک میچینم...
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بیا و در این باران مرا همراهی کن[/FONT] مگر تو زیر باران قدم نزده ای تا لطافت قطرات باران را حس کنی هنگامی که از پشت پنجره باران را می نگری زیبایی آن را هرگز درک نمی کنی پس با من بیا
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ تو باروون که رفتي, شبم زير رو شد يه بغض شکسته, رفيق گلو شد تو باروون که رفتي, دل باغچه پژمرد تمام وجودم, توي آينه خط خورد هنوز, وقتي باروون تو کوچه مي باره دلم غصه داره, دلم بيقراره نه شب عاشقانه ست, نه رويا قشنگه دلم بي تو خونه, دلم بي تو تنگه يه شب زيرِ باروون, که چشمم به راهه مي بينم که کوچه, پرِ نور ماهه تو ماهِ مني که تو باروون رسيدي اميدِ مني تو شب نا اميدي
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ باران كه ميبارد غروبها شاعرانهترين لحظههاي يك شاعر در دورها اعدام ميشود جايي كنار زاغههاي اطراف شهر اعدام، در ملاء عام بيجان شاعر، جا ميماند كه از كجا آمده اينجا اينهمه جان جوان جوانه زده در پاييزي كه هر غروباش نالهاي دارد حكايتي: « جا مانده پيكر بيجان رفيقي زير باران غروب پاييزي كه ديگر هيچوقت هيچوقت زيبا نيست.» باران كه ميبارد ببين: بهياد بياور زمان چهزود ميگذرد و جلادان چهزود پير ميشوند و ميپوسند! در اين غروب كه ديگر شاعرانه نيست اما جان جوان ما همانطور جوان ميماند، مانده جوانه زده و پيكر چاك چاكاش ريشهدوانده اين پاييز ميگذرد و باز بهار جوانههايي تازه بهبار ميآورد، آورده غروبهاي دلمردهي پاييز، ديگر گريه نميكنيم... بر مزار شاعر اميدوار ايستاده و مسرور باران كه ميبارد، اينبار چترهامان را ميبنديم با ياد شاعرانهترين لحظههاي يك شاعر كه هر غروب باراني پاييزي جا ميماند از شعرهاي او در غروبي كه شاعر نيست اما شاعرانه ماندهاست هنوز در شعرهاي او « از بزرگي نام و حضور آدمي و خواست آزادي» چترها را ميبنديم تا جلاد بترسد از شعر بارانهاي غروب پاييزي ـ باكي نيست ـ يار تنهايي بانوي شاعر، يادگار رنج پيروزي همراه هر قطره، هزار بوسه بر خاك كنيم فرياد كنيم سرود جاودانمان را: هر شب ستارهاي به زمين ميكشند و باز، اين آسمان شبزده غرق ستارههاست.
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ وقتی بارون سر می گیره قلب من آروم می گیره خاطرات با تو بودن دوباره جون می گیره پشت ابرهای خیالم تو رو لرزون می بینم تو رو در انتظارم زیر بارون می بینم بزن بارون بزن بارون سرو پا خیس خیسم کن بزن بارون بزن بارون عطش دارم تو سیرم کن بزن بارون بزن بارون سرو پا خیس خیسم کن بزن بارون بزن بارون عطش دارم تو سیرم کن جون پناهم زیر بارون دستای گرم تو بود درد و رنجی از این عشق گناه من نبود گناه من نبود رفتی و عمری گذشته ولی بی تو گذشت رفتی و قلبی شکسته ز دست تو شکست ز دست تو شکست چرا از تو نمی بارد خبر از تو نمی یارد چرا این خاطرات تو منو تنها نمی ذارن هیچکی مثل تو نبود حتی شکل تو نبود هیچ کسی پیدا نشد مثل تو عاشق نبود بزن بارون بزن بارون سرو پا خیس خیسم کن بزن بارون بزن بارون عطش دارم تو سیرم کن بزن بارون بزن بارون سرو پا خیس خیسم کن بزن بارون بزن بارون عطش دارم تو سیرم کن __________________
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ ترانه باران کن هم بغز بی پروا ترانه ای تنها به قد یک دریا یک قلب پر احساس یک قصه تازه که قصه تازه .ترانه می سازه ستاره باران شو به قافیه بازی که نم نمک گاهی ترانه میسازی ترانه باران کن ترانه می مونه خدای عالم هم ترانه میخونه برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو ترانه باران کن هم بغز بی پروا ترانه ای تنها به قد یک دریا یک قلب پر احساس یک قصه تازه که قصه تازه .ترانه می سازه ستاره باران شو به قافیه بازی که نم نمک گاهی ترانه میسازی ترانه باران کن ترانه می مونه خدای عالم هم ترانه میخونه برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای غرور ایران شو برای جنگلبان صدای باران شو تو حامی این عشق حریم ایران شو همیشه عاشق باش چو ماه تابان شو طلوع فردای
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ میاد بارون احساس . از ابر تیکه تیکه که سقف نازک دل . دوباره کرده چیکه چیکه چیکه... آهای ای هم اتاقی . بیار شمع و چراغی که شاید روی عشقو ببینم اتفاقی ببین خورشید چشمام اسیر این چراغه تموم خواسته من . همین یک اتفاقه میاد بارون احساس . از ابر تیکه تیکه که سقف نازک دل . دوباره کرده چیکه چیکه چیکه... به گل حاجت ندارم . گلو ننداز تو راهم که یک باغ گل ناز . شکفته تو نگاهم چشام تو چشمت انگار . گل نرگس تو آبه به این گلدون زیبا . بذار آفتاب بتابه میاد بارون احساس . از ابر تیکه تیکه که سقف نازک دل . دوباره کرده چیکه چیکه چیکه... آهای تشنه . چقدر ابر دلم داره بهونت داره عشق میچکه از نفس خیسم رو گونت آهای تشنه . همه بارون احساسم از آنت عجب دریا دلی هستم تو شوق بیکرانت میاد بارون احساس . از ابر تیکه تیکه که سقف نازک دل . دوباره کرده چیکه چیکه چیکه... آهای ای هم اتاقی . بیار شمع و چراغی که شاید روی عشقو ببینم اتفاقی ببین خورشید چشمام اسیر این چراغه تموم خواسته من . همین یک اتفاقه میاد بارون احساس . از ابر تیکه تیکه که سقف نازک دل . دوباره کرده چیکه چیکه چیکه... آهای تشنه . چقدر ابر دلم داره بهونت داره عشق میچکه از نفس خیسم رو گونت آهای تشنه . همه بارون احساسم از آنت عجب دریا دلی هستم تو شوق بیکرانت میاد بارون احساس . از ابر تیکه تیکه که سقف نازک دل . دوباره کرده چیکه چیکه چیکه...
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ تو كه بارون و ندیدی گل ابرا رو نچیدی گله از خیسیه جاده های غربت می كنی تو كه خوابی تو كه بیدار تو كه مستی تو كه هشیار لحظه های شب و با ستاره قسمت می كنی منو بشناس كه همیشه نقش غصه ام روی شیشه من خشكیده درخت توی بطن باغ و بیشه جاده های بی صبا رو سال گنگ بی بهارو تو ندیدی به پشیزی نگرفتی دل ما رو لحظه های تلخ غربت هفته های بی مروت تو نبودی كه ببینی شب تار انتظارو همه قصه هام تو هستی لحظه لحظه هام تو هستی تو خیالم توی خوابم پا به پام بازم تو هستی همه قصه هام تو هستی لحظه لحظه هام تو هستی تو خیالم توی خوابم پا به پام بازم تو هستی
پاسخ : ღღعشق باران بزن باران بزن خیسم کن ابم کنღღ بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره حس میکنم پیش منی وقتی که بارون میباره بارونو دوست دارم هنوز بدون چتر و سرپناه وقتی که حرفای دلم جا میگیرند توی یه آه شونه به شونه میرفتیم من و تو تو جشن بارون حالا تو نیستی و خیسه چشمای من و خیابون بارونو دوست داشتی یه روز تو خلوت پیاده رو پرسه پاییزی ما مرداد داغ دست تو بارونو دوست داشتی یه روز عزیز هم پرسه ي من بیا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن شونه به شونه میرفتیم من و تو تو جشن بارون حالا تو نیستی و خیسه چشمای من و خیابون