چکیدههمه تلاش انسانهای که مبنایشان تحقق وعدۀ الهی است صَرف زمینهسازی ظهورمصلح آخرالزمان میشود. تأثیر انتظار در تمام ابعاد وجودی انسان قابل تردید نیست؛ یعنی این انتظار است که بعد فردی و اجتماعی انسان را تحت الشعاع قرار میدهد. ما در این مقاله به انتظار و رابطه آن با حضرت حجت (علیه السلام) و امتداد داشتن این انتظار در آفت زدایی از امّت و حتی سیر آن در عالم برزخ سخن به میان آوردهایم و سپس به مقدمات این انتظار از جمله، یقین داشتن به وقوع چیزی و نزدیک دانستن وقوع آن چیز و... صفات منتظران از جمله، داشتن کرامت و برتری اخلاقی، اطاعت پذیری پرداختهایم که این سیر باعث قِوام بخشی وجود منتظر خواهد بود. کلیدواژگان: منتظر، انتظار، تشیع، مقدسات انتظار، امّت، وعده الهی.مقدمهانتظار از اساسیترین وعده های پروردگار است که در آن بسیاری از انسانها در بوته آزمایش الهی مردود وعده ای هم پیروزمندانه وسربلند خواهند بود. کُنه انتظار، حالت آفت زدایی بشریت از کدورات وآلودگی های ظاهر وباطن است که در طول مدتهای مدیدی که حضرت ولی عصر (علیه السلام) درغیبت به سر میبردند بشر را فراگرفته بود. یکی از کارهای که در طی مسیر انتظار انجام خواهد گرفت وریشه در آفت زدایی دارد، عدالت حقیقی در انتظار است که ازطریق مقاومت پذیریی در برابر ظلم ستمگران این وعدهی الهی محقق خواهد شد و بزودی انسانیت آن را درک خواهد نمود.انتظار در مکتب تشیعمکتب تشیع دارای مبناهای اصیلی است که از طریق آن مبناها، انسانها را به سمت تحقق وعده های الهی رهنمون میسازد. یکی از آن مبناهای اساسی و اصیل «انتظار» است که حالتی انسانی است که انسان به خاطر وجود آن، ضمن پیراستن وجود خویش از زشتیها و پستیها و آراستن آن به زیبائیها و خوبیها، در ارتباط مستدام با امام معصوم علیه السلام، همه تلاش خویش را صرف زمینهسازی ظهور مصلح آخرالزمان میکند و در جهت محقق نمودن وعدۀ پروردگار نسبت به قیام و برپایی دولت اهل بیت (علیهم السلام) با تمام وجود همت خود را مصروف میکنند. طبق این تعریف انتظار فرج عامل مهمی در جهت خودسازی فردی، اصلاح جامعه و کاهش جرائم و مفاسد خواهد بود. تأثیر بسزایی که انتظار در تمام ابعاد وجودی انسان دارد قابل تردید نیست؛ یعنی انتظار، بُعد فردی و اجتماعی انسان را تحت الشعاع قرار داده همه مناسبات او را فرامی گیرد؛ و این خود بالاترین تلاشی است که در راه خدا صورت میپذیرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله )فرمودند: «أفضَلُ جِهادِ اُمّتی اِنتظارُ الفرج» (1)؛ با فضیلتترین جهاد امت من، انتظار فرج است؛ و پیشوایان معصوم (علیهم السلام) اجر بسیاری برای منتظران بیان کردهاند؛ چنان که امام صادق علیه السلام فرمود: «مَن سُرَّ أن یَکُونَ مِن أصحابِ القائم علیه السلام فَلینتَظِر وَ لیَعمَل بِالوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الأخلاقِ وَ هُوَ مُنتَظِرٌ فاِن ماتَ وَ قامَ القائم علیه السلام به عدهُ کانَ لَهُ مِنَ الأجرِ مُثلُ أجرِ مَن اَدرَکَهُ فَحِدُّوا و انتَظِرُوا هَنیئاً لَکُم أیَّتُها العِصابَةُ المَرحُومَة» (2)؛ «کسی که دوست دارد از اصحاب و یاران حضرت قائم علیه السلام باشد، باید منتظر ظهور باشد و به پاکدامنی و نیک خُلقی خود را بیاراید در حالی که پیوسته به انتظار نشسته است. پس اگر با این اوصاف از دنیا برود و حضرت مهدی علیه السلام بعد از او قیام کند؛ پاداش او همانند فردی است که امام قائم را درک کرده است. ای گروهی که مورد رحمت خدا قرار گرفتهاید کوشش کنید و انتظار بکشید [که این مقام والای انتظار] برای شما گوارا باد.» امام صادق (علیه السلام) در روایت دیگری به یکی از پیروانش دستور داد که «وَ انتَظِر الفَرَجَ صَباحاً وَ مَساءاً» (3)؛ «شب و روز منتظر فرج باش» بنابراین تنها عامل نجات بخش انسان و امید به سربلندی و تکامل انتظار فرج حضرت مهدی (علیه السلام )است؛ یعنی نه تنها باید منتظر بود بلکه باید منتظری باشیم که لحظه ای از انتظار خویش دست نشَُسته و در تربیت خویش و اصلاح جامعه قدم برداریم.انتظارِ عدات اَنفسی و آفاقیبی تردید مصلحان زیادی در طول تاریخ سخن از «عدالت» بیان داشتهاند؛ اما عدالتی که منحصر در اجتماع است؛ یعنی اجرای عدالت در سطح اجتماعات بشری و در حقوق اجتماعی، در حالی که مرحلۀ اجتماعی عدالت بعد از عدالت در مرحلۀ نفوس است. هر گاه درون و جان آدمی بوی عطر عدالت را استشمام نمود و عجین آن شد و در ذات خود پدیدار نمود او میتواند عدالت را در مرحلۀ اجتماع به ظهور رساند. بنابراین تحقق عدالت ابتدا از نفس آدمی شروع میگردد که ما آن را به «عدالت اَنفسی» نام گذاری نمودیم. پس از این مرحله گستردگی عدالت به گونه ای است که بعد از عدالت أنفسی آدمی به دنبال است که این عدالت را در بستر هستی و عالم وجود برای تمام جانوران، گیاهان و دیگر مظاهر طبیعت بهره مند سازد. که به نام «عدالت آفاقی» معلوم است. بنابراین وقتی انسان در تحقق عدالتهای نام برده شده (عدالت انفسی و آفاقی) توانست به کمال مطلوب دست یابد، تحقق عدالت اجتماعی (که بشریت با همۀ پیشرفتهای خویش نتوانسته است خود را به آن نزدیک سازد) امری سهل و پیش افتاده خواهد بود. البته این نکته را نباید به فراموشی سپرد که به دست آوردن عدالت انفسی و آفاقی نیز مشکل است و دارای موانع متعددی بر سر راه خود دارد. همچون تمایلات و خواسته های درونی و موانع برونی همانند قدرتها و فسادها. پیشنهاد چنین عدالتی که أنفسی و آفاقی باشد نخست توسط انبیاء بیان شد که البته با سخت گیریها روبرو شد، به ویژه توسط طغیانگران و طاغوتیان که نمیخواستند انسان در آزادی خویش به زندگی رفاه گونه و آرام خود مشغول باشد. اینان نمیخواهند انسان عدالت خواه و آزاد گردد و با ظالمین به ستیزه برخیزد. آری، منتظران حقیقی حضرت قائم علیه السلام در طول تاریخ انتظار در شوق و طلب اند، آرمانی که یاد شد محقق گردد. منتظران عدالتی را خواهانند که جامع جمیع کمالات است و انسان را به سر منزل مقصود میرساند و تربیتِ فردی و اجتماعی وی را در تحت توجّه عدالت مورد توجّه قرار میدهد. بنابراین انتظار برای رسیدن به چنین روزی که کمال بزرگ بشریت در پرتو عدالت انفسی و آفاقی محقق میگردد بجا و نیکوست. (4)انتظار دعوت به نپذیرفتننباید پنداشت که انتظار حضرت مهدی علیه السلام بدین معناست که حرکتهای مصلحانه و عدالتخواه را به کناری گذاشته، عادت به پذیرش وضعیت موجود کنیم. انتظار پرچم هدایت و مقاومت پذیری در مقابل سختیها و مشکلات بر سر راه است. مکتب انتظار مکتب پذیرش و سازش نیست بلکه هماره «جاء الحق و زهق الباطل» را بر زبان جاری ساخته، مبارزه را بر سردست حمل میکند. شیعه با حضور در آرامشگاه «نپذیرفتن باطل» در برابر هر ظلم و ستمی میایستد. منتظر، متعهد شده است که درا جرای عدالت از پا ننشیند و هیچ ظلم و ناحقی را تحمل نکند. آنها سکوت را برنمی تابند بلکه ایدهآلگراترین هستند و به تحقق عدالت متعهدانه عمل میکنند. چگونه عده ای به خود اجازه میدهند که مکتب انتظار را، مکتبی نامتعهدانه تفسیر کند و ازتشعشعات نورانی «نپذیرفتن باطل» بکاهند. کجاتکلیف مسلمان این بود که به کناری نشسته تا دین و اعتقادات او را بربایند؟ کی تکلیف شیعه این بوده است که ذلت پذیرد و به قعود سوق پیدا کند؟ بنابراین انتظار یعنی دعوت همه به امید و نپذیرفتن باطل که ظهور آن در مکتب مهدویت رساتر خواهد بود.انتظار و مرابطۀ با امام علیه السلامخداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (5) یکی از معانی رباط، مرزبانی، سنگرداری و دیده بانی است. که نوعاً در خطوط مقدّم جبهه اتفاق میافتد. انسان منتظر نیز به مرزبان شباهت دارد، که نه تنها در حوزۀ جغرافیایی، فرهنگی و اعتقادی، بلکه در تمام ابعاد کمالی خود دیده بانی داشته باشد؛ تا هم خود را توانمند کند و هم تلاشش در این باشد که هوشیارانه و تیزبینانه به افقهای دور و نزدیک، چشم بدوزد تا ببیند مهدی علیه السلام در غیبت چه یاری را در کجا و در کدام بُعد میطلبد؛ از این رو در هر سنگری آمادهی دفاع است. شیعه باید همواره و در هر زمان در مرابطه باشد؛ یعنی منتظر، همیشه باید درخط مقدّم جبهه، آمادهی دفاع در برابر حملهی ناگهانی و هجوم مخفیانهی دشمن باشد. از معانی دیگر مرابطه، پیوند و ارتباط با امام علیه السلام است؛ یعنی در خدمت امام زیستن و مرزبان دستورات و خواسته های او بودن؛ و یا دیگری معارف و حقایق ازآبشخورش و با او هم پیمان و متحد شدن. امروز یکی از پایه های عمیق ایمان ما، ارتباط با امام است و عمل ما بدون این ارتباط مورد قبول واقع نخواهد شد. آنچه در این آیه مورد نظر ائمه (علیهم السلام) است این است که «رابطو علی الأئمه» بر من و شما واجب عینی است که با همه امامانمان که عصارهشان حضرت مهدی علیه السلام است رابطه داشته باشیم. از امام باقر (علیه السلام) نیز روایت است که: «اصبروا علی أداءِ الفرائض و صابروا عدوّکم و رابطوا إمامَکم المنتظر» (6) صبر کنید بر انجام واجبات الهی و بر دشمنانت صبر کرده و رابطه ای با امام منتظر داشته باشید. این، امر امام است که از من و شما خواسته با امام منتظر، رابطه داشته باشیم، وگرنه مسیرمان، مسیر الهی نیست. زیرا بدون امام، همه چیز در تشتّت و تفرقه است. علامه مجلسی در تفسیر این حدیث فرمودهاند: «أی یَجب عَلیَ الشیعه أن یَربِطُوا أنفُسَهُمُ عَلی اِطاعَةِ الإمام الحَق و انتظار فرجه و تَهَیَّؤوا دائماً لِنُصرتِه» (7)؛ «بر شیعه واجب است جان خود را با اطاعت امامشان با او مرتبط کنند، منتظر فرجش باشند و پیوسته برای یاری مولایشان آماده و گوش به فرمان باشند.» عده ای سر در بت نفس نموده بدنبال وجاهتهای کاذب خویش هستند، همانند شهرت، مقام و... اینان نمیتوانند به کمالی که برای ما ترسیم شده راه یابند. تعلق کاذب در وجود ما حس گرای و ظن گرایی را تقویت و در مقابل اعتقاداتمان را ضعیف و سست میکند. در نتیجه ارتباط با حضرت مهدی علیه السلام جای خود را به بُعد و دوری میدهد. در مکتب انتظار هر لحظه باید با امام مرتبط و متعالی شد. اجتماع باید متعالی شود. آری، هر بلائی و هر فتنه ای که گریبان گیر ما میشود از نبود ارتباط با امام عصر علیه السلام است. (8) پینوشتها:1. بحارالأنوار، ج 74، ص 143، ح 26. 2. همان، ج 52، ص 140، ح 50. 3. الغیبة، نعمانی، ص 158، ح 3. 4. ر.ک: خورشید مغرب، ص 260،261. 5. سوره آل عمران، آیه 200. 6. الغیبة، نعمانی، ص 27. 7. اصول کافی، ج 8، ص 382. 8. ر. ک: توهم دیدار امام زمان علیه السلام، ص 369.