با آنکه از ارائه نسل جدید پردازندههای اینتل برای نوتبوکها مدت زیادی نمیگذرد، حال شاهد حضور سری Sandy Bridge (پل شنی) روی جدیدترین نوتبوکهای برخی از سازندگان هستیم تا به کمک این رده تازه، توان دوچندانی را به محصولات خود ببخشند. بهطور حتم، دیدن این پردازندهها روی نوتبوکهای سری گیم میتواند برای علاقمندان به بازی بسیار جذاب باشد. به همین منظور، ما دو محصول جدید سری گیم از ايسوس و msi را که به این نسل جدید از پردازندهها مجهز بودند در کنار یکدیگر قرار دادیم تا علاوه بر یک مقایسه، با تواناییهای آنها بیشتر آشنا شوید. البته در همین ابتدا باید این نکته را بگوییم که مدل ایسوس در برخی موارد از امکانات پیشرفتهتری بهره میبرد و به نوعی بیشتر برای بازی کردن بهینه شدهاست اما قیمت بالاتری نیز در مقابل مدل ساخت msi دارد (البته تفاوت اصلی به کارتهای گرافیکی بازمیگردد، اگرچه هیبتی که مدل ایسوس دارد در همان ابتدا لرزه بر هر اندامی میاندازد!). ظاهر و ساختار با نگاه کردن به تصاویر 1 و 2 که ما از دو نوتبوک در کنار یکدیگر گرفتهایم، متوجه میشوید این دو نمونه سری گیم چندان به یکدیگر شبیه نیستند. ایسوس درست مانند مدل G53JW است و همان ظاهر هجومی خود را حفظ کردهاست. بدنهها در کنار دارای خطوط تیز بوده و پشت آن، دو منفذ بزرگ هوا، ظاهری مانند لولههای اگزوز ماشینهای اسپرت به آن بخشیدهاست. در مقابل، هرچقدر که ظاهر G53SW عجیب و غریب (همون خفن خودمون!) است، ظاهر نوتبوک msi شباهت زیادی به سریهای مخصوص گیم ندارد. طراحی نوتبوک شاید بیشتر از هر چیز مانند نوتبوکهای مخصوص چندرسانهاي باشد، بدنهای با ساختار آلومینیومی و صیقلی که تا حد امکان از لبههای تیز در آن دوری شدهاست و سبب میشود نتوان چندان راحت به تعلق این مدل به سری مخصوص گیم پی ببرد. البته شاید بتوان ظاهر ایسوس را جذابتر دانست اما هنگامیکه آن را در دست بگیرید، به احتمال تا حدی از ایده جذابیت خود دست برخواهیدداشت! وزنی نزدیک به چهار کیلوگرم، سبب میشود تفاوت زیادی با کامپیوتر خانگی نداشتهباشد! (البته درست است که در اینباره کمی ما اغراق کردیم اما خود من جرأت جابهجایی این مدل را بدون ماشین نداشتم!). البته به این وزن بايد یک شارژر غولپیکر نهصد گرمی را نيز اضافه کنید تا مجموعه بدنسازی شما کامل شود! GE620 ابعادی متناسب با یک نوتبوک 15/6 اینچی دارد و وزن آن تنها 2/4 کیلوگرم است (تقریباً 65 درصد سبکتر از مدل ایسوس). طول اين محصول 383 میلیمتر (مدل ایسوس 391 میلیمتر)، عرض آن 250 میلیمتر (مدل ایسوس 297 میلیمتر) و ضخامت آن 37 میلیمتر (مدل ایسوس 50 میلیمتر) است که در اين زمينه برگ برنده در دست محصول msi قرار ميگيرد. صفحهکلید هر دو دستگاه از صفحهکلید چیکلت استفاده میکنند که ميان نمونههای امروزی بسیار رايج شدهاست . تعداد کلیدهای GE620 برابر با 103 و G53SW برابر 102 کلید است (یک کلید اضافه msi را از روی عکس پیدا کنید و برای ما بفرستید تا جایزه بگیرید!). صفحهکلید ساخته ایسوس به نور پسزمینه نیز مجهز است که با رنگ سفید و در محیطهای تاریک کمک خوبی برای کاربر خواهدبود. هر دو صفحهکلید در برابر ضربات به خوبی و با سرعت واکنش نشان میدهند اما تایپ با مدل ایسوس لذتبخشتر است و جنس کلیدهای نرمتر، سبب میشود، حس خوبی هنگام کار با آن داشتهباشید. اگرچه حروف روی صفحهکلید msi پررنگتر حک شده و خواناتر است (نمونه مخصوص ایران، صفحه کلید فارسی نيز دارد). هیچکدام از نوتبوکهای مبارز ما از کلیدهای اختصاصی چندرسانهاي بهره نمیبرند اما از آنجا که کلید ترکیبی Fn با کلیدهای جهتی، گزینه بهتری از ترکیب Fn با کلیدهای F است، بنابراین تنظیم صدا و روشنایی صفحهنمايش در GE620 آسانتر است (برای مدل ایسوس مجبورید، در میان کلیدهای F بالا به دنبال گزینه موردنظر بگردید، در صورتی که کلیدهای جهتی را میتوان چشمبسته هم یافت!). تاچپد تاچپدهای هر دو دستگاه اندازه تقریباً مشابه و مناسبی دارند و از قابلیت مولتیتاچ نیز پشتيباني ميکنند . از آنجا که در برخی موارد (به خصوص هنگام تایپ) وجود تاچپد بیشتر یک عامل مزاحم تلقی میشود، msi در یک حرکت خلاقانه، کلید کوچکی را بالای تاچپد برای قفل سریع آن تعبیه کردهاست و دیگر لازم نیست برای غیرفعال کردن تاچپد بهدنبال کلید ترکیبی آن بگردید. البته، این خلاقیت به همینجا ختم نشده و سطح تاچپد msi با دانههای زبر و ریزی پر شده که در مقابل سطح صاف تاچپد ایسوس، کاملاً برجستهتر است. البته از آنجا که خلاقیت همیشه هم در جهت مثبت نیست، این دانههای ریز بیشتر از آنکه سبب سهولت کار شود، بیشتر باعث آزار کاربر میشود! (من به شخصه اصلاً احساس خوبی در کار کردن با این تاچپد نداشتم، در صورتی که تاچپد ایسوس کارایی بسیار خوبی دارد.) کلیدهای تاچپد هر دو دستگاه تا حدی سفت هستند که این سفتی در کلید یکپارچه کروم مانند GE620 بیشتر احساس میشود و آثار انگشت نیز روی سطح آینهای آن به خوبی قابل تشخیص است (البته در اینجا واژه خوب به معنای بد است!). گزینههای جانبی و ارتباطی خوشبختانه هر دو دستگاه از گزینههای ارتباطی خوب و کاملی بهره میبرند، اگرچه ایرادات کوچکی نيز دیده میشود. G53SW به سه پورت USB 2.0 و یک پورت USB 3.0 مجهز است. نکته عجيب در این ميان، نبود eSATA است که بهطور معمول در بیشتر مدلهای بازار وجود دارد (نوتبوک msi نيز فاقد این گزینه است). از آنجا که ایسوس محصول خود را یک نمونه فوقالعاده قلمداد میکند، دو قفل Kensington را برای محافظت آن در نظر گرفتهاست. همچنین درایونوري بلو- ری آن با قابلیت رایت کردن، یکی دیگر از نکات مثبت این مدل به شمار ميرود که البته کارایی آن به دلچسبی پیشرفته بودن عنوان نیست! یکی از این دلایل به دکمه باز کردن روی درایو بازمیگردد که با وجود اندازه مناسبی که دارد، به دلیل تخت بودن سبب میشود، برای فشردن آن نگاهی به درایو خود بیاندازید (این حالت وقتی که محیط تاریک باشد، باعث آزار کاربر خواهدشد!) در مقابل، msi روی درایو نوری خود که البته قابلیت خواندن و رایت کردن DVD را دارد، از هیچ کلیدی بهره نگرفتهاست (شايد اولين بار فقط به فشار دادن نوشتههای روی درایو بپردازید!) البته با کمی جستوجو میتوانید دکمه مستطیل شکل بزرگی را که بالای صفحهکلید براي اين منظور کار گذاشته شدهاست، ببینید و حتی در دل یک آفرین بر این نبوغ msi نیز بگویید. اما اگر متوجه شوید، این کلید تنها با نرمافزار درایور خود msi کار میکند و با از کار افتادن این نرمافزار (که برای ما چندین بار هم پیش آمد) دیگر خبری از فعالیت آن نخواهدبود، شاید همان دکمه محو! ایسوس را بر این خلاقیت ترجیح دهید. GE620 با آنکه یک مدل سری گیم است و بالطبع به پورت USB نيز نياز خواهدداشت اما فقط دو پورت USB 3.0 و یک پورت USB 2.0 مهمان شما روی بدنه دستگاه است. هر دو دستگاه از خروجیهای HDMI و VGA برخوردار هستند. پشت بدنه ایسوس دو منفذ خروجی هوای بزرگ تعبیه شده که به خوبی عمل خنک کردن را انجام داده و بهرغم جثه بزرگ خود، سروصدای زیادی را تولید نمیکنند. منفذ خروجی هوای GE620 در سمت چپ آن قرار دارد و با آنکه در مقابل رقیب ایسوسی جثه کوچکی دارد اما صدای تولیدی آن (به خصوص هنگام اجرای بازی و برنامههای سنگین) به خوبی شنیده میشود (و به خوبی هم روی روان شما حرکت میکند!). البته این فن با آنکه سروصدای زیادی تولید میکند اما در خنک کردن دستگاه به اندازه صدایش موفق نیست و سطح صفحهکلید بالای آن در برخی موارد بسیار گرم میشود. برای کاملتر شدن مقایسه ميان این دو مبارز، بلندگوهای آنها را نیز با یکدیگر مقایسه کردیم. براي اينکار، چندین آهنگ مختلف را روی هر دو با بیشترین حجم صدا و پلیر یکسان پخش کردیم، نتیجه این شد که بلندی صدای نوتبوک ایسوس بهتر بود اما شفافیت صدا در msi کیفیت بهتری داشت.
پاسخ : مقایسه فنی لپ تاپ msi و asus صفحهنمايش خوشبختانه هر دو صفحهنمايش از اندازه یکسان 15/6 اینچی و دقت تصویر 768×1366 پیکسلی بهره میبرند (البته دلیل خوشبختی ما به خاطر مساوی بودن جهت مقایسه است). در این ميان صفحهنمايش ایسوس گزینه اضافهای نيز دارد و آن چیزی نیست، جز قابلیت پخش تصاویر سهبعدی که میتوان آن را در همان لحظه نخست با مشاهده عینک مخصوص پلاریزه انویدیا به خوبی متوجه شد. اما از آنجا که هدف اصلی ما مقایسه بود، دو صفحهنمايش را در حالت دوبعدی با یکدیگر مقایسه کردیم . در نمایش رنگ سیاه، G53SW عملکرد بهتری دارد و عمق رنگ مشکی آن بیشتر است، البته در روشنایی و نشان دادن رنگ سفید، محصول msi بهتر عمل میکند. نمایش رنگها در GE620 پررنگتر است و با آنکه تصاویر به همین دليل زیباتر بهنظر میرسد اما سبب میشود، گاهی نیز غیرواقعی باشند. با چرخاندن صفحهنمايش و افزایش زاویه دید، تصاویر در GE620 زودتر محو میشوند و به دلیل انعکاس نور بیشتر صفحهنمايش این نوتبوک، کار کردن در محیطهای پرنور نسبت به رقیب ایسوسی کمی سختتر است (از آنجا که G53SW از صفحهنمايش سهبعدی و عینک پلاریزه بهره میبرد، چندین برنامه مختلف سهبعدی را با آن تست کردیم که در این ميان بازی جدید Crysis 2 که قابلیت پشتیبانی از حالت سهبعدی را دارد، یکی از آنها بود. در مجموع، توانایی این مدل در نشان دادن تصاویر سهبعدی بسیار مناسب است، اگرچه در بعضی موارد در تشخیص حالت دوبعدی و سهبعدی دچار سردرگمي میشود! پردازنده به ظاهر، مبارزه این دو نوتبوک با یکدیگر روی پل شنی انجام شده و بهطور قطع این پل چیزی نیست جز پردازندههای نسل جدید اینتل که هر دو دستگاه از آن بهره میبرند. البته اینتل در این پردازندهها از همان فناوری ساخت 32 نانومتری استفاده کرده که از نظر مشخصات كلی تفاوت چندانی با نسل قبل نداشتهاست. پیشرفتهای انجامشده در معماری Sandy Bridge بیشتر در ریزمعماری و واحدهای اجرایی درون هسته است. بهطوری كه ریزمعماری هستههای محاسباتی تغییرات جدی داشته و این موضوع موجب شده تا پردازندههای جدید بهطور قابل توجهی سریعتر از پردازندههای نسل قبل در فركانس یكسان عمل كنند (برای مطالعه کامل درباره Sandy Bridge به مقاله «همهچیز درباره سندی بریج» در سایت نشریه مراجعه کنید). پردازندههای هردو نوتبوک ما دارای نام و نشان یکسانی هستند و به همين دليل میتوان به خوبی آنها را با یکدیگر مقایسه کرد. Intel Core i7 2630QM یک پردازنده چهارهستهای توانمند با فرکانس کاری دو گیگاهرتز برای هر هسته است که در ساخت آن از 995 میلیون ترانزیستور استفاده شدهاست. این پردازنده دارای شش مگابايت حافظه L3 بوده و حتی در مقایسه با قویترین پردازندههای سری Clarksfield همچون Core i7-920XM، در جایگاه بالاتری قرار میگیرد. البته مصرف این پردازنده همان حداکثر 45 وات است که در این بخش پیشرفتی نسبت به گذشته در آن دیده نمیشود. روی Core i7 2630QM یک پردازنده گرافیکی جدید نیز وجود دارد که نسبت به مدلهای قبلی کارایی بهتری دارد و در ساخت این چیپست گرافیکی از فناوری 32 نانومتری استفاده شدهاست. البته این چیپست گرافیکی در مدل ایسوس کارایی خاصی ندارد (مگر اینکه کارتگرافیکی شما بسوزد!) زیرا از فناوری اپتیموس که به نوعی وظیفه سويیچ کردن بین چیپستهای گرافیکی را بر عهده دارد، خبری نیست اما GE620 از این قابلیت بهره میبرد که کمترين مزیت آن مصرف کمتر باتری در فعالیتهای عادی است (نتایج آن در تست باتری به خوبی مشهود است). برای آنکه ببینیم عملکرد کدام پردازنده در اینجا بهتر است، از تست Custom PC Benchmark Suite 2007 استفاده کردیم. این برنامه در سه حالت ویرایش عکس، تبدیل فیلم در قالب H.264 و Multitasking امتیازهایی را به پردازنده میدهد و در نهایت یک امتیاز کلی نيز به آن اعطا میکند که نتایج به دست آمده در این بخش، نشان از یک مبارزه پایاپای برای جنگجویان ما داشت. کارتگرافیکی در اینجا بیشترین اختلاف طبقاتی! بین نوتبوکهای ما دیده میشود، پس شاید مقایسه یک لامبورگینی با یک شورولت کوروت چندان عاقلانه نباشد (اگرچه هیچکدام در این سطح هم نیستند!). G53SW از چیپست گرافیکی قدرتمند NVIDIA GeForce GTX 460M بهره میبرد. این کارتگرافیکی که در سال 2010 معرفی شد بر پایه هسته GF 106 ساخته شده و از DirectX 11 و OpenGL 4.0 پشتیبانی میکند. نوتبوک ساخت msi مجهز به چیپست گرافیکی NVIDIA GeForce GT 540M است که نسبت به کارت گرافیکی ایسوس، در یک سطح پایینتر قرار میگیرد. این مدل بر پایه هسته GF 108 ساخته شده و از DirectX 11 نیز پشتیبانی میکند. هردوی این چیپستهای گرافیکی به حداکثر حافظه جانبی 1/5 گیگابایتی و از نوع GDDR5 مجهز هستند اما درباره تفاوت قدرتی، شاید فقط دیدن اختلاف توانایی آنها در تستهای ما به خوبی گویا باشد.
پاسخ : مقایسه فنی لپ تاپ msi و asus نتايج تست Stalker: Call Of Pripyat این بازی در چهار محیط مختلف گرافیکی به تست تواناییهای دستگاه میپردازد که ما این آزمون را در دو حالت Medium و Ultra برای دستگاهها اجرا کرديم که نتایج حاصله را در تصاویر 9 و 10 مشاهده میکنید. Resident Evil5 این بازی را در دو حالت مختلف و با دقت تصویر 720×1280 پیکسل، انجام داديم (مدل ایسوس به دلایل نامعلوم! روی دقت تصویر 768×1366 پیکسل تست نميگرفت). در تست نخست، تنظیمات گرافیکی را روی حالت متوسط قرار داده و Anti Aliasing را غیرفعال کردیم. GE620 میزان فریم متوسط 60/7 و G53SW تعداد فریم 72/9 را به دست آورند. در آزمون بعدی، تنظیماتگرافیکی را تا حدامکان بالا برده و مقدار Anti Aliasing را روي 16XQ (یعنی آخرش!) تنظيم کرديم که در اين حالت میزان فریم در نوتبوک msi به 34/8 فريم در ثانيه و برای نوتبوک ایسوس به 45/2 فريم در ثانیه کاهش پيدا کرد. FurMark 1.8.2 از آنجا که این برنامه از قابلیت Physx پشتیبانی میکند، برای تستهای ما نرمافزار خوبی به شمار ميرود. در حالت پایه و با غیرفعال کردن Xtreme Burning Mode، Displacement mapping و Post FX و در دقت تصویر 768×1366 پیکسل، نوتبوک ایسوس میانگین 64 فریم در ثانیه را به ثبت رسانید و نوتبوک msi به رقم 31 فریم در ثانیه دست یافت. پس از این تست، تمام گزینههای قبلی را فعال کردیم تا شاهد رقابت سختتری (دستکم در مبارزه با برنامه!) باشیم. در این حالت، تعداد فریم به دست آمده G53SW به 29 فریم در ثانیه رسید و GE620 میانگین 13 فریم در ثانيه را به دست آورد تا در این مرحله توانایی حداقل دو برابری ایسوس به رخ حریف خود کشیده شود (اگرچه قیمت نزدیک به دو برابری، این به رخ کشیدن را تا حد زیادی از بین میبرد!). Heaven 2.5 Heaven يکي از تستهاي پيشرفته براي محک سيستم در زمينه قابليتهاي پردازشي آن در رابط DirectX 11 است. پس براي اين که حسابي بچهها را تست کنيم، اين تست را دو حالت High و Medium انجام داديم که نتایج آن را در تصاویر 11 و 12 مشاهده میکنید. البته از آنجا که هم G53SW و هم Heaven از قابلیت پخش تصاویر سهبعدی پشتیبانی میکنند، ما دلمان نیامد این آزمون را نادیده بگیریم. و به همین دليل و به صورت اختصاصی، نوتبوک ایسوس را در این آزمون به بوته آزمایش سپردیم (تصویر 13). 3D Mark 11 یکی از بهترین برنامهها برای سنجیدن توان واقعی کارتگرافیکی 3D Mark 11 است. از ويژگيهاي خوب این نرمافزار میتوان به دادن نمره اختصاصی برای حالت Physx اشاره کرد. در اين نرمافزار ما تست را دو حالت Performance و Entry انجام داديم که نتایج تستها را در تصاویر 14 و 15 مشاهده میکنید. هارددیسک خوشبختانه در این قسمت هر دو سازنده سعی کردهاند، برای کاربر سنگ تمام بگذارند. msi از یک هاردديسک 750 گیگابایتی وسترن دیجیتال بهره گرفته و محصول ایسوس به دو هاردديسک پانصد گیگابایتی ساخت Seagate مجهز است. سرعت هر دو مدل هاردديسک نيز 7200 دور در دقیقه است تا مجموعه تجهیزات آن کامل شود. در این قسمت ما برای بررسی توانایی مبارزان، از نرمافزار HD Tune بهره بردیم، همچنین برای بررسی پورت USB 2.0 از یک حافظه فلش چهار گیگابایت PNY و برای تست پورت USB 3.0 از یک هاردديسک خارجي 2/5 اینچی CH11 ADATA با ظرفیت750 گیگابایت کمک گرفتیم. نکته قابل توجه در این بخش، نوسان بسیار زیاد هارددیسک G53SW بود که عملکرد به نسبت ضعیفتری را در مقابل دیگر رقیب تایوانی به نمایش گذاشت (اگرچه نتایج متوسط هیچکدام از هاردديسکها را نمیتوان چندان رضایتبخش دانست). نتایج حاصل از این تستها را در جداول 1 و 2 مشاهده میکنید (در مجموع، عملکرد GE620 بهتر بود). حافظه جانبی هر دو مبارز ما از هشت گیگابایت حافظه جانبی DDR3 با حداکثر فرکانس کاری 1333 مگاهرتز استفاده میکنند که روی دو اسلات 1 و 3 قرار گرفتهاند. کار ساخت حافظههای جانبی msi را سامسونگ انجام داده و ایسوس این وظیفه را برعهده هیوندای الکترونیکس گذاشتهاست. به کمک برنامه AIDA64 (همان پیشرفتکرده Everest Ultimate است!) علاوه بر سرعت حافظه جانبی، نتایج سه سطح حافظه نهان پردازنده را نیز بررسی کرديم که نتایج را در جداول 3 و 4 مشاهده میکنید. باتری برای آنکه توانایی باتری را به درستی بسنجیم و با یکدیگر مقایسه کنیم، از نرمافزار Imtec Battery Mark 1.1 استفاده کردیم و سه حالت مختلف را برای مقایسه توان باتریها در نظر گرفتیم. در حالت نخست تا جاییکه امکان داشت نور صفحهنمايش را زیاد کردیم و توان پردازنده را در حالت صد درصد قرار داديم تا ببینیم باتری تا چه زمانی این همه فشار را تحمل ميکند. در این مبارزه برای بقا! مدل ایسوس توانست تنها 68 دقیقه و 10 ثانیه تاب بیاورد و پس از این مدت از هوش رفت! در مقابل، باتری msi توانست تا 110 دقیقه و 13 ثانیه نفس خود را زیر این همه فشار حبس کند و سرافراز از این آزمون بیرون بیاید (در مجموع، میتوان این عدد را یک رقم مطلوب ارزیابی کرد). در ادامه، نور صفحهنمايشها را تا نیمه کم کردیم و تنها کاری که انجام داديم، استفاده از اینترنت برای اتصال به دنیای مجازی و وبگردی بود. در این زمان G53SW تا 149 دقیقه و 12 ثانیه قادر به مقاومت شد که البته GE620 با کسب زمان 207 دقیقه و 41 ثانیه، باز جایگاه بالاتری را به خود اختصاص داد. در آزمون آخر، نور صفحهنمايشها را تا حد امکان کم کردیم، صدا را قطع کرده و نوتبوک را در تحریم استفاده قرار دادیم! در این زمان، ساخته ایسوس تا 171 دقیقه و 45 ثانیه قادر به مقاومت شد و نوتبوک msi به خوبی تا 249 دقیقه و 37 ثانیه دوام آورد تا در این بخش نشان دهد، باتری بیشتر یعنی زندگی بهتر! سخن آخر از آنجا که ما برای هر بخش از یک آزمون یا عکس استفاده کردیم، در این قسمت، نخست نتایج تست PC Mark Vantage را برای خالی نبودن عریضه در تصویر 17 تقدیم شما میکنیم! (البته فکر نکنید چون برای این تست نمیتوانستیم بخش مشخصی را در نظر بگیریم، اینکار را کردیمها!!) در پایان باید اضافه کنیم، هر کدام از نوتبوکهای مورد بحث، دارای مزایا و معایبی هستند که باعث میشود نتوان یکی را به عنوان گزینه برتر مطلق انتخاب کرد. مدل ایسوس کارتگرافیک قویتر و صفحهنمايش بهتری دارد اما در مقابل نوتبوک msi قیمت کمتر و عمر باتری بالاتری دارد. پس در این ميان شما بايد به برخی نکات دقت کنید. اگر جیبی پر از پول دارید، شک نکنید که G53SW انتخاب بهتری خواهدبود اما اگر از خرج کردن پول زیاد میترسید اما دوست دارید همچنان یک نوتبوک به نسبت توانمند برای اجرای بازیهای روز در اختیار داشتهباشید، GE620 بهطور یقین یکی از بهترینها خواهدبود.