1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

به یادش به عشقش

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏5/10/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    تو رنگین کمان را می شناسی؛
    جمعه های بارانی،
    بر آن تاب می بندی...
    تو رنگین کمان را می شناسی؛
    در پارکی خیس،
    بر آن سر می خوری...
    بعد خسته به خواب می روی،
    و رنگین کمان بر تو سایه می اندازد؛
    من و رنگین کمان هم دوست بودیم،
    حالا مدتی است یکدیگر را به جا نمی آوریم!
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش


    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]از خاطرات گمشده مي‌آيم ، تابوتي از نگاه تو بر دوشم[/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بعد از تو من به رسمِ عزاداران ، غير از لباسِ تيره نمي‌پوشم[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]در سردسيري از منِ بيهوده ، وقتي که پوچ و خسته و دلسردم[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]شبها شبيه خواب و خيال انگار ، تب مي‌کند تن تو در آغوشم[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]تکثير مي‌شوند و نمي‌ميرند ، سلولهاي خاطره‌ات در من[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]انگار مانده چشم تو در چشمم ، لحن صداي گرمِ تو در گوشم[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]هر چند زير اين ‌همه خاکستر ، آتش بگير و شعله بکش در من[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]حتي پس از گذشت هزاران سال ، روشن شو اي ستاره خاموشم[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif].[/FONT]​
    .
    .
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بعد از تو شايد عاقبتِ من نيز ، مانند خواجه حافظِ شيراز است[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]من زنده‌ام به شعر و پس از مرگم ، مرد‌ُم نمي‌کنند فراموشم[/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]
    " نجمه زارع "
    [/FONT]​
    [COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][FONT=arial, helvetica, sans-serif][SIZE=3]
    [/SIZE][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR]
    [COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR]
    [/FONT]​
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش

    امشب تمام خويش را از غصه پرپر ميكنم

    گلدان زرد ياد را با تو معطر ميكنم

    تو رفته اي و رفتنت يك اتفاق ساده نيست

    ناچار اين پرواز را اين بار باور ميكنم

    يك عهد بستم با خودم وقتي بيايي پيش من

    يه احترام رجعتت من ناز كمتر مي كنم

    يك شب اگر گفتي برو ديگر ز دستت خسته ام

    آن شب براي خلوتت يك فكر ديگر ميكنم

    صحن نگاهت را به روي اشتياقم باز كن

    من هم ضريح عشق را غرق كبوتر ميكنم

    شعريست باغ چشم تو غرق سكوت و آرزو

    يك روز من اين شعر را تا آخر از بر ميكنم

    گر چه شكستي عهد را مثل غرور ترد من

    اما چنان ديوانه ام كه با غمت سر ميكنم

    زيبا خدا پشت و پناه چشمهاي عاشقت

    با اشك و تكرار و دعا راه تو را تر ميكنم
     
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش

    لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران ر امی بوسم

    من این جا زیر بارانم، وقتی که بسیار از تو دورم و تو را می خواهم

    باران را می بوسم او تو را قطره قطره در من فرو می ریزد
    خاطرت باشد .....

    ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم در دو سوی باران ها من به تو وُ بوسه و باران ایمان دارم

    و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم !


    زندگی شاید همین فاصلۀ خیس ِ بارانیست که تو را به من پیوند می زند !
     
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش

    yakamoz

    (عکس ماه یر روی اب)

    Yağmur yağar ıslanırsın vay aman

    باران می بارد تو خیس خواهی شد ای وای

    Güneş doğar kaybolursun vay aman

    خورشید طلوع خواهد کرد، تو خواهی رفت ای وای

    Ay ışığı der durursun vay aman

    ای مهتاب تو دیگر نخواهی بود ای وای

    Yakamozsun sen

    تو "یاکاموز" هستی

    Sessiz sessiz ağlar gibisin vay aman

    همچون گریه بی صدا هستی ای وای

    Zaman geldi gideceksin vay aman

    زمان رفتنت آمد ای وای

    Bırak ay gitsin sen kal bu gece

    بگذار ماه برود، تو امشب بمان

    Umudumsun sen

    تو امیدم هستی
     
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش

    به خانه‌ام که می‌آیی
    در مسیر خانه‌ام دستی بر گیسوان آفتاب بکش
    و بگو :
    این‌جا مردی اسیر سایه‌هاست ،
    سایه‌ای پر شده از حجم پریشانی من .
    به خانه‌ام که می‌آیی
    خوب من! این‌جا بوی حسرت می‌دهد .
    این‌جا همه‌کس و همه‌چیز، سرما خورده است ؛
    ترسم که ویروس دل‌تنگی من تو را هم بگیرد ...
    و به خانه‌ام که می‌آیی
    بوسه‌ای طولانی، آغوشی ممتد و یک بغل لبخند بیار ...
    این روزها دلم تنگ است .
    بگذار در و دیوار تنهایی من بوی تن‌ات را بگیرد !
     
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش

    تا آسمان
    سه‌چهار پله فقط کافی‌ست
    اما
    وقتی تو نیستی
    تنها کمی سکوت و پنجره هم کافی‌ست
    تنها کمی سکوت
    پنجره، شب، اندوه
    وقتی تو نیستی
    همین برای دلم کافی‌ست
    من فکر می‌کنم به تو
    می‌دانم
    دستی مرا گره گره به تو می‌بافد
    دستی دوباره نقش تو را بر من
    نقش مرا به دست تو می‌بافد
    دستی دگر
    اگرچه کمین کرده‌ست
    این نقش را
    از لحظه‌های تو بشکافد
    اما
    من فکر می‌کنم به تو
    می‌دانم
    چیزی شبیه معجزه در راه است
    ایمان من درخت تنومندی‌ست
    وقتی که از زمین دست تو می‌رویم
    من فکر می‌کنم به تو …
    می‌خوابم
     
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش

    تو اگر بسته‌ای بار سفر ،


    تو اگر نیستی دیگر ،


    پس چرا از همه‌جا


    من صدای تپش قلب تو را می‌شنوم ؟

     
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش

    من زبان جیرجیرک ها را می فهمم؛
    وقتی شبها از کوچه ما رد می شوی،
    برایت آواز می خوانند...
    شاید نگاهشان کنی!
    من و جیرجیرک ها دچار درد مشترکیم،
    دردی به نام:
    " نبودن در انعکاسِ مردمک های چشمانت"
     
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : به یادش به عشقش


    نیامدن هزار بهانه می‌خواست

    و آمدن یکی ؛

    دل‌تنگت بودم .