پآیـــیـز کهـ میشــود... معنآے زندهـ بودنـِــ ابدے رآ مے فهممــ... . . . . در کوچهـ بآغ هآے جنگلــ رآهـ میـــروم... و پآهایـم را بر روی برگـــ هآے زمینــ میـگذارم... و بآ صدآے خِشــ خِشــ آنهــــا میفهمم کهــ هنوز زندهـ اند...! بآ ایـــنکهـ مدتــ هآستــــ آنهآ از شآخهـ افتآدهـ اند...